بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
خبرگزاری رویترز در گزارشی از پایان آرامش چند هفتهای و بازگشت ایران و آمریکا به رویارویی نظامی خبر داد. بر اساس این گزارش، سنتکام روز سهشنبه سامانههای پدافند هوایی، رادار، توان مینریزی و مراکز ارتباطی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف حملات قرار داد و ایران نیز در واکنش، پایگاههای آمریکا در بحرین، اردن، کویت و عراق را موشکباران کرد. سپاه از حمله موشکی و پهپادی به پایگاه هوایی علی السالم کویت خبر داد و اردن از ورود ۱۳ موشک بالستیک به حریم هوایی خود خبر داد.
رویترز در ادامه به کشته شدن پنج غیرنظامی و زخمی شدن دهها تن در یک مراسم عروسی در نزدیکی سیریک در سواحل تنگه هرمز اشاره کرد و به نقل از وزارت امور خارجه ایران، این حمله را «جنایتی وحشیانه» و در ادامه زنجیره جنایات از جمله حمله به مدرسه دخترانه میناب توصیف کرد. قطر نیز با بیانیهای حملات ایران را «پیچیدهکننده تلاشهای کاهش تنش» خواند. دونالد ترامپ بار دیگر مدعی «کنترل تقریباً کامل تنگه هرمز» شد، در حالی که بازارهای آسیایی سقوط کردند و قیمت نفت به بالاترین سطح پنج هفته اخیر رسید. رویترز با اشاره به فرسایش توان نظامی دو طرف، از مصرف بخش بزرگی از ذخایر موشکهای دوربرد آمریکا خبر داد و ایران نیز به کشورهای منطقه هشدار داد که همکاری با «ارتش متجاوز آمریکا» پیامدهای خطرناکی دارد.
رادیو ملی آمریکا (انپیآر) گزارش داد که ارتش آمریکا بار دیگر مواضعی در ایران را هدف حمله قرار داده و ایران نیز با شلیک موشک و پهپاد، پایگاههای آمریکا در منطقه را موشکباران کرده است. سنتکام مدعی شد که سامانههای پدافندی، رادارها و توانمندیهای دریایی ایران را هدف قرار داده است. دونالد ترامپ با اعلام اینکه «هیچ اهمیتی نمیدهم که توافق بیارزشی امضا کنند یا نه»، مدعی «کنترل تقریباً کامل تنگه هرمز» شد و بار دیگر مردم ایران را به شورش فراخواند. ایران نیز با محکومیت این حملات، پایگاههای آمریکا در اردن، بحرین، کویت و عراق را هدف قرار داد.
انپیآر به کشته شدن پنج غیرنظامی از جمله یک کودک و زخمی شدن ۶۸ تن در حمله آمریکا به یک مراسم عروسی در کوهستک استان هرمزگان اشاره میکند. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، تأکید کرد که «این جنایات بیمجازات نخواهد ماند.» همچنین حملات آمریکا به یک کارخانه پودر ماهی، اسکله ماهیگیری و زیرساختهای برق گزارش شده است. مسعود پزشکیان در حاشیه نشست شانگهای تصریح کرد که اگر آمریکا به تعهداتش در یادداشت تفاهم بازگردد، ایران نیز «فوراً اقدام متقابل انجام خواهد داد.» قیمت نفت نیز در پی این درگیریها ۷ درصد افزایش یافته و به بالاترین سطح پنج هفته اخیر رسیده است.
روزنامه گاردین از تبادل حملات هوایی جدید میان آمریکا و ایران خبر داد و نوشت که این درگیریها، امیدها به محدود بودن تنشهای آخر هفته را نقش بر آب کرده است. بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا مواضعی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار داد و ایران نیز در واکنشی قاطع، منافع آمریکا در بحرین، کویت، اردن و عراق را موشکباران کرد. سپاه از «حمله موشکی بالستیک شدید» به پایگاه کمپ تیتین در اردن خبر داد و ارتش اردن مدعی رهگیری ۱۰ موشک شد.
در این حملات، بر اساس گزارش هلالاحمر ایران، چهار غیرنظامی از جمله یک کودک در شهر کوهستک بر اثر اصابت ترکش موشک آمریکایی به یک مراسم عروسی شهید و بیش از ۵۰ تن مجروح شدند. سنتکام بدون پذیرش مسئولیت، مدعی شد که «ارتش آمریکا هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد.» در مقابل، سپاه تأکید کرد که این حملات «عزم رزمندگان را برای سرکوب نیروهای خارجی دخالتکننده در تنگه هرمز تقویت کرده است.»
گاردین همچنین به تهدید ترامپ مبنی بر حمله «بسیار سختتر» اشاره کرد و نوشت که مقامات ایرانی هیچ نشانهای از عقبنشینی در برابر فشارها نشان نمیدهند. محمدباقر قالیباف هشدار داد که اگر صادرات نفت ایران متوقف شود، «هیچکس نخواهد توانست نفت صادر کند» و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، واشنگتن را «معتاد به طرح خواستههای افراطی» خواند و تأکید کرد که ایران «از تمام توانمندیهای خود، چه در میدان نبرد و چه از طریق دستگاه دیپلماسی» استفاده خواهد کرد.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای تأکید میکند که آمریکا در کنار حملات نظامی علیه ایران، ممکن است برای ایجاد تغییر سیاسی در تهران روی سه سناریو حساب کند: «فشار اقتصادی و تحریک اعتراضات داخلی، بهرهگیری از مناطق مرزی و گروههای مسلح مخالف، و ایجاد شکاف در ساختار نظامی و امنیتی.»
بااینحال، نویسنده با استناد به دیدگاه یک کارشناس امنیتی، تحقق هیچیک را قطعی نمیداند. فشار اقتصادی لزوماً در شرایط جنگ به اعتراض گسترده منجر نمیشود و حتی ممکن است تهدید خارجی موجب افزایش انسجام داخلی شود. استفاده از مناطق مرزی نیز میتواند بحران را به کشورهای همسایه گسترش دهد. همچنین احتمال کودتای نظامی مستقیم در شرایط کنونی پایین ارزیابی شده و اختلافات احتمالی بیشتر ممکن است بر سر مدیریت جنگ، اقتصاد و مذاکره باشد.
این مقاله همچنین بر اهمیت تنگه هرمز تأکید دارد؛ جایی که ایران با موشک، پهپاد و مین میتواند هزینههای جنگ را افزایش دهد. بنابراین، هدف واقعبینانهتر فشار آمریکا شاید «وادار کردن تهران به مذاکره با شروط جدید، نه تغییر سریع نظام» باشد.
المیادین در مقاله ای سیاست ترامپ در قبال ایران و میزان همسویی او با نتانیاهو را بررسی کرد. نویسنده معتقد است ترامپ در حمایت از اسرائیل، حتی در مواردی که با منافع آمریکا تعارض داشته، از رؤسای جمهور پیشین فراتر رفته است. خروج از توافق هستهای، انتقال سفارت آمریکا به قدس و سپس مشارکت در جنگ علیه ایران از نمونههای این رویکرد است.
به باور نویسنده، ترامپ تحت تأثیر ارزیابیهای نتانیاهو، هشدارهای نظامی آمریکا درباره دشواری جنگ را نادیده گرفت و تصور کرد سقوط نظام ایران سریع و قطعی خواهد بود؛ اما این هدف محقق نشد. در مقابل، ایران پس از جنگ به قدرتی مؤثرتر، بهویژه در کنترل تنگه هرمز، تبدیل شد.
این مقاله تأکید میکند منافع ترامپ و نتانیاهو اکنون از یکدیگر فاصله گرفته است: نتانیاهو به تشدید تنش برای حفظ قدرت سیاسی خود نیاز دارد، در حالی که ترامپ برای جلوگیری از افزایش قیمت انرژی و شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای، به کاهش تنش نیازمند است.
رأی الیوم در مقاله ای استدلال کرد که درگیری آمریکا و ایران را نباید صرفاً ادامه حملات متقابل یا گذار از جنگ به تحریم دانست؛ مسئله اصلی، تعیین این است که چه کسی قواعد امنیتی و عبورومرور در خلیج فارس و تنگه هرمز را تعیین میکند. هرمز اکنون محل تلاقی قدرت نظامی، اقتصادی و جغرافیایی است و تحریمهای آمریکا نیز از نبرد دریایی جدا نیست.
نویسنده اضافه می کند: واشنگتن میکوشد بدون اشغال هرمز، توان کنترل و تهدید آن را حفظ کند، اما تشدید فشار میتواند به جنگ فرسایشی منجر شود. از سوی دیگر، فشار خارجی ممکن است ایران را به سمت امنیتیتر شدن، افزایش اتکا به توان موشکی و پهپادی و انزوای بیشتر سوق دهد و مذاکره را دشوارتر کند.
مقاله همچنین بر اهمیت جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک تأکید دارد و هشدار میدهد که تبدیل آنها به مناطق نظامی یا تحت نظارت خارجی میتواند موازنه خلیج فارس را تغییر دهد. در نهایت، خطر اصلی نه یک جنگ کوتاه، بلکه شکلگیری «جنگی بدون اعلام»، بیثباتی اقتصادی و بازترسیم تدریجی موازنه قدرت در منطقه است.