زنگ امید برای خانواده بزرگ ایران در خانه علم و ادب

کودکان مشغول دویدن و بازی در خانه میشوند، نوجوانان و جوانان از موفقیت و رکوردهای جدیدشان در درس و ورزش و بازی و کار و… به یکدیگر میگویند، پدر و مادرها هم از کار و خانه و زندگی و آینده فرزندان، و بزرگان جمع نیز با همان سکینه و وقارشان با تمام این لحظات که لحظه تبدیل سکون به حرکت، تبدیل ناامیدیها به امید و تبدیل بیحالیها به شور و نشاط است، همراه میشوند و از آن لذت میبرند.
داستان یک جامعه بزرگتر در مقیاس یک کشور نیز درست مثل همین جمع خانوادگی است؛ عدهای دوران جوانی و میانسالی را پشت سرگذاشتهاند و به پیری رسیدهاند و عدهای نیز یا در حال تولد در این جامعه هستند و یا سالهای ابتدایی و میانی حضور در آن را سپری میکنند و در عین حال با حرکت، نشاط و طراوت خود، تصویری را در مقابل چشمان بزرگان جامعه شکل میدهند که یادآور لذتهای گذشته و خالق امید به آینده است.
به صدا درآمدن زنگ بازگشایی مدارس و دانشگاهها در اول مهرماه مثل همان زنگ خانه آباء و اجدادی است، زنگ امید است؛ زنگ امیدی که در خانهای کهن به پهنای ایرانزمین به صدا درمیآید و نوید حرکتی نو، پرنشاط، شتابنده و تحولآفرین را به سوی آینده میدهد.
پیام حکیمانه رهبر معظم انقلاب آیت الله سیدمجتبی خامنهای به عنوان پدر خانواده ایران، در شب بازگشایی مدارس و دانشگاهها، ارج نهادن به چنین جامعه و جمعی است، و در درجه اول نشان از اهمیت موضوع در نظرگاه ایشان دارد؛ چنانکه خلق حرکت علمی و معرفتی توسط قشر جوان جامعه برای رهبر شهید و امام راحل نیز از اعلی درجه اهمیت برخوردار بود.
عبارت بسیار مهمی که رهبر معظم انقلاب در ابتدای پیامشان بهمناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاهها از آن استفاده کردهاند «بازگشایی خانههای علم و ادب در مدرسه و دانشگاه» است.
سه کلمه «خانه، علم و ادب» به این عبارت رنگ و معنا میدهد؛ خانه یعنی مادر، پدر، خواهر و برادر، یعنی بزرگتر و کوچکتر، و در یک کلام یعنی خانواده.
به صراحت میتوان گفت جایی که در آن خانواده زندگی نکند خانه نیست و فقط مکانی برای استراحت است؛ و خانواده یعنی محبتورزیدن به یکدیگر، مسئول بودن نسبت به هم، خانواده یعنی همدلی، همراهی، همیاری، خانواده یعنی رشد دادن یکدیگر، خانواده یعنی محل سکونت و آرامش، خانواده یعنی گرفتن دست یکدیگر به هنگام زمین خوردن، خانواده یعنی جایی که اعضا هیچگاه آن را ترک نمیکنند، خانواده یعنی یک آغوش همیشه باز برای قهر کردهها و اشتباهکردهها، خانواده یعنی گذشت، چشمپوشی و مدارا نسبت به هم و خانه یعنی جایی که تمام این اتفاقات خوب در آنجا رقم میخورد.
پس لازمه بنای یک خانه آجر و گچ و سیمان نیست، بلکه خانه با تشکیل خانواده ساخته میشود و خانواده تشکیل نمیشود مگر بر پایه آموختن علم و ادب و رسوخ دادن آن در میان اعضا.
ایران خانه ما است، چون ما ایرانیها یک خانوادهایم؛ خانوادهایم چون واجد تمام ویژگیهایی هستیم که برای تشکیل یک خانواده شمردیم و واجد این ویژگیها هستیم چون در تاریخ طولانی خانهمان همواره اهل علم و ادب بوده و هستیم.
اینک اهتمام رهبر عزیزتر از جانمان بر گرامیداشت بازگشایی مدارس و دانشگاهها و آغاز فصل آموزش و پرورش، و در کنار هم آوردن دو عنصر «علم و ادب» در طلیعه پیام شب گذشتهشان، تأکیدی است بر اینکه فقط زمانی میتوان به آینده و حفظ ایران قوی به عنوان خانه ایرانیها امیدوار بود که مسئله آموزش علم و ادب و «خودافزایی» در سایه این آموزش را جدی بگیریم تا از این رهگذر به وجود خانواده ایران استمرار و بقا ببخشیم و از ایران صیانت کنیم.
ایشان درباره «خودافزایی» خطاب به دانشآموزان و دانشجویان ایرانی مرقوم فرمودهاند: «از فرصت حضور چند ساله در این مأمن دانش و ادب و نشاط و امید برای خودافزاییِ هر چه بیشتر بهره بگیرید؛ خودافزایی در مهمترین عنصر حیات انسان که ارتباط با خالق متعال است، و خودافزایی در ارتباط با همنوعان و هموطنان و خانواده؛ و خودافزایی در زمینۀ کسب دانش و بهدست آوردن انواع مهارتها.»
در اینجا برای دستیابی به درک بهتری از مسئله لازم است به همان مثال خانواده ابتدای یادداشت برگردیم؛ در یک خانواده کدام افراد از همه موفقتر، محبوبتر، محترمتر و موجب افتخار، سربلندی، قوام و پیشرفت خانوادهاند؟ همه ما در خانوادههایمان چنین افرادی را سراغ داریم و پاسخ برایمان روشن است، افرادی که از سطح دانش، ادب و هنر مضاعفی نسبت به دیگر اعضا برخوردارند.
نقطه مقابل چنین وضعیتی هم برای ما قابل تصور است، چه کسانی شکستخورده، نامحترم و موجب بدنامی و از هم پاشیدگی خانوادهاند؟ افراد ناآگاه و بیادب. وجود یک فرد شرور و یا مجرم را در یک خانواده تصور کنید، چه مصائب و مشکلاتی را برای آن خانواده به بار میآورد؛ بارها دیدهایم که چنین افرادی خانه و خانواده را یا تا مرز نابودی بردهاند و یا واقعا نابود کردهاند.
در چنین خانوادههایی معمولا با افرادی مواجهیم که در آموزش علم و ادب به آنها سهلانگاری شده و معمولا الگویی هم در این جهت نداشتهاند؛ و در نتیجه با جمعی متلاشی مواجهیم که نام خانواده را دارد اما فاقد ویژگیهای حقیقی آن است و در واقع خانواده نیست و اعضای آن توان مدیریت و صیانت از خانه را هم ندارد.
از همین روست که رهبر معظم انقلاب در پیامشان مسئله اسوه و الگو را نیز مورد توجه قرار داده و به دانشآموزان و دانشجویان توصیه کردهاند «اکنون شما در کلاسهای درسی حاضر میشوید که نسلهایی که اندکی پیش از شما بر روی نیمکتهای دوستداشتنی آن نشسته بودند اینک در انواع جبهههای دفاع از وطن و شرف برای ایران اسلامی، عزّت و اقتدار خلق میکنند و همانها اسوه و چراغ راه شما خواهند بود؛ همچنان که پیش از آنان کسانی در همین کلاسها بودند که اسوههای فداکاری و نشانهای عظمت کشور و اسطورههای بزرگی و بزرگواری بشمار میروند.»
ایشان صیانت از خانه ایرانیان و اعتلای آن را نیز در عهده و توان فرزندان دانشمند و تربیتیافته خانواده ایرانی دانسته و فرمودهاند: «مسئولیّت امروز دانشآموزان و دانشجویان، سعی در مجهّز شدن به علم و تقوا، امید و اخلاق، و دانایی و توانایی و زدودن پردههای جهل و تاریکی است تا آنگاه که با شکستن مرزهای دانش و فتح قلّههای پیشرفتسازِ آن، مأموریت تاریخی خود در جهت اعتلاء ایران اسلامی را به انجام برسانند. این مهم در جایی صورت میگیرد که خانۀ دوّم ایشان بشمار میآید. از اینرو به این عزیزان عرض میکنم که لازم است همواره از حریمهای آن به بهترین شکل صیانت نمایید و با ارتقاء هر چه بیشتر سطح آگاهی و بینش و تعالی رفتارها و منشهایتان، آن را کانون پیشرفتگی وطن خود بنمایید.»
48 سال پر فراز و نشیب سپری شده از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین هجوم گرگصفتان آمریکایی ـ صهیونی از 15 ماه قبل به خانه ما ایران، و در پی آن بعثت مردم برای صیانت از ایران اسلامی، یک بار دیگر، تراز علم و ادب اعضای خانواده ایران را به رخ جهانیان کشید و نشان داد که این خانه صیانت میشود و شکستنی نیست. تا باد چنین بادا.