«آب هرگز نمیمیرد»؛ آینه تمامقد سردار شهید «سلگی» در برگهای تاریخ

در پیشانی این افتخارات، نام سردار سرلشکر پاسدار شهید «حاج میرزا محمد سلگی»، فرمانده نامدار گردان 152 حضرت ابوالفضل (ع) و رئیس ستاد لشکر 32 انصارالحسین (ع)، چون ستارهای پرفروغ خودنمایی میکند؛ مردی که تمام دوران جنگ را از روزهای نخستین یورش دشمن تا واپسین لحظات تثبیت پیروزی، در خط مقدم حضور داشت.
شهیدی که قائد شهید امت با