حامد عسکری:هنوز ادبیات آدمها را جمع میکند/خوانش غزل با من برنو بردوش

سخنرانی حامد عسکری، سید مسعود حسینی و محمدعلی حیدری دلگرم، از بخشهای این مراسم بود و در ادامه حامد عسکری به درخواست و اشتیاق حاضران، غزل «با من برنو به دوش»، ترانه «پاییز» و چند غزل دیگر از سرودههای خود را برای حاضران خواند.
هنوز ادبیات و کتاب میتواند مردم را دور هم جمع کند
حامد عسکری، شاعر و نویسنده، در این مراسم با اشاره به نقش کتاب و ادبیات در گردهم آوردن مردم اظهار کرد: خدا را شکر که هنوز ادبیات آدمها را جمع میکند و هنوز کتاب میتواند مردم را دور هم جمع کند؛ اینکه جمعی حداقل 200 نفره برای یک رویداد کتابی دور هم جمع میشوند، اتفاق کوچک و کماهمیتی نیست.
وی با قدردانی از برگزارکنندگان این برنامه افزود: از بچههای باصفا، تلاشگر و زحمتکش این مجموعه تشکر میکنم و همچنین از شهرداری و شخص شهردار که در این رویداد حضور پیدا کردند قدردانی دارم. حضور شهردار یک کلانشهر در یک رویداد کتابی اتفاق ارزشمندی است.
این شاعر و نویسنده با اشاره به سخنان محمدعلی حیدری دلگرم، فعال فرهنگی همدان، گفت: ای کاش فرصت داشتم صحبتهای جناب دلگرم را کامل بشنوم. من عاشق شنیدن صحبتهای آدمهایی هستم که شناسنامههایشان چند سال از خودم جلوتر است؛ چون تجربههایی را زیستهاند و لحظههایی را دیدهاند که هیچ دوربین، کتاب و کلمهای نتوانسته آنها را ثبت کند و مواجهه مستقیم با این افراد و شنیدن سخنان آنها بسیار شیرین و جذاب است.
عسکری در خصوص حکمرانی طبیعت و جغرافیا بر زندگی مردم بیان کرد: هر جایی که طبیعت و جغرافیا حکمرانی بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد، بخشی از روح انسان تحت تأثیر آن قرار میگیرد و این تأثیر در هنر، ادبیات، موسیقی، آواز و آیینهای مردم نمود پیدا میکند.
وی با اشاره به نمونههایی از ادبیات و فرهنگ مناطق مختلف ایران عنوان کرد: اگر به ادبیات جهان نگاه کنیم، میبینیم که چرا در برخی سرزمینها قصه و ادبیات تا این اندازه پررنگ است. برای نمونه، وقتی آثار داستایوفسکی را میخوانید، گاهی یک اتفاق بسیار ساده مانند برداشتن یک فنجان چای میتواند چندین صفحه روایت به دنبال داشته باشد؛ این مسئله ریشه در نوع زیست و شرایط اقلیمی و اجتماعی مردم آن سرزمینها دارد.
این نویسنده با بیان اینکه محدودیتهای جغرافیایی میتواند به شکلگیری هنر و فرهنگ کمک کند، تأکید کرد: هیچوقت یک لالایی اصفهانی یا تهرانی یا لالایی مربوط به مناطقی با رفاه و امنیت بیشتر را با همان ویژگیهایی که در لالاییهای کردی، بلوچی یا بوشهری میبینیم، مقایسه نمیکنید. این تفاوتها حاصل تجربه زیسته مردم و شرایطی است که در آن زندگی کردهاند.
عسکری همچنین به قصهها و افسانههای محلی بم اشاره کرد و افزود: در بم داستانها و باورهای محلی بسیاری وجود دارد که نسل به نسل منتقل شدهاند. برای نمونه، درباره شبی که به «شب نالون» معروف است، داستانها و روایتهایی میان مردم وجود دارد که بخشی از حافظه فرهنگی این منطقه را شکل داده است.
وی اظهار کرد: اگر پژوهشگری با حوصله و فرصت کافی به سراغ این رفتوآمدهای فرهنگی و مناسبات میان سرزمینها برود، میتواند به نتایج بسیار جذابی برسد. بسیاری از اسطورهها، قصهها و باورهای مردم مناطق مختلف، ریشهها و شباهتهایی دارند که بررسی آنها میتواند بخشهای مهمی از تاریخ فرهنگی ایران را روشن کند.
این شاعر و نویسنده در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به علاقه خود به تاریخ ایران گفت: پدرم رشته تاریخ خوانده بود و کتابخانه بسیار غنی داشت که حدود سه هزار جلد کتاب در آن بود. متأسفانه بخش زیادی از این کتابها در زلزله بم از بین رفت، اما تاریخ ایران همیشه برای من جذاب بوده و همه مقاطع آن فصلهایی برای خواندن دارد.
عسکری بیان کرد: از دوره قاجار و مشروطه به بعد، عناصر مدرنیته وارد ایران شد؛ ترجمه گسترش پیدا کرد، دانشجویان به کشورهای دیگر رفتند، صنعت چاپ و نشر توسعه یافت و عکاسی و دوربین وارد ایران شد. این دوره برای من به دلیل قرار گرفتن میان سنت و جهان جدید، بسیار شگفتانگیز است.
وی با اشاره به برخی سفرنامههای تاریخی عنوان کرد: چهار سفرنامهای که توسط نشر اطراف منتشر شدهاند، روایتهایی جذاب از مواجهه ایرانیان با جهان آن روز هستند و خواندن آنها نشان میدهد چه مردمان و تجربههای ارزشمندی در این سرزمین زندگی کردهاند.
کتابفروشیها باید محل ترویج دانش و فرهنگ باشند
محمدعلی حیدریدلگرم، فعال فرهنگی، نیز در این مراسم با اشاره به خاطرات خود از دوران پیش از انقلاب و نقش کتاب در شکلگیری جریانهای فرهنگی و انقلابی اظهار کرد: نخستین بار در دوران ابتدایی با یک کتاب غیردرسی آشنا شدم؛ کتابی که به عنوان جایزه از معلم دریافت کرده بودم و همین اتفاق زمینه علاقه جدی من به کتاب و مطالعه را فراهم کرد.
وی در ادامه به وضعیت کتابفروشیها پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و افزود: پس از پیروزی انقلاب، کتابفروشیهای مختلفی در همدان فعالیت خود را آغاز کردند که از جمله آنها میتوان به کتابفروشی سپاه و کتابفروشی شهید مدنی اشاره کرد.
این فعال فرهنگی گفت: کتابفروشی شهید مدنی متعلق به جهاد سازندگی بود و در دورهای در امور تربیتی فعالیت میکرد. جهاد سازندگی علاوه بر فعالیتهای عمرانی و کشاورزی، در حوزه فرهنگی نیز فعال بود و یکی از بخشهای مهم فعالیت فرهنگی آن، ترویج کتاب و مطالعه بود.
حیدریدلگرم با بیان اینکه کتابهای این مجموعه تنها برای شهر همدان توزیع نمیشد، عنوان کرد: کتابفروشی جهاد سازندگی به دنبال رساندن کتاب به روستاها و مناطق مختلف بود و در بسیاری از روستاهای استان آثار این فعالیت فرهنگی همچنان قابل مشاهده است. در آن دوره تلاش میشد کتابخانههایی در روستاها ایجاد شود و کتاب در دسترس اقشار مختلف قرار گیرد.
وی با اشاره به نقش آقای کاظمی در کتابفروشی شهید مدنی و حضور پرشور مردم در این کتابفروشی بیان کرد: کتابفروشی جهاد به پاتوق علاقهمندان به فرهنگ و کتاب تبدیل شده بود و برای همه گروههای سنی، از کودک و نوجوان تا جوان و بزرگسال، کتاب داشت.
این فعال فرهنگی تأکید کرد: یکی از ویژگیهای آقای کاظمی این بود که وقتی فردی برای خرید کتاب مراجعه میکرد، ابتدا درباره موضوع مورد علاقه او سؤال میکرد و سپس متناسب با نیاز و علاقهاش، کتاب معرفی میکرد. این شیوه باعث شده بود کتابفروشی تنها محل فروش کتاب نباشد، بلکه به یک مرکز بزرگ فرهنگی و محل ارتباط مردم با کتاب تبدیل شود.
حیدریدلگرم با تأکید بر اینکه ارزش کتابفروشی را نباید تنها با معیارهای مالی سنجید، تصریح کرد: ممکن است یک کتابفروشی از نظر مالی سود زیادی نداشته باشد، اما سود واقعی آن در تأثیری است که بر فرهنگ و دانش جامعه میگذارد. اگر حتی یک نفر با مطالعه یک کتاب مسیر زندگی خود را تغییر دهد و هدایت شود، این بزرگترین سود یک کتابفروشی است.
وی در خصوص اهمیت کتاب و کتابخوانی اظهار کرد: کتابفروشی محلی برای رساندن پیام هزاران نویسنده به مردم است و هر فرد میتواند بدون مزاحمت دیگران، هر زمان که فرصت داشت کتاب بخواند و دانش خود را افزایش دهد.
این فعال فرهنگی با اشاره به اهمیت کتابخوانی در میان مدیران و مسئولان افزود: مسئولی که اهل مطالعه باشد، توانایی بیشتری برای مدیریت دارد. صرفاً پاراف کردن نامهها و انجام امور اداری، مدیریت محسوب نمیشود؛ مدیر باید دانش و آگاهی داشته باشد و یکی از راههای اصلی افزایش دانش، مطالعه کتاب است.
حیدریدلگرم گفت: زمانی که کتابفروشی شهید مدنی زیر نظر تعاونی مصرف قرار گرفت، نگاه اقتصادی بر فعالیت آن غالب شد، در حالی که کتابفروشی باید با نگاه فرهنگی اداره شود. کتابفروشی با فروش کالاهای مصرفی قابل مقایسه نیست؛ محصول اصلی آن دانش، آگاهی و فرهنگ است.
وی بیان کرد: امروز نیز اگر قرار است کتابفروشیها رونق بگیرند، باید نگاه فرهنگی به آنها حاکم باشد. فضای مجازی گسترده شده است، اما کتاب همچنان جایگاه خود را دارد و هیچ چیز نمیتواند اهمیت مطالعه و کتابخوانی را به طور کامل از بین ببرد.

