روزی که «جهاد» از میان آوارهای فردوس قد کشید

روایت 58 ساله یک چادر، یک طلبه جوان و مردمی که هنوز خاطره آن روزها را زنده نگه داشته‌اند.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از بیرجند، فردوس فقط شهری است که یک زلزله بزرگ را پشت سر گذاشته باشد؛ فردوس شهری است که بخشی از تاریخ خدمت به مردم، از میان آوارهای آن نوشته شد. تابستان سال 1347 هنوز به پایان نرسیده بود. زندگی در شهرستان فردوس و روستاها و مناطق پیرامون آن جریان داشت؛ مردم در خانه‌هایشان بودند و کسی نمی‌دانست چند لحظه بعد، زمین زیر پایشان چه خواهد کرد.

زلزله که آمد، همه‌چیز در چند لحظه تغییر کرد. خانه‌ها فرو ریختند، کوچه‌ها پر از آوار شدند و خانواده‌هایی که تا چند دقیقه قبل در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، ناگهان با مرگ، مجروحیت و بی‌خانمانی روبه‌رو شدند. بخش‌هایی از فردوس به شدت آسیب دید و مردم بسیاری خانه و زندگی خود را از دست دادند.

اما فاجعه برای زلزله‌زدگان فقط همان لحظه‌ای نبود که زمین لرزید. پس از فروکش کردن تکان‌های زمین، زندگی سخت تازه آغاز شده بود؛ زندگی در میان خرابه‌ها، جست‌وجوی عزیزان، پیدا کردن سرپناه، تأمین غذا و آب و تلاش برای بازگرداندن اندکی آرامش به خانواده‌هایی که همه داشته‌هایشان را از دست داده بودند.

در میان این فضای سنگین، خبر رسید گروهی از مشهد در راه فردوس هستند. در رأس این جمع، طلبه‌ای جوان قرار داشت؛ سیدعلی خامنه‌ای، طلبه 29 ساله‌ای که همراه جمعی از طلاب و نیروهای دانشگاهی مشهد راهی منطقه شده بود. آنها برای یک بازدید تشریفاتی نیامده بودند. قرار بود بمانند، ببینند، بشنوند و هر کاری از دستشان برمی‌آید برای مردم انجام دهند.

چادری که به یک پایگاه امید تبدیل شد

گروه در بدو ورود در چادری مستقر شد که مردم آن را «چادر شیخ‌ها» می‌نامیدند. چادر، ساده بود؛ اما کارکردش ساده نبود. از همان‌جا روند دریافت و توزیع کمک‌ها سامان گرفت. اقلام غذایی، وسایل زندگی و نیازهای اولیه به دست مردم می‌رسید و گروه تلاش می‌کرد کمک‌ها براساس نیاز واقعی خانواده‌ها توزیع شود. اما آنچه این حضور را از یک امدادرسانی معمولی متفاوت می‌کرد، فقط چند بسته کالا و مواد غذایی نبود.

مردم، علاوه بر نان و سرپناه، به کسی نیاز داشتند که کنارشان بایستد. کسی که پای حرفشان بنشیند؛ با خانواده‌های داغدار همدردی کند و در روزهایی که همه‌چیز رنگ ویرانی گرفته، از بازگشت امید سخن بگوید.

طلبه‌های جوان، در کنار فعالیت‌های امدادی، برنامه‌های فرهنگی و مذهبی نیز برگزار می‌کردند. منبرهای وعظ و جلسات تفسیر قرآن در چادرها شکل گرفت و تلاش شد نیازهای روحی و معنوی مردم نیز در کنار نیازهای مادی آنان دیده شود.

این نگاه، یک پیام روشن داشت: امداد فقط رساندن کالا نیست؛ گاهی مهم‌ترین کمک، حضور در کنار انسانی است که احساس می‌کند در سخت‌ترین روز زندگی‌اش تنها مانده است.

جهاد، قبل از آنکه یک عنوان باشد

اگر امروز واژه «گروه جهادی» برای بسیاری از مردم یادآور اردوهای عمرانی، پزشکی، فرهنگی و خدمت‌رسانی به مناطق محروم است، ریشه این مفهوم را می‌توان در چنین صحنه‌هایی جست‌وجو کرد؛ جایی که تعدادی جوان، بدون آنکه منتظر امکانات گسترده باشند، خود را به متن یک بحران رساندند.

آنها فاصله میان «امدادگر» و «آسیب‌دیده» را کم کردند. بیل و کلنگ به دست گرفتند، در کنار مردم ماندند و تلاش کردند کارهایی را که روی زمین مانده بود، پیش ببرند. در واقع، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این حرکت، حضور در میدان بود. نه از پشت میز. نه از فاصله‌ای دور. بلکه در میان همان آوارهایی که مردم هر روز از کنارشان عبور می‌کردند.

13 شهریور؛ تاریخی که در تقویم ماند

سال‌ها از آن زلزله گذشت؛ اما خاطره آن روزها در فردوس باقی ماند. مردم شهرستان، حضور آن گروه و طلبه جوان را فراموش نکردند؛ حضوری که برای آنان فقط یک حادثه تاریخی نبود، بلکه بخشی از حافظه جمعی شهر شد. همین خاطره بعدها به ایده‌ای برای نام‌گذاری 13 شهریور به عنوان روز حرکت‌های جهادی و امداد مردمی تبدیل شد.

در سال‌های اخیر نیز این روز به یکی از مناسبت‌های مهم مرتبط با فرهنگ جهادی تبدیل شده و در سال 1402، عنوان آن در سطح ملی به تصویب رسید و در تقویم رسمی کشور ثبت شد. اما شاید مهم‌تر از ثبت یک مناسبت در تقویم، اتفاقی باشد که در میدان رخ داده است. اینکه هر سال، گروه‌هایی از جوانان دوباره راهی مناطق محروم می‌شوند؛ پزشک و دندانپزشک، مهندس و معلم، دانشجو و طلبه، کارگر و جهادگر، هرکدام بخشی از توان خود را می‌آورند تا گرهی از کار مردم باز کنند.

فردوس هنوز از جهاد می‌گوید

از سال 1401، فردوس میزبان اجلاسیه جهادگران شده است؛ اجلاسیه‌ای که تلاش می‌کند خاطره آن روز تاریخی را از یک روایت صرفاً تاریخی فراتر ببرد و آن را به یک جریان زنده تبدیل کند. ثمره این حرکت‌ها فقط برگزاری مراسم نیست.

در سال‌های اخیر ده‌ها اردوی جهادی در حوزه‌های مختلف در شهرستان فردوس و دیگر مناطق محروم خراسان جنوبی شکل گرفته است؛ از خدمات پزشکی و دندانپزشکی گرفته تا فعالیت‌های عمرانی، فرهنگی و کشاورزی. جوانانی که شاید سال‌ها پس از زلزله 1347 به دنیا آمده‌اند، امروز در همان جغرافیا ایستاده‌اند و کاری مشابه انجام می‌دهند: آمده‌اند تا بخشی از بار مردم را بردارند.

این شاید جذاب‌ترین بخش داستان فردوس باشد؛ اینکه یک خاطره تاریخی، در یک موزه یا کتاب متوقف نشده و هنوز در زندگی مردم ادامه دارد.

امسال؛ باز هم از فردوس

امسال نیز همزمان با فرارسیدن 13 شهریور، برنامه‌های مختلفی برای گرامیداشت این روز در نظر گرفته شده است. مهدی هنری، مسئول بسیج سازندگی خراسان جنوبی اعلام کرده است که پنجمین اجلاسیه‌های ملی در این حوزه در استان برگزار می‌شود و اجلاسیه امسال با عنوان «شهدای جهاد و خدمت» و با همکاری دفتر نشر آثار مقام معظم رهبری، روز 12 شهریور در فردوس برگزار خواهد شد.

هدف از برگزاری این اجلاسیه، بازخوانی سیره جهادی و تبیین نقش سیدعلی خامنه‌ای در امدادرسانی به مردم فردوس در جریان زلزله سال 1347 عنوان شده است. در کنار این برنامه، رزمایش جهادگران فاطمی 6 نیز از فردوس آغاز شده است؛ رزمایشی که قرار است در سراسر کشور ادامه پیدا کند. در خراسان جنوبی نیز 844 گروه جهادی با مشارکت بیش از 10 هزار نفر برای خدمت‌رسانی در عرصه‌های مختلف اعلام آمادگی کرده‌اند.

همچنین فراخوان ملی تولید محتوا با موضوع «جهاد مقدس» در بخش‌های ادبی، دیداری و شنیداری، از فیلم و مستند گرفته تا پادکست و موسیقی، برگزار می‌شود. دومین دوره «نشان ملی فردوس» نیز قرار است در تهران برگزار شود و از الگوهای برتر جهادی کشور تقدیر کند.

از یک زلزله تا یک فرهنگ

58 سال گذشته است. نسل‌ها آمده‌اند و رفته‌اند. فردوس تغییر کرده، خانه‌ها دوباره ساخته شده‌اند و بسیاری از نشانه‌های آن زلزله از چهره شهر پاک شده است. اما یک تصویر هنوز در حافظه مردم باقی مانده است: چادری ساده در میان ویرانه‌ها؛ چند طلبه جوان؛ محموله‌هایی که از مشهد می‌رسید؛ مردمی که برای گرفتن کمک یا شنیدن حرفی امیدبخش به آنجا می‌آمدند و جوانانی که تصمیم گرفته بودند به جای تماشای مصیبت، وارد میدان شوند.

شاید راز ماندگاری آن روز همین باشد. جهاد، از جایی آغاز شد که عده‌ای منتظر نماندند تا دیگری کاری انجام دهد. آمدند. در کنار مردم ماندند.

دردشان را شنیدند. دستشان را گرفتند. و نشان دادند که گاهی برای آغاز یک حرکت بزرگ، نه امکانات عجیب لازم است و نه تشکیلات گسترده؛ کافی است کسی در لحظه‌ای که همه‌چیز فرو ریخته، تصمیم بگیرد کنار مردم بایستد.

و امروز، وقتی 13 شهریور در تقویم به نام «روز حرکت‌های جهادی و امداد مردمی» ثبت شده، می‌توان به فردوس نگاه کرد؛ به شهری که 58 سال پیش زیر آوار رفت، اما از دل همان آوار، روایتی از خدمت، همدلی و جهاد سر برآورد؛ روایتی که هنوز تمام نشده است.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا