چهارشنبهای به رنگ گنبد طلا؛ روایت دلدادگی زائران در حریم رضوی

زائران از راههای دور و نزدیک آمدهاند؛ برخی با چمدانهایی سبک اما دلهایی سرشار از شوق، و برخی با کولهباری از درد، امید و دعا. در چهره هر زائر، حکایتی نهفته است؛ حکایت مادری که برای سلامتی فرزندش دست به دعا برداشته، پدری که گره زندگیاش را به پنجره کرامت امام رضا(ع) سپرده و جوانی که در میان هیاهوی دنیا، آرامش خود را در نگاه به گنبد طلایی جستوجو میکند.
امروز، صحنهای حرم مطهر رضوی مملو از عطر صلوات و زمزمههای عاشقانه است. صدای نقارهها، اشکهای شوق، لبخندهای آرام و دستهایی که به سوی آسمان بلند شدهاند، تصویری باشکوه از عشق و ارادت به امام مهربانیها ساخته است؛ عشقی که مرز نمیشناسد و فاصله نمیتواند آن را کمرنگ کند.
در گوشهای از این سرزمین دلدادگی، بیمارانی هستند که هرچند توان حضور در حرم را ندارند، اما دلهایشان را به پنجره فولاد گره زدهاند. آنان شاید کیلومترها از مشهد دور باشند، اما قلبشان در جوار گنبد طلایی میتپد. چشمهای خستهشان به تصویری از حرم دوخته شده و لبهایشان آرام زمزمه میکند: «یا امام رضا(ع)، خودت دستمان را بگیر.»
برای این بیماران، پنجره فولاد تنها پنجرهای از آهن نیست؛ پنجرهای است رو به امید، رو به معجزه، رو به مهربانی بیپایان امامی که پناه دلهای شکسته است. آنان با هر نفس، سلامی به آقا میفرستند و با هر دعا، رشتهای از امید را در دل خود محکمتر میکنند.
در سوی دیگر،گرفتارانی ایستادهاند که نگاهشان به عنایت حضرت رضا(ع) است؛ کسانی که در پیچوخم مشکلات زندگی، دست توسل به دامان امام مهربانیها زدهاند. یکی برای گشودن گرهی قدیمی آمده، دیگری برای آرام شدن دلش، و آن دیگری برای اینکه دوباره چراغ امید را در خانه و زندگیاش روشن ببیند.
چه بسیار دلهایی که در این روز، بیآنکه کلامی بر زبان بیاورند، با امام خود سخن میگویند.اشکهایی که بیصدا جاری میشوند، خود بلندترین فریاد نیازند و دستهایی که بر شبکههای ضریح مینشینند، روایتگر هزاران آرزوی کوچک و بزرگاند.
چهارشنبه امامرضایی، روز تقسیم مهربانی است؛ روزی که زائر و مجاور، بیمار و سالمند، گرفتار و امیدوار، همه در یک نقطه به هم میرسند: در آستان امامی که درهای رحمتش به روی همه باز است. اینجا کسی غریبه نیست؛ هرکس با هر زبان و هر درد، وقتی نام رضا(ع) را بر زبان میآورد، خود را نزدیکتر از همیشه احساس میکند.
امروز،گنبد طلایی حرم همچون خورشیدی درخشان بر فراز شهر میتابد و دلهای بسیاری را روشن میکند. پرچم سبز رضوی در نسیم آرام میرقصد و گویی به همه عاشقان پیام میدهد که امید هنوز زنده است، دعا شنیده میشود و هیچ دلی که به امام مهربانیها پناه آورده باشد، بیپناه نمیماند.
در این چهارشنبه دلانگیز، زائران با شور و حال وصفناشدنی، سلام خود را به حضرت رضا(ع) تقدیم میکنند؛ سلامی از عمق جان، از خانههای دور، از بیمارستانها، از میان گرفتاریها و از دل تمام کسانی که آرزوی زیارت دارند.
امروز همهجا بوی رضا(ع) میدهد؛ بوی امید، شفا، آرامش و عشقی که فاصلهها را از میان برمیدارد.