تحلیلی بر آخرین کنش سیاسی رهبر شهید

به گزارش خبرنگار ما، این تکنگاشت تلاش میکند خوانشی اصیل و شیعی-اسلامی از مفهوم قدرت و شهادت ارائه دهد. در حالی که در پارادایم فلسفه سیاسی غرب و مفهوم «زیستقدرت»، مرگ به معنای حذف سوژه و پایان کنشگری اوست، نویسنده استدلال میکند که بر پایه کهنالگوی عاشورا، رهبر شهید با انتخابی آگاهانه در برابر خطر، بزرگترین ماشین سرکوب جهانی را با سلاح «خون» و فدا کردن کالبد خویش ناکارآمد کرد و معماری نوین قدرت ملت را پایهریزی نمود.
بخش محوری این گزارش، به تبیین و صورتبندی هفت کارکرد همزمان «سیاست شهادت» اختصاص یافته است:
نخست، ایجاد «رستاخیز اجتماعی» و شکستن رخوت ناشی از روزمرگیهای مدرن است. کارکرد دوم و سوم ناظر بر «دلیری ملی» و «ملتسازی» است که با الگوبرداری از شجاعت رهبری، ترس را در جامعه خلع سلاح کرده و شکافهای ملتهب داخلی را به انسجامی شگرف در برابر دشمن بیرونی بدل میسازد.
از منظر راهبردی نیز کارکرد چهارم پدیدار میشود که دستگاه محاسباتی و منطق هزینه-فایده غرب را به دلیل ناتوانی در درک مؤلفههای غیرمادی، دچار اختلال و نابینایی استراتژیک میکند. «بازتولید شعائر عاشورایی»، «تولید اسوه نامیرا و سرمایه نمادین پایدار» و در نهایت مهمترین عامل ساختاری یعنی «مشروعیتبخشی بیننسلی و تثبیت مسیر جانشینی» کارکردهای دیگر این خوانش هستند. متن یادآور میشود که شهادت به مثابه سرمایه اسوهای و اسطورهای در بنیاد خود وقتی رخ داد خلأ قدرت ایجاد نکرده و بستر مشروعی برای ادامه مسیر انقلاب فراهم آورده است.
در بخش پایانی، گزارش این مرکز پژوهشی با تاکید بر اینکه شهادت در دستگاه محاسباتی جمهوری اسلامی یک راهبرد زایا و یک سیاست تعیین کننده است، طرح پرسش میکند که آیا این شور و شعور جمعی در بلندمدت درون نهادهای حاکمیتی تثبیت خواهد شد یا خیر؟ گزارش با نگاهی روشن به نشانههای اجتماعی جامعه ایران، ابراز امیدواری میکند که این انسجام پدیدآمده بتواند آینده شکوهمندی را برای ساختار قدرت و تمدن ایرانی-اسلامی تضمین کند.
متن کامل تکنگاشت را از اینجا بخوانید و یا چاپ کنید.