خون‌های ماندگار|شهید بختیار برتنی؛ مردی که آخرین نمازش با شهادت بود

روایت شهید بختیار برتنی از مریوان میان عشق به خانواده و انجام مسئولیت، راهی را انتخاب کرد که پایانش شهادت بود.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کردستان، در میان صفحات پرافتخار ایثار و شهادت، نام مردانی می‌درخشد که زندگی‌شان پیش از شهادت نیز سرشار از نشانه‌های بزرگی بود. انسان‌هایی که در خانه، تکیه‌گاه خانواده بودند، در میان مردم، انسانی قابل اعتماد و در لحظه‌های سخت، آماده ایستادگی و فداکاری.

شهدا را نمی‌توان تنها با لحظه شهادت شناخت؛ چراکه شهادت، پایان یک مسیر است، نه آغاز آن. مسیری که از سال‌ها ایمان، اخلاق، مسئولیت‌پذیری و عشق به مردم شکل گرفته است. هر شهید، پیش از آنکه در میدان ایثار شناخته شود، در زندگی شخصی خود نیز الگویی از انسانیت بوده است.

روایت شهدا، روایت دل‌هایی است که برای آرامش دیگران تپیدند؛ انسان‌هایی که خانواده، آسایش و دلبستگی‌های خود را دوست داشتند، اما در لحظه‌ای که نیاز بود، از همه آن‌ها گذشتند تا مسئولیتی بزرگ‌تر را به انجام برسانند.

مظلومیت شهدا گاهی در همین لحظه‌های ساده زندگی آشکار می‌شود؛ در آخرین خداحافظی‌ها، در آخرین تماس‌ها، در آخرین وعده بازگشت‌هایی که هیچ‌گاه به دیدار دوباره نرسید. خانواده‌هایی که هنوز با خاطرات عزیزانشان زندگی می‌کنند و هر خاطره برایشان هم شیرین است و هم پر از دلتنگی.

شهدای جنگ رمضان نیز روایتگر همین روحیه ایثار و مسئولیت هستند؛ مردانی که در شرایط دشوار، خطر را شناختند اما از انجام وظیفه عقب ننشستند. آنان می‌دانستند مسیرشان آسان نیست، اما باور داشتند دفاع از مردم و ارزش‌ها، نیازمند حضور و فداکاری است.

خبرنگار تسنیم در سی‌وپنجمین روایت خون‌های ماندگار نیز به شهر مریوان رفته است؛ در میان این نام‌های ماندگار، شهید بختیار برتنی فرزند محمدصالح، متولد سال 1357 از شهرستان مریوان، نمونه‌ای از انسانی است که زندگی‌اش با ایمان، خانواده‌دوستی و احساس مسئولیت گره خورده بود.

بختیار برتنی برای خانواده‌اش تنها یک همسر و پدر نبود؛ مردی بود که زندگی خود را وقف آرامش خانواده کرد و در کنار آن، نسبت به مسئولیتی که بر دوشش احساس می‌کرد، بی‌تفاوت نبود.

همسرش از مردی سخن می‌گوید که اخلاق نیک، رضایت خانواده و رفتار خوبش، مهم‌ترین ویژگی او بود. کسی که به گفته نزدیکان، همه از او رضایت داشتند و زندگی در کنار او سرشار از احترام و آرامش بود.

اما در کنار این ویژگی‌های خانوادگی، بختیار انسانی مسئول بود؛ کسی که وقتی احساس کرد باید در جایگاه خود حاضر باشد، حتی با وجود آگاهی از خطر، راه بازگشت را انتخاب نکرد. او می‌دانست شرایط دشوار است، اما باور داشت حضورش ضرورتی است که نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند.

آخرین رفتن او، برای خانواده‌اش به خاطره‌ای ماندگار تبدیل شد؛ خداحافظی کوتاهی که در ظاهر مانند روزهای دیگر بود، اما تقدیر آن را به آخرین دیدار تبدیل کرد. او رفت تا وظیفه‌اش را انجام دهد و دیگر بازنگشت.

روایت همسر این شهید والامقام، روایت مردی است که میان عشق به خانواده و انجام مسئولیت، راهی را انتخاب کرد که پایانش شهادت بود؛ مردی که آخرین لحظات زندگی‌اش نیز با نماز و یاد خدا همراه شد.

آخرین نماز؛ آخرین عهد مردی که ماند

بی‌گرد برتنی، همسر شهید بختیار برتنی، از روزهایی سخن می‌گوید که هنوز خاطرات همسرش در خانه زنده است؛ از مردی که اخلاق خوب و رفتار مهربانش، تصویر ماندگاری برای خانواده به جا گذاشت.

او درباره همسرش به خبرنگار تسنیم می‌گوید: در زندگی همیشه خاطرات خوب زیاد است، اما چیزی که از بختیار بیشتر از همه به یاد دارم، اخلاق خوبش بود. همیشه آدم خوبی بود. همه از او راضی بودند و هیچ مشکلی با او نداشتیم.

همسر شهید از آخرین روز حضور بختیار در کنار خانواده روایت می‌کند: آخرین بار که می‌خواست برود سر کار، به او گفتم نرو، اینجا خطر دارد. گفت نمی‌توانم نروم، من باید بروم، باید آنجا از مردم و کشورمان دفاع کنیم.

او ادامه می‌دهد: خودش می‌دانست آنجا خطر دارد، اما باز هم رفت. تماس گرفت و گفت فردا می‌آیم، سری به خانواده و بچه‌ها می‌زنم و دوباره برمی‌گردم. اما آن تماس، آخرین خبر از او بود.

آن شب، حادثه‌ای رقم خورد که مسیر زندگی خانواده را برای همیشه تغییر داد. عصر با ما تماس گرفت و شب حدود ساعت 8 آنجا را بمباران کردند. نزدیک 100 نفر نیرو آنجا بودند، اما تنها بختیار شهید شد و دیگر برنگشت.

اما آنچه این روایت را متفاوت‌تر می‌کند، آخرین لحظات زندگی شهید است؛ لحظاتی که با نماز و یاد خدا همراه شد.

همسر شهید می‌گوید: نماز شکسته بود. گفته بودند نرو، اما گفت من باید بروم حسینیه نمازم را بخوانم. وقتی رفت، شاید پنج دقیقه بیشتر نگذشته بود که آنجا را بمباران کردند.

او از لحظه‌ای می‌گوید که پیکر شهید را پیدا کردند: وقتی رفتیم آنجا، گفتند تنها رفته بود نماز بخواند. با دست خودش وضو گرفته بود و برای نماز رفته بود. بدنش سالم بود، فقط سرش کمی آسیب دیده بود؛ اما موج انفجار او را از ما گرفت.

شهید بختیار برتنی در آخرین لحظات زندگی، میان عشق به خانواده، انجام وظیفه و بندگی خدا ایستاد. مردی که رفتنش برای خانواده سخت بود، اما خاطره ایمان، اخلاق و مسئولیت‌پذیری‌اش تا همیشه باقی خواهد ماند.

او رفت، اما قصه زندگی‌اش همچنان ادامه دارد؛ قصه مردی که خانواده‌اش را دوست داشت، مردم را فراموش نکرد و آخرین قدم‌هایش را با یاد خدا برداشت.

پوریا گنجی؛ شهیدی که تولد و شهادتش در ماه رمضان بود

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا