اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | تولید، اولویت اول و مهم‌ترین وصیت

در اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، تولید اکسیری است که هم بدن اقتصاد را درمان می‌کند و هم روح یک ملت را.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم در سلسله یادداشت‌هایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است که در ادامه، دوازدهمین شماره آن با عنوان «اتولید، اولویت اول و مهم‌ترین وصیت رهبر شهید» تقدیم نگاه مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم می‌شود.

سال‌هاست که اقتصاد ایران با واژه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند که هم آشناست و هم غریب. همه آن را شنیده‌اند، اما کمتر کسی معنای واقعی‌اش را در زندگی روزمره خود لمس کرده است. آن واژه «تولید» است. شاید کارگری که در یک کارگاه کوچک نساجی دستگاه‌های فرسوده‌اش را روشن نگه می‌دارد تا نخ‌ریسی متوقف نشود، معنای این واژه را بهتر از خیلی اقتصاددان‌ها می‌فهمد. کشاورزی که در دشت‌های خوزستان با کم‌آبی و هزینه سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کند نیز همین‌طور. اما شاید کمتر کسی می‌داند که همین مفهوم ساده و ملموس، در ذهن رهبر شهید انقلاب، به یک نقشه راه بزرگ برای نجات اقتصاد سیاسی ایران بدل شده بود. نقشه‌ای که بیش از یک دهه، ستون فقرات سخنان اقتصادی او را تشکیل می‌داد و هر سال با شعاری تازه، در تقویم رسمی کشور نقش می‌بست.

ما وظیفه داریم تلاش کنیم بفهمیم چرا از میان همه طرح‌های بزرگ اقتصادی رهبر شهید انقلاب، از اصلاح اصل چهل‌وچهار قانون اساسی گرفته تا تأکید بر اقتصاد دانش‌بنیان و تلاش برای کاستن سهم نفت از بدنه بودجه، هیچ‌کدام به اندازه «تولید» به عنوان یک امر مقدس در کانون توجه او قرار نگرفت: «تولید داخلی بایستی به‌عنوان یک چیز مقدّس شمرده بشود» (08/02/1395). برای پاسخ به این پرسش، باید ابتدا به عقب برگردیم و ببینیم اقتصاد ایران از کجا آمده بود و چه زخم‌هایی بر پیکرش نشسته بود.

میراث سنگین یک اقتصاد شکننده

اقتصاد ایران در سده گذشته، سرنوشتی عجیب داشته است. کشوری با منابع طبیعی سرشار، جمعیتی جوان و تاریخی پرافتخار در صنعتگری و تجارت، به‌تدریج به اقتصادی تک‌محصولی و وابسته به درآمد نفت تبدیل شد. این وابستگی، میراثی بود که از دوران پیش از انقلاب به یادگار مانده بود. دورانی که درآمدهای بادآورده نفتی، نیاز به تولید داخلی را کمرنگ کرده و کشور را به خرج پول نفت و واردات کالا از خارج عادت داده بود. هر بار که قیمت نفت در بازارهای جهانی افت می‌کرد، بودجه دولت، ارزش پول ملی و معیشت مردم نیز با آن سقوط می‌کرد. این آسیب‌پذیری از بیرون، همان زخمی بود که رهبر شهید انقلاب بارها به آن اشاره می‌کرد و تلاش او برای درمانش، در واقع تلاشی برای ترمیم یک ساختار معیوب چند دهه‌ای بود.

ایشان این آسیب‌پذیری را ریشه‌ای سیاسی و تاریخی می‌دانست. اقتصادی که هر تصمیمش با نگاه به بازار جهانی نفت گرفته می‌شود، عملا بخشی از استقلال تصمیم‌گیری خود را به دیگران واگذار کرده است. برای همین بود که ایشان همواره اقتصاد را در کنار سیاست و امنیت ملی تعریف می‌کرد و هرگز آن را رشته‌ای مجزا و بی‌ارتباط با سرنوشت کشور نمی‌دانست.

نگاهی که از دل تاریخ و جغرافیا برخاسته بود

آنچه اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب را از بسیاری تحلیل‌های رایج متمایز می‌کرد، پیوند آن با درک عمیقی از تاریخ و جغرافیای ایران بود. ایشان ایران را کشوری می‌دید که در طول تاریخ، بارها هدف فشار خارجی قرار گرفته و هر بار تنها با تکیه بر توان داخلی خود توانسته سرپا بماند. از این منظر، اصلاح ساختار اقتصاد سیاسی ادامه همان مسیری بود که ملت ایران در طول قرن‌ها برای حفظ هویت و استقلال خود پیموده بود.

امام شهید انقلاب همچنین باور داشت که تغییرات بنیادین در اقتصاد سیاسی یک کشور، بدون آگاهی و همراهی مردم ممکن نیست. به همین دلیل، بخش بزرگی از تلاشش صرف توضیح این مسائل برای عموم مردم می‌شد، نه فقط برای نخبگان اقتصادی. ایشان می‌خواست تغییر ریل‌های اساسی اقتصاد، حاصل یک اجماع ملی باشد، نه دستوری از بالا. این رویکرد را می‌توان در همان شعارهای سالانه دید که هر یک، تلاشی بود برای تبدیل یک مفهوم تخصصی به زبانی که در کوچه و بازار هم فهمیده شود.

از حدود سال نود به بعد، مفهوم تولید در ادبیات اقتصادی رهبر شهید انقلاب جایگاهی متفاوت پیدا کرد. در واقع به محور اصلی نام‌گذاری سال‌ها و در نتیجه محور اصلی سیاست‌گذاری کلان کشور تبدیل شد. این تکرار مستمر، تصادفی نبود. ایشان در تولید، کلیدی می‌دید که می‌توانست قفل همه مشکلات دیگر را باز کند. رهبر شهید در سخنانی که در پایان سال 1400 ایراد کرد، این جمع‌بندی را به روشن‌ترین شکل ممکن بیان کرد: «مهم‌ترین مسائل اقتصادی کشور را مسئله تولید، رواج و رونق تولید ملی، حل می‌کند» (29/12/1400)

این جمله کوتاه، در واقع فشرده سال‌ها تجربه و مشاهده بود. ایشان در طول زمان دریافته بود که بسیاری از مسائل اقتصاد ایران، از تورم گرفته تا بیکاری و ضعف پول ملی، در نهایت به یک ریشه مشترک بازمی‌گردند: ناتوانی در تولید کافی و باکیفیت. حل این ریشه، به معنای حل بسیاری از شاخه‌ها بود.

تولید، قدرت سیاسی می‌آفریند

اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا از میان همه اصلاحات پیشنهادی تولید تا این حد برای رهبر شهید انقلاب حیاتی بود، باید از همین‌جا شروع کنیم که تولید در نگاه ایشان، ساخت قدرت اجتماعی و سیاسی یک ملت است. وقتی تاریخ اقتصادی جهان را ورق بزنیم، شواهد فراوانی برای آن پیدا می‌کنیم. ژاپن پس از ویرانی کامل جنگ جهانی دوم نه با کمک‌های خارجی و نه با فروش منابع طبیعی، که با بازسازی خطوط تولید صنعتی خود، در عرض چند دهه به یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شد. کره جنوبی، کشوری که در دهه شصت میلادی از بسیاری کشورهای آفریقایی فقیرتر بود با سرمایه‌گذاری پیوسته روی صنعت و تولید داخلی، امروز صاحب برندهایی است که در هر خانه‌ای در دنیا حضور دارند. تجربه آلمان، آمریکا، چین و کشورهای مشابه نیز به خوبی خط میان تولید و قدرت را نشان می‌دهند.

در نقطه مقابل، تجربه کشورهایی مثل ونزوئلا و یا کشورهای حاشیه خلیج فارس را داریم. کشوری با بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، به دلیل تکیه صرف بر درآمد نفت و غفلت از تولید داخلی، امروز با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اقتصادی تاریخ معاصر دست‌وپنجه نرم می‌کند. این مقایسه، همان نکته‌ای است که رهبر شهید انقلاب بارها به آن اشاره می‌کرد: کشورهایی که با استقلال اقتصادی و تکیه بر توانایی‌های داخلی خود پیش می‌روند، در برابر بحران‌ها سربلند و مقاوم می‌مانند؛ اما کشورهایی که سرنوشت خود را به یک منبع بیرونی گره می‌زنند، در نخستین تکانه جهانی زانو می‌زنند.

ایران نیز در طول تاریخ، دوره‌هایی از این دو مسیر را تجربه کرده است. جاده ابریشم و بازارهای پررونق اصفهان و تبریز در قرون گذشته یادآور دورانی است که این سرزمین با تولید و تجارت پارچه، فرش و کالاهای صنعتی، در معادلات اقتصادی منطقه حرفی برای گفتن داشت. همین تجربه تاریخی بود که رهبر شهید انقلاب را به این باور رساند که ایران توان بازگشت به همان جایگاه را دارد، به شرط آنکه دوباره تکیه‌گاه خود را از فروش خام منابع زیرزمینی به تولید واقعی منتقل کند. برای همین بود که در سخنان ایشان، تولید سنگ‌بنای جایگاه ایران در نظم قدرت منطقه‌ای و جهانی به شمار می‌رفت.

همچنین، مفهوم تولید در نگاه رهبر شهید انقلاب یک امری بود که باور ملی و عزت نفس ملی را هم به ارمغان می‌آورد. در واقع، یک ملت با مفهوم تولید است که می‌تواند در برابر توانایی‌های خودش به باور برسد و در دنیا احساس ضعف نداشته باشد: «مسئله تولید فقط مسئله اقتصاد هم نیست… تولید از لحاظ سیاسی، یک کشور را دارای اعتماد به نفس می‌کند، ملت را دارای احساس عزت می‌کند. اینکه ملت احساس کنند که نیازهایشان در داخل کشورِ خودشان به وسیله خودشان تأمین می‌شود، برای یک ملت خیلی مایه عزت و افتخار است؛ تا اینکه ببینند هر چه لازم دارند، بایستی از دیگران بگیرند؛ بایستی از دیگران آن را التماس بکنند؛ گاهی بدهند، گاهی هم ندهند… اینکه خود یک ملت بتواند تولیدکننده و تأمین‌کننده نیازهای خودش باشد، به او اعتماد به نفس می‌دهد، به او احساس عزت می‌دهد.» (17/02/1399)

شکوفایی استعدادها و هموار شدن مسیر مردم‌سالاری

دیگر نسبت مهم تولید با جامعه، پیوند آن با استعدادهای انسانی و شکوفایی خلاقیت و نوآوری است. جامعه‌ای که اقتصاد خود را بر درآمد نفتی و منابع آماده بنا می‌کند، به‌تدریج نیاز کمتری به استعداد، مهارت، ابتکار و خلاقیت مردم پیدا می‌کند. وقتی بخش مهمی از درآمد از فروش یک منبع طبیعی به دست می‌آید، الزام چندانی برای کشف ظرفیت‌های انسانی، پرورش نیروی متخصص و میدان دادن به ایده‌های تازه وجود ندارد. اما جامعه‌ای که بر پایه تولید و کار شکل می‌گیرد، ناگزیر است استعدادهای مردم را به رسمیت بشناسد، برای خلاقیت و نوآوری میدان باز کند و از توانایی‌های متنوع شهروندان خود استفاده کند. در چنین اقتصادی، انسان از یک مصرف‌کننده یا دریافت‌کننده درآمدهای حاصل از منابع طبیعی، به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های تولید تبدیل می‌شود.

این مسئله به نسبت تولید با مردم‌سالاری نیز می‌رسد. وقتی می‌توان از نقش‌آفرینی مردم در اقتصاد سخن گفت که دولت و نظام اقتصادی به مردم، سرمایه، دانش، مهارت و نوآوری آنان نیاز داشته باشند. دولتی که عمده درآمد خود را از نفت به دست می‌آورد، می‌تواند بخش بزرگی از هزینه‌های خود را بدون اتکا به مشارکت اقتصادی گسترده مردم تأمین کند. در نتیجه، زمینه برای نقش‌آفرینی واقعی مردم در اقتصاد محدودتر می‌شود. اما کشوری که اقتصاد خود را بر تولید بنا کرده است، چاره‌ای جز تکیه بر مردم ندارد. باید سرمایه‌های آنان را جذب کند، برای کارآفرینی و فعالیت اقتصادی‌شان راه باز کند و امکان مشارکت آنان را در ساختن اقتصاد فراهم آورد. از این منظر، تولید بستری برای فعال شدن ظرفیت‌های اجتماعی و افزایش نقش مردم در سرنوشت اقتصادی کشور است: «یکی از سرفصل‌هایی که از تولید به دست می‌آید، شکوفایی استعدادها و ابتکار جوانها است. وقتی‌که بازار تولید گرم باشد و رونق ‌داشته باشد، استعداد جوانها شکوفا میشود و ابتکارهایی را به میدان می‌آورند‌». (‌01/01/1396)

از این جهت می‌توان گفت اقتصاد متکی به نفت، بزرگ‌ترین دشمن تولید است. زیرا با فراهم کردن درآمدی که بدون مشارکت گسترده مردم در فرآیند تولید به دست می‌آید، هم انگیزه و ضرورت استفاده از استعدادهای انسانی را کاهش می‌دهد و هم زمینه مشارکت اقتصادی و نقش‌آفرینی مردم را محدود می‌کند. در مقابل، اقتصاد تولیدمحور ناگزیر است بر انسان، کار، خلاقیت و مشارکت عمومی تکیه کند و از همین مسیر، ظرفیت‌های پنهان جامعه را به نیروی واقعی پیشرفت تبدیل سازد.

اکسیری که همه دردها را درمان می‌کند

شاید گویاترین توصیف رهبر شهید انقلاب از تولید، همان تشبیهی باشد که آن را به یک «اکسیر» تشبیه کرد. ماده‌ای افسانه‌ای که در باور قدما، توان درمان هر دردی را داشت. امام شهید در همان سخنرانی پایان سال 1400 فرمود: «تولید؛ رشد اقتصادی را افزایش می‌دهد، اشتغال ایجاد می‌کند، تورم را کاهش می‌دهد، درآمد سرانه را افزایش می‌دهد، رفاه عمومی ایجاد می‌کند. علاوه بر این دارای تأثیرات روانی است؛ اعتماد به نفس ملی را بالا می‌برد، احساس عزتمندی را در ملت به وجود می‌آورد. تولید، یک چنین اکسیری است.» (29/12/1400)

این نگاه، تولید را از یک متغیر اقتصادی صرف، به یک راه‌حل چندلایه بدل می‌کند. توجه کنید که در این جمله، تأثیرات اقتصادی مثل رشد و اشتغال و تورم، در کنار تأثیرات روانی مثل اعتماد به نفس و عزتمندی نشسته‌اند. این ترکیب، نشان می‌دهد که ایشان تولید را با روحیه و روان جمعی یک ملت پیوند می‌زد. برای کشوری که سال‌ها با تحریم و فشار خارجی مواجه بوده، این بعد روانی اهمیتی کمتر از بعد اقتصادی ندارد.

رهبر شهید در بهمن 1400، با تعبیر «جهش تولید» همین ایده را با جزئیات بیشتری توضیح داده بود. آن سخنان نشان می‌دهد که ایشان صرفا به رشد تدریجی و آرام تولید قانع نبود و خواستار یک تحول واقعی و محسوس بود:

«جهش تولید اهمیت دارد چون اگر واقعا تولید را بتوانید جهش بدهید، همه شاخص‌های اقتصادی مهم کشور تغییر پیدا می‌کند… یعنی اشتغال پایدار به وجود می‌آید، بیکاری کاهش پیدا می‌کند، صادرات رونق پیدا می‌کند، درآمد ارزی برای کشور فراهم می‌شود، نرخ تورم کاهش پیدا می‌کند؛ علاوه بر اینها استقلال اقتصادی در کشور به وجود می‌آید و این موجب عزت ملی است… عزت و امنیت ملی را تأمین می‌کند، اعتماد به نفس ملی را بالا می‌برد و اقتصاد کشور را در مقابل تکانه‌هایی که از بیرون تحمیل می‌شود یا در داخل به وجود می‌آید حراست می‌کند.» (10/11/1400)

این جمله را می‌توان نقشه راهی کامل دانست. از اشتغال تا صادرات، از ارزآوری تا کنترل تورم، همه در یک زنجیره به هم متصل شده‌اند و نقطه شروع این زنجیره، تولید است. جالب اینکه ایشان در سخنانی دیگر، در خرداد همان سال، تأکید کرده بودند که این نگاه، صرفا برداشت شخصی‌شان نیست:

«این حرف، حرف متخصصین اقتصادی هم هست؛ بنده هم مکرر تکیه کرده‌ام روی این که محور نجات اقتصاد کشور، تقویت تولید داخلی است.» (14/03/1400)

وقتی تولید از مرز اقتصاد عبور می‌کند

اما نکته‌ای که اندیشه رهبر شهید انقلاب درباره تولید را واقعا متمایز می‌کند، این است که ایشان این مفهوم را محدود به حوزه اقتصاد نمی‌دید. در اسفند 1399، در توصیف شعار «جهش تولید»، چنین گفتند:

«شعار جهش تولید به معنای واقعی کلمه یک شعار به تمام معنا انقلابی است، شعار مهمی است… هم تأثیرات عمیق اقتصادی در کشور می‌گذارد… و هم علاوه بر آنها موجب اعتماد به نفس ملی می‌شود، موجب رضایتمندی عمومی مردم می‌شود، تضمین‌کننده امنیت ملی می‌شود.» (30/12/1399)

توصیف تولید به‌عنوان یک «شعار انقلابی» گویای بسیار زیادی است. برای ایشان تولید داخلی ابزاری بود برای تغییر معادله قدرت در سطح ملی. کشوری که بتواند نیازهای خود را خودش تأمین کند، در مذاکرات بین‌المللی نیز دست بازتری دارد و کمتر در معرض فشار قرار می‌گیرد. این همان نکته‌ای است که در ابتدا به آن اشاره شد: تولید، ستون‌فقرات قدرت اجتماعی و سیاسی یک ملت است.

ایشان همچنین در شهریور 1399 نیز همین ایده را با عبارتی کوتاه‌تر و صریح‌تر تکرار کردند: «تولید کلید اصلی است برای اشتغال، معیشت، کاهش تورم و ایجاد ارزش پول ملی؛ تولید واقعا مادر همه اینها است؛ هر چه می‌توانیم در مورد تولید بایستی کار کنیم.» (02/06/1399)

تعبیر «مادر همه اینها» نشان می‌دهد که در ذهن ایشان، بقیه اهداف اقتصادی فرزندان همین یک اصل هستند. اگر مادر سالم باشد، فرزندان نیز رشد می‌کنند. اگر مادر بیمار باشد، هیچ‌کدام از فرزندان توان کافی نخواهند داشت.

سیستم ایمنی یک پیکره اقتصادی

یکی از زیباترین و در عین حال دقیق‌ترین تمثیل‌هایی که رهبر شهید انقلاب برای توضیح جایگاه تولید به کار برد، در اردیبهشت 1399 و درست در بحبوحه بحران کرونا بیان شد. ایشان اقتصاد کشور را به بدن یک انسان تشبیه کرد و تولید را سیستم ایمنی آن دانست:

«تولید را می‌توان به سیستم ایمنی و دفاعی بدن تشبیه کرد… همین ویروس کرونا بلاشک وارد خیلی از بدن‌ها شد، لکن آنها مریض نشدند؛ چرا؟ به خاطر اینکه یک سیستم دفاعی سالمِ خوبی داشتند… اگر ما در اقتصاد کشور، اقتصاد را به یک بدن انسان تشبیه بکنیم، سیستم دفاعی و امنیت‌بخشِ اقتصاد عبارت از تولید است… اقتصاد ما متأسفانه دچار میکروب‌ها و ویروس‌های طبیعی متعددی است؛ ویروس‌های دست‌ساز هم هستند، مثل تحریم، مثل همین مسئله قیمت نفت… اگر ما بتوانیم این سیستم دفاعی و ایمنیِ پیکره اقتصاد کشور را تأمین کنیم… این تکانه‌های گوناگون بین‌المللی و تکانه‌های مختلف اقتصادی نخواهد توانست به کشور صدمه اساسی و مهمی وارد کند.» (17/02/1399)

این تمثیل، در روزهایی بیان شد که همه دنیا با یک بیماری واگیر دست‌وپنجه نرم می‌کرد و مفهوم سیستم ایمنی، برای هر شنونده‌ای ملموس و قابل‌فهم بود. رهبر شهید از این فرصت زبانی بهره گرفت تا نشان دهد اقتصاد ایران نیز با «ویروس‌های دست‌ساز» مثل تحریم مواجه است و تنها راه مقاومت در برابر این هجوم، تقویت سیستم دفاعی داخلی یعنی تولید است.

سخن پایانی

اگر بخواهیم اندیشه اقتصادی رهبر شهید انقلاب را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بهترین توصیف همان باشد که خودشان به کار بردند: تولید، اکسیری است که هم بدن اقتصاد را درمان می‌کند و هم روح یک ملت را. ایشان در طول بیش از یک دهه، با تکرار مستمر این ایده، تلاش داشتند آن را از یک شعار سالانه به یک باور عمومی تبدیل کنند. باوری که بگوید نجات ایران از چرخه آسیب‌پذیری تاریخی‌اش نه از دل معجزه‌های بیرونی، که از دل کارگاه‌ها، مزارع و خطوط تولید داخلی بیرون می‌آید. امروز در نبود ایشان، این آرمان به وصیتی تبدیل شده که تحقق‌اش وظیفه‌ای است بر دوش هر کسی که در اقتصاد ایران، از سیاست‌گذار تا کارگر و تولیدکننده نقشی ایفا می‌کند. حالا می‌توان فهمید که چرا تولید برای امام شهید انقلاب یک امر مقدس و مادر همه مسائل اقتصادی و سیاسی است. و این که چرا ایشان 15 سال شعار سال را تولید قرار دادند.

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | آزادسازی مردم از انقیاد دولت و بازار

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | راهبرد عدالت‌محور در حکمرانی اقتصادی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اژدهای هفت‌سر و معمای فساد اقتصادی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اقتصاد مویرگی

بررسی اندیشه اقتصادی رهبر شهید درباره مشارکت مردم در اقتصاد و تولید

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | توازن سرزمینی پیشران توسعه ملی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای| باطل‌السحر جنگ اقتصادی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | معماری اقتصاد پسانفتی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اقتصاد ایران در آینه بیانیه گام دوم

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | استقلال اقتصادی و منطق وزنه‌شدن در جهان

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اتکا به نفت بلای جان اقتصاد ایران

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اقتصاد فناورپایه موتور تولید قدرت

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا