توسعه شبکه‌های نسل پنجم و همکاری‌های مخابراتی در کشورهای بریکس

شبکه‌های نسل پنجم در کشورهای بریکس از یک فناوری مخابراتی، به بخشی از زیرساخت صنعتی تبدیل می‌شوند و مدل‌های متفاوت توسعه این شبکه‌ها، الگوهای متنوعی از سرمایه‌گذاری و بازدهی ایجاد کرده است.

به گزارش بخش بین‌الملل وبانگاه بر اساس داده‌های منتشرشده در خبرگزاری مهر به نقل از تی‌وی بریکس، حرکت کشورهای بریکس پلاس به سمت استفاده صنعتی از شبکه‌های نسل پنجم، از منطق اقتصادی ناشی می‌شود. در برخی بازارهای نوظهور، بخش مصرف‌کننده با دوره بازگشت سرمایه طولانی‌تری مواجه است و به همین دلیل توجه بیشتری به کاربردهای صنعتی نسل پنجم معطوف شده است.

تولید، لجستیک و کشاورزی از جمله بخش‌هایی هستند که استفاده از نسل پنجم در آنها می‌تواند آثار اقتصادی قابل‌اندازه‌گیری، از جمله کاهش زمان توقف، بهینه‌سازی زنجیره‌های تأمین و کاهش هزینه‌های انرژی، ایجاد کند. به همین دلیل، شبکه‌های نسل پنجم بیش از گذشته برای وظایف مشخص تولیدی و نه صرفاً برای مصرف گسترده عمومی توسعه می‌یابند.

کشورهای بریکس پلاس به‌تدریج شبکه‌های نسل پنجم را از یک فناوری مخابراتی به بخشی از زیرساخت صنعتی تبدیل می‌کنند. در این میان، مدل‌های مختلفی برای توسعه نسل پنجم در این کشورها در حال شکل‌گیری است و مسیر توسعه بازار به توانایی کشورها در ترکیب سرمایه‌گذاری، استانداردها و سازگاری فناوری‌ها بستگی دارد.

ساختار سرمایه‌گذاری در بازار نسل پنجم تنها به احداث شبکه محدود نمی‌شود، بلکه ارزش اقتصادی در چند سطح به‌هم‌پیوسته، از زیرساخت فیزیکی ارتباطات گرفته تا سکوهای دیجیتال و راهکارهای کاربردی بخش‌های مختلف صنعت، ایجاد می‌شود.

نخستین سطح بازار، زیرساخت فیزیکی شامل ایستگاه‌های پایه، خطوط فیبر نوری، مراکز داده و طیف فرکانسی است. بخش عمده هزینه‌های سرمایه‌ای در این سطح متمرکز است. اپراتورهای مخابراتی در کشورهای در حال توسعه به‌طور میانگین ۲۰ تا ۲۵ درصد درآمد سالانه خود را به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌دهند که پایه‌ای باثبات برای تأمین‌کنندگان تجهیزات و ارائه‌دهندگان راهکارهای شبکه ایجاد می‌کند.

سطح دوم به‌طور مستقیم با شبکه‌های مخابراتی و خدمات ارتباطی مرتبط است. فراتر از خدمات سنتی تلفن همراه، شبکه‌های خصوصی نسل پنجم که در صنایع، لجستیک، بنادر و بخش انرژی مورد استفاده قرار می‌گیرند، اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. در این پروژه‌ها، شبکه به بخشی از فرایند تولید تبدیل می‌شود.

سطح سوم شامل راهکارهای سکویی مانند اینترنت اشیای صنعتی، سامانه‌های تحلیل پیش‌بینانه و پردازش لبه‌ای است. در این سطح، داده به یک منبع تولیدی تبدیل می‌شود که برای تصمیم‌گیری مدیریتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سطح چهارم نیز راهکارهای کاربردی در بخش‌های مختلف، از جمله کشاورزی دقیق، شهرهای هوشمند و دوقلوهای دیجیتال تأسیسات صنعتی را دربرمی‌گیرد. در این سطح است که دیجیتالی‌شدن آثار اقتصادی قابل‌اندازه‌گیری ایجاد می‌کند.

سمیون تنایف، کارشناس فناوری اطلاعات، تأکید می‌کند که نسل پنجم زیربنای فناوری‌های فراگیر از جمله اینترنت اشیای صنعتی، هوش مصنوعی و پردازش کلان‌داده است.

