گذار از سازمان‌محوری به مسئله‌محوری در حل چالش‌های اقتصادی؛ ایده “سازمان پلتفرمی”

مسائل پیچیده اقتصادی کشور، در حالی که متولی مشخصی دارند، از پراکندگی عوامل و بازیگران متعدد رنج می‌برند. این رویکرد، نیازمند بازتعریفی در معماری مواجهه با مسائل است؛ گذاری که بر «سازمان پلتفرمی» تمرکز دارد.

به گزارش بخش اقتصاد وبانگاه بر اساس داده‌های خبری منتشر شده در باشگاه خبرنگاران جوان، مواجهه با چالش‌های راهبردی اقتصاد کشور، با وجود تعیین متولیان مشخص، با پیچیدگی‌هایی همچون پراکندگی عوامل، درهم‌تنیدگی و تغییرپذیری مواجه است. مسائلی چون ناترازی انرژی، اشتغال، تورم، امنیت غذایی و رشد اقتصادی، حاصل تعامل هم‌زمان دستگاه‌های متعدد، بازیگران اقتصادی، بخش خصوصی و سازوکارهای بازار هستند.

این شرایط، پارادوکس مهمی را پدید می‌آورد: مسئولیت متمرکز اما مسئله توزیع‌شده. هر سازمان، بخشی از دانش، اختیار و ظرفیت حل مسئله را در اختیار دارد، اما لزوماً تصویر کاملی از کل مسئله در اختیار ندارد. علاوه بر این، مسائل اقتصادی پویا هستند و عوامل مؤثر بر آن‌ها، رفتار بازیگران و پیامدهای تصمیم‌ها در طول زمان دگرگون می‌شوند. بنابراین، راهکار صرفاً در افزایش اطلاعات یا هماهنگی میان سازمان‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه چگونگی تبدیل اطلاعات، دانش، ظرفیت و اختیارات پراکنده به یک چرخه مستمر مشاهده، شناخت، تصمیم‌سازی، اقدام و یادگیری، امری حیاتی است.

نظام اداری فعلی بر اساس تقسیم مأموریت شکل گرفته و هر سازمان حوزه مسئولیت، ساختار، بودجه، اطلاعات و اختیارات مشخصی دارد. این تقسیم کار برای اداره کشور ضروری است، اما مسائل پیچیده الزاماً از این مرزبندی‌ها تبعیت نمی‌کنند. برای مواجهه با چنین مسائلی، سازوکارهای هماهنگی نظیر شورا، ستاد، کمیته و کارگروه شکل می‌گیرند. هرچند این سازوکارها لازمند، اما هماهنگی به تنهایی لزوماً به معنای داشتن تصویر مشترک از مسئله، تصمیم‌سازی بهتر و یادگیری از نتایج نیست.

در این میان، ایده «سازمان پلتفرمی» پاسخی به این پرسش است که آیا می‌توان بدون تغییر در مسئولیت و جایگاه قانونی سازمان‌ها، شیوه مواجهه آنها با مسائل پیچیده را تغییر داد. «سازمان پلتفرمی» الگویی برای سازمان‌دهی جهت مواجهه با مسائل پیچیده است؛ در این الگو، سازمان متولی ضمن حفظ مسئولیت و اختیار قانونی خود، ظرفیت‌های پراکنده پیرامون مسئله – از داده و دانش تخصصی تا توان اجرایی، بخش خصوصی و تشکل‌های حرفه‌ای – را حول یک مسئله واقعی به هم متصل می‌کند. هدف، ایجاد یک مشاهده یکپارچه از مسئله و تبدیل آن به چرخه‌ای مستمر از شناخت، تصمیم‌سازی، اقدام، بازخورد و یادگیری است؛ نقطه‌آغاز در این مدل «مسئله» است، نه «دستگاه».

سازمان پلتفرمی، نه یک سازمان جدید، نه یک سامانه نرم‌افزاری جدید و نه صرفاً «پلتفرم سازمانی» است؛ بلکه شیوه انجام مأموریت را تغییر می‌دهد. موضوع اصلی، تغییر معماری مواجهه با مسئله است، به گونه‌ای که سازمان بتواند فراتر از مرزهای اطلاعاتی و عملیاتی خود ببیند، تصمیم‌سازی کند و از نتایج اقدامات خود بیاموزد. فناوری، از جمله داده، هوش مصنوعی و ابزارهای تحلیلی، در این الگو نقش مهمی در مرتبط کردن اطلاعات پراکنده، آشکارسازی سریع‌تر تغییرات و نمایش بهتر روابط میان عوامل دارد و کیفیت تصمیم‌سازی را ارتقا می‌بخشد، اما نقطه شروع نیست.

برای تحقق ایده «سازمان پلتفرمی»، پنج پیش‌شرط اساسی وجود دارد: اول، اقتدار و راهبری شفاف، که مشخص کند چه نهادی مسئول راهبری چه بخشی از تصمیمات است. دوم، مشوق‌ها و مدل بودجه‌ریزی که همکاری پایدار را تسهیل کند. سوم، حکمرانی داده، شامل مالکیت، دسترسی، حریم خصوصی، امنیت و تعامل‌پذیری. چهارم، پاسخگویی روشن در میان بازیگران مختلف. و پنجم، سنجش‌پذیری و امکان توقف، که معیارهای مشخصی برای موفقیت و امکان اصلاح یا تغییر مسیر را فراهم کند.

درس آموخته از تجربیات گذشته نظیر دولت الکترونیک و پنجره واحد، نشان می‌دهد که برخی سازوکارها نتوانسته‌اند فاصله میان اطلاعات، تصمیم و اقدام را کاهش دهند. طراحی «سازمان پلتفرمی» باید با استفاده از نتایج شکست‌های گذشته صورت گیرد تا خطر تکرار اشتباهات به حداقل برسد. این رویکرد، تغییر پارادایمی در حکمرانی اقتصادی است: حرکت از بخشی‌محوری به مسئله‌محوری و از تصمیم‌گیری مقطعی به چرخه مستمر مشاهده، تصمیم‌سازی، اقدام و یادگیری.

تحقق چنین رویکردی نیازمند ساخت همه چیز از ابتدا نیست؛ بخش قابل توجهی از ظرفیت فناورانه مورد نیاز توسط شرکت‌های دانش‌بنیان در کشور ایجاد شده است. سازمان نظام صنفی رایانه‌ای می‌تواند در پیوند دادن این توانمندی‌های تخصصی با مسائل واقعی کشور نقش‌آفرین باشد. ماده ۱۰۷ قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز ظرفیت مشخصی برای ارائه پیشنهادهای تحول و ارتقای بهره‌وری توسط این سازمان پیش‌بینی کرده است. بنابراین، موضوع اصلی، صرفاً ایجاد یک پروژه فناورانه دیگر نیست، بلکه استفاده متفاوت از ظرفیت‌هایی است که همین امروز وجود دارند.

«معماری حل مسئله» در اقتصاد ایران، می‌تواند تغییر کند؛ نه لزوماً «صاحب مسئله»، بلکه نحوه مواجهه با آن. «سازمان پلتفرمی» معماری حل مسئله‌ای است که مسئولیت قانونی سازمان‌های متولی را حفظ می‌کند، اما ظرفیت‌های پراکنده را به مشاهده‌ای یکپارچه، تصمیم‌سازی مستمر، اقدام و یادگیری تبدیل می‌نماید. «پلتفرمی شدن» به معنای داشتن یک نرم‌افزار یا سامانه نیست، بلکه به معنای برخورداری از قابلیت اتصال، مشاهده، تصمیم‌سازی، اقدام و یادگیری با تمرکز بر حل یک مسئله است. برای حل مسائل پیچیده اقتصادی، بیش از آنکه به ساختارهای بیشتر نیاز داشته باشیم، به سازمان‌هایی نیاز داریم که بتوانند فراتر از مرزهای خود ببینند و در عین حفظ مسئولیت خود، از ظرفیت‌های پیرامون مسئله استفاده کنند.

©‌ باشگاه خبرنگاران جوان

دکمه بازگشت به بالا