تکنگاشت «تحلیل گفتار روشنفکری و نو اندیشی دینی در جنگ میهنی» منتشر شد

تکنگاشت تحلیلی جدید مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم با عنوان «تحلیل گفتار روشنفکری دینی و نواندیشی دینی در جنگ میهنی» دقیقاً بر همین نقطه عطف تاریخی دست گذاشته تا صحنه فکری ایران معاصر را پس از رویارویی نظامی با آمریکا و رژیم صهیونیستی کالبدشکافی کند.
این گزارش راهبردی با عبور از مباحث نظری کهنه درباره نسبت دین و تجدد، مستقیماً وارد میدان داغ آزمون عملی جریان روشنفکری و نواندیشی دینی در بحبوحه جنگ تحمیلی اخیر شده است. اثر با رصد دقیق بیانیهها، یادداشتها و مواضع چهرههای شاخص، نشان میدهند که چگونه مواجهه با پدیده تجاوز خارجی، پنج گفتار متمایز را در این جریان پدید آورد، گفتارهایی که هر یک تصویری متفاوت از مفهوم «مسئولیت ملی» ترسیم کردند.
در یک سوی این صحنه، «گفتار ضدجنگ و انسانگرا» با چهرههایی چون مصطفی ملکیان قرار دارد. این گفتار با اصالت بخشیدن مطلق به حفظ جان و نقد آنچه «الهیات خشونتساز» مینامید، در عمل با چشمپوشی از عاملیت و خوی متجاوز، مرز میان مهاجم و مدافع را مخدوش کرد و نسخهای از صلحطلبی انتزاعی و بیاثر را پیش روی جامعه گذاشت. همزمان، «گفتار نقد جمهوری اسلامی» با رویکرد فقهی کسانی چون محمد سروش محلاتی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و با شعار «فقه صلح»، کوشید بهجای محکومیت تجاوز آشکار بیگانه، تصمیمهای داخلی را سرچشمه بحران معرفی کند؛ رویکردی که عملاً بار گناه تجاوزگری خارجی را بر دوش طرفِ مورد تجاوز قرار داد.
اما شاید یکی از تکاندهندهترین بخشهای این پژوهش، بازخوانی مواضع متفکرانی باشد که تکنگاشت از آنها با عنوان حاملان «گفتار میهندوستی و استقلالطلبی» یاد میکند. چهرههایی نظیر عبدالکریم سروش، محسن کدیور و حسن یوسفی اشکوری که سالها منتقد سرسخت ساختار قدرت بودهاند و هستند اما در لحظه شلیک موشکهای بیگانه، مرزبندیهای سیاسی پیشین را در هم شکستند. آنان با زبانی حماسی و افتخارآمیز، ایستادگی ارتش و سپاه را ستودند، حق دفاع مشروع را بدون لکنت بر صدر نشاندند و با خائنانه خواندن هرگونه همنوایی با دشمن، استقلال و حاکمیت ملی ایران را یک ارزش مطلق و خدشهناپذیر دانستند، رویکردی که در پیوند با گفتار دفاع از مظلومیت فلسطین، جبههای استوار علیه نظم استکباری ساخت.
بخش پژوهشی و تحلیلی این اثر، با نقد موشکافانه «گفتار واقعگرایی انفعالی» که امید خود را به تفاهمهای دیپلماتیک و سازمانهای بینالمللی گره زده، پوچی خوشخیالی نسبت به «تضمینهای کاغذی» را برملا میسازد. گزارش با تکیه بر اصول واقعگرایی سیاسی و نظریه «موازنه تهدید» ثابت میکند که خودداری از ضربه متقابل نظامی به بهانه «پرهیز از افتادن در تله جنگ»، نهتنها صلح نمیآفریند، بلکه اشتها و جسارت متجاوز را برای حملات بعدی دوچندان میکند.
اوج اهمیت و جذابیت این تکنگاشت، نتیجهگیری راهبردی و صورتبندی ساختارشکنانه آن در فرجام سخن است. پژوهش نشان میدهد که جنگ میهنی، مرزکشی سنتی میان «موافقان و مخالفان نظام» را منسوخ کرده و هندسه فکری کشور را به شکلی بنیادین بازآرایی کرده است. امروز دیگر خط تفکیک اصلی، بر سر دعواهای سیاسی گذشته نیست، بلکه شکافی تاریخی میان دو اردوگاه پدید آمده است: «اصحاب آری به ایران» که با تمام انتقادات، بقا و شرافت میهن را در میدان رزم برگزیدند، و «اصحاب نه به دفاع» که در پوشش اخلاق سکولار، مصلحتاندیشیهای دیپلماتیک یا فقه انفعالی، ستون فقرات بازدارندگی ملی را تضعیف کردند.
تکنگاشت «تحلیل گفتار روشنفکری دینی و نواندیشی دینی در جنگ میهنی» فراتر از یک گزارش پژوهشی صرف، هشداری صریح و آینهای تمامنما از صفبندیهای واقعی اندیشه در حساسترین مقطع حیات معاصر ایران است؛ متنی مستند و خواندنی که خواننده را به عمق لایههای نادیده سیاست و اندیشه در ایرانِ پس از جنگ میبرد و مطالعه آن برای هر علاقهمند به سرنوشت فکری و ملی ایران، ضرورتی اجتنابناپذیر به شمار میرود.
متن کامل تک نگاشت «تحلیل گفتار روشنفکری دینی و نواندیشی دینی در جنگ میهنی» را از اینجا دریافت کنید.