این کارشناس می‌گوید این فناوری‌ها در کنار یکدیگر ابزارهای دیجیتالی‌شدن صنعت و همکاری‌های علمی و فناورانه را تشکیل می‌دهند و امکان ایجاد کارخانه‌های هوشمند، لجستیک خودکار و سامانه‌های تحلیل پیش‌بینانه را فراهم می‌کنند. به گفته وی، توسعه چنین زیرساختی به تقویت توانمندی‌های فناورانه کشورهای بریکس و افزایش فرصت‌های آنها در اقتصاد دیجیتال کمک خواهد کرد.

رشد ترافیک صنعتی و شکاف دیجیتال

سامانه جهانی مخابرات به‌تدریج از الگوی مبتنی بر مصرف‌کننده به سمت الگوی صنعتی حرکت می‌کند. بخش قابل‌توجهی از رشد ترافیک از سوی حوزه‌های لجستیک، انرژی، کشاورزی و تولید صنعتی ایجاد می‌شود.

بیانیه کازان شانزدهمین اجلاس بریکس نیز این تحول را تثبیت کرده است. رهبران کشورهای عضو، «نقش حیاتی همکاری صنعتی در تسریع رشد اقتصادی» را به رسمیت شناختند و بر تعمیق همکاری در بخش‌های فناوری پیشرفته تأکید کردند؛ موضوعی که زمینه‌ای مستقیم برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های دیجیتال صنعتی ایجاد می‌کند.

این رویکرد بر چارچوب مشارکت بریکس در اقتصاد دیجیتال در سال ۲۰۲۲ نیز استوار است؛ چارچوبی که تقویت همکاری در زیرساخت‌های مخابراتی برای تضمین ارتباطات «ایمن، تاب‌آور و مقرون‌به‌صرفه» را دنبال می‌کند.

بر اساس اعلام اتحادیه بین‌المللی مخابرات، ترافیک جهانی اینترنت همراه از سال ۲۰۲۱ به‌طور میانگین سالانه ۱۹ درصد افزایش یافته است. این رشد با افزایش تبادل داده میان ماشین‌ها، اینترنت اشیای صنعتی و سامانه‌های پردازش توزیع‌شده ارتباط دارد.

با این حال، شکاف دیجیتال همچنان پابرجاست. پوشش نسل پنجم در کشورهای پردرآمد به ۸۴ درصد می‌رسد، در حالی که این میزان در کشورهای کم‌درآمد تنها ۴ درصد است. اختلاف مصرف داده به ازای هر اتصال نیز ۱۷.۹ گیگابایت در برابر ۲.۲ گیگابایت در ماه است.

در کشورهای پردرآمد، نسل پنجم ۸۹ درصد از جمعیت شهری و ۵۹ درصد از جمعیت روستایی را پوشش می‌دهد، در حالی که در کشورهای کم‌درآمد، این فناوری تنها برای ۹ درصد از جمعیت شهری در دسترس است و در مناطق روستایی تقریباً وجود ندارد. این شکاف میان شهر و روستا، ریسک سرمایه‌گذاری بیشتری ایجاد می‌کند؛ زیرا سودآوری شبکه‌های روستایی یا به یارانه‌های دولتی نیاز دارد یا مستلزم مدل تجاری متفاوتی است.

سمیون تنایف تأکید می‌کند که شکاف دیجیتال باعث ایجاد عدم توازن ساختاری در جذابیت سرمایه‌گذاری کشورهای بریکس پلاس شده و مدل‌های متفاوتی از مشارکت در توسعه اقتصاد دیجیتال را شکل می‌دهد.

اتحادیه بین‌المللی مخابرات گزارش داده است که در کشورهای کم‌درآمد، سهم درآمدی که صرف یک بسته اینترنت پهن‌باند همراه می‌شود، به‌طور میانگین ۲۲ برابر بیشتر از کشورهای پردرآمد است. به بیان دیگر، هرچه کشور فقیرتر باشد، ساکنان آن مجبورند سهم بیشتری از درآمد خود را برای دسترسی به ارتباطات هزینه کنند.

این وضعیت نشان می‌دهد کشش قیمتی تقاضا برای نسل پنجم در فقیرترین کشورهای بریکس پلاس بسیار پایین است و کسب درآمد از ترافیک مصرف‌کننده در این کشورها بدون یارانه عملاً امکان‌پذیر نیست.

برای سرمایه‌گذاران، این مسئله یک عدم تقارن اساسی ایجاد می‌کند؛ بازده سرمایه‌گذاری در زیرساخت شبکه به‌طور مستقیم به تراکم اقتصاد دیجیتال وابسته است. بازار نسل پنجم در بریکس پلاس مجموعه‌ای از بازارها با شدت سرمایه‌گذاری، سرعت درآمدزایی و سطوح ریسک متفاوت است.

اندازه بازار بریکس پلاس نیز عامل دیگری در جذابیت سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. این مجموعه بخش قابل‌توجهی از جمعیت جهان و یکی از بزرگ‌ترین مجموع‌های مشترکان تلفن همراه را دربرمی‌گیرد. تقاضای داخلی، شرایط مناسبی برای پذیرش سریع‌تر خدمات دیجیتال و توسعه زیرساخت‌های نسل جدید ایجاد می‌کند.

دوره بازگشت سرمایه نیز بسته به مدل درآمدزایی تفاوت قابل‌توجهی دارد. پروژه‌هایی که بازار انبوه مصرف‌کنندگان را هدف قرار می‌دهند، معمولاً به افق زمانی طولانی‌تری برای بازگشت سرمایه نیاز دارند. در مقابل، شبکه‌های خصوصی نسل پنجم که در صنعت و کشاورزی مستقر می‌شوند، می‌توانند از طریق کاهش مستقیم هزینه‌های عملیاتی، سریع‌تر به بازدهی برسند؛ هرچند زمان دقیق بازگشت سرمایه به تراکم تقاضای صنعتی و میزان حمایت دولت بستگی دارد.

در کشورهای جنوب صحرای آفریقا که تراکم زیرساخت فیبر نوری در آنها پایین است، دوره بازگشت سرمایه می‌تواند از ۱۰ سال فراتر رود یا به مدل‌های بازدهی غیرخطی نیاز داشته باشد. در عین حال، متوسط دوره بازگشت سرمایه پروژه‌های زیرساخت اقتصاد دیجیتال ۵ تا ۱۰ سال است که با دارایی‌های زیرساختی سنتی قابل‌مقایسه است و جذابیت آنها را برای سرمایه‌گذاران نهادی تأیید می‌کند.

عامل مهم موفقیت تنها دسترسی به فناوری نیست، بلکه تأمین مالی، دسترسی به زیرساخت فیبر نوری و نیروی انسانی متخصص نیز اهمیت دارد.

بنابراین، بازار نسل پنجم در کشورهای بریکس پلاس و گستره وسیع‌تر جنوب جهانی، مجموعه‌ای از بخش‌ها با شدت سرمایه‌گذاری، سرعت درآمدزایی و سطوح ریسک متفاوت است.

چین و هند؛ مدل‌های حاکمیت دیجیتال

مدل چین بر استقرار متمرکز زیرساخت و مقیاس بازار داخلی این کشور استوار است. بخش عمده هزینه‌های سرمایه‌ای را دولت متحمل می‌شود که این امر هزینه واحد فناوری را کاهش داده و سرعت پذیرش آن را افزایش می‌دهد.

چین ۴.۰۴ میلیون ایستگاه پایه نسل پنجم مستقر کرده و از این نظر بزرگ‌ترین زیرساخت نسل پنجم را در میان کشورهای بریکس پلاس در اختیار دارد. چین رهبر فناوری نسل پنجم در بریکس است و شرکت‌های چینی نیز جایگاه مسلطی در بازار تجهیزات مخابراتی دارند.

برای کشورهای دریافت‌کننده، این وضعیت به معنای دسترسی سریع به راهکارهای آزموده‌شده و تأمین مالی فروشندگان است، اما در عین حال وابستگی فناورانه بالایی به یک تأمین‌کننده ایجاد می‌کند که فضای رقابت و تنوع‌بخشی را محدود می‌سازد.

شرکت‌های فناوری چین نقش مهمی در صادرات تجهیزات نسل پنجم و راهکارهای کلیددردست به کشورهای جنوب جهانی ایفا می‌کنند. این امر استقرار سریع شبکه‌ها را تضمین می‌کند، اما همزمان وابستگی فناورانه به تعداد محدودی از تأمین‌کنندگان را افزایش می‌دهد.

الکساندر داشیچف، کارشناس حاکمیت فناورانه و دیجیتال، جامعه مدنی و سازمان‌های بخش سوم، معتقد است تفاوت میان دو مدل تنها فناورانه نیست و جنبه ژئوپلیتیکی نیز دارد.

وی می‌گوید چین قادر است چرخه کامل تولید تجهیزات شبکه را انجام دهد و بنابراین توانایی کنترل زیست‌بوم را مطابق با اهداف بلندمدت ژئوپلیتیکی خود دارد. به گفته این کارشناس، معماری چین از این نظر اساساً با معماری غربی هم‌معناست. هند نیز در شرایط کنونی تلاش می‌کند کمبود قطعات شبکه داخلی خود را از طریق پذیرش «شبکه دسترسی رادیویی باز» جبران کند تا نقاط اتصال میان سخت‌افزار و نرم‌افزار را تحت کنترل داشته باشد.

هند مدل کاملاً متفاوتی را دنبال می‌کند و در حال توسعه یک زنجیره فناوری مستقل نسل چهارم و نسل پنجم از طریق کنسرسیومی به رهبری مرکز توسعه تلماتیک است. این زنجیره بر معماری «شبکه دسترسی رادیویی باز» استوار است؛ یک استاندارد بین‌المللی شبکه دسترسی رادیویی باز که قابلیت همکاری تجهیزات تولیدکنندگان مختلف را تضمین می‌کند.

این رویکرد وابستگی به فروشندگان منفرد را کاهش داده و امکان ایجاد زیرساخت شبکه‌ای ماژولار را فراهم می‌کند.

شبکه دسترسی رادیویی باز ابزاری برای کاهش وابستگی به فروشندگان در اختیار کشورها قرار می‌دهد، اما کارشناسان نسبت به ایده‌آل‌سازی آن هشدار می‌دهند. الکساندر داشیچف معتقد است این فناوری راه‌حلی موقت است که تنها تا زمان ظهور یک توسعه داخلی و اختصاصی مورد نیاز خواهد بود. به گفته وی، مسئله وابستگی همواره در فناوری مطرح است و موضوع اصلی، کاهش مستمر ریسک است.

به این ترتیب، دو رویکرد متمایز شکل گرفته است: مدل یکپارچه عمودی چین و مدل افقی و ماژولار هند که به یک زیست‌بوم مهندسی داخلی بالغ‌تر نیاز دارد.

با این حال، انتخاب معماری نسل پنجم تنها نخستین سطح تصمیم‌گیری است. پرسش مهم دیگر نحوه تأمین مالی استقرار شبکه و اینکه چه کسی ارزش ایجادشده را کنترل خواهد کرد. پاسخ این پرسش‌ها بیش از آنکه فناورانه باشد، در حوزه سرمایه‌گذاری قرار دارد.

مدل‌های بازارمحور برزیل و آفریقای جنوبی

برزیل از طریق مزایده‌های طیف فرکانسی و تعیین تعهدات سرمایه‌گذاری برای اپراتورها، مدل بازارمحوری را توسعه می‌دهد. رویکرد نهاد تنظیم مقررات مخابراتی برزیل با هدف جذب سرمایه خصوصی و انتقال ریسک هزینه‌های سرمایه‌ای به اپراتورها طراحی شده است.

بخش قابل‌توجهی از قلمرو برزیل همچنان خارج از پوشش نسل پنجم قرار دارد که نابرابری منطقه‌ای را تشدید کرده و نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر در زیرساخت‌های روستایی را افزایش می‌دهد.

بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن در اولویت قرار دارند و نسل پنجم در کشاورزی دقیق، لجستیک کشاورزی و نظارت بر چرخه‌های تولید مورد استفاده قرار می‌گیرد. این امر ارتباط مستقیمی میان زیرساخت دیجیتال و ساختار هزینه‌های صادرات ایجاد می‌کند.

بیانیه کازان نیز اهمیت این مدل را تقویت کرده است؛ کشورهای بریکس پلاس توافق کرده‌اند همکاری در زمینه سامانه‌های پایش و هشدار زودهنگام برای کشاورزی را توسعه دهند که مستلزم سرمایه‌گذاری در جمع‌آوری داده و ارتباطات خواهد بود.

آفریقای جنوبی نیز خود را به‌عنوان قطب منطقه‌ای مخابرات در آفریقا مطرح می‌کند. برنامه عرضه طیف فرکانسی نسل پنجم این کشور توسط نهاد مستقل ارتباطات آفریقای جنوبی هماهنگ می‌شود.

محدودیت زیرساخت فیبر نوری و کمبود نیروی انسانی متخصص، همزمان محدودیت‌هایی ایجاد کرده و اهمیت این کشور را به‌عنوان مرکز مسیریابی ترافیک دیجیتال افزایش می‌دهد.

عربستان و امارات؛ قطب‌های صنعتی و مالی

تجربه عربستان در استقرار شبکه‌های خصوصی نسل پنجم، برای دیگر کشورهای بریکس پلاس که در حال توسعه زیرساخت‌های دیجیتال صنعتی هستند، اهمیت عملی دارد.

در چارچوب راهبرد چشم‌انداز ۲۰۳۰، مدل خصوصی نسل پنجم با تمرکز بر تأسیسات صنعتی در حال توسعه است. شبکه‌ها برای وظایف مشخص صنعتی ایجاد می‌شوند که در مقایسه با بخش مصرف‌کننده انبوه، کارایی اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کند.

