۸ تناقض پیمان مکه؛ آیا ریاض می تواند به تعهدات سه جانبه دل ببندد

به گزارش بخش بینالملل وبانگاه بر اساس دادههای منتشرشده در خبرگزاری مهر به نقل از الاخبار، امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان بهعنوان چارچوبی برای بازدارندگی جمعی، بار دیگر نقشه اتحادهای منطقهای را ترسیم کرد. اما تفاوت منافع سه کشور و تناقض محاسبات آنها، تردیدهایی را درباره توانایی این پیمان در اجرای «تعهداتش» به ویژه در قبال ایران برمیانگیزد.
تحلیلها و گمانهزنیها درباره این توافقنامه، پرده از تناقضات عمده ای بر می دارد که به باور کارشناسان مسایل بین الملل، امکان اجرای آن را به پایین ترین سطح ممکن می رساند. الاخبار به ۸ نکته اساسی در این زمینه پرداخته است:
اول: توافقنامه ماهیت نظامی دارد و در چارچوب همکاری در حوزههای امنیتی، مستلزم دفاع از هر طرفی است که مورد حمله قرار گیرد. هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه توضیح داد که سازوکار عملکرد «توافقنامه مکه» در همه جوانب با ناتو مطابقت دارد. با این وجود به نظر نمیرسد شرایط منطقهای برای اجرای تعهدات کشورها در قبال این پیمان امکانپذیر باشد.
دوم: سه کشور امضاکننده توافقنامه وابسته به آمریکا هستند. این موضوع، نقش آمریکا در برابر این گام را مورد توجه قرار می دهد. برخی احتمال میدهند که این توافقنامه پیامی آمریکایی از طریق سه کشور به ایران باشد تا آن را به ارائه امتیاز وادارد.
سوم: هویت سنیِ سه کشور امضا کننده نگرانی برخی ناظران در خصوص فتنه انگیزی مذهبی را دامن می زد. شاید به همین علت بود که مصر تاکنون از پیوستن به این پیمان خودداری کرده است، چرا که می خواهد خود را به طرفی تبدیل کند که فراتر از مناقشات مذهبی، به دنبال ایفای نقشی بزرگتر در سیاست خارجی است.
چهارم: توافق مکه با اصل آتاتورک مبنی بر بیطرفی ترکیه میان کشورها در تضاد است. برخی ناظران سیاسی، این پیمان را بازتولیدی از «پیمان بغداد» میدانند که انگلیس در سال ۱۹۵۵ تأسیس کرد و ترکیه در چارچوب دولت اسلامی عدنان مندرس طرف آن بود.
پنجم: اعلام ائتلاف جدید، یک ماه پس از برگزاری اجلاس ناتو در ترکیه صورت گرفته است که به نظر می رسد با مصوبات ناتو هماهنگ است. به این ترتیب برخی معتقدند که سه کشور مذکور در «پیمان مکه» به دنبال ایفای نقش نمایندگی غرب در منطقه هستند تا اندکی از بار سنگین شکست های آمریکا کاسته شود.
ششم: محافل ترکیهای طرفدار اردوغان، پیوستن به ائتلاف جدید را به این ترتیب توجیه میکنند که این ائتلاف عامل بازدارندگیِ تازهای در برابر طمعورزیهای رژیم صهیونیستی در برابر ترکیه ایجاد میکند. اما به نظر میرسد که امضای این توافق، منافع رژیم صهیونیستی را نیز در بر گرفته است. علاوه بر اینکه اردوغان نیز برای جلب آرای جدید در رقابت ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸، در شرایط کاهش محبوبیت حزب «عدالت و توسعه» به دنبال این توافق بود.
هفتم: نیاز سنجی کشورهای حاضر در پیمان مکه، معادلات پیچیدهای را نشان میدهد. ترکیه محاسبات داخلی و منطقهای خود را دارد که در بر اساس آن به حمایت عربستان سعودی نیازی ندارد، علاوه بر اینکه عربستان اساساً قدرت چنین حمایتی را ندارد. پاکستان نیز از نظر جغرافیایی از هرگونه رویارویی ترکیه با رژیم صهیونیستی یا یونان دور است و برای مقابله با هند احساس نیازی به این پیمان نمیکند، چراکه بمب هستهای در اختیار دارد. همچنین ترکیه نیز نمیتواند ریسک حمایت علنی از اسلامآباد در برابر دهلینو را بپذیرد. بنابراین، طرفی که بیش از همه به این توافقنامه نیازمند است، عربستان سعودی است. ریاض از افول بازدارندگی در برابر ایران یا انصارالله یمن رنج میبرد و تلاش می کند با ایجاد ائتلاف جدید، فرصتی تئوری برای ترمیم بازدارندگی اش فراهم میکند. البته موفقیت این تلاش در هالهای از ابهام قرار دارد.
هشتم: ائتلاف جدید با وجود مسائل اختلافی گسترده در میان امضا کنندگان آن، شکل گرفته است. اختلافات عقیدتی میان اسلامِ عثمانی و اسلامِ وهابی که بیش از دویست سال است با یکدیگر در تعارضاند، تنها یکی از این اختلافات عمیق است. این تناقضات ترکیه را در امتحانی دشوار قرار خواهد داد. به عنوان مثال در صورت حمله ایران به مواضع آمریکایی در عربستان، اگر بر اساس این توافق ریاض خواستار ورود ترکیه به این عرصه شود، این سوال مطرح می شود که آیا ترکیه این کار را خواهد کرد و برای دفاع از عربستان سعودی وارد جنگ با ایران خواهد شد؟
الاخبار در پایان نتیجه میگیرد که که امکان اندکی برای خوشبین بودن به این ائتلاف وجود دارد و این ائتلاف بنا به گفته فهمی قورو، نویسنده سرشناس ترکی یادآور دوره «پیمان بغداد» باعث ایجاد رقابتها و آشوبهای فراوان خواهد شد.