اوراق ارزی ابزار نجات تولید است نه دلاریشدن اقتصاد

در سالهای اخیر، طرح انتشار اوراق مرابحه ارزی، اوراق مشارکت ارزی، صندوقهای سرمایهگذاری ارزی و سپردهگذاری ارزی، نگرانیهایی درباره «دلاریشدن اقتصاد» و کاهش ارزش پول ملی ایجاد کرده است.
این نگرانی زمانی جدی است که ارز صرف سفتهبازی و خرید داراییهای غیرمولد شود؛ اما اگر در قالب ابزارهای مالی شفاف و مولد، بهویژه برای پروژههای صادراتی، جذب شود، میتواند به تقویت پول ملی کمک کند.
پیوند اوراق ارزی با تولید صادراتمحور
اوراق مرابحه ارزی نباید برای هر طرحی منتشر شود، بلکه باید به پروژههایی اختصاص یابد که درآمد ارزی قابل احراز، ظرفیت صادراتی مشخص و توان بازپرداخت ارزی دارند. برای نمونه، تأمین مالی توسعه یک واحد صنعتی صادراتی از این طریق، منابع را وارد فعالیتی مولد میکند؛ ظرفیت تولید و صادرات افزایش مییابد و عرضه ارز در اقتصاد بیشتر میشود.
رابطه مطلوب چنین است: تأمین مالی ارزی منجربه افزایش سرمایهگذاری شده، درنتیجه آن تولید و صادرات افزایش یافته و با عرضه بیشتر ارز به تقویت پول ملی کمک میکند. بنابراین، صرف وجود واژه «ارزی» به معنای زیانبار بودن ابزار نیست؛ محل مصرف منابع اهمیت اصلی را دارد.
تفاوت سپرده ارزی با احتکار ارز
در اقتصاد تورمی، شهروندان برای حفظ ارزش دارایی خود ممکن است به خرید زمین، مسکن، خودرو، طلا یا ارز فیزیکی روی آورند. بخشی از این منابع نیز خارج از چرخه تولید نگهداری میشود. اما اگر افراد بتوانند ارز خود را در سپردهها یا اوراق ارزی معتبر سرمایهگذاری کنند، منابع به جای احتکار، در اختیار فعالیتهای مولد قرار میگیرد.
پس مسئله اصلی ارزی یا ریالی بودن ابزار نیست، بلکه نحوه طراحی و محل مصرف منابع است. ارزی که در خانه نگهداری میشود تولیدی ایجاد نمیکند؛ اما ارزی که در پروژهای صادراتی سرمایهگذاری شود، میتواند به خرید ماشینآلات، ایجاد اشتغال و افزایش صادرات منجر شود.
جذب سرمایه خارجی
سرمایهگذار خارجی نسبت به کاهش ارزش پول کشور مقصد حساس است. ابزارهایی مانند سپرده ارزی، صندوق ارزی با درآمد ثابت و اوراق ارزی معتبر میتوانند این نگرانی را کاهش دهند و سرمایه خارجی را به سمت پروژههای تولیدی و صادراتمحور هدایت کنند؛ به جای آنکه این منابع وارد بازارهای غیرمولد شوند.
آیا این روند به معنای دلاریشدن اقتصاد است؟
دلاریشدن زمانی رخ میدهد که ارز خارجی جای پول ملی را در مبادلات، قیمتگذاری، قراردادها و ذخیره ارزش بگیرد. اما وجود ابزارهای مالی ارزی لزوماً چنین معنایی ندارد. میتوان پول ملی را واحد اصلی پرداخت و مبادله حفظ کرد و همزمان از ابزارهای ارزی برای جذب سرمایه و تأمین مالی صادرات استفاده کرد.
حتی این ابزارها میتوانند از دلاریشدن بکاهند؛ زیرا مردم به جای هجوم مستقیم به بازار ارز، امکان استفاده از ابزارهای رسمی و مولد را خواهند داشت.
طراحی صحیح و اصولی انتشار اوراق ارزی مستلزم رعایت الزاماتی کلیدی نظیر اختصاص منابع به طرحهای صادراتمحور و دارای درآمد ارزی مشخص، صرف وجوه در تأمین سرمایه ثابت و در گردش همان پروژه، تضمین بازپرداخت اصل و سود از محل درآمدهای واقعی طرح، اعمال نظارت دقیق بر فرآیند انتشار و مصارف و همچنین فراهمسازی بستری شفاف و مطمئن برای مشارکت سرمایهگذاران خارجی است؛ چارچوبی جامع که در آن اوراق ارزی نه به عنوان جایگزین ریال، بلکه در جایگاه ابزاری کارآمد برای تأمین مالی تولید و ارتقای ظرفیتهای صادراتی کشور نقشآفرینی میکند.
ابزارهای ریالی برای حفظ ارزش دارایی
علاوه بر اوراق ارزی، میتوان ابزارهای ریالی متصل به دارایی واقعی یا ارز طراحی کرد؛ مانند اوراق مرابحه ریالی قابل تبدیل به ارز یا گواهی سپرده کالایی. این ابزارها ضمن پوشش بخشی از ریسک تورم و کاهش ارزش پول، نقدینگی را از بازارهای غیرمولد به سمت تولید هدایت میکنند.
در شرایط رکود تورمی، سیاستگذار باید همزمان حفظ قدرت خرید مردم و تأمین مالی تولید را دنبال کند. نمیتوان از مردم انتظار داشت بدون وجود ابزار مناسب، تمام دارایی خود را ریالی نگه دارند.
نباید هر ابزار مالی ارزی را با دلاریشدن اقتصاد یکی دانست. اگر ارز و سرمایه خارجی از بازارهای غیرمولد جمعآوری و به پروژههای صادراتی هدایت شود، تولید و درآمد ارزی افزایش مییابد و فشار بر بازار ارز کاهش پیدا میکند.
بنابراین، مسئله این نیست که ارز وارد نظام مالی شود یا نه؛ مسئله این است که کجا و چگونه مصرف شود. اوراق مرابحه ارزی برای سفتهبازی و واردات مصرفی خطرناک است، اما اگر به تولید، سرمایهگذاری و صادرات اختصاص یابد، میتواند به تقویت تولید، جذب سرمایه خارجی و نهایتاً تقویت پول ملی کمک کند.