امارات متحده عربی نیز نقشی چندلایه در زیرساخت دیجیتال در حال شکل‌دهی دارد که شامل مراکز داده، خدمات ابری و انتقال ترافیک دیجیتال میان آسیا، آفریقا و خاورمیانه است. صندوق‌های ثروت حاکمیتی این کشور به‌طور فعال در فناوری و دارایی‌های دیجیتال سرمایه‌گذاری می‌کنند و هزینه سرمایه پروژه‌های زیرساختی را کاهش می‌دهند.

چارچوب مقرراتی امارات متحده عربی نیز به‌طور فعال مشارکت عمومی و خصوصی در پروژه‌های زیرساختی، از جمله مخابرات، را ترویج می‌کند. قوانین امارات ایجاد مناطق اقتصادی ویژه و خوشه‌های تجارت آزاد با رژیم‌های مالیاتی ترجیحی را فراهم کرده و به این ترتیب، موانع ورود سرمایه‌گذاران خارجی را کاهش و هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های فناوری را پایین می‌آورد.

نهادهای دولتی امارات قادرند پروژه‌های سرمایه‌بر را بدون بدهی خارجی تأمین مالی کنند که این امر هزینه سرمایه را کاهش داده و بازگشت سرمایه را تسریع می‌کند.

امارات متحده عربی همچنین نقش مرکز منطقه‌ای استقرار سرمایه و انتقال داده میان آسیا، آفریقا و خاورمیانه را ایفا می‌کند. بیانیه کازان نیز مستقیماً از این رویکرد حمایت کرده و خواستار توسعه زیرساخت‌های پایدار حمل‌ونقل و لجستیک شده است؛ زیرساختی که در شرایط کنونی بدون لایه دیجیتال امکان‌پذیر نیست.

به این ترتیب، مدل‌های مختلفی از توسعه نسل پنجم در بریکس پلاس شکل گرفته است. مدل چین مقیاس‌پذیری سریع و هزینه واحد پایین را ارائه می‌کند، اما برای دریافت‌کنندگان وابستگی فناورانه بالایی ایجاد می‌کند. مدل هند از طریق ماژولار بودن و استانداردهای باز، ریسک وابستگی به فروشندگان را کاهش می‌دهد، اما به یک زیست‌بوم مهندسی بالغ نیاز دارد.

مدل برزیل نسل پنجم را به صنایع مشخص پیوند می‌دهد و از طریق کاهش هزینه‌های صادرات به بازگشت سرمایه دست می‌یابد. مدل عربستان بر زیرساخت صنعتی مبتنی بر قرارداد و تأمین مالی حاکمیتی متمرکز است. امارات نیز به‌عنوان قطب مالی و انتقال داده، آسیا و آفریقا را به یکدیگر متصل می‌کند.

هر یک از این مدل‌ها الگوی سرمایه‌گذاری خاص خود را ایجاد می‌کنند؛ از جریان نقدی کم‌حاشیه اما باثبات در سطح زیرساخت گرفته تا بازدهی بالا در سطوح سکو و کاربرد.

مدل مالی نسل پنجم و معماری جدید سرمایه‌گذاری

هزینه قابل‌توجه ساخت زیرساخت نسل پنجم یکی از چالش‌های اصلی کشورهای بریکس پلاس است و موفقیت در توسعه این شبکه‌ها به‌طور مستقیم به توانایی جذب سرمایه خصوصی و استفاده از سازوکارهای مشارکت عمومی و خصوصی وابسته است.

اگرچه بخش عمده سودآوری در سطح سکو و کاربرد متمرکز است، زیرساخت همچنان پیش‌شرط لازم برای درآمدزایی بعدی از خدمات دیجیتال محسوب می‌شود؛ بدون شبکه داده‌ای وجود ندارد و بدون داده نیز سکویی شکل نمی‌گیرد.

بنابراین، سرمایه‌گذاری در زیرساخت فیزیکی بلیت ورود به اقتصاد صنعتی نسل پنجم است، حتی اگر در نهایت بخش عمده درآمد در سطوح بالاتر زنجیره ارزش ایجاد شود.

تأمین مالی زیرساخت دیجیتال در بریکس پلاس بیش از گذشته از طریق مدل‌های تأمین مالی ترکیبی انجام می‌شود که ضمانت‌های دولتی، سرمایه نهادهای توسعه‌ای و سرمایه خصوصی را با یکدیگر ترکیب می‌کنند.

ابزارهای اصلی شامل کاهش هزینه سرمایه از طریق ضمانت‌های توسعه‌ای، افزایش اعتبار پروژه و پوشش ریسک ارزی است. دسترسی به تأمین مالی از سوی فروشندگان نیز یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده سرعت توسعه شبکه‌ها در کشورهای در حال توسعه است.

