بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه سیانبیسی در گزارشی به نقل از فایننشال تایمز نوشت که مقامات ایرانی امکان هدف قرار دادن داراییهای نظامی آمریکا در اروپا، از جمله در بلغارستان و قبرس را در صورت تشدید جنگ مورد بررسی قرار دادهاند. این گزارش که به نقل از «دو منبع نزدیک به حاکمیت ایران» منتشر شده، هنوز به طور مستقل تأیید نشده است. همزمان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه تأیید کرد که مذاکرات با تهران فروپاشیده و برنامهای برای ازسرگیری آن وجود ندارد. وی همچنین تمدید توافق آتشبس ۶۰ روزه را که روز دوشنبه منقضی شد، رد کرد.
بر اساس این گزارش، امارات متحده عربی در اقدامی تنشزا، تمامی مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورده است. وزارت دفاع امارات مدعی شد که دو موشک بالستیک از ایران به سمت آبهای سرزمینی این کشور شلیک شده که هر دو در دریا سقوط کردهاند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این ادعا را رد کرد.
سیانبیسی میافزاید که نقطه اصلی اختلاف همچنان کنترل تنگه هرمز است. ترامپ بارها ادعا کرده که این آبراه حیاتی باز و تحت کنترل آمریکا است، اما دادههای ردیابی نشان میدهد که ترافیک کشتیرانی در آن بسیار پایین است و حمله به یک کشتی باری در اوایل هفته جاری، یک کشته بر جای گذاشته است. تحلیلگران بازار نیز هشدار دادهاند که در صورت عدم دستیابی به توافق، قیمت نفت ممکن است برای هفتهها بالای ۱۰۰ دلار باقی بماند. این وضعیت بنبست فرسایشی، اقتصاد جهانی و منطقه را در معرض خطرات فزایندهای قرار داده است.
شبکه سیانان در تحلیلی به قلم تیم لیستر نوشت که رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران راهبرد تهاجمی خود را برای ادامه رویارویی با ایالات متحده تدوین و ترویج میکند. به نوشته این تحلیل، احکام انتصاب سرلشکر احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه با تأکید بر افزایش آمادگی برای «عملیات آفندی قوی علیه دشمن» و اظهارات مقامات ارشد سپاه مبنی بر توسعه توانایی انجام عملیات «در خاک دشمن»، نشانههای آشکاری از یک تحول راهبردی است. محمد مخبر، مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی، نیز تأکید کرده است که «راهبرد انتقال جنگ به وضعیت تهاجمی در صورت برآورده نشدن شروط ایران، بدون تردید موازنه قدرت در جهان را دگرگون خواهد کرد.»
سیانان به نقل از تحلیلگرانی چون حمیدرضا عزیزی از مؤسسه کلینگندیل تصریح میکند که «مأموریت وحیدی بازنگری در استراتژی نظامی ایران در جهتی قاطعتر و تهاجمیتر بوده است.» همچنین تریتا پارسی از مؤسسه کوئینسی معتقد است که تهران با این رویکرد، کنترل «دامنه، جغرافیا و زمانبندی جنگ» را از آمریکا میگیرد. این تحلیل میافزاید که ایران در حال گذار از اتکای صرف به نیروهای نیابتی به سوی توسعه توانمندیهای موشکی و پهپادی خود است.
به نوشته سیانان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان از اهرمهای منطقهای خود بهره میگیرد. انصارالله یمن کشتیهای سعودی را تهدید کرده و شبهنظامیان عراقی تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دادهاند. سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، نیز اخیراً به بغداد سفر کرده است. اچ.ای. هلییر از مؤسسه روسی معتقد است که حکومت ایران «در برابر باران حملات آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرده و اکنون به دنبال تبدیل این تابآوری به مزیت سیاسی دائمی در منطقه است.»
شبکه فاکس نیوز در تحلیلی به قلم رابرت مگینیس، افسر بازنشسته ارتش آمریکا، نوشت که گویاترین تحول راهبردی این هفته در جنگ ایران، نه حملهای دیگر به تهران، بلکه حرکت ناو هواپیمابر یواساس جرج واشنگتن به سمت خاورمیانه برای جایگزینی ناو یواساس لینکلن است که بیش از ۲۶۰ روز در دریا بوده است. این اقدام میتواند اقیانوس آرام را برای مدتی نامعلوم بدون ناو هواپیمابر بگذارد. به نوشته این تحلیلگر، «آمریکا قدرت جهانی دارد، اما نیروهایش نامحدود نیستند و جغرافیا همچنان انتخابها را تحمیل میکند.»
مگینیس با یادآوری درس سقوط سنگاپور در ۱۹۴۲ که در آن بریتانیا به دلیل تعهدات گسترده نتوانست جبهه شرق دور را تقویت کند، استدلال میکند که مشکل اصلی آمریکا «توانایی جنگیدن در دو جبهه نیست»، بلکه «بازدارندگی» است: آیا واشنگتن میتواند در عین حفظ درگیری پرهزینه در خاورمیانه، چین را متقاعد کند که اکنون زمان حمله به تایوان نیست؟ وی با اشاره به اینکه ناو هواپیمابری که در خاورمیانه مستقر است، «در اقیانوس آرام در دسترس نیست»، هشدار میدهد که این چرخه جابجایی نیروها، «راهبرد اعلامشده و تخصیص واقعی نیروها» را در جهتهای متضاد قرار میدهد.
فاکس نیوز میافزاید که استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا، بازدارندگی چین را در اولویت قرار داده و انتظار دارد متحدانش مسئولیت بیشتری در سایر مناطق بپذیرند. اما جنگ ششماهه ایران، کشتیها، هواپیماها، مهمات و توجه فرماندهی را میبلعد. نویسنده با استناد به تجربه کره در ۱۹۵۰ نتیجه میگیرد که آمریکا باید «اولویتها را اجرا کند» و پذیرش ریسک در هر جابجایی نیرو به این بحران را صریحاً اعلام نماید. او هشدار میدهد که «اگر چنین معاوضههایی عادی شوند، راهبرد اعلامشده و تخصیص واقعی نیروها در جهتهای متفاوتی حرکت خواهند کرد» و در نهایت «اگر ما اولویتهای خود را تعیین نکنیم، رویدادها آنها را تعیین خواهند کرد.» این تحلیل بازتابدهنده نگرانی فزاینده جریانهای محافظهکار آمریکا از فرسایش توان نظامی این کشور در جنگ ایران است.
روزنامه گاردین در گزارشی اعلام کرد که نرخ تورم سالانه بریتانیا در ماه ژوئیه به ۲.۹ درصد افزایش یافته است که ناشی از تأثیر مستقیم جنگ ایران بر قیمتهای انرژی و افزایش قبوض گاز و برق خانوارهای انگلیسی است. بر اساس دادههای اداره آمار ملی بریتانیا، این نخستین افزایش نرخ تورم سالانه از ماه مارس است و تورم از پایینترین سطح ۱۵ ماهه ۲.۶ درصد در ژوئن به این رقم رسیده است. افزایش ۱۳ درصدی سقف قیمت انرژی در ابتدای ژوئیه، بزرگترین جهش قیمت گاز از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ را رقم زد.
این گزارش میافزاید که بانک مرکزی انگلستان در حال بررسی افزایش نرخ بهره از ماه آینده است، زیرا نگران تثبیت تورم بالا در اقتصاد این کشور است. جان هیلی، وزیر دارایی دولت اندی برنهام، ضمن اذعان به فشار ناشی از «تورم جنگ ایران» بر خانوارهای انگلیسی، مدعی شد که اقتصاد بریتانیا «تابآور» است اما «کار بیشتری برای بازگرداندن امید و ساختن اقتصادی قویتر باقی مانده است.»
گاردین با اشاره به اینکه پیش از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، نرخ تورم بریتانیا در مسیر کاهش به حدود ۲ درصد بود، به نقل از تحلیلگران میافزاید که «خبر خوب این است که فشارهای بنیادین همچنان در حال کاهش هستند، اما خبر بد این است که این موج تازه تورم ناشی از رویدادهایی در خاورمیانه است که تا حد زیادی خارج از کنترل دولت قرار دارند.» بانک مرکزی هشدار داده که در بدترین سناریوی تشدید جنگ، تورم بریتانیا میتواند تا اواسط ۲۰۲۷ به اوج ۴.۵ درصد برسد. تورم هسته (بدون احتساب انرژی و مواد غذایی) نیز در ۲.۶ درصد ثابت ماند. این گزارش نشان میدهد که پیامدهای اقتصادی جنگ ایران دامنهای جهانی یافته و حتی کشورهایی که مستقیماً در مناقشه دخیل نبودهاند را نیز تحت فشار قرار داده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای با عنوان «انقلاب در روح آمریکایی؛ انزوای اسرائیل مسئله زمان است» به تغییر چشمگیر افکار عمومی آمریکا درباره فلسطین و اسرائیل میپردازد. بر اساس چند نظرسنجی در سال ۲۰۲۶، برای نخستینبار میزان همدلی آمریکاییها با فلسطینیان به ۴۱ درصد رسیده، در حالی که همدلی با اسرائیل ۳۶ درصد است؛ تغییری مهم نسبت به سه سال پیش که این نسبتها ۳۱ به ۵۴ درصد بود.
نویسنده معتقد است جنگ غزه و پیامدهای آن، همراه با هزینههای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این تغییر را تشدید کرده است. ۶۸ درصد آمریکاییها جنگ با ایران را پرهزینه و غیرضروری دانستهاند و ۸۶ درصد گفتهاند این جنگ هزینههای زندگی در آمریکا را افزایش داده است.
این تغییر بهویژه میان جوانان شدیدتر است؛ تنها ۹ درصد افراد زیر ۳۵ سال از عملکرد نظامی اسرائیل در غزه حمایت میکنند. نویسنده نتیجه میگیرد که تغییر نسلی میتواند در سالهای آینده سیاست خارجی آمریکا را دگرگون کند و حمایت سنتی و بیقیدوشرط واشنگتن از اسرائیل را کاهش دهد.
المیادین در مقاله ای استدلال کرد که افول تدریجی هژمونی آمریکا دیگر صرفاً یک نظریه نیست، بلکه در عرصه نظامی، اقتصادی و سیاسی آشکار شده است. نویسنده عقبنشینی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» را نمادی از کاهش توان آمریکا در حفظ سلطه بر مسیرهای دریایی میداند.
از دید او، هشدار آیزنهاور درباره نفوذ «مجتمع نظامی-صنعتی» امروز با کاهش توان تولید و کمبود مهمات نمایان شده است. همچنین حمایت مالی و سیاسی گسترده آمریکا از اسرائیل، به باور نویسنده، منابع این کشور را فرسوده کرده است. جهانیشدن نیز با انتقال صنایع به آسیا، موجب تضعیف طبقه متوسط و شکلگیری پایگاه اجتماعی ترامپ شده است. در مقابل، چین، روسیه و ایران با بهرهگیری از روندهای جهانیشدن به قدرتهای مؤثر اوراسیایی تبدیل شدهاند.
مقاله نتیجه میگیرد که جنگ هرمز نشانهای از ظهور نظام چندقطبی و کاهش توان واشنگتن برای تحمیل اراده خود است و آمریکا ناگزیر باید واقعیت نظم جهانی جدید را بپذیرد.
رأی الیوم در مقاله ای با تمرکز بر بحث خلع سلاح گروههای مسلح شیعه در عراق، از ضرورت وجود دولت قدرتمند و انحصار سلاح در دست حکومت سخن گفت، اما در همین حین تأکید کرد که شرایط امنیتی عراق هنوز برای خلع سلاح حشدالشعبی مناسب نیست. نویسنده با اشاره به تهدیدهای منطقهای، حضور ترکیه و آمریکا، گروههای مسلح کرد، داعش، جریانهای تکفیری و فعالیت اسرائیل، معتقد است دولت عراق توان کافی برای حفاظت از شیعیان و تمامیت ارضی کشور را ندارد.
او همچنین عملکرد دولت در برابر حملات و نقض حاکمیت عراق را ضعیف ارزیابی میکند و میپرسد چگونه دولتی که قادر به پاسخگویی مؤثر به تهدیدهای خارجی نیست، میتواند امنیت مردم را تضمین کند.
از دید نویسنده، پیش از درخواست تحویل سلاح حشد الشعبی، دولت باید تضمینهای واقعی امنیتی ارائه دهد. او تأکید میکند که در چنین شرایطی خلع سلاح میتواند امنیت شیعیان را به خطر انداخته و جایگاه سیاسی آنان را تضعیف کند.
