عادی‌سازی خیانت در ذهن کودکان با انیمیشن‌های هنجارشکن!

یک استاد دانشگاه درباره برخی انیمیشن‌های فضای مجازی هشدار داد و گفت: این محتواها ذهن کودکان را هدف گرفته‌اند.
سیده مریم حسینی دربرزی، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم از کرج گفت: اگر این روزها در فضای اینستاگرام گشتی زده باشید حتماً با ویدئوهایی مواجه شده‌اید که برخی لوازم و خوراکی‌های رنگارنگ، در قالب‌های مختلف و زیبا در آن‌ها در حال گفت‌وگو هستند. حتی ممکن است در مکان‌های عمومی هم کودکانی را دیده باشید که در حال تماشای این انیمیشن‌ها هستند.

‌فاجعه‌‌ پشت لبخند انیمیشن‌های میوه‌‌/ ترور معصومیت کودکان + فیلم

وی ادامه داد: اما ممکن است پدر و مادری به این گفت‌وگوها دقت نکرده باشد و همین که فرزندش را سرگرم و در حال تماشای یک کارتن زیبا می‌بیند، خوشحال است غافل از اینکه این تولیدات، در ابتدا، گفت‌وگوها را از تبلیغات مختلف آغاز کردند و رفته‌رفته با موضوعات هنجارشکن، دیالوگ‌های نامتعارف و الفاظ رکیک را با زبان طنز وارد این تولیدات کردند.

این استاد دانشگاه بیان کرد: این داستان‌ها که بازیگرانی همچون سبزیجات، میوه‌جات، ابزارآلات و … در آن‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند، هرچه جلوتر می‌روند، خطوط قرمز منطقی و اخلاقی را بیشتر زیر پا می‌گذارند تا جایی که اگر کودکی در مورد این دیالوگ‌ها از پدر و مادرش سؤال کند، شاید نتواند پاسخی درست و درخور سن و شرایط خود دریافت کند.

حسینی اذعان کرد: نکته اصلی این نیست که این ویدیوها داستان‌های عجیب و غریبی دارند، نکته اینجاست که آن‌ها آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی را در لایه‌های پنهان ذهن ما، «عادی» می‌کنند. همه ما می‌دانیم که این‌ها داستان‌هایی بی‌ریشه و ضد‌فرهنگی هستند اما چرا با وجود اینکه می‌دانیم این محتواها بی‌معنا هستند، باز هم تا انتها آن‌ها را تماشا می‌کنیم؟

ذهن کودکان زیر بمباران محتوای فضای مجازی

وی توضیح داد: تولید این نوع محتواها شاید به عنوان هنر شناخته نشوند اما در رسیدن به هدفی که پشت خود دارند، استادگونه عمل می‌کنند و آن، جلب‌توجه است؛ دقیقاً همان چیزی که ساعت‌ها کودکان ما را برای ماندن در این فضا تشویق و ترغیب می‌کند. آن‌ها با ترکیب اتفاقات غیرمنتظره و رفتارهای عجیب، مخاطب را در وضعیتی میان خنده و شوخی گرفتار می‌کنند تا راه فراری برای چشم‌ها باقی نگذارند.

این تحلیلگر رسانه عنوان کرد: توانایی‌های ذاتی وسایل ارتباطی و رسانه‌های جمعی در جریان‌سازی‌های فرهنگی و سیاسی، اثرگذاری‌شان بر شیوه‌های رفتاری و سلیقه‌های عمومی و جایگاه آن‌ها به عنوان منبعی اصلی و مسلط برای ارائه تصاویر ذهنی از واقعیت‌ها، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی غیرقابل‌انکار است. آن‌ها به عنوان واسطه‌هایی در روابط اجتماعی نقش خود را ایفا می‌کنند.

حسینی بیان کرد: رسانه‌ها همچنین قادرند در سطحی وسیع‌تر و مدت‌زمانی طولانی‌تر با مردم ارتباط برقرار کنند و تأثیر اولیه مدرسه، خانواده و مذهب و امثال آن را بر افراد تحت‌الشعاع قرار دهند. فضای مجازی نیز این روزها نوعی رسانه است که می‌تواند تمامی حواس انسان را به کار بگیرد. این فضا علاوه بر کارکردهای عام رسانه‌ای خود نظیر اطلاع‌رسانی، سرگرمی و آموزش مخاطبان خود، دارای کارکردهای دیگری نیز هست.

وی اضافه کرد: امروزه کودکان و جوانان بخش مهمی از وقت خود را صرف دیدن کارتن‌ها و تولیدات انیمیشن در فضای مجازی می‌کنند و این فضا به سبب استفاده از جذابیت‌های متنوع بصری و شنیداری، قادر به الگوسازی و تأثیر بر کودکان و جوانان است، به همین دلیل باید مراقب ذهن کودکان باشیم و حواسمان باشد چه خوراکی را به ذهن و فکر آن‌ها می‌دهیم.