شرکت‌های چینی به‌طور فعال از این سازوکار استفاده می‌کنند و بسته‌های یکپارچه «تجهیزات به‌علاوه تأمین مالی» ارائه می‌دهند که هم فرصت استقرار سریع شبکه‌ها و هم خطر وابستگی بدهی را ایجاد می‌کند.

صندوق‌های ثروت حاکمیتی امارات که از طریق مشارکت‌های عمومی و خصوصی فعالیت می‌کنند، می‌توانند به‌عنوان سرمایه‌گذاران مشترک در پروژه‌های زیرساخت دیجیتال بریکس پلاس ایفای نقش کنند و علاوه بر سرمایه، تخصص نهادی نیز ارائه دهند.

مدل مشارکت عمومی و خصوصی که در امارات به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند در پروژه‌های دیگر کشورهای بریکس پلاس نیز توسعه یابد. استفاده از سازوکارهای مشارکت عمومی و خصوصی و تأمین مالی پروژه، مدلی مناسب برای زیرساخت دیجیتال است که امکان ترکیب تضمین‌های دولتی با کارایی مدیریت بازارمحور را فراهم می‌کند.

بیانیه کازان از بانک توسعه جدید نیز خواسته است رویه ارائه پروژه‌های زیرساختی پایدار، قابل‌دسترس و مقرون‌به‌صرفه را گسترش دهد. این موضوع انگیزه سیاسی مستقیمی برای تأمین مالی زیرساخت دیجیتال به‌عنوان یک طبقه دارایی دارای اولویت ایجاد می‌کند. بانک توسعه جدید می‌تواند به یکی از منابع اصلی تأمین مالی پروژه‌های زیرساخت نسل پنجم تبدیل شود.

عابد امیری، نماینده مرکز بریکس در ایران و روسیه و کارشناس همکاری‌های اقتصادی و فناورانه میان کشورهای بریکس، تحول دیجیتال و استفاده از هوش مصنوعی در کسب‌وکار، مشارکت عمومی و خصوصی را سازوکاری اصلی اما کاملاً وابسته به شرایط می‌داند.

وی معتقد است در اقتصادهای توسعه‌یافته و دارای رشد سریع، مشارکت عمومی و خصوصی به‌عنوان اهرم نوآوری عمل می‌کند؛ دولت از طریق برنامه‌های شهر هوشمند و اینترنت اشیای صنعتی تقاضای تجمیعی ایجاد می‌کند و بخش خصوصی نیز سرعت فناورانه را فراهم می‌آورد.

به گفته امیری، در کشورهای در حال توسعه که با کمبود سرمایه مواجه‌اند، این مدل به سمت مالکیت مشترک عمومی و خصوصی، از جمله سهم مالکیت دولت در اپراتورها، تغییر می‌کند.

وی تأکید می‌کند عامل موفقیت مهم برای هر دو گروه، پیوند پروژه‌های نسل پنجم با موارد کاربرد مشخص صنعتی مانند لجستیک، پزشکی از راه دور و مدیریت انرژی است؛ زیرا تنها از این طریق می‌توان یک مدل تجاری پایدار ایجاد کرد. به گفته او، ساخت یک شبکه «خام» بدون محتوای کاربردی، صرف‌نظر از شکل سازمانی آن، در نهایت به شکست منجر می‌شود.

بیانیه کازان از بانک توسعه جدید خواسته است رویه ارائه پروژه‌های زیرساختی پایدار، قابل‌دسترس و مقرون‌به‌صرفه را گسترش دهد. این موضوع انگیزه سیاسی مستقیمی برای تأمین مالی زیرساخت دیجیتال به‌عنوان یک طبقه دارایی دارای اولویت ایجاد می‌کند.

عابد امیری بانک توسعه جدید را نه صرفاً وام‌دهنده، بلکه یکپارچه‌کننده نهادی می‌داند. به ارزیابی وی، این بانک پروژه‌های زیرساخت فیزیکی در حوزه حمل‌ونقل، انرژی و شهرهای هوشمند را تأمین مالی می‌کند که در آنها ارتباطات دیجیتال به‌عنوان یک لایه فناورانه ضروری گنجانده شده است.

وی می‌گوید شکل‌گیری یک معماری دیجیتال یکپارچه در کشورهای بریکس پلاس نه به معنای یکسان‌سازی، بلکه از طریق شبکه‌ای از بخش‌های ملی سازگار که با پروتکل‌های دفترکل توزیع‌شده و پل‌های تسویه با ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی به یکدیگر متصل می‌شوند، امکان‌پذیر است.

به گفته امیری، این معماری نه به شکل یک سامانه یکپارچه، بلکه به‌صورت یک زیست‌بوم فراکتالی محقق خواهد شد که در آن بانک توسعه جدید نقش یکپارچه‌کننده سامانه را ایفا می‌کند.

