دیدگاه شهید مطهری درباره ملاعبدالله یزدی و بازخوانی شواهد فقاهت او

با این حال، دادههای تاریخی، اظهارات تراجمنگاران، دیدگاه متفکرانی چون شهید مرتضی مطهری و اسناد مندرج در کتاب «شناختنامه علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی» نشان میدهد که وی نهتنها مدرسی برجسته در علوم عقلی، بلکه عالمی جامع معقول و منقول و فقیهی متبحر در فقه استدلالی و دارای جایگاه اجتماعی ـ شرعی ویژه در نجف اشرف بوده است.
1. بازخوانی و تحلیل دیدگاه شهید مطهری
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» (ج 1، صص 580–581) ضمن معرفی ملاعبدالله یزدی، مستقیماً به این چالش تاریخی اشاره کرده و مینویسد: «ملاعبدالله یزدی، صاحب حاشیه معروف بر منطق التهذیب که به حاشیه ملاعبدالله معروف و کتاب درسی طلاب در منطق است. بعضی مدعی شدهاند که از علوم شرعیه بیاطلاع بوده است، ولی برعکس، هم فقیه بوده و هم اهل معقول، خصوصاً منطق. در شیراز نزد جمالالدین محمود سابقالذکر و امیر غیاثالدین دشتکی تحصیل کرده است. در آخر عمر به عراق رفته و مجاور شده و در همانجا در سال 981 درگذشته است.»
دلالتهای بیانات شهید مطهری
ردّ صریح ادعای عدم فقاهت: مطهری با عبارت قاطع «ولی برعکس»، ادعای بیاطلاعی ملاعبدالله از علوم شرعی را رد کرده و بر تسلط او بر مبانی فقهی صحه میگذارد.
جامعیت معقول و منقول: تعبیر «هم فقیه بوده و هم اهل معقول» تفکیک کاذب میان فقه و منطق در شخصیت ملاعبدالله را ابطال میکند.
پیوند با دو حوزه کهن: تحصیل در مکتب فلسفی و کلامی شیراز و سپس مجاورت در حوزه اجتهادی نجف، شخصیت ملاعبدالله را به نقطهای برای تلاقی تفکر عقلانی و استنباط نقلی تبدیل کرده است.
2. ریشهیابی مغالطه «انحصار دانش ملاعبدالله در منطق»
شکلگیری این تلقی که ملاعبدالله صرفاً منطقی بوده است، از عوامل زیر ناشی میشود: غلبه آموزشی حاشیه بر تهذیب: فراگیری این اثر در سطوح عالی درسی حوزهها، نام مؤلف را به نماد علم منطق بدل ساخت.
دوگانهسازی سنتهای علمی: در مقاطعی از تاریخ، تمایز میان جریانهای متمرکز بر علوم عقلی و علوم نقلی سبب میشد مهارتهای فقهی فلاسفه و منطقیان کمتر به چشم آید.
روششناسی استدلالی: دقت و سبک برهانی ملاعبدالله در مباحث شرعی، نزد کسانی که با ساختارهای تحلیلی مأنوس نبودند، گاه غریب مینمود؛ در حالی که از نگاه فقهای جامعنگر، تسلط بر منطق، مهمترین ابزار صیانت از استدلال فقهی در برابر مغالطه و تعارض ادله است.
3. شواهد تاریخی و متنی بر فقاهت ملاعبدالله
الف) گواهی صاحب «هفت اقلیم» بر توانایی برهانی در فقه
ملا امین احمد رازی در «هفت اقلیم» (تألیف 1010ق) درباره احاطه فقهی او گزارش میدهد: «مهارتش در فنون علم فقه به غایتی بوده که میگفته اگر متوجه بدان علم گردم… برهان و دلایل عقلی بر مسائل فقهی گفته، چنان علم فقه را مدلّل سازم که مجال چون و چرا نماند.»
این گزارش بهروشنی نشان میدهد ملاعبدالله فقه را با روش تحلیلی ـ برهانی فهم میکرده و قدرت استنباط و تدلیل فوقالعادهای در فروع و اصول شرعی داشته است.
ب) تصریح منابع تراجم و رجال
سلافه العصر و ریاض العلماء: از او به عنوان «علامه روزگار» یاد کرده و تصریح دارند که وی دارای آثاری مفید در فقه و منطق بوده است.
روضات الجنات: او را «فقیه، منطقی و جامع معقول و منقول» خوانده و به حضور علمی و شاگردپروریاش در نجف اشاره کرده است.
ج) شبکه اساتید و شاگردان
اساتید و مشایخ: بهرهگیری علمی از بزرگانی چون شیخ حسن بن شهید ثانی (صاحب معالم) و سید محمد عاملی (صاحب مدارک) در نجف اشرف.
شاگردان نامدار: تربیت شخصیتهای بیبدیلی چون شیخ بهایی که خود جامع علوم شرعی و عقلی در عصر صفوی بود.
4. کارنامه آثار فقهی ملاعبدالله
کتابشناسی و نسخههای خطی منسوب به ملاعبدالله حاکی از اشتغال عمیق او به تألیفات فقهی استدلالی است:
حاشیه بر «ارشاد الأذهان» علامه حلی: اثری کاملاً استدلالی و اجتهادی که با تکیه بر قرآن و سنت و قواعد اصولی تدوین شده است.
«الدره السنیه فی شرح الرساله الألفیه» شهید اول: شرحی فقهی بر رساله نمازیه شهید اول که مورد توجه و ارجاع فقهای متأخر (از جمله صاحب جواهر) قرار گرفته است.
حاشیه بر «الاستبصار» شیخ طوسی: تعلیقهای بر یکی از کتب اربعه شیعه با رویکرد فقهالحدیثی و رجالشناختی.
شرح «قواعد الأحکام» علامه حلی: اثری فقهی که گرچه محققان احتمال تصحیف یا تشابه اسمی با ملاعبدالله شوشتری را نیز بررسی کردهاند، اما در منابع رجالی متعدد به یزدی نسبت داده شده است.
5. جایگاه اجتماعی ـ نهادی: تولیت حرم مطهر و اداره امور نجف به مثابه قرینه فقاهت
یکی از برجستهترین مؤلفههای تبیینکننده شخصیت علمی ملاعبدالله، نقش اجتماعی و مدیریتی وی در نجف اشرف (سدانت و خزانهداری آستان علوی و تمشیت امور شهر) در دوره شاه طهماسب صفوی است. پیوند میان این مسئولیت خطیر با جایگاه فقهی و اجتهادی او را میتوان در سه محور ساختاری و تحلیلی زیر تبیین کرد:
1. ماهیت فقهی تولیت اوقاف و حقوق شرعیه
اداره موقوفات وسیع آستان امیرالمؤمنین (ع)، نظارت بر نحوه مصرف نذورات، وصایا و حقوق شرعیه، در سنت فقه امامیه امری صرفاً اداری یا اجرایی تلقی نمیشده است؛ بلکه نیازمند احاطه کامل بر ابواب فقهی وقف، وصیت و اموال عمومی و احراز عدالت و اجتهاد تطبیقی متولی بوده است. واگذاری این منصب به ملاعبدالله، مؤید صلاحیت علمی و فتوایی او در نگاه حاکمیت دینی و علمای عصر به شمار میرود.
2. شأن قضاوت، حل مرافعات و تمشیت امور حسبیه
حاکمیت و انتظام امور شهر نجف و حلوفصل مرافعات ساکنان، زائران و مجاوران حرم، مستلزم اعمال ولایت شرعی و قضاوت بر مبنای احکام اسلامی بوده است. تصدی چنین امری برای فردی که فاقد مراتب فقاهت و صلاحیتهای قضا باشد، در فضای مذهبی نجف اشرف متصور نبوده است.
3. حساسیت محیطی حوزه نجف و مرجعیت علمی
در سده دهم هجری، نجف اشرف کانون حضور فقهای نامداری نظیر مقدس اردبیلی بود. پذیرش، اعمال حاکمیت و استمرار تولیت و اداره امور حرم و شهر توسط ملاعبدالله در چنین محیطی، نشاندهنده وجاهت اجتهادی، مقبولیت فقهی تام و احترام متقابل میان او و سایر فقیهان معاصرش بوده است.
6. ملاحظات روششناختی در ارزیابی تاریخی
در تحلیل مراتب علمی ملاعبدالله بهابادی یزدی باید میان دو ساحت تمایز روششناختی قائل شد:
اثبات اصل فقاهت و جامعیت علمی: تصریحات تاریخی، متون تراجم، آثار فقهی استدلالی و تولیت شرعی عتبه، بهروشنی اثبات میکنند که او فقیهی برجسته، مسلط بر فقه استدلالی و ابواب احکام بوده است.
مراتب خاص مانند تأسیس مکتب مستقل یا مرجعیت عامه: در تحلیل عناوینی نظیر «مرجعیت فتوایی عامه» یا «تأسیس مسلک خاص فقهی»، رعایت احتیاط علمی و تفکیک میان اسناد متقن و شهرتهای متأخر محلی، التزام به روششناسی نقادانه پژوهش را تضمین میکند.
بازخوانی مدارک تاریخی در کنار داوری دقیق شهید مطهری، تصویری جامع از ملاعبدالله بهابادی یزدی ترسیم میکند: دانشمندی متضلع که تفکر تحلیلی منطق را با عمق اجتهاد فقهی و مسئولیتشناسی اجتماعی و تولیت عتبه مقدسه علویه پیوند زد. از این رو، محدود کردن وی به جایگاه شارح صرفِ یک کتاب منطقی، غفلت از بخش اعظمی از کارنامه علمی و میراث اجتهادی او در تاریخ تفکر شیعه خواهد بود.
یادداشت از: سید حسین صافیزاده، محقق و مترجم