وقتی طنز، خیانت را عادی جلوه می‌دهد

این استاد دانشگاه مطرح کرد: اگر چه این ویدئوها که به سرعت در فضای مجازی دست به دست می‌شوند، مسائل روز زندگی را عنوان می‌کنند و به‌نوعی از بستر جامعه ریشه می‌گیرند اما آسیب تصاویر، جملات و واژه‌های بکار رفته در آن‌ها هدفمندانه و هوشمندانه، بنیاد خانواده را هدف گرفته است. به نظر می‌رسد سازندگان و منتشرکنندگان این ویدیوها هدفی غیر از سرگرمی را دنبال می‌کنند.

حسینی تأکید کرد: این تولیدات، در قالب کارتن‌ها و انیمیشن‌های جذاب و طنز، با جملات و کلمات نامتعارف و ناشایست، به طبیعی سازی موضوع خیانت و بی‌اعتنایی به بنیادهای اخلاقی پایه‌گذار خانواده می‌پردازند اما چون گفت‌وگوها در قالب طنز بیان می‌شوند شاید در نگاه اول جذاب به نظر برسند و لحظه‌ای لبخند را بر لبان مخاطبان بنشانند اما در بلندمدت در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان به‌ویژه کودکان جا می‌گیرند.

وی اذعان کرد: با دیدن این تصاویر، کودکان یاد می‌گیرند که اگر یکی از زوجین به دیگری خیانت کرد، با خیانت متقابل می‌توان به آن پاسخ داد. آن‌ها آموزش می‌بینند که با ورود شخص جدید به زندگی یا محل کار به سادگی می‌توان از همسر خود چشم‌پوشی کرد و وارد رابطه با نفر جدید شد. در این داستان‌ها عملاً نتیجه ارتباط پیاز با پرتقال، هویج، کلم و … یک نوزاد به شکل هفت میوه است.

این کارشناس رسانه عنوان کرد: آیا ما به عنوان پدر و مادر به مفهوم این داستان و عمق این فاجعه فکر کرده‌ایم؟ آیا متوجه خوراکی که از این طریق وارد ذهن و فکر کودکمان می‌شود، هستیم؟ با دیدن این تصاویر کودک ما مفهوم وفاداری را بیشتر یاد می‌گیرد یا تنوع‌طلبی و خیانت؟ قطعاً نتیجه این رفتار، زنجیره‌ای از روابط ناسالم در جامعه را ایجاد می‌کند که انتها ندارد.

فیلتر ذهن کودکان را تقویت کنیم

حسینی گفت: امروز در موبایل‌هایی که در دستان کودکانمان قرار داده‌ایم، شاهد تصاویری هستیم که پیش‌ازاین در سریال‌های ماهواره‌ای شاهدش بودیم اما چون تصور می‌کردیم انسان‌ها بازیگر آن‌ها هستند و کودکان ما نباید برخی تصاویر را ببینند، آن‌ها را از دیدن منع می‌کردیم غافل از اینکه امروز بدتر و فجیع‌تر از آن در گوشی‌های تلفن همراه و فضای مجازی در اختیار آن‌هاست اما در قالب کارتن‌های طنزگونه.

وی با طرح این سؤال که آیا می‌توان با بستن چشم‌ها، جلوی ورود سموم به ذهن فرزندانمان را گرفت؟ پاسخ داد: قطعاً خیر. راهکار مقابله با این موج هنجارشکن، در جنگ با هوش مصنوعی نیست، بلکه در بازسازی رابطه‌ ما با این ابزار است. ما باید از استراتژی قدیمی «محروم کردن و ممنوع کردن» فاصله بگیریم و به سمت استراتژی هوشمندانه یعنی «آموزش و نقد آگاهانه» حرکت کنیم.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: در این میان، ما به دو چیز نیاز مبرم داریم؛ اول، خانواده‌هایی که سواد رسانه‌ای دارند، یعنی پدر و مادری که می‌دانند زیر پوست این انیمیشن‌های رنگارنگ، چه پیام‌های خطرناکی نهفته است و دوم، محتواسازانی که با قدرت بصری هوش مصنوعی، داستان‌های اخلاقی و ارزشمند را تولید و آن‌ها را به زندگی کودکان وارد و جایگزین این نوع محتواها کنند.

حسینی عنوان کرد: به عنوان پدر و مادر یا مربی و مدرس، به‌جای اینکه فقط گوشی را از دست کودک بگیریم، باید فیلتر ذهن او را تقویت کنیم تا بداند چه چیزی برای تماشا کردن است و چه چیزی برای عبور کردن. ما نباید در جنگ با تکنولوژی شکست بخوریم بلکه باید بر آن مسلط شویم. راهکار اصلی، حرکت از فرهنگ منع و محرومیت به سوی فرهنگ نقد و آگاهی است.

وی تأکید کرد: در نهایت، باید دریافت که تکنولوژی، جریانی مهارناپذیر است و راهکار مقابله با این آسیب‌های نوظهور، در جنگ با تکنولوژی و تلاش برای حذف آن نهفته نیست؛ هدف این نیست که کودک را از دنیای دیجیتال جدا کنیم، بلکه هدف این است که به او یاد بدهیم چگونه در میان انبوه تصاویر فریبنده، میان واقعیت و تصویرسازی‌های مسموم، مرز قرار دهد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا