بلیغ: سرمایه اجتماعی شکلگرفته در جنگ نباید فقط در خیابان باقی بماند

در همین حال، نقش ایران در تنگه هرمز و آثار آن بر معادلات اقتصادی منطقه و جهان، یکی دیگر از مؤلفههای اثرگذار در این نبرد بود؛ موضوعی که میتواند در ادامه تحولات منطقه، به یکی از مهمترین ابزارهای راهبردی ایران تبدیل شود.علیرضا بلیغ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و پژوهشگر فلسفه علوم اجتماعی، در بخش دوم گفتوگوی خود با تسنیم، با تشریح ابعاد اجتماعی و ژئوپلیتیکی جنگ، حضور مردم و کنترل تنگه هرمز را از عوامل مهم ناکامی دشمن دانست و تأکید کرد که سرمایه اجتماعی شکلگرفته در جریان جنگ نباید به حضور خیابانی محدود شود، بلکه باید در مسیر تقویت تولید و ساختن آینده کشور به کار گرفته شود.
جنگ هنوز تمام نشده؛ ایران باید برای مرحله بعد «آرایش جنگی» بگیرد
در ادامه بخش دوم این گفتوگو با می خوانید:
*تشییع رهبر شهید؛ نمایش عمق پیوند مردم با نظام
تسنیم: واکنش مردم به جنگ و همچنین حضور گسترده آنها در تشییع رهبر شهید را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا میتوان این حضور را بخشی از پیروزی ایران دانست؟
بلیغ: نحوه واکنش مردم ایران نشاندهنده عمق پیوندی بوده که علیرغم تصویر منفی و مخدوشی که از رابطه بین مردم و جمهوری اسلامی ارائه میشد، به هر حال در لحظه بزنگاه و در آن لحظه روز مبادا رخ داد. چه در زمینه آمدن مردم به خیابانها و چه در لحظه تشییع رهبرمان، این اتفاق افتاد و نشان میدهد مردم به هر حال سیاستِ صداقت رهبر شهیدمان را دریافته بودند. البته این به این معنی نیست که تمام مردم الان با جمهوری اسلامی همراه هستند، ولی به هر حال آنچه اتفاق افتاده، وضع قبلی را که به دلیل سیاستهای غلطی که به آنها اشاره کردم، دوباره احیا کرده و ارتقا داده است.
*مردم در لحظه بحران، صداقت رهبری را به یاد آوردند
یکی از نمودهای اصلیاش هم خود واقعه تشییع رهبر بود. این اتفاق نشان داد چقدر در بیان آنچه که ضرورت میدانست برای جمهوری، دفاع و ابعاد دشمنشناسی رهبر شهید، که به هر حال شناخت عمیق و دقیقی از دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و همپیمانانش داشتند، در لحظه شهادت ایشان برای مردم آشکار شد. سیاستِ صداقت رهبر شهید با ملت ایران را به نمایش گذاشت و همین مسئله چنین واکنشی را هم طبیعتاً در لحظه تشییع خواهد داشت. مردم لبیک خواهند گفت به رهبری که با صداقت با آنها صحبت کرد و با صداقت رهبری کرد و تا لحظه آخر پای حرف خود ایستاد.
*جنگ باعث شد بسیاری از واقعیتهایی که مردم باور نمیکردند، برایشان آشکار شود
مردم در ایران و کشورهای مختلف و خصوصاً کشورهای منطقه، چیزی را که تا حد زیادی میدانستند اما باور نداشتند، در این شهادت و در جنگ باور کردند. این بازمیگردد به همان سیاستِ صداقت رهبر شهید و ایستادگی بر سر مبانی، شناخت درست از دشمن و وقوع آن چیزی که ایشان پیشبینی کردند.
مهمترین مسئله این است که این موضوع هیچ ربطی به ساختارهای دموکراتیک ندارد یا اینکه مثلاً ساختار دیگری باشد. اینها همه بهانههایی هستند برای تحقق اهداف. شاهد آن نیز اینکه میبینید هماکنون در بسیاری از کشورهای عربی منطقه مثل عربستان، قطر، بحرین و… حکومتهای پادشاهی و سلطنتی برقرار است و این هیچ مشکلی برای آمریکا نیست. غربیها هیچ مشکلی با دموکراتیک نبودن آنها ندارند؛ چرا؟ چون اتفاقاً در چارچوب همین ساختار استبدادی است که منافعشان از این منطقه حداکثری میشود و ممکن است چهبسا اگر ساختارها شکل دموکراتیک پیدا کنند، امکان این شرایط برای آنها از بین برود.
مردم در تشییع امام شهید «جمعیت» نساختند؛ «معنا» آفریدند
حتی کشورهایی که به هر حال ساختارهای انتخاباتی دارند، مثل مصر، لبنان یا عراق، شاهد این هستیم که هرکدام به شکلی تلاش میکنند با نفوذ در ساختار آن کشور یا با طراحیهای مختلف، امکان اراده مستقل را برای اداره کشور از آنها بگیرند. مثلاً کشورهایی مثل پاکستان یا مصر حکومتهای نظامی برقرار است. پادشاهی نیستند و عملاً علیرغم اینکه اسمش این است که انتخابات برگزار میشود، ولی کاملاً قدرت در دست نیروهای نظامی و امنیتی است. در کشورهای دیگر هم باز همینطور است؛ مثلاً عراق و لبنان هم سعی میکنند با اعمال نفوذها جلوی جاری شدن اراده مردم را بگیرند و گزینههایی که برای سیاسی معرفی میشوند را خودشان با لابی و فشار تعیین میکنند.
*شهادت رهبر و جنگ، بخشی از مردم منطقه را نسبت به واقعیت دشمن آگاه کرد
لذا وقوع جنگ و در واقع شهادت رهبر انقلاب و حضور قشرهای مختلف مردم ما باعث شد، آنچه را که بخش زیادی از مردم منطقه یا نمیدانستند یا میدانستند و باور نمیکردند، باور کنند. درواقع آنها را برانگیخت و نتیجه این برانگیختگی، آن حضور باشکوه در ایران و در کشورهای دیگر شد.
*سه عامل اصلی ناکامی آمریکا و اسرائیل در جنگ 40 روزه
تسنیم: به نظر شما مهمترین عواملی که باعث ناکامی دشمن در جنگ 40 روزه شد چه بود؟
بلیغ: سه عامل مهم در ناکامی دشمن در جنگ 40 روزه وجود داشت که در واقع هر سه عامل، فراتر از تحلیلها و پیشبینیهای آمریکاییها و اسرائیلیها بود و همین باعث شد معادلات بههم بخورد. یک عامل، گسترش جنگ به منطقه بود. این موضوع پیش از این توسط رهبر شهید بیان شده بود، ولی شاید آنها باور نمیکردند. تهدید زیرساختهای مختلف از جمله زیرساختهای انرژی، هم مسئله مهمی است که هنوز ما گامهای لازم را در این زمینه برنداشتهایم. اگر دوباره جنگ بخواهد اوج بگیرد، مهمترین کاری که برای متوقف کردن این جنگ و تثبیت ایران به عنوان اجماع منطقه باید انجام شود، این است که زیرساختهای تولید انرژی منطقه مورد اصابت قرار بگیرد.
*کنترل تنگه هرمز معادلات اقتصادی جنگ را تغییر داد
مسئله دوم، بسته شدن تنگه هرمز است؛ چیزی که به لحاظ ژئوپلیتیک کاملاً در طول تمام این سالها در اختیار ایران بوده، ولی ایران از این ظرفیت استفاده نکرده بود و به یکباره در این جنگ تنگه را تحت کنترل خودش قرار داد. شاهد بودیم که این مسئله چطور تأثیرات بسیار عمیق و گستردهای برای اقتصاد جهانی در حوزههای مختلف داشت؛ شاید از کل بازه زمانی جنگ روسیه و اوکراین، با اینکه آن جنگ طولانیتر هم بود، تأثیر بیشتری بر اقتصاد جهان گذاشت. مسئله سوم، نقش مردم و آمادگی و برانگیختگی مردم در دفاع از جمهوری اسلامی بود. در تأمین امنیت داخلی کشور با وجود شرایط تهدیدآمیزی که وجود داشت و ممکن بود نیروهای تجزیهطلب یا مزدوران آمریکایی و اسرائیلی بخواهند از مرزهای مختلف وارد ایران شده و یا در شهرهای بزرگ آشوب کنند، مثل کاری که در کودتای 18 و 19 دی انجام دادند. در واقع آمادگی مردم، دست آنها را در ایجاد آشوب داخلی کوتاه کرد. این سه عامل، عوامل اصلی بودند که باعث ناکامی آمریکا شدند.
تسنیم: با توجه به اهمیت تنگه هرمز، ایران چگونه میتواند از این ظرفیت ژئوپلیتیکی در ادامه استفاده کند؟
بلیغ: در بحث تنگه هرمز ایدههای مختلفی وجود دارد. اولین مسئله پیش از اینکه محاسبه منافع اقتصادی تنگه هرمز باشد، که طبیعتاً منافع اقتصادی هم خواهد داشت، تثبیت اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است. باید ایران نشان دهد ارادهاش بر کنترل تنگه هرمز بر همه فائق است. در گام بعدی، یعنی باید همه بپذیرند که این تنگه تحت کنترل ایران است. وقتی این تثبیت شد، آنموقع باید طراحی کنید تا شکل مدیریت شما بر رفتوآمد در هرمز چگونه باشد. ما باید این را به طرف مقابل بقبولانیم که تجهیز کشورهای پیرامونی ما برای عملیات نظامی و حتی تهدید اقتصادی، به شکلی که مثلاً امارات در طول این سالها تجهیز شد برای اینکه مبادی مالی ما را کانالیزه کند و نوعی ما را در شرایط تحریم قرار دهد و قابل کنترل و پیشبینی اقتصادی کند، نباید ادامه پیدا یابد. منطقه نباید علیه ما تجهیز شود و اگر این اتفاق بیفتد، طبیعتاً آنها آسیب بیشتری از ما خواهند دید.
*مدیریت تنگه باید با خروج کشورهای منطقه از مدار آمریکا همراه شود
این مسئله در بُعد اعمال حاکمیت باید پذیرفته و جا بیفتد. در گام بعد، برای اینکه بستهشدن تنگه هرمز تبدیل به فرصتی برای ایجاد مبادی جایگزین نشود، مثلاً طرح خط لولههایی که درباره آن صحبت میشود، باید دو اتفاق بیفتد. اول، مذاکره با کشورها برای اینکه خارج از مدار آمریکا با ما به یک توافقی برسند که بخواهند از هرمز استفاده کنند؛ یعنی هزینههای عبور داده و ما امنیت آنها را تأمین و خدمات دریایی را ایجاد کنیم. در عین حال ایران میتواند برای اینکه مسیر هرمز را حفظ کند، تهدیدهای نظامی را برای کور کردن مسیرهای جایگزین را هم مطرح کند.
مانند اتفاقی که در روسیه افتاد؛ دیدید که اروپاییها برای اینکه بتوانند تهدید روسیه را دفع کنند، خط لوله را منفجر کردند. آنها هم باید بدانند اگر بخواهند بدون پذیرش اعمال حاکمیت ایران و بدون درونمنطقهای کردن مسئله هرمز، آن را دور بزنند، کانالهای جایگزین آنها مورد تهدید و اصابت قرار خواهد گرفت. لذا دو راهبرد اصلی در زمینه تثبیت اراده و اعمال حاکمیت ایران و بعد طراحی نحوه مدیریت آن وجود دارد؛ آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه از چارچوب حفظ منافع آمریکا بیرون بیایند و بخواهند مستقل عمل کنند.
*سرمایه اجتماعی نباید فقط در خیابان باقی بماند
تسنیم: با توجه به سرمایه اجتماعی ایجادشده در جریان جنگ، چگونه میتوان این سرمایه را حفظ و به یک نیروی پایدار برای پیشرفت کشور تبدیل کرد؟
بلیغ: راهش این است نیرویی که مردم در درون خود دارند و برانگیختگی مردم، صرفاً در نقطه حضور در خیابانها و میادین و پرچم تکان دادن و سرود خواندن خلاصه نشود؛ که البته همین شعائر است که توانست فضا را تغییر دهد و بسیار موثر بود. بلکه این انرژی باید در زمینه ایجاد ساختارهای جدیدی که بتواند در نقاط اساسی و حساس مورد نیاز کشور، به دولت و حاکمیت کمک کند و خود مردم را در خدمت رقمزدن سرنوشتشان قرار دهد، بهکار گرفته شود.
یکی از نسخههای اصلی آن، ایجاد ساختارهای جدی برای رونق و گسترش تولید است. این باعث میشود حضور مردم برای خود آنها هم مؤثر احساس شود؛ یعنی مردم احساس کنند حضورشان فقط به حضور خیابان محصور نیست و بلکه در ساختن آینده کشور و تأمین امنیت اقتصادی، تولید، پیشرفت و مقاومت کشور نقش مستقیمی دارند. این همان نقطهای است که میتواند سرمایه اجتماعی ایجادشده در جنگ را از یک واکنش مقطعی به یک نیروی پایدار برای ادامه مسیر کشور تبدیل کند.