صندوق‌های ثروت حاکمیتی کشورهای خلیج فارس، از جمله امارات و عربستان، نیز به‌عنوان معماران خوشه‌های دیجیتال صنعتی عمل می‌کنند. در آمریکای لاتین نیز نهادهای توسعه ملی از دیجیتالی‌شدن بخش کشاورزی حمایت می‌کنند.

حرکت به سمت معماری هماهنگ بریکس پلاس و محدودیت‌های ساختاری

در بریکس پلاس، نیاز به قابلیت همکاری میان زیرساخت‌ها در حال افزایش است. همسوسازی استانداردها، صدور گواهی و یکسان‌سازی الزامات امنیت شبکه به ابزارهایی برای کاهش هزینه‌های مبادله تبدیل شده‌اند.

در اجلاس بریکس در کازان در سال ۲۰۲۴، بر ضرورت تضمین ارتباطات ایمن، تاب‌آور، باثبات، قابل‌اعتماد، قابل‌دسترس و مقرون‌به‌صرفه و توسعه زیرساخت دیجیتال پایدار به‌عنوان یکی از اولویت‌ها تأکید شد.

سازوکار اصلی شناسایی‌شده برای این هدف، چارچوب مشارکت بریکس در اقتصاد دیجیتال است که استانداردسازی، جریان‌های فرامرزی داده و پروژه‌های مشترک نسل پنجم را دربرمی‌گیرد.

بیانیه کازان بر هماهنگ‌سازی رویکردها و استانداردها و توسعه قابلیت همکاری سامانه‌های دیجیتال تأکید دارد؛ اقدامی که از نظر نهادی خطر پراکندگی را کاهش داده و زمینه را برای شکل‌گیری بازار واحد ارتباطات صنعتی فراهم می‌کند.

همچنین در نشست کارگروه حمل‌ونقل بریکس در ژوئن ۲۰۲۵، کشورهای عضو اولویت تحول دیجیتال در بخش حمل‌ونقل را تأیید و مسیر جدیدی برای دیجیتالی‌سازی حمل‌ونقل ایجاد کردند.

این موضوع نشان می‌دهد تقاضا برای ارتباطات دیجیتال و استانداردهای مشترک تنها از صنعت مخابرات ناشی نمی‌شود و بخش حمل‌ونقل نیز که یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان نسل پنجم صنعتی است، در این زمینه نقش دارد.

اعمال این منطق معماری در حوزه مخابرات به این معناست که بازار واحد ارتباطات صنعتی در بریکس پلاس یک شبکه واحد تحت کنترل یک اپراتور نیست، بلکه مجموعه‌ای از زیرساخت‌های ملی سازگار است که بر اساس استانداردهای مورد توافق فعالیت می‌کنند.

این رویکرد ریسک سیاسی سرمایه‌گذاران را کاهش می‌دهد؛ کشورها حاکمیت خود بر زیرساخت را حفظ می‌کنند و در عین حال به بازار مشترکی برای خدمات دیجیتال دسترسی می‌یابند.

کاهش هزینه انتقال داده‌های فرامرزی نیز از توسعه خدمات دیجیتال و افزایش نقش دارایی‌های نامشهود در جریان‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی حمایت می‌کند.

مخاطرات اصلی

مهم‌ترین ریسک نظام‌مند، شکل‌گیری شکاف فناورانه میان کشورهای معمار و کشورهای مصرف‌کننده فناوری است. سلطه یک فروشنده واحد بر بازار یک کشور در حال توسعه می‌تواند به انحصار فناورانه منجر شود که فرصت‌های رقابت و نوآوری را محدود می‌کند.

کمبود نیروی مهندسی در فناوری‌های شبکه و اینترنت اشیای صنعتی، پراکندگی استانداردهای نرم‌افزاری با وجود هماهنگی نسبی در سطح سخت‌افزار و وابستگی برخی کشورها به سکوهای دیجیتال خارجی نیز از محدودیت‌های دیگر هستند.

پوشش نامتوازن نسل پنجم می‌تواند نابرابری اقتصادی میان مناطق شهری و روستایی را تثبیت کرده و خطرات اجتماعی و اقتصادی بلندمدتی ایجاد کند.

تجربه سکوی لجستیک بریکس نشان می‌دهد خطر اصلی نه ناسازگاری فنی، بلکه نبود قواعد مشترک، از جمله کریدورهای دیجیتال سرتاسری با رویه‌های ساده‌شده و سازوکارهای هماهنگ‌سازی تعرفه‌هاست. بدون این موارد، حتی تجهیزات سازگار نیز شکل‌گیری بازار واحد را تضمین نمی‌کنند.

سهم بالای هزینه انرژی در هزینه‌های عملیاتی، تا ۳۰ درصد، نیز عامل خطر دیگری است. در کشورهایی با تأمین ناپایدار انرژی یا قیمت بالای برق، این مسئله فشار بیشتری بر سودآوری پروژه‌ها وارد می‌کند و مستلزم لحاظ‌کردن ریسک انرژی در مدل‌های مالی است.

چشم‌انداز احتمالی توسعه نسل پنجم در سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰

ظرفیت شکل‌دهی به معماری هماهنگ ارتباطات صنعتی در بریکس پلاس وجود دارد؛ بیانیه کازان، ایجاد مسیرهای عملی برای دیجیتالی‌سازی حمل‌ونقل و تجربه سکوی لجستیک چندوجهی مؤید این ظرفیت هستند.

با این حال، تحقق این ظرفیت به اراده سیاسی کشورهای عضو و آمادگی آنها برای مصالحه درباره استانداردسازی و صدور گواهی بستگی دارد. بدون این اقدامات، بازار همچنان پراکنده باقی خواهد ماند.

هماهنگ‌سازی استانداردهای نسل پنجم میان کشورهای بریکس پلاس نه یک بازار واحد به معنای کلاسیک، بلکه منطقه‌ای برای قابلیت همکاری میان زیرساخت‌های ملی متفاوت ایجاد می‌کند.

در چنین شرایطی، زیرساخت دیجیتال به‌تدریج ویژگی‌های دارایی‌های سنتی را به خود می‌گیرد؛ از جمله دوره‌های بازگشت سرمایه طولانی، سهم بالای هزینه‌های سرمایه‌ای و وابستگی به سازوکارهای تأمین مالی مشارکت عمومی و خصوصی.

بیانیه کازان در سال ۲۰۲۴ مبنای سیاسی این همگرایی را با تعیین اولویت ارتباطات ایمن، تاب‌آور و مقرون‌به‌صرفه فراهم کرد. پیشرفت عملی در این زمینه نیز از طریق سازوکارهای نهادی بریکس، از جمله چارچوب مشارکت در اقتصاد دیجیتال و مسیرهای تخصصی دیجیتالی‌سازی، تقویت می‌شود و هماهنگ‌سازی استانداردها را به‌تدریج از سطح اعلام مواضع به سطح اجرا منتقل می‌کند.

با این حال، مسیر کنونی همچنان نامتقارن است. کشورهای بریکس پلاس همزمان نشانه‌هایی از همکاری و واگرایی فناورانه عمیق‌تر نشان می‌دهند: چین در حال توسعه مدل متمرکز استقرار گسترده، هند معماری ماژولار مبتنی بر استانداردهای باز، برزیل و آفریقای جنوبی مدل‌های تنظیم‌شده توسط بازار و متکی بر ظرفیت‌های منطقه‌ای و کشورهای خاورمیانه نیز قطب‌های زیرساختی و مالی برای انتقال ترافیک دیجیتال ایجاد می‌کنند.

اتحادیه بین‌المللی مخابرات گزارش داده است که ۷۴ درصد جمعیت جهان، معادل ۶ میلیارد نفر، هم‌اکنون از اینترنت استفاده می‌کنند. میلیارد کاربر بعدی از کشورهای جنوب جهانی خواهند بود و بخش قابل‌توجهی از تقاضای جدید برای زیرساخت دیجیتال در دهه آینده می‌تواند در همین کشورها شکل بگیرد.

با افزایش ترافیک صنعتی و گسترش استفاده از نسل پنجم در لجستیک، انرژی و کشاورزی، مرکز ارزش اقتصادی از سطح زیرساخت به سمت لایه‌های سکو و کاربرد در حال حرکت است. این روند رقابت میان زیست‌بوم‌های فناورانه برای کنترل داده‌ها و خدماتی را که بخش عمده سودآوری اقتصاد دیجیتال را ایجاد می‌کنند، تشدید می‌کند.

در افق ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، محتمل‌ترین سناریو همچنان تداوم پراکندگی نسبی در کنار توسعه نقاط هماهنگی است. یکپارچگی کامل نه‌تنها به سازگاری فناورانه، بلکه به همگرایی نهادی در مدل‌های مقرراتی و سرمایه‌گذاری نیاز دارد؛ موضوعی که در شرایط کنونی محدود است.

در نهایت، نسل پنجم در فضای بریکس پلاس دیگر صرفاً یک فناوری مخابراتی نیست و به بخشی از معماری سرمایه‌گذاری تبدیل می‌شود؛ معماری‌ای که در شکل‌دهی به توزیع سرمایه، داده و نفوذ فناورانه در اقتصاد دیجیتال نوظهور نقش خواهد داشت.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا