امام موسی صدر و 47 سال بی‌خبری از مردی که اسرائیل را شرّ مطلق می دانست

جمله معروفی منتسب به امام موسی صدر است که اگر اسرائیل و شیطان باهم بجنگند، ما در کنار شیطان خواهیم ایستاد.
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- 9 شهریور سالروز ناپدید شدن امام موسی صدر روحانی ایرانی و رهبر شیعیان لبنان است. او در سخنانی درباره اسرائیل گفته بود: «اگر روزی اسرائیل و شیطان با هم درگیر شوند، ما جانب شیطان را خواهیم گرفت.»

.

برای فهم این جمله باید به لبنان دهه‌های 1960 و 1970 برگشت. به جنوب لبنان به فلسطین و به مردمی که در میانه جنگ‌ها و حملات اسرائیل زندگی می‌کردند. در سال1348 زمانی که هنوز جنگ داخلی لبنان آغاز نشده بود، او درباره اهداف اسرائیل هشدار داد و آن را خطری برای جنوب و شمال لبنان، سرزمین و مردم، اقتصاد و سیاست این کشور دانست.

چند سال بعد در دی ماه 1356 چند ماه قبل از ناپدیدشدنش، موضعش صریح‌تر شد. او در سخنرانی‌ای اسرائیل را شر مطلق دانست و در توضیح این تعبیر گفت: «اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان خواهیم ایستاد.»

این جمله در خلأ گفته نشده بود. لبنان در آن سال‌ها به یکی از کانون‌های اصلی منازعه فلسطین و اسرائیل تبدیل شده بود و جنوب لبنان، جایی که شیعیان محروم این کشور زندگی می‌کردند، بیشتر از همه هزینه این درگیری را می‌پرداخت.

برای امام موسی صدر، مسئله فلسطین فقط مسئله فلسطینی‌ها نبود. در جنوب لبنان، مرز میان مسئله فلسطین و مسئله لبنان عملاً از بین رفته بود و اسرائیل به بهانه حضور گروه های فلسطینی بارها روستاهای جنوب لبنان را بمباران کرده بود.

امام موسی صدر در همین منطقه تلاش می‌کرد جامعه شیعیان را که سال‌ها در حاشیه سیاسی و اقتصادی لبنان قرار داشتند، سازمان دهد و صدای محرومان جنوب باشد. او برای آبادانی و توسعه و پیشرفت این مناطق دست به یک حرکت سیاسی و اجتماعی زد و حاصل آن تاسیس «مجلس اعلای شیعیان لبنان» در سال 1348 (1969) بود. او می‌خواست از طریق این مجلس به شکل منسجم و هدفمند، اهدافش را برای جامعه شیعیان لبنان پیش ببرد. دو سال بعد امام موسی صدر در ادامه نقش‌آفرینی در جامعه لبنان جنبش امل را با هدف مقاومت مردمی علیه حملات اسرائیل در جنوب لبنان بنیان گذاشت. شهید مصطفی چمران به عنوان مسئول تشکیلات این جنبش با او همکاری نزدیکی داشت.

در فروردین 1357 اسرائیل عملیات گسترده‌ای را در جنوب لبنان آغاز کرد. نیروهای اسرائیلی وارد خاک لبنان شدند و بخش بزرگی از جنوب تا نزدیکی رود لیتانی تحت تاثیر این عملیات قرار گرفت. روستاها تخلیه شد و تعداد زیادی از مردم جنوب آواره شدند.

امام موسی صدر در برابر این حمله موضع گرفت. برای او، اسرائیل دیگر یک تهدید احتمالی نبود. تهدیدی بود که مردم آن را با پوست و استخوان خود لمس می‌کردند.

تابستانی که لبنان را رها نکرد

در همین سال بحران لبنان پیچیده‌تر از همیشه شده بود. جنگ داخلی که از 1975 آغاز شده بود، گروه‌های لبنانی، فلسطینی و بازیگران منطقه‌ای را درگیر کرده بود و هر طرف تلاش می‌کرد آینده لبنان را مطابق منافع خود شکل دهد.

امام موسی صدر در این میان فقط رهبر شیعیان نبود. تلاش می‌کرد از فروپاشی کامل لبنان جلوگیری کند و همزمان جایگاه جامعه شیعه را در معادلات سیاسی کشور تثبیت کند.

اما برای حل بحران، لبنان به تنهایی کافی نبود. امام موسی صدر به رایزنی با کشورهای عربی روی آورد. یکی از این مسیرها به الجزایر و دیدار با هواری بومدین رسید و بعد دعوتی از لیبی برای دیدار با معمر قذافی مطرح شد.

قذافی در آن سال‌ها خود را یکی از مدافعان فلسطین و مخالفان اسرائیل معرفی می‌کرد و در تحولات لبنان هم نقش و نفوذی برای خود قائل بود. بنابراین سفر صدر به طرابلس می‌توانست فرصتی برای گفت‌وگو درباره آینده لبنان باشد.

صدر دعوت را پذیرفت. سفری که قرار بود یک مأموریت سیاسی باشد، اما به آخرین سفر زندگی او تبدیل شد.

3 شهریور 1357 موسی صدر همراه شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین روزنامه‌نگار و مدیر خبرگزاری اخبار لبنان وارد طرابلس شدند.

آنها مهمان رسمی حکومت لیبی بودند و در هتل الشاطئ اقامت کردند. اما سفر مطابق انتظار پیش نرفت. قرار ملاقات با قذافی چند بار به تعویق افتاد. همزمان، خبری رسمی از حضور صدر در لیبی منتشر نمی‌شد و تماس‌های معمول او با خانواده و اعضای مجلس اعلای شیعیان لبنان هم قطع شده بود.

تا اینکه برای 9 شهریور قرار ملاقات قطعی شد. ظهر آن روز امام موسی صدر، محمد یعقوب و عباس بدرالدین از هتل خارج شدند. سوار خودروهای رسمی لیبی شدند تا به دیدار قذافی بروند. این آخرین مشاهده قطعی از این سه مرد بود. از این لحظه روایت‌ها با همدیگر فرق می کنند.

روایت لیبی، پرواز شماره 881

حکومت لیبی بعدها اعلام کرد که دیدار صدر با قذافی انجام نشده و موسی صدر و همراهانش بعد از آن تصمیم گرفتند لیبی را ترک کنند و همان شب با پرواز شماره 881 آلیتالیا راهی رم شدند. واقعا پرواز از طرابلس به رم رفته بود. اما وقتی تحقیقات آغاز شد یک سؤال ساده به وجود آمد: اگر امام موسی صدر با این هواپیما به رم رفته بود، چرا کسی او را ندیده بود؟ خدمه هواپیما حضور او و همراهانش را تأیید نکردند. مسافران نیز چیزی درباره حضور سه نفر با مشخصات آنها به خاطر نداشتند. مأموران فرودگاه رم هم نشانی از ورود این سه نفر پیدا نکردند. بعد ماجرای هتل پیش آمد. در رم، دو نفر با نام موسی صدر و محمد یعقوب وارد هتل هالیدی‌این شدند. اتاق گرفتند، اما مدت زیادی آنجا نماندند. وقتی بعداً ماجرا بررسی شد، کارکنان هتل گفتند افرادی که آن روز دیده‌اند، با موسی صدر و محمد یعقوب مطابقت نداشتند. از همه عجیب‌تر اینکه گذرنامه‌های واقعی صدر و یعقوب در همان اتاق باقی مانده بود. تحقیقات قضایی ایتالیا در نهایت به این نتیجه رسید که امام موسی صدر و دو همراهش هرگز وارد ایتالیا نشده‌ بودند و پروازی که قرار بود به روایت لیبی پایان سفر آنها باشد، به یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های این پرونده تبدیل شد.

وقتی روایت سفر به رم زیر سؤال رفت، نگاه‌ها دوباره به طرابلس برگشت. همان شهری که آخرین تصویر قطعی از سه مرد در آن ثبت شده بود. پرونده سال‌ها ادامه پیدا کرد. روایت رسمی حکومت لیبی همچنان بر خروج صدر از کشور تأکید داشت، اما در لبنان تحقیقات قضایی مسیر دیگری را دنبال کرد. در سال 2008، دستگاه قضایی لبنان معمر قذافی و شماری از مقام‌های لیبی را به دخالت در ربایش و ناپدیدشدن موسی صدر و دو همراهانش متهم کرد.بعد از آن و در سال 2011 قذافی سقوط کرد و این امید شکل گرفت که شاید اسناد و اطلاعات پنهان‌شده درباره سرنوشت موسی صدر هم پیدا شود.هیأت‌هایی از لبنان به لیبی رفتند و پیگیری پرونده دوباره آغاز شد. اما سقوط قذافی هم معمای صدر را حل نکرد.

نزدیک به نیم قرن از آن بعدازظهر 9 شهریور 1357 گذشته است. امام موسی صدر، محمد یعقوب و عباس بدرالدین همچنان مفقودند و درباره سرنوشت نهایی آنها پاسخ قطعی در دست نیست. اما درباره موضع امام موسی صدر نسبت به اسرائیل، ابهامی وجود ندارد.

برای امام موسی صدر، اسرائیل فقط یک دشمن در آن سوی مرز نبود. مسئله‌ای بود که به فلسطین، لبنان و سرنوشت مردم جنوب گره خورده بود. به همین دلیل، چند ماه قبل از آخرین سفرش، در سخنرانی «اسرائیل شر مطلق»، موضعش را با صریح‌ترین عبارت ممکن بیان کرد و گفت: «اسرائیل شر مطلق است.» و برای نشان دادن شدت این نگاه، جمله‌ای گفت که بعدها بارها نقل شد: «اگر روزی اسرائیل و شیطان با هم درگیر شوند، ما جانب شیطان را خواهیم گرفت.»

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا