مصدّق فکر میکرد آمریکا فقط قلقلکش میدهد؛ اما کودتا شد!

امینی گفت: یکی از ضعفهای جدی مصدق، بهنظر من، جدی نگرفتن خطر کودتا و نداشتن اشراف کافی بر پشتصحنه حوادث بود. روایت پسر مصدق از وقایع 25 مرداد در این زمینه بسیار قابل تأمل است. او میگوید در همان شبی که نخستین مرحله کودتا در حال اجرا بود، در ضیافت شامی با هندرسون، سفیر آمریکا در ایران، حضور داشته است؛ در حالی که امروز میدانیم آمریکا در طراحی و هدایت کودتا نقش اساسی داشته است.
.
وی افزود: پسر دکتر مصدق که مسئول برخی امور تشریفاتی پدرش نیز بود، نقل میکند که حدود ساعت یک شب خواهرش به او خبر داده که نصیری آمده و ماجرای کودتا و فرمان عزل مصدق پیش آمده است. او با پدرش تماس میگیرد و میپرسد آیا لازم است به خانهاش بیاید؛ خانه او نیز تنها حدود پنجاه قدم با منزل مصدق فاصله داشته است. مصدق پاسخ میدهد: «نه، چیزی نیست؛ یک قلقلکی بود.» تعبیر «قلقلک» درباره حادثهای با آن ابعاد، خود نشان میدهد که او تا چه اندازه خطر را کوچک میدید.
از کودتای 28 مرداد تا جنگ 40 روزه؛ آرزوی 200ساله ایرانیان حالا محقق شد
جامعهشناس سیاسی ادامه داد: پسر مصدق میگوید صبح روز بعد، طبق معمول برای گرفتن فشار خون پدر و تزریق آمپول تقویتی نزد او رفته است. در همان زمان، حسین فاطمی، وزیر خارجه و از نزدیکترین افراد به مصدق، نیز به دیدار او میآید. فاطمی در جریان وقایع 25 مرداد بازداشت شده و پس از آزادی، با وضعی آشفته و بسیار عصبانی نزد مصدق آمده بود. پس از ملاقات، فاطمی به پسر مصدق میگوید: «غلام! این مماشات پدر تو، ما را به دار خواهد کشید.» و البته سرنوشت خود فاطمی نیز بعداً به اعدام انجامید.