سبزوار؛ صورت‌حساب فرصت‌های از دست‌رفته

چرا سهم سبزوار از توسعه اقتصادی، اشتغال و سرمایه‌گذاری هنوز متناسب با توانمندی‌های این شهرستان نیست؟
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از سبزوار؛ سبزوار شهر کم‌ظرفیتی نیست؛ از موقعیت جغرافیایی در مسیر تهران ـ مشهد و ظرفیت‌های ترانزیتی گرفته تا فرودگاه، دانشگاه، نیروی انسانی تحصیل‌کرده، معدن، کشاورزی، صنعت، آثار تاریخی، راه‌آهن، منطقه ویژه اقتصادی و ظرفیت‌های رو به رشد انرژی خورشیدی، مجموعه‌ای از مزیت‌ها را در اختیار این شهرستان قرار داده است.

اما پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود این ظرفیت‌ها، سهم سبزوار از توسعه اقتصادی، اشتغال و سرمایه‌گذاری هنوز متناسب با توانمندی‌های این شهرستان نیست؟

مسئله این گزارش، تکرار فهرست ظرفیت‌های سبزوار نیست؛ این ظرفیت‌ها سال‌هاست شناخته شده‌اند. مسئله، فرصت‌هایی است که از دست رفته، پروژه‌هایی است که دیر به نتیجه رسیده یا سال‌ها نیمه‌کاره مانده‌اند و زیرساخت‌هایی است که هنوز نتوانسته‌اند آن‌طور که باید به موتور محرک اقتصاد منطقه تبدیل شوند.

بخشی از این عقب‌ماندگی به عوامل خارج از شهرستان بازمی‌گردد؛ کمبود یا تأخیر در تخصیص اعتبار، طولانی شدن اجرای پروژه‌ها و تصمیم‌گیری‌های ملی. اما همه مشکلات را نمی‌توان به دولت نسبت داد. در داخل شهرستان نیز گاهی نبود هماهنگی میان دستگاه‌ها، تغییر تصمیم‌ها، طولانی شدن فرآیندهای اداری و دشواری مسیر سرمایه‌گذاری، فرصت‌هایی را از سبزوار گرفته است.

حتی برخی زیرساخت‌هایی که سال‌ها به عنوان مزیت مطرح شده‌اند، هنوز نتوانسته‌اند نقش واقعی خود را ایفا کنند؛ فرودگاهی که پروازهای منظم و پایدار ندارد، منطقه ویژه اقتصادی که نیازمند جذب سرمایه‌گذار و شکل‌گیری فعالیت اقتصادی واقعی است و راه‌آهنی که پس از سال‌ها انتظار تازه به مرحله ریل‌گذاری رسیده است.

راه‌آهن؛ فرصتی که سال‌ها منتظرش ماندیم

پروژه اتصال سبزوار به شبکه ریلی را می‌توان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های فرصت‌های از دست‌رفته دانست.این پروژه پس از سال‌ها انتظار برای تأمین اعتبار و تکمیل عملیات اجرایی، اکنون در مسیر ریل‌گذاری قرار گرفته است؛ اتفاقی مهم که می‌تواند بخشی از عقب‌ماندگی زیرساختی سبزوار را جبران کند.

با این حال، تأخیر در اجرای پروژه تنها به معنای از دست دادن زمان نیست. طولانی شدن اجرای طرح، هزینه‌های آن را نیز افزایش داده است؛ پروژه‌ای که اگر در سال‌های گذشته به بهره‌برداری می‌رسید، با هزینه‌های امروز مصالح، تجهیزات، دستمزد و عملیات اجرایی مواجه نبود.

اکنون موضوع تأمین چند هزار میلیارد تومان اعتبار برای تکمیل این زیرساخت مطرح است و افزایش هزینه‌ها در طول سال‌های تأخیر، بخشی از صورت‌حساب سنگین این پروژه را تشکیل می‌دهد.

اما مهم‌تر از هزینه‌ای که برای ساخت راه‌آهن پرداخت می‌شود، هزینه فرصت سال‌های بدون راه‌آهن است.

قطار که آمد، چه چیزی روی ریل می‌رود؟

اکنون که پروژه به مرحله ریل‌گذاری نزدیک شده، سؤال مهم‌تر از زمان رسیدن قطار، این است که پس از بهره‌برداری چه چیزی قرار است روی این ریل حرکت کند؟اگر واحدهای صنعتی، معادن، تولیدکنندگان بخش کشاورزی، انبارها، صادرکنندگان و منطقه ویژه اقتصادی از امروز برای استفاده از ظرفیت ریلی برنامه‌ریزی نکنند، ممکن است سبزوار سال‌ها برای ساخت راه‌آهن منتظر بماند اما پس از افتتاح، تازه به دنبال مشتری برای آن بگردد.

برای سال‌های ابتدایی بهره‌برداری، جابه‌جایی حدود 200 هزار تن بار مطرح شده است. اما این بار باید از هم‌اکنون شناسایی شود.بار راه‌آهن باید مشخص باشد؛ از معدن می‌آید یا صنعت؟ از محصولات کشاورزی است یا صادرات؟ مقصد آن کجاست و کدام واحدهای تولیدی می‌توانند با استفاده از حمل‌ونقل ریلی هزینه‌های خود را کاهش دهند؟

راه‌آهن زمانی به یک مزیت واقعی اقتصادی تبدیل می‌شود که مشتری بار آن پیش از افتتاح مشخص شده باشد.

اگر این برنامه‌ریزی انجام شود، خط ریلی سبزوار می‌تواند فراتر از یک پروژه عمرانی، به ابزاری برای جذب سرمایه‌گذاری، توسعه صنایع، کاهش هزینه حمل‌ونقل، افزایش رقابت‌پذیری تولیدکنندگان و تقویت صادرات تبدیل شود.

هزینه واقعی سال‌های بدون راه‌آهن

وقتی از تأخیر در اجرای راه‌آهن صحبت می‌کنیم، نباید فقط رقم اعتبار و مدت زمان اجرای پروژه را ببینیم. بخش مهم‌تر، فرصت‌هایی است که در این سال‌ها از دست رفته است.

ممکن است واحد تولیدی که می‌توانست در سبزوار احداث شود، به دلیل محدودیت‌های حمل‌ونقل در شهر دیگری سرمایه‌گذاری کرده باشد. ممکن است یک واحد صنعتی به دلیل هزینه بالای حمل نتوانسته باشد توسعه پیدا کند یا تولیدکننده‌ای بازارهای دورتر را از دست داده باشد.

این خسارت‌ها در جدول هزینه ساخت راه‌آهن دیده نمی‌شوند، اما بخشی از هزینه واقعی سال‌های بدون راه‌آهن هستند.

اکنون که این پروژه به مرحله ریل‌گذاری رسیده، هنوز فرصت برای جبران بخشی از این عقب‌ماندگی وجود دارد؛ به شرط آنکه برنامه‌ریزی برای استفاده اقتصادی از راه‌آهن همزمان با ساخت آن انجام شود.

راه‌آهن سبزوار نباید روز افتتاح، تازه به دنبال بار بگردد؛ باید از امروز مشخص باشد که چه کالایی، از کدام مبدأ و به کدام مقصد قرار است روی این ریل حرکت کند.

فرودگاه داریم، اما پرواز منظم نداریم

فرودگاه یکی از همان ظرفیت‌هایی است که سال‌ها از آن به عنوان مزیت سبزوار نام برده‌ایم، اما امروز باید صادقانه پرسید این فرودگاه چقدر در زندگی و اقتصاد شهر نقش دارد؟ واقعیت این است که سبزوار در حال حاضر پرواز منظم و پایدار ندارد. البته پروازهای مقطعی و مناسبتی وجود داشته و در سال جاری نیز پروازهای ویژه اربعین از فرودگاه انجام شده اما چیزی که شهر نیاز دارد، یک شبکه پروازی قابل اتکاست. چیزی که مردم بتوانند روی آن برای سفر کاری، درمانی، گردشگری یا تجاری حساب کنند. نمی خواهیم همه چیز را گردن مسئولان شهر بیندازیم چون بی انصافی است. راه‌اندازی پرواز اقتصادی است.

ایرلاین باید مسافر داشته باشد، هواپیما باید صرفه اقتصادی داشته باشد و مسیر باید توجیه داشته باشد. اما یک چرخه معیوب هم وجود دارد. وقتی پرواز منظم نباشد، مردم کمتر روی آن حساب می‌کنند. وقتی مسافر کم باشد، ایرلاین هم توجیه کمتری می‌بیند. نتیجه این می‌شود که فرودگاه هست، اما نقش آن در اقتصاد شهر کم‌رنگ می‌ماند. فرودگاه زمانی مزیت است که پرواز داشته باشد. پرواز زمانی مزیت است که مسافر داشته باشد و مسافر زمانی برای شهر ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند که این فرودگاه به گردشگری، تجارت، دانشگاه، صنعت و ارتباطات اقتصادی منطقه وصل شود.

معدن فقط استخراج کافی نیست

در بخش‌های مختلف منطقه، معادنی مثل کرومیت، منگنز، تیتانیوم، مس و انواع سنگ‌های ساختمانی وجود دارد و روداب هم یکی از مناطق مهم معدنی غرب خراسان رضوی است. در این منطقه 41 معدن فعال اعلام شده و واحدهای فرآوری کرومیت و تیتانیوم هم راه‌اندازی شده و ایجاد شهرک فرآوری صنایع معدنی در روداب نیز پیگیری شده است. با این حال، هنوز فاصله زیادی بین داشتن معدن و داشتن صنعت معدنی وجود دارد. سال‌ها یکی از مشکلات اصلی خام‌فروشی بوده یعنی ماده معدنی استخراج می‌شود اما برای فرآوری و ایجاد ارزش افزوده از منطقه خارج می‌شود. اگر قرار است معدن یکی از پایه‌های اقتصاد سبزوار باشد باید زنجیره آن از استخراج تا فرآوری و تولید محصول کامل‌تر شود.

البته توسعه معدن نباید فقط به سود معدن‌دار باشد. گردوغبار، تردد ماشین‌آلات سنگین، آسیب به جاده‌ها و مشکلات روستاهای اطراف هم باید جدی گرفته شود. معدن زمانی برای سبزوار یک فرصت واقعی است که هم اشتغال و درآمد ایجاد کند، هم ارزش افزوده‌اش در منطقه بماند و هم سهم خودش را در آبادانی مناطق معدنی بپردازد.

در انرژی خورشیدی فرصت را به ساخت نیروگاه محدود نکنیم

انرژی خورشیدی برخلاف بعضی از فرصت‌هایی که سال‌ها فقط درباره‌شان حرف زده‌ایم، حالا دارد از مرحله حرف به اجرا نزدیک می‌شود. در سال 1405، یک نیروگاه یک مگاواتی در سبزوار به بهره‌برداری رسیده و همزمان عملیات اجرایی یک نیروگاه 250 مگاواتی آغاز شده است. همچنین برای اجرای مجموعه طرح‌های خورشیدی، صدها هکتار زمین در شهرستان در اختیار سرمایه‌گذاران قرار گرفته و مسئولان از هدف‌گذاری حدود 500 مگاوات ظرفیت خورشیدی طی دو سال آینده صحبت کرده‌اند.

پس انرژی خورشیدی می‌تواند به یکی از بخش‌های مهم اقتصاد آینده سبزوار تبدیل شود. اما اینجا هم همان اشتباه قدیمی نباید تکرار شود. فقط نیروگاه بسازیم و بگوییم ظرفیت تولید برق بالا رفت.باید دید آیا می‌توانیم در کنار نیروگاه‌ها، شرکت‌های نصب و نگهداری، خدمات فنی، تعمیرات، تجهیزات، آموزش نیروی متخصص و شرکت‌های دانش‌بنیان مرتبط با انرژی را هم در سبزوار شکل دهیم یا نه؟

منطقه ویژه اقتصادی؛ زمین داریم اما باید اقتصاد بسازیم

منطقه ویژه اقتصادی سبزوار می‌تواند یکی از مهم‌ترین فرصت‌های آینده شهر باشد اما نباید فقط به محلی برای واگذاری زمین و ساخت کارخانه تبدیل شود. اگر محصولی در سبزوار تولید شود، برای فرآوری به شهر دیگری برود، بسته‌بندی‌اش جای دیگری انجام شود و صادراتش هم از نقطه دیگری صورت بگیرد، بخش مهمی از ارزش اقتصادی آن خارج از سبزوار ایجاد می‌شود. منطقه ویژه باید جایی باشد که تولید، فرآوری، بسته‌بندی، انبار، گمرک، حمل‌ونقل و صادرات کنار هم قرار بگیرند.

کشاورزی تولید می‌کنیم، اما چقدر از سودش برای ما می‌ماند؟

کشاورزی سبزوار ظرفیت بزرگی است اما آیا تولید محصول پایان کار است؟ فرض کنیم کشاورز زیره تولید می‌کند. چه کسی آن را پاک می‌کند؟ چه کسی استاندارد می‌کند؟ چه کسی بسته‌بندی می‌کند؟ چه کسی برند می‌سازد؟ چه کسی بازار خارجی پیدا می‌کند؟ چه کسی صادر می‌کند؟ اگر بیشتر این مراحل خارج از سبزوار انجام شود، محصول اینجا تولید شده اما بخش مهمی از ارزش اقتصادی آن جای دیگری ایجاد شده است. همین داستان درباره پسته، زعفران، محصولات دامی و دیگر محصولات کشاورزی هم وجود دارد.پس فرصت واقعی تبدیل کشاورزی به صنعت و تکمیل زنجیره تولید نه صرفا افزایش تولید.

آب مسئله‌ای که نمی‌شود از کنارش رد شد

البته نمی‌توان درباره توسعه کشاورزی و صنعت حرف زد و آب را نادیده گرفت. سبزوار نمی‌تواند برای توسعه آینده دوباره به سمت فعالیت‌هایی برود که مصرف آب بالایی دارند و بعد چند سال با مشکل جدی‌تر روبه‌رو شود. اگر قرار است کشاورزی ادامه پیدا کند، باید ارزش بیشتری با آب کمتر ایجاد شود. فناوری، اصلاح الگوی کشت، کاهش مصرف آب، فرآوری محصولات و صنایع کم‌آب‌بر باید بخش جدی‌تری از برنامه اقتصادی شهر باشند.

کمربندی سبزوار فقط جاده نیست

سال‌ها مشکل ترافیک و ضرورت ساماندهی کمربندی سبزوار مطرح بوده و حالا پروژه در مسیر اجرا قرار گرفته با حدود هزار و 800 میلارد تومان. طبیعتا کمربندی برای کاهش ترافیک و بهبود رفت‌وآمد لازم است، اما یک سوال اقتصادی هم وجود دارد. آیا کمربندی فقط قرار است ترافیک را از شهر خارج کند یا می‌توانیم از آن برای توسعه خدمات بین‌راهی، انبارداری، حمل‌ونقل، تعمیرگاه‌ها، مراکز خدماتی و فعالیت‌های لجستیکی هم استفاده کنیم؟ اگر کمربندی ساخته شود و مسافر و کامیون را فقط سریع‌تر از کنار سبزوار عبور دهد ممکن است مشکل ترافیک حل شود اما فرصت اقتصادی توقف مسافر هم کمتر شود. بنابراین از همین حالا باید مشخص باشد قرار است اطراف این مسیر چه اتفاق اقتصادی بیفتد.

چرا از طرح‌های بزرگ استقبال نمی‌کنیم؟

این شاید یکی از سهل و ممتنع ترین سوال‌های این گزارش باشد. سال‌ها می‌گوییم چرا سرمایه‌گذار بزرگ به سبزوار نمی‌آید؟ چرا پروژه‌های بزرگ به شهرهای دیگر می‌روند؟ چرا بازار ما کوچک مانده است؟ اما وقتی یک مجموعه بزرگ می‌خواهد وارد شهر شود، نگرانی‌ها شروع می‌شود. ماجرای طرح‌هایی مثل شهر فرش و لوازم خانگی نمونه همین بحث است. نگرانی کسبه قابل فهم است. کسی نمی‌خواهد مغازه‌ای که سال‌ها در این شهر فعالیت کرده ناگهان مشتری خودش را از دست بدهد. اما سوال این است آیا راه‌حل، مخالفت با ورود هر مجموعه بزرگ است؟ اگر یک سرمایه‌گذار بزرگ وارد سبزوار می‌شود، باید بررسی کنیم چطور می‌توانیم کسبه و فعالان اقتصادی شهر را هم در زنجیره آن قرار دهیم. سرمایه‌گذار بزرگ می‌تواند رقیب باشد، اما می‌تواند مشتری جدید هم وارد شهر کند، اشتغال ایجاد کند و حتی باعث شود بخشی از خریدهایی که مردم برای آن به مشهد یا شهرهای دیگر می‌روند، در خود سبزوار انجام شود.

دانشگاه سرمایه‌ای که هنوز کامل وارد اقتصاد نشده

سبزوار دانشگاه و نیروی انسانی قابل توجهی دارد. اما سوال این است این همه دانشجو، استاد و نیروی متخصص چقدر با اقتصاد واقعی شهر ارتباط دارند؟ دانشگاه می‌تواند برای مسائل واقعی سبزوار راه‌حل پیدا کند از آب و کشاورزی گرفته تا معدن، انرژی، گردشگری، حمل‌ونقل و فناوری. چرا دانشجویی که در سبزوار درس می‌خواند، بعد از فارغ‌التحصیلی برای پیدا کردن آینده شغلی خودش مجبور باشد شهر را ترک کند؟ اگر دانشگاه بتواند در کنار آموزش، شرکت، محصول و کسب‌وکار تولید کند، آن وقت یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های شهر از حالت بالقوه خارج می‌شود.

گردشگری؛ چرا مسافر فقط عبور می‌کند؟

سبزوار تاریخ و فرهنگ دارد اما داشتن آثار تاریخی به تنهایی گردشگر نمی‌سازد. مسافر باید دلیلی داشته باشد که وارد شهر شود. مسافری که در مسیر تهران ـ مشهد حرکت می‌کند، اگر فقط از کنار سبزوار عبور کند، درآمد چندانی برای اقتصاد محلی ایجاد نمی‌کند. اما اگر برای غذا، خرید، بازدید، استراحت یا اقامت وارد شهر شود، همان مسافر تبدیل به مشتری می‌شود. پس باید برای او یک تجربه ساخت غذای محلی، بازار، آثار تاریخی، صنایع دستی، فضای مناسب برای استراحت و در صورت امکان اقامت. باید قبول کرد که عبور مسافر فرصت است و توقف مسافر درآمد.

ترس از تغییر هم می‌تواند فرصت‌سوزی باشد

هیچ طرح بزرگی نباید بدون بررسی پذیرفته شود.آب، ترافیک، محیط‌زیست، اشتغال، اثر بر بازار موجود و زیرساخت‌های مورد نیاز باید بررسی شود. اما بین نقد کردن یک طرح و ترسیدن از هر اتفاق جدید تفاوت وجود دارد. سبزوار نمی‌تواند هم سرمایه‌گذار بزرگ بخواهد و هم از سرمایه‌گذار بزرگ بترسد. اگر طرحی ایراد دارد، باید اصلاحش کرد. اگر مشکلی ایجاد می‌کند، باید برایش راه‌حل گذاشت. اما اینکه هر اتفاق جدیدی را از ابتدا تهدید ببینیم، خودش می‌تواند یکی از دلایل از دست رفتن فرصت‌ها باشد.

سبزوار در خلا تصمیم نمی‌گیرد

سرمایه‌گذار فقط نمی‌بیند سبزوار چه امکاناتی دارد. نگاه می‌کند زمین هست؟ آب و برق هست؟ بازار چطور است؟ حمل‌ونقل و مجوزها چطور؟ و مهم‌تر از همه، چقدر طول می‌کشد تا به نتیجه برسد؟ بنابراین اینکه بگوییم دانشگاه داریم، معدن داریم، راه‌آهن داریم و منطقه ویژه داریم، به‌تنهایی کافی نیست. سرمایه‌گذار با حساب‌وکتاب تصمیم می‌گیرد و سرمایه هم منتظر یک شهر نمی‌ماند.

راه‌آهن داریم، فرودگاه داریم، منطقه ویژه داریم، دانشگاه داریم، کشاورزی و معدن و صنعت هم داریم، اما هنوز اینها آن‌طور که باید کنار هم قرار نگرفته‌اند. مثلا راه‌آهن باید به معدن و صنعت و منطقه ویژه وصل شود، دانشگاه باید به بازار کار وصل شود و کشاورزی باید به صنایع تبدیلی برسد. شاید مشکل اصلی سبزوار کمبود امکانات نباشد؛ مشکل این باشد که هنوز نتوانسته‌ایم از کنار هم گذاشتن این امکانات، یک اقتصاد قوی بسازیم.

چه کسی مسئول است؟

برای این وضعیت نمی‌شود فقط یک نفر یا یک دستگاه را مقصر دانست. بخشی از مشکلات به تصمیم‌های کلان و کمبود اعتبار برمی‌گردد، بخشی به مدیریت‌ها و پیگیری مسئولان، بخشی به بخش خصوصی و بخشی هم به خود ما. گاهی تصمیم‌ها دیر گرفته شده، گاهی اختلاف‌ها یک پروژه را عقب انداخته و گاهی هم سرمایه‌گذار ترجیح داده جای دیگری سرمایه‌گذاری کند. مهم این است که دوباره همین اشتباه‌ها را تکرار نکنیم.

چه باید کرد؟

باید از گفتن ظرفیت داریم عبور کنیم و ببینیم از این ظرفیت‌ها چه استفاده‌ای کرده‌ایم. راه‌آهن داریم پس باید بدانیم چه مقدار بار قرار است روی ریل برود. منطقه ویژه داریم چند واحد واقعی قرار است در آن کار کنند؟ فرودگاه داریم چرا پرواز منظم نداریم؟ دانشگاه داریم چند کسب‌وکار از دل آن بیرون آمده؟ معدن و کشاورزی داریم چه مقدار از محصولشان در خود منطقه فرآوری می‌شود؟

فرصت‌های امروز، حسرت‌های فردا نشوند

سبزوار دیگر به فهرست بلندتری از ظرفیت‌ها نیاز ندارد. همین چیزهایی که دارد اگر درست کنار هم قرار بگیرند، می‌توانند اقتصاد شهر را تغییر دهند. فرصت‌های گذشته دیگر برنمی‌گردند اما هنوز می‌شود کاری کرد که فرصت‌های امروز چند سال بعد تبدیل به حسرت نشوند.

گزارش از محمد تاج آبادی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا