سوآپ گاز ترکمنستان؛ فرصت طلایی ایران که نباید از دست برود

خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: ترکمنستان در حال بازطراحی راهبرد صادرات گاز خود است؛ تحولی که اگرچه در ظاهر به سیاست انرژی عشقآباد مربوط میشود، اما میتواند پیامدهای مهمی برای جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در آسیای مرکزی، دریای کاسپین، قفقاز و بازار انرژی ترکیه داشته باشد.
ترکمنستان طی بیش از یک دهه گذشته بخش عمده گاز خود را به چین صادر کرده است. با این حال، عشقآباد اکنون در تلاش است از وابستگی شدید به یک مشتری یا یک مسیر صادراتی فاصله بگیرد و مدل «چندمسیره» را دنبال کند. چین همچنان مهمترین بازار گاز ترکمنستان باقی خواهد ماند، اما همزمان مسیر ایران به ترکیه، طرح خط لوله تاپی برای انتقال گاز به افغانستان، پاکستان و هند و مسیر ترانس کاسپین به آذربایجان و اروپا نیز دنبال میشوند.
این تحول برای ایران هم تهدید است و هم فرصت. ایران تنها همسایه ترکمنستان است که میتواند گاز این کشور را از طریق یک مسیر زمینی مستقیم به بازارهای غربی منتقل کند. شبکه گسترده گاز ایران، اتصال به ترکیه و عراق و امکان سوآپ به جای انتقال مستقیم گاز، مزیتی در اختیار تهران قرار داده که رقبا به آسانی نمیتوانند آن را تکرار کنند. اما این مزیت دائمی نیست.
ترکمنستان به دنبال رهایی از وابستگی به یک مسیر
ترکمنستان از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان است و میدان گالکینیش یکی از مهمترین منابع گازی این کشور محسوب میشود. توسعه این میدان، ظرفیت تولید ترکمنستان را افزایش خواهد داد و به همین دلیل، عشقآباد بیش از گذشته به بازارهای جدید و مسیرهای صادراتی متنوع نیاز دارد.
چین همچنان مشتری اصلی باقی خواهد ماند. همکاری عشقآباد و پکن در توسعه گالکینیش نیز نشان میدهد که چین همچنان ستون اصلی سیاست انرژی ترکمنستان است. بنابراین موضوع، جایگزین کردن چین با اروپا نیست؛ بلکه ایجاد گزینههای بیشتر برای صادرات است.
در شرق، چین قرار دارد؛ در جنوب، مسیر تاپی و بازارهای پاکستان و هند؛ و در غرب، ایران و مسیر ترانسخزر. در این میان، ایران یک مزیت مهم دارد: خطوط انتقال گاز آن از قبل وجود دارد.
سوآپ به ترکیه و باکو؛ فرصتی که نباید از دست برود
در سال ۲۰۲۵، انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه از طریق ایران در قالب سوآپ آغاز شد. حجم اولیه این قرارداد حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب بود.
از نظر حجم، این رقم در مقایسه با بازار گاز ترکیه بزرگ نیست، اما اهمیت آن در ایجاد یک مسیر عملیاتی جدید است. برای نخستین بار گاز ترکمنستان از طریق خاک ایران به بازار ترکیه رسید و نشان داده شد که مسیر ایران میتواند در عمل بخشی از شبکه صادراتی ترکمنستان باشد.
این اتفاق میتواند نقطه آغاز همکاری بسیار بزرگتری باشد؛ مشروط بر اینکه ایران بتواند قرارداد را بلندمدت و حجم انتقال را بیشتر کند.
اگر سوآپ گاز ترکمنستان به ترکیه به قراردادهای چندساله و پرحجم تبدیل شود، برای هر سه کشور منفعت ایجاد خواهد کرد. ترکمنستان بازار جدیدی به دست میآورد، ترکیه منابع گازی خود را متنوع میکند و ایران نیز علاوه بر درآمد ترانزیتی، به یکی از حلقههای مهم شبکه انرژی منطقه تبدیل میشود. مشکل زمانی ایجاد میشود که این همکاری به قراردادهای محدود و کوتاهمدت باقی بماند.
ایران در سالهای گذشته یک تجربه مهم دیگر نیز در زمینه سوآپ گاز ترکمنستان داشته است. در سال ۲۰۲۱، ایران، ترکمنستان و آذربایجان توافقی سهجانبه برای سوآپ گاز امضا کردند و از ابتدای سال ۲۰۲۲ جریان گاز ترکمنستان به آذربایجان از طریق ایران آغاز شد.
این توافق اهمیت ژئوپلیتیکی زیادی داشت. ایران توانست در شرایطی که ترکمنستان و آذربایجان در دو سوی دریای کاسپین قرار دارند، نقش واسطه انتقال گاز را ایفا کند. اما اکنون آذربایجان و ترکمنستان در حال تعمیق همکاریهای مستقیم خود هستند.
دو کشور در سال ۲۰۲۶ توافقهایی در حوزه انرژی امضا کردهاند و بحث اتصال بیشتر زیرساختهای انرژی آنها نیز جدیتر شده است. اگر این روند ادامه یابد، یکی از مهمترین مزیتهای ایران، یعنی ضرورت استفاده از خاک کشور برای انتقال گاز ترکمنستان به آذربایجان، ممکن است کاهش یابد.
به همین دلیل، سوآپ سهجانبه ایران، ترکمنستان و آذربایجان نباید صرفاً یک تجربه تثبیت شده تلقی شود؛ بلکه میتواند مبنایی برای طراحی همکاریهای جدید بین سه کشور باشد. اگرچه این سوآپ در مقاطعی متوقف یا دچار اختلال شده، اما گزارشهای خبری در سال ۲۰۲۶ از تداوم آن در سطح حدود ۵ میلیون مترمکعب در روز حکایت دارند.
عراق؛ بازار دیگری که ایران نباید رها کند
فرصت مهم دیگر، عراق است. عراق با وجود ذخایر قابل توجه انرژی، همچنان برای تأمین گاز نیروگاههای خود با مشکل مواجه است و طی سالهای گذشته بخش مهمی از نیاز گازی خود را از ایران تأمین کرده است.
ترکمنستان میتواند یکی از منابع جدید گاز عراق باشد و ایران نیز مسیر طبیعی انتقال این گاز است. بر همین اساس، طرح واردات گاز ترکمنستان از طریق ایران به عراق مطرح شد و قرار بود بخشی از گاز ترکمنستان در قالب سوآپ در شبکه ایران جابهجا شود. اما فشار آمریکا و نگرانیهای بغداد درباره تحریمها مانع اجرای کامل این طرح شد.
با این حال، نیاز عراق به گاز همچنان وجود دارد. بنابراین ایران باید این طرح را یک پرونده بستهشده تلقی نکند. اگر شرایط سیاسی و حقوقی در آینده تغییر کند، تهران باید آماده باشد تا دوباره این مسیر را فعال کند. از دست دادن بازار عراق میتواند به معنای آن باشد که این کشور در سالهای آینده به سمت منابع جایگزین حرکت کند و بازگرداندن ایران به این بازار دشوارتر شود.
ترانسکاسپین؛ رقیبی که هنوز ساخته نشده اما باید جدی گرفته شود
مهمترین تهدید بلندمدت برای مزیت ایران، مسیر ترانسکاسپین است. ایده این پروژه انتقال گاز ترکمنستان از طریق بستر دریای کاسپین به آذربایجان و سپس انتقال آن از طریق شبکه آذربایجان، گرجستان و ترکیه به بازارهای اروپایی است.
ترانسکاسپین هنوز با مشکلات فنی، مالی و سیاسی متعددی مواجه است و نمیتوان اجرای آن را قطعی یا نزدیک دانست. با این حال، نباید از اهمیت راهبردی آن غافل شد. اگر چنین مسیری در آینده ایجاد شود، ترکمنستان میتواند بدون عبور از خاک ایران به بازارهای غربی دسترسی پیدا کند.
بنابراین برای تهران مسئله اصلی این نیست که ترانسخزر چه زمانی ساخته خواهد شد؛ مسئله این است که ایران باید پیش از بلوغ مسیرهای رقیب به نفع باکو و آنکارا، جایگاه خود را تثبیت کند.
اگر قراردادهای بلندمدت سوآپ میان ترکمنستان، ایران و ترکیه شکل بگیرد، حتی در صورت اجرای ترانس کاسپین نیز مسیر ایران میتواند جایگاه خود را حفظ کند. اما اگر ایران امروز اقدام نکند، ممکن است چند سال بعد مجبور شود برای سهمی کمتر از بازاری رقابت کند که اکنون به دلیل موقعیت جغرافیایی میتواند نقش مهمتری در آن داشته باشد.
ارزش سوآپ فقط درآمد ترانزیتی نیست
برخی ممکن است حجم اولیه سوآپ گاز ترکمنستان به ترکیه را چندان قابل توجه ندانند. اما ارزش واقعی این همکاری بیش از درآمد حاصل از انتقال گاز است. سوآپ میتواند برای ایران سه منفعت ایجاد کند: درآمد اقتصادی، ایجاد وابستگی متقابل و تثبیت جایگاه کشور در شبکه انرژی منطقه.
اگر ترکیه و عراق برای بخشی از واردات گاز ترکمنستان به زیرساخت ایران وابسته شوند، حذف ایران از این شبکه برای آنها هزینهبر خواهد شد. به همین دلیل، هدف تهران نباید صرفاً دریافت حق ترانزیت باشد. ایران باید تلاش کند به کشوری تبدیل شود که بخشی از جریان انرژی آسیای مرکزی از طریق آن مدیریت میشود. این مسئله با راهبرد بزرگتر ایران برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه نیز ارتباط دارد.
پیوند انرژی با کریدور شمال ـ جنوب
سوآپ گاز را نباید جدا از سیاست ترانزیتی ایران دید. کشورهای آسیای مرکزی به دنبال مسیرهای متنوع برای دسترسی به بازارهای خارجی هستند. در غرب، کریدور میانی از مسیر دریای کاسپین، آذربایجان، گرجستان و ترکیه در حال تقویت است. در جنوب نیز ایران میتواند آسیای مرکزی را به خلیج فارس و دریای عمان متصل کند.
اگر ایران بتواند همزمان در زمینه تامین خطوط راهآهن، بندر، جاده، برق و گاز همکاری خود را با آسیای مرکزی گسترش دهد، مزیت جغرافیایی کشور چند برابر خواهد شد. در چنین شرایطی، سوآپ گاز ترکمنستان یک پروژه منفرد نخواهد بود؛ بلکه بخشی از یک شبکه بزرگتر اقتصادی و ژئوپلیتیکی خواهد شد.
تهران چه باید بکند؟
ایران در گام نخست باید برای تبدیل سوآپ گاز ترکمنستان به ترکیه به یک قرارداد بلندمدت تلاش کند و ظرفیت آن را افزایش دهد. دوم، باید طرح انتقال گاز ترکمنستان به عراق را حفظ و برای اجرای آن در صورت فراهم شدن شرایط سیاسی آماده باشد. سوم، تهران باید روابط انرژی خود با ترکمنستان و آذربایجان را به گونهای تنظیم کند که حتی در صورت توسعه ارتباط مستقیم این دو کشور، ایران از شبکه انرژی منطقه حذف نشود.
چهارم، دیپلماسی انرژی باید با توسعه کریدور شمال ـ جنوب و دسترسی آسیای مرکزی به بنادر جنوبی ایران پیوند بخورد. و در نهایت، ایران باید نگاه خود را از «فروش گاز» به «مدیریت جریان انرژی منطقه» تغییر دهد.
جمعبندی
راهبرد جدید ترکمنستان نشان میدهد که عشقآباد در حال حرکت از وابستگی به یک مسیر به سوی شبکهای چندمسیره است. چین همچنان بازار اصلی خواهد بود، اما مسیر ایران، خط لوله تاپی و ترانسکاسپین نیز در محاسبات انرژی این کشور اهمیت پیدا کردهاند.
برای ایران، این وضعیت یک فرصت تاریخی است. مرز زمینی با ترکمنستان، شبکه گسترده انتقال گاز و دسترسی به بازارهای ترکیه و عراق، ایران را در موقعیتی قرار داده که بسیاری از رقبا از آن برخوردار نیستند. اما این مزیت تنها در صورتی به قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل میشود که تهران آن را با قراردادهای بلندمدت، گسترش زیرساخت ها و دیپلماسی فعال تثبیت کند.
اگر ایران تعلل کند، آذربایجان و ترکیه میتوانند نقش بیشتری در انتقال گاز ترکمنستان به غرب به دست آورند و در صورت تحقق ترانس کاسپین، بخشی از مزیت جغرافیایی ایران کاهش خواهد یافت. در نتیجه، رقابت اصلی فقط بر سر فروش چند میلیارد مترمکعب گاز نیست؛ رقابت بر سر مسیرهای آینده انرژی اوراسیا است.
ایران هنوز یکی از بهترین مسیرهای موجود برای انتقال گاز ترکمنستان به غرب را در اختیار دارد. اما اگر تهران از این فرصت برای ایجاد قراردادهای پایدار استفاده نکند، ممکن است در آینده شاهد عبور گاز آسیای مرکزی از مسیرهایی باشد که ایران در طراحی و مدیریت آنها نقش چندانی ندارد.
دکتر احسان موحدیان