خونهای ماندگار|شهید فرزاد ویسی؛ جوانی که با تعهد به مردم ماندگار شد

هر شهید، داستان انسانی است که باید از زوایای مختلف شناخته شود؛ از نگاه پدر و مادری که سالها با محبت او زندگی کردهاند، از نگاه خانوادهای که خاطراتش را در دل نگه داشتهاند و از نگاه جامعهای که از فداکاری او بهرهمند شده است.
شهدا تنها در لحظه شهادت بزرگ نبودند؛ بزرگی آنان در سالهای زندگیشان شکل گرفت؛ در احترام به پدر و مادر، در تلاش برای انجام وظیفه، در دلسوزی برای دیگران و در روحیهای که آنان را از بسیاری متمایز میکرد.
مظلومیت شهدا گاهی در همین سادگی زندگی آنان نهفته است؛ انسانهایی که بیهیاهو زیستند، محبت کردند، خدمت کردند و در نهایت، بیآنکه به دنبال نام و نشان باشند، جان خود را تقدیم کردند.
خانوادههای شهدا امروز راویان صادق این بزرگیها هستند. پدران و مادرانی که با وجود داغ سنگین فراغ، از خوبیهای فرزندانشان میگویند و اجازه نمیدهند خاطرات آنان در گذر زمان فراموش شود.
شهدای جنگ رمضان نیز بخشی از همین روایت پرافتخار هستند؛ مردانی که در شرایط سخت، ایمان و مسئولیت را بر آسایش شخصی ترجیح دادند و در مسیر دفاع از مردم و ارزشهایی که به آن باور داشتند، ایستادند.
خبرنگار تسنیم در سیوهفتمین گزارش خونهای ماندگار مربوط به شهدای جنگ تحمیلی رمضان اینبار نیز به کامیاران رفته است؛ در میان این نامهای ماندگار، روایت شهید فرزاد ویسی از شهرستان کامیاران، روایت جوانی است که محبت به خانواده، علاقه به خدمت و احساس مسئولیت، بخش جداییناپذیر زندگی او بود.
فرزاد ویسی فرزند مرادعلی، متولد سوم تیرماه 1368 در کامیاران، جوانی بود که خانوادهاش او را با مهربانی، وفاداری و اخلاق نیک به یاد میآورند. او برای پدر و مادر، فرزندی دلسوز و برای اطرافیان، انسانی قابل احترام بود.
فرزاد به کار خود علاقه زیادی داشت و با جدیت و مسئولیتپذیری مسیر زندگیاش را دنبال میکرد. او از آن انسانهایی بود که انجام وظیفه را فقط یک مسئولیت نمیدانست، بلکه آن را بخشی از تعهد اخلاقی خود میدید.
ماه رمضان برای او رنگ دیگری داشت؛ ماهی که با زبان روزه در مسیر خدمت و مسئولیت حضور داشت و سرانجام در همین ایام، به شهادت رسید تا نامش در میان مردان ایثارگر این سرزمین ماندگار شود.
در تاریخ 26 اسفندماه 1404، فرزاد ویسی در جریان جنگ رمضان در پادگان امام علی(ع) سنندج به شهادت رسید و پس از تشییعی باشکوه در زادگاهش کامیاران، در خاک آرام گرفت؛ اما یاد و خاطرهاش همچنان در دل خانواده و مردم زنده است.
روایت پدر شهید؛ پسری که وفاداری را معنا کرد
مرادعلی ویسی، پدر شهید فرزاد ویسی، هنوز با دلتنگی از فرزندش سخن میگوید؛ از جوانی که سالها در کنار خانواده زندگی کرد و با رفتار خود، خاطراتی ماندگار برای آنان ساخت.
او درباره فرزندش در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید: فرزاد 26 اسفندماه 1404 در جریان جنگ رمضان در پادگان امام علی(ع) سنندج به شهادت رسید. بعد از آن، در کامیاران تشییع شد و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
پدر شهید از اخلاق فرزندش روایت میکند؛ از پسری که مهربانی یکی از ویژگیهای اصلیاش بود.
خیلی مهربان بود. با پدر و مادرش وفا داشت و همیشه احترام ما را نگه میداشت.
این مهربانی تنها در خانه دیده نمیشد؛ فرزاد در رفتار با اطرافیان نیز انسانی دلسوز و خوشرفتار بود. کسانی که او را میشناختند، از اخلاق خوب و شخصیت آرامش سخن میگفتند.
پدر این شهید والامقام از علاقه فرزندش به کار نیز یاد میکند؛ جوانی که مسئولیتهایش را با جدیت انجام میداد و برای کاری که بر عهده داشت، ارزش قائل بود.
فرزاد باور داشت انسان باید کاری را که پذیرفته، با تمام توان انجام دهد. همین روحیه مسئولیتپذیری، یکی از ویژگیهایی بود که او را در میان خانواده و همکارانش محبوب کرده بود.
پدر شهید از روزهایی میگوید که فرزندش در کنار آنان بود؛ روزهایی که اکنون به خاطراتی ارزشمند تبدیل شدهاند.
برای یک پدر، نبودن فرزند سختترین دلتنگی است، اما مرادعلی ویسی با تمام اندوهی که دارد، به راه و انتخاب فرزندش افتخار میکند.
او میداند فرزاد برای خانواده و زندگی خودش ارزش قائل بود، اما در کنار آن، مسئولیتی بزرگتر را نیز احساس میکرد؛ مسئولیتی که او را در مسیر ایثار قرار داد.
شهید فرزاد ویسی با همان مهربانی و وفاداری که در خانه داشت، در میدان مسئولیت نیز ایستاد و سرانجام در راه انجام وظیفه، به شهادت رسید.
روایت مادر شهید؛ فرزندی دلسوز و دغدغهمند
مادر شهید فرزاد ویسی، از پسری سخن میگوید که برای او تنها یک فرزند نبود؛ جوانی بود که حضورش برای خانواده آرامش به همراه داشت.
او فرزندش را با واژههایی چون مهربانی و دلسوزی توصیف میکند؛ جوانی که همیشه دغدغه خانواده و اطرافیان را داشت.
مادر شهید میگوید فرزاد از آن دسته انسانهایی بود که ناراحتی دیگران را نمیتوانست بیتفاوت ببیند. اگر کسی مشکلی داشت، تلاش میکرد در حد توان خود کمک کند.
دلسوزی، بخش مهمی از شخصیت او بود. او به خانواده اهمیت میداد و ارتباط عاطفی عمیقی با پدر و مادر خود داشت.
مادر شهید از پسری روایت میکند که احترام به خانواده را در رفتار خود نشان میداد؛ کسی که محبتش تنها در حرف نبود، بلکه در عمل دیده میشد.
فرزاد برای مادرش همان پسری بود که همیشه میشد روی محبت و همراهیاش حساب کرد؛ جوانی که بودنش دلگرمی خانه بود.
او در ماه رمضان و با زبان روزه، در مسیر خدمت و مسئولیت حضور داشت؛ روزهایی که برای خانواده سخت، اما برای فرزاد فرصتی برای انجام وظیفه بود.
مادر شهید با یاد فرزندش از جوانی سخن میگوید که دغدغهمند بود؛ دغدغه مردم، خانواده و ارزشهایی که به آنها باور داشت.
امروز خاطرات فرزاد برای خانواده، سرمایهای گرانبهاست؛ خاطرات جوانی که کوتاه زیست، اما با اخلاق و فداکاری، نامی ماندگار از خود برجای گذاشت.
شهید فرزاد ویسی رفت، اما مهربانی، وفاداری و دلسوزی او همچنان در دل خانواده و کسانی که او را میشناختند، زنده است.
پوریا گنجی؛ شهیدی که تولد و شهادتش در ماه رمضان بود