رسانه های چین و روسیه
وبسایت «آرتی» در گزارشی با عنوان «چرا ترامپ از کرهجنوبی خشمگین است؟» به بررسی اختلافات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با سئول و تأثیر آن بر آینده روابط دو کشور پرداخته است. این گزارش، رویکرد ترامپ را بخشی از تلاش گستردهتر واشنگتن برای بازنگری در تعهدات خود به متحدان و واداشتن آنها به پذیرش سهم بیشتری از هزینههای امنیتی میداند.
بر اساس این گزارش، ترامپ در آستانه برگزاری رزمایش سالانه مشترک آمریکا و کرهجنوبی اعلام کرده است که این رزمایشها باید به میزان قابلتوجهی کاهش یابد. او این تمرینهای نظامی را پرهزینه و تحریککننده کرهشمالی دانسته و همزمان بر رابطه شخصی خود با کیم جونگ اون تأکید کرده است.
گزارش، یکی از عوامل اصلی نارضایتی ترامپ را موضع محتاطانه سئول در قبال جنگ آمریکا با ایران عنوان میکند. ترامپ معتقد است کشوری که از حضور نظامی آمریکا، چتر هستهای و تضمینهای امنیتی واشنگتن برخوردار است، باید هنگام نیاز نیز از آمریکا حمایت کند. در مقابل، کرهجنوبی به دلیل ملاحظات امنیتی، حقوقی و سیاسی از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده است.
در ادامه گزارش آمده است که وابستگی امنیتی کرهجنوبی به آمریکا، در کنار روابط اقتصادی گسترده دو کشور، به اهرمی برای فشار دولت ترامپ تبدیل شده است.
واشنگتن خواهان افزایش هزینههای دفاعی کرهجنوبی، خرید بیشتر تجهیزات نظامی آمریکایی و سرمایهگذاری این کشور در صنایع آمریکا است.
در جمعبندی، گزارش تأکید میکند که سیاست ترامپ به معنای کنار کشیدن آمریکا از جهان نیست، بلکه تلاشی برای کاهش هزینههای رهبری جهانی و انتقال مسئولیت بیشتر به متحدان است. با این حال، چنین رویکردی ممکن است در بلندمدت کرهجنوبی و دیگر متحدان آمریکا را به سمت استقلال راهبردی بیشتر سوق دهد.
شبکه خبری «سیجیتیان» چین در گزارشی با عنوان «آمریکا و کرهجنوبی رزمایش مشترک نظامی را زودتر پایان میدهند» به کاهش ناگهانی رزمایش مشترک دو کشور پرداخت. این تحول در شرایطی رخ داده که اختلاف واشنگتن و سئول بر سر جنگ ایران نیز افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ پیش از آغاز رزمایش «سپر آزادی اولچی» دستور داده بود ابعاد تمرینهای نظامی مشترک آمریکا و کرهجنوبی به میزان قابلتوجهی کاهش یابد. در پی این دستور، دو طرف تصمیم گرفتند تنها مرحله دفاعی رزمایش را برگزار کنند و مرحله دوم، که شامل تمرینهای ضدحمله بود، لغو شود. در نتیجه، رزمایش حدود یک هفته زودتر از برنامه اولیه پایان مییابد.
در ارتباط با جنگ ایران، گزارشهای تازه نشان میدهد که این تصمیم صرفاً به ملاحظات مربوط به کرهشمالی محدود نیست.
وزیر خارجه کرهجنوبی گفته است اقدام ترامپ احتمالاً تا حدی با هدف اعمال فشار بر سئول برای حمایت از تلاشهای آمریکا در جنگ ایران انجام شده است. ترامپ پیشتر از خودداری کرهجنوبی از همراهی با آمریکا در این جنگ انتقاد کرده بود.
به این ترتیب، کاهش رزمایشها را میتوان نشانهای از تشدید اختلاف میان دو متحد بر سر میزان حمایت کرهجنوبی از سیاستهای نظامی آمریکا دانست. این اقدام همچنین نگرانیهایی درباره آینده همکاری دفاعی دو کشور و روند انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کرهجنوبی در زمان جنگ ایجاد کرده است.