از سوگ تا امید؛ وقتی هزینه ترحیم بهای آزادی انسانها شد

در فرهنگ ایرانی و اسلامی، یاد و خاطره درگذشتگان همواره با خیرخواهی، دستگیری از نیازمندان و انجام کارهای ماندگار پیوند داشته است؛ اما آنچه یک اقدام را متمایز میکند، انتخابی است که انسان در سختترین لحظات زندگی خود انجام میدهد؛ اینکه اندوه شخصی را به آرامشی برای دیگران تبدیل کند.
در همین راستا، یکی از خیران کردستانی با هویت مشخص پس از درگذشت پدر بزرگوارش، تصمیمی متفاوت گرفت؛ تصمیمی که شاید از نگاه حسابهای مادی رقم بزرگی نباشد، اما از منظر انسانیت و بزرگواری، ارزشی بسیار فراتر دارد. او هزینه 40 میلیون تومانی مراسم ترحیم پدرش را به جای صرف در تشریفات معمول، برای آزادی زندانیان اختصاص داد تا سهمی در بازگشت چند انسان به آغوش خانوادههایشان داشته باشد.
در روزگاری که برگزاری مراسمهای ترحیم گاه به رقابتی برای افزایش هزینهها و تشریفات تبدیل میشود، هستند کسانی که نگاهشان به بزرگداشت عزیزان از دسترفته، مسیری متفاوت را انتخاب میکند؛ مسیری که در آن، ارزش یک یادبود نه در تعداد مهمانان و گستردگی مراسم، بلکه در میزان اثری است که بر زندگی دیگران میگذارد.
این خیر کردستانی با قلبی سرشار از محبت و در حالی که خود داغدار فقدان پدر بود، تصمیم گرفت هزینهای را که میتوانست صرف یک مراسم چندساعته شود، به فرصتی برای رهایی انسانهایی تبدیل کند که پشت میلههای زندان چشمانتظار یاری خیران بودند.
شاید برخی معتقد باشند 40 میلیون تومان در برابر حجم مشکلات اجتماعی رقم چندان بزرگی نیست، اما ارزش واقعی این اقدام در میزان پول نیست؛ در نگاهی است که پشت آن قرار دارد. ارزش این حرکت در همان لحظهای است که فردی در اوج ناراحتی و سوگ، به جای آنکه تنها به مراسم پایانیافتنی فکر کند، به آینده خانوادههایی میاندیشد که چشم انتظار بازگشت عزیزشان هستند.
این اقدام نشان داد که خیرخواهی تنها به سرمایههای کلان وابسته نیست؛ گاهی یک تصمیم درست از سوی یک انسان نیکاندیش میتواند جریانی از امید ایجاد کند. مهم آن نیست که چه مقدار بخشیده میشود، مهم این است که با چه نیت و در چه شرایطی بخشیده میشود.
هزینه یک مراسم ترحیم، معمولاً پس از چند ساعت به پایان میرسد و خاطرهای در ذهنها باقی میگذارد، اما آزادی یک زندانی میتواند سرنوشت یک خانواده را تغییر دهد؛ کودکی را از انتظار پدر یا مادر رها کند، سفرهای را دوباره گرم کند و امید را به خانهای بازگرداند.
این حرکت ارزشمند میتواند الگویی برای بازنگری در برخی سنتهای اجتماعی باشد؛ الگویی که نشان میدهد میتوان در کنار حفظ حرمت و شأن مراسمهای سوگواری، بخشی از هزینهها را به کارهای ماندگار و خیرخواهانه اختصاص داد.
بیتردید بهترین یادگار برای انسانهای بزرگ، تنها سنگنوشتهها و مراسمها نیست؛ گاهی یک لبخند، یک آغوش دوباره، و بازگشت یک زندانی به خانوادهاش، ماندگارترین یادبودی است که میتوان برای عزیزی از دسترفته به جا گذاشت.
این خیر کردستانی با این اقدام ثابت کرد که میتوان از دل سوگ، امید آفرید؛ میتوان از هزینه یک مراسم، سرمایهای برای آزادی ساخت و نام یک عزیز را با نجات زندگی انسانهای دیگر جاودانه کرد.