خاطرات رهبر شهید از اتفاقی که موجب خشنودی پدر شد

خاطرات رهبر شهید از یک تفضل الهی خاص
حضرت آیتالله خامنهای(ره) رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را در باب اتفاقی که موجب خشنودی پدر بزرگوارشان شد، نقل فرموده و در اینباره بیان میکنند: «من در کودکی خیلی اهل عبادت بودم، اهل نماز مستحبی، اهل دعا، اهل گریه، اهل اعمال ام داود، دعای عرفه و… بودیم. از بچگی به این موارد علاقه داشتیم… با مادرم روز عرفه که میشد از قبل تصمیم گرفته بودیم، معلوم کرده بودیم که با هم شروع کنیم. میرفتیم مادرم منتظر من بود، بعد از نماز ظهرمشغول عبادت میشدیم تا نزدیک غروب… از اعمالی که خیلی مقید بودیم، اعمال لیلهالرغائب بود. من دعاهای ماه رجب را از بچگی حفظ بودم. با پدرم هر شب حرم مشرف میشدیم. پدرم میرفت حرم من هم هر شب میرفتم.»
امام شهید امت، خاطره خود درباره اتفاق مسرتبخش مزبور را اینگونه تکمیل میکنند: «آن وقت حرم که میرفتیم، پدرم هر شب زیارت امینالله را میخواند، زیارت جامعه کبیره را میخواند و مکرر میخواند، زمان حضور در حرم طول میکشید. من هم جامعه را از روی مفاتیح میخواندم. آنقدر خواندم که حفظ شدم. یک شب که از حرم بیرون میآمدیم، به پدرم گفتم آقا من امشب جامعه را حفظ شدم. خیلی پدرم خوشحال شد و من را نوازش کرد.»