بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرد و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخت.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های انگلیسی

روزنامه گاردین در تحلیلی به قلم کریستوفر چیویس، مقام پیشین اطلاعات ملی آمریکا، هشدار داد که جنگ‌های اوکراین و ایران به طور خطرناکی در هم تنیده شده‌اند. این تحلیل با اشاره به حادثه پهپاد مسلح در فرودگاه لایپزیگ آلمان که مرکز لجستیکی حمایت از اوکراین است، و سفر رئیس سیا به مسکو برای هشدار نسبت به حملات علیه قلمرو ناتو، تصریح می‌کند که دولت ترامپ با خودداری از پایان دادن به جنگ ایران، عملاً در جهت مخالف تلاش‌هایش برای پایان جنگ اوکراین حرکت می‌کند.

به نوشته این تحلیلگر، کاهش شدید ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا در جنگ ایران، ولادیمیر پوتین را به تشدید حملات موشکی علیه اوکراین ترغیب کرده است. هم‌زمان، اوکراین ۲۲۸ متخصص و محموله‌های پهپادی برای کمک به کشورهای عرب خلیج فارس در برابر حملات موشکی ایران اعزام کرده و روسیه نیز اطلاعات میدان نبرد در اختیار تهران قرار می‌دهد. این هم‌افزایی نشان می‌دهد که دو مناقشه به جای حرکت به سوی راه‌حل، در حال ادغام در یکدیگر هستند.

گاردین با اشاره به نشست سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک و محکومیت «تهاجم اقتصادی» آمریکا توسط چین و روسیه، راه‌حل پیشنهادی را «آزادسازی دارایی‌های ایران و ارائه تخفیف تحریمی در ازای آتش‌بس واقعی و چارچوبی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز توسط کشورهای ساحلی» می‌داند. این تحلیل در پایان با استناد به هشدار تاریخ‌نگاران درباره شباهت شرایط کنونی با آستانه جنگ جهانی اول، تأکید می‌کند که «مناقشات منطقه‌ای حل‌نشده می‌توانند بشکه‌های باروتی باشند که آتش‌ جهانی را شعله‌ور سازند.»

خبرگزاری رویترز در گزارشی به تشدید ناگهانی جنگ ایران و افزایش نگرانی‌ها درباره تلفات غیرنظامی پرداخت. بر اساس این گزارش، وزارت بهداشت ایران اعلام کرد که در حملات شامگاه سه‌شنبه آمریکا، ۱۸ تن شهید و ۱۰۸ تن مجروح شده‌اند. جمعیت هلال‌احمر ایران نیز از شهید شدن چهار غیرنظامی و مجروح شدن ۶۷ تن در یک مراسم عروسی در نزدیکی سواحل تنگه هرمز خبر داد. این حادثه یادآور فاجعه حمله به مدرسه دخترانه میناب در نخستین روز جنگ است که در آن ۱۶۰ نفر شهید شدند و پنتاگون هنوز نتیجه رسمی تحقیقات خود را منتشر نکرده است.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با ابراز «نگرانی عمیق» از گزارش‌های تلفات غیرنظامی، خواستار توقف فوری اقدامات نظامی شد و تأکید کرد که «همه طرفین باید به تعهدات خود ذیل حقوق بشردوستانه بین‌المللی از جمله اصول تمایز، تناسب و احتیاط احترام بگذارند.»

رویترز همچنین فاش کرد که مشاوران ارشد ترامپ در تلاش‌اند تا پیش از انتخابات میاندوره‌ای نوامبر، از تشدید جنگ جلوگیری کنند و بررسی گزینه‌های افزایش اقدام نظامی به پس از رأی‌گیری سوم نوامبر موکول شده است. بر اساس آمار سازمان حقوق بشر هرانا، تا ۷ آوریل، ۳۶۳۶ تن از جمله ۱۷۰۱ غیرنظامی در ایران شهید شده‌اند. این گزارش تصویری تلخ از هزینه انسانی فزاینده یک جنگ فرسایشی ارائه می‌دهد.

رسانه های عربی

الجزیره در مقاله‌ای به قلم علی حمود نوشت که جنگ ایران و آمریکا می‌تواند به آزمونی برای سنجش محدودیت‌های قدرت آمریکا تبدیل شود. به نوشته این تحلیل، راهبرد «فشار حداکثری» ترامپ بر این فرض استوار است که افزایش هزینه‌های اقتصادی و نظامی، تهران را به عقب‌نشینی وادار می‌کند؛ اما ایران منافع خود را تنها بر اساس هزینه‌های مادی جنگ نمی‌سنجد.

جنگ آمریکا علیه ایران به فرسایش توان نظامی این کشور منجر شده و ادامه درگیری، هزینه‌های استقرار نیرو، مصرف مهمات و سامانه‌های پدافندی آمریکا را افزایش داده است.

این مقاله تأکید می‌کند که حاکمیت، عزت ملی و بقای نظام سیاسی نیز در محاسبات ایران نقش دارند و افزایش فشار ممکن است به‌جای تسلیم، مقاومت بیشتری ایجاد کند. از این منظر، «فشار حداکثری» ترامپ می‌تواند به‌جای ابزار مذاکره، به یک بن‌بست راهبردی برای آمریکا تبدیل شود.

المیادین در گزارشی در مورد عملکرد ترامپ در جنگ ایران نوشت: یک نظرسنجی دانشگاه ماساچوست نشان می‌دهد اکثریت آمریکایی‌ها با جنگ علیه ایران مخالف‌اند و از عملکرد ترامپ ناراضی هستند.

بر اساس این نظرسنجی، ۶۸ درصد عملکرد ترامپ در مدیریت جنگ ایران را ضعیف ارزیابی کرده‌اند و ۵۴ درصد با جنگ مخالفت کرده‌اند. همچنین ۸۰ درصد معتقدند جنگ باعث افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی شده و ۷۵ درصد از نحوه مدیریت تورم توسط ترامپ ناراضی‌اند.

این نتایج از کاهش حمایت عمومی از ترامپ و افزایش انتقادها نسبت به سیاست خارجی و اقتصادی دولت او حکایت دارد.

همچنین المیادین در مقاله دیگری به قلم مازن النجار با عنوان اینکه چرا کشورهای جهان در خفا از ایران حمایت می کنند نوشت: بسیاری از کشورها، حتی متحدان آمریکا، از مقاومت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل خرسندند؛ نه لزوماً به دلیل حمایت از ایران، بلکه از بیم گسترش قدرت‌طلبی و سیاست‌های مداخله‌جویانه واشنگتن. نویسنده معتقد است طولانی‌شدن جنگ ایران، ترامپ را در باتلاقی راهبردی گرفتار کرده و مانع حرکت او به سمت اهداف بعدی مانند تغییر نظام‌ها و الحاق سرزمین‌ها شده است.

به باور نویسنده، بسیاری از کشورها اکنون آمریکا را بیش از ایران، روسیه یا چین، تهدید فوری برای نظم جهانی می‌دانند و در پی ایجاد توازن در برابر قدرت آمریکا هستند. در نهایت، هدف این کشورها شکست آمریکا نیست، بلکه مهار قدرت و جلوگیری از رویکردهای تهاجمی واشنگتن است.

هدف بسیاری از کشورها شکست یا تحقیر آمریکا نیست، بلکه می‌خواهند این کشور قدرتی متوازن، محدودشده و غیرتهاجمی باشد تا دیگر دولت‌ها مجبور نباشند برای مقابله با آن به ایجاد ائتلاف‌ها و موازنه‌های جدید روی بیاورند.

رسانه های روسیه و چین

راشاتودی در گزارشی با عنوان «آمریکا توان شکست ایران را دارد؛ چرا نمی‌تواند از آن استفاده کند؟» نوشت که جنگ شش‌ماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف برآورد اولیه واشنگتن و تل‌آویو، به یک کارزار کوتاه‌مدت تبدیل نشده و محدودیت‌های واقعی قدرت آمریکا را آشکار کرده است. واسیلی کاشین، مدیر مرکز مطالعات جامع اروپایی و بین‌المللی دانشگاه عالی اقتصاد روسیه، در این تحلیل معتقد است آمریکا همچنان توان نظامی لازم برای وارد کردن شکست سنگین به ایران و حتی سرنگونی حکومت این کشور را دارد، اما هزینه انسانی و سیاسی چنین اقدامی مانع اصلی است.

به نوشته واسیلی کاشین عملیات زمینی گسترده می‌تواند هزاران تلفات برای نیروهای آمریکایی به همراه داشته باشد؛ هزینه‌ای که نظام سیاسی آمریکا امروز آمادگی پذیرش آن را ندارد. کاشین جنگ کنونی را نشانه تضعیف جایگاه آمریکا به‌عنوان ضامن امنیت کشورهای عربی خلیج فارس می‌داند. به باور او، واشنگتن نتوانسته از زیرساخت‌های نفتی و خدمات حیاتی متحدان خود در برابر حملات ایران محافظت کند و آزادی کشتیرانی در آب‌های راهبردی منطقه را نیز تضمین کند.

نویسنده با مقایسه جنگ کنونی و عملیات «طوفان صحرا» در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، بر کاهش توان آمریکا برای بسیج نیرو و متحدان تأکید می‌کند. آمریکا در آن زمان حدود ۵۴۰ هزار نیروی نظامی، ۱۶۰۰ هواپیمای رزمی و شش ناو هواپیمابر را در منطقه مستقر کرده بود؛ در حالی که در جنگ کنونی حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی، ۳۰۰ هواپیما در منطقه حضور دارند.

کاشین تأکید می‌کند مسئله صرفاً کاهش توان نظامی آمریکا نیست؛ بلکه توانایی واشنگتن برای متمرکز کردن منابع، بسیج متحدان و پذیرش هزینه‌های انسانی و مالی لازم برای دستیابی به اهداف سیاسی کاهش یافته است. از نگاه او، جنگ ایران نشان می‌دهد آمریکا هنوز قادر به وارد کردن خسارت عظیم است، اما تبدیل برتری نظامی به اهداف سیاسی مورد نظر واشنگتن دشوارتر از گذشته شده است.

گلوبال تایمز چین در گزارشی با عنوان «ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در حال زنگ‌زدگی است؛ قدرت هژمونیک آمریکا نیز همین‌طور» نوشت که ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا و مشارکت در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با نشانه‌های گسترده‌ای از زنگ‌زدگی و فرسودگی مواجه شده است.

این ناو که در جریان جنگ علیه ایران در منطقه حضور داشت، بنا بر گزارش‌های منتشرشده پس از بروز مشکلات فنی از عملیات خارج شد و برای تعمیر و نگهداری به منطقه دیگری منتقل شد؛ موضوعی که گلوبال تایمز آن را نشانه‌ای از فشار ناشی از استقرار طولانی‌مدت و عملیات نظامی فشرده می‌داند. گلوبال تایمز به نقل از ژانگ جونشه، پژوهشگر نیروی دریایی چین، نوشت که وضعیت ظاهری لینکلن صرفاً مسئله‌ای مربوط به زنگ‌زدگی نیست، بلکه بازتابی از فرسایش ناشی از مأموریت‌های طولانی و پرشدت است. در همین حال، شن یی، استاد دانشگاه فودان، وضعیت این ناو را نمادی از «تحلیل رفتن عضلات» قدرت هژمونیک آمریکا توصیف کرده و معتقد است میان جاه‌طلبی‌های واشنگتن برای حفظ حضور نظامی در سراسر جهان و توان واقعی آن شکاف فزاینده‌ای ایجاد شده است.

گلوبال تایمز تأکید کرد که از میان ۱۱ ناو هواپیمابر آمریکا، چهار فروند در خاورمیانه مستقر شده‌اند و سایر ناوها نیز با محدودیت‌های تعمیراتی مواجه‌اند. به نوشته این نشریه، ظرفیت محدود تعمیرگاه‌های کشتی، کمبود نیروی متخصص و فرسودگی تجهیزات نشان می‌دهد که استقرارهای نظامی طولانی‌مدت هزینه‌های سنگینی بر توان عملیاتی آمریکا تحمیل می‌کند و تلاش برای حفظ برتری جهانی می‌تواند به تضعیف تدریجی همان قدرتی منجر شود که واشنگتن در پی نمایش آن است.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا