صورت مالی استقلال؛ از سود ۱۰۶ میلیاردی تا بدهی ۴.۵ هزار میلیاردی با وابستگی ۹۷ درصدی به هلدینگ خلیج فارس

بررسی صورتهای مالی ۶ ماهه باشگاه استقلال از ۳۱ تیر تا ۳۰ دی ۱۴۰۴، سودی بالغ بر ۱۰۶ میلیارد تومان را نشان میدهد، اما جزئیات این گزارش، به ویژه در یادداشتهای مالی، واقعیت نگرانکنندهتری از وضعیت مالی این باشگاه را آشکار میسازد. بخش عمدهای از درآمد عملیاتی استقلال، که حدود ۱۷۹۳ میلیارد تومان است، از اسپانسرینگ و تبلیغات تأمین شده که نزدیک به ۱۷۷۲ میلیارد تومان آن مربوط به صنایع پتروشیمی خلیج فارس، سهامدار اصلی باشگاه، است. این بدان معناست که حدود ۹۶.۷ درصد از درآمد باشگاه به مجموعه مالکیت آن گره خورده است. نکته قابل توجه این است که این مبلغ ۱۷۳۵ میلیارد تومانی همچنان به عنوان طلب استقلال از سهامدار اصلی باقی مانده و هنوز وصول نشده است، در حالی که مطالبات باشگاه بیش از ۱۷۱۱ میلیارد تومان افزایش یافته است. عدم افشای این قرارداد اسپانسری بزرگ در سامانه کدال، تخلفی آشکار محسوب میشود که نیازمند بررسی جدی از سوی سازمان بورس و نهادهای نظارتی است.
صورت جریان نقدی، تصویری کاملاً متفاوت از سود گزارش شده ارائه میدهد. استقلال سود خالص ۱۰۶ میلیارد تومانی را ثبت کرده، اما جریان نقدی حاصل از عملیات، رقمی بالغ بر ۸۸۳ میلیارد تومان منفی بوده است؛ به این معنی که عملیات باشگاه پول نقد جذب نکرده، بلکه مصرف کرده است. برای جبران این کسری، شرکتهای وابسته به هلدینگ خلیج فارس وارد عمل شده و در این ۶ ماه، حدود ۲۸۳۲ میلیارد تومان صرف فعالیت در رشته فوتبال شده است. همچنین، ۱۰۷۶ میلیارد تومان وجه نقد از سهامداران وارد باشگاه شده که به جای افزایش سرمایه، به بدهی استقلال به شرکتهای وابسته تبدیل گردیده است. بدهی بلندمدت به این شرکتها از ۷۸۸ میلیارد تومان به حدود ۱۸۶۵ میلیارد تومان افزایش یافته است. علاوه بر این، بدهی استقلال به «شرکت تجارت صنعت» وابسته به هلدینگ خلیج فارس از حدود ۳۳۹ میلیارد تومان به بیش از ۲۰۹۵ میلیارد تومان رسیده است؛ یعنی باشگاه در همین ۶ ماه حدود ۱۷۵۶ میلیارد تومان از این شرکت پول دریافت کرده که به عنوان بدهی کوتاه مدت ثبت شده است. این بدهی که عمدتاً ارزی و حدود ۱۰ میلیون یورو است، احتمالاً صرف پرداخت حقوق دستمزد مربیان و بازیکنان خارجی شده و با رشد نرخ ارز، فشار آن بیشتر خواهد شد.
مجموع بدهی استقلال در این ۶ ماه از حدود ۱۹۵۵ میلیارد تومان به بیش از ۴۵۴۶ میلیارد تومان رسیده است که بیش از دو برابر شدن را نشان میدهد. در حالی که موجودی نقد باشگاه در پایان دوره تنها حدود ۲۱۸ میلیارد تومان بوده است. این وضعیت، نگرانی در خصوص شفافیت مالی را افزایش میدهد؛ اگر برای این حجم از تأمین مالی، یعنی بیش از هزار میلیارد تومان در ۶ ماه، افشای اطلاعات بااهمیت در زمان انجام معاملات صورت نگرفته باشد، ضرورت روشن شدن دلایل عدم انتشار این اطلاعات در سامانه کدال از سوی سهامداران استقلال و سهامداران شرکتهای تأمینکننده منابع، بیش از پیش احساس میشود.
سوال اساسی در این صورت مالی، فقدان مدیریت اقتصادی کارآمد در استقلال است. باشگاهی با میلیونها هوادار، برند تجاری قدرتمند و پتانسیل عظیم تبلیغاتی و بازرگانی، متأسفانه موتور اصلی درآمدزایی خود را نه در بهرهبرداری از این ظرفیتها، بلکه در اتکا به هلدینگ خلیج فارس و اموال عمومی یافته است. از کل درآمد عملیاتی ۱۷۹۳ میلیارد تومانی، تنها حدود ۳ درصد (حدود ۵۸ میلیارد تومان) مستقل از هلدینگ خلیج فارس حاصل شده است. این آمار نشان میدهد که مدیریت استقلال نتوانسته از برند، هواداران، حقوق تجاری و سایر ظرفیتهای اقتصادی باشگاه، درآمدی متناسب با هزینههای خود ایجاد کند.
در بخش هزینهها، بهای تمام شده فعالیتهای عملیاتی در این ۶ ماه حدود ۱۳۶۸ میلیارد تومان بوده که بیش از ۱۰۹۲ میلیارد تومان آن مربوط به قرارداد بازیکنان و کادر فنی است. با تعمیم این هزینه برای یک فصل، هزینه فوتبال میتواند به حدود ۲۵۰۰ میلیارد تومان برسد. همچنین، با در نظر گرفتن حدود ۱۳۰۰ میلیارد تومان هزینه احتمالی رشتههای غیرفوتبالی، مجموع هزینههای سالانه باشگاه میتواند در محدوده ۴ هزار میلیارد تومان قرار گیرد. حساسیت این ارقام زمانی بیشتر میشود که منشأ منابع مالی، یعنی هلدینگ خلیج فارس و شرکتهای پتروشیمی زیرمجموعه آن، که از اموال عمومی، منافع بازنشستگان و سهامداران عدالت تأمین میشوند، مد نظر قرار گیرد.
در چنین شرایطی، چگونگی ایجاد هزاران میلیارد تومان هزینه توسط باشگاهی که توان درآمدزایی مستقل آن ناچیز است و تأمین بخش عمده منابع مورد نیاز خود از شرکتهای گروه مالک و پول بیتالمال، سوال اساسی است. صورت مالی ۶ ماهه استقلال، در ظاهر سود ۱۰۶ میلیارد تومانی را نشان میدهد، اما در پس این رقم، درآمد اسپانسری ظاهری، جریان نقد عملیاتی منفی ۸۸۳ میلیارد تومانی، بیش از ۴۵۰۰ میلیارد تومان بدهی و وابستگی گسترده به منابع هلدینگ خلیج فارس و قراردادهای افشانشده نشده با ابعاد بزرگ، قرار دارد. اگر پولهای رسیده از مالک استقلال، یعنی هلدینگ خلیج فارس، را از معادله باشگاه حذف کنیم، مدیریت استقلال تنها ۳ درصد از هزینههای نجومی باشگاه را از طریق برند و ظرفیت اقتصادی خود پوشش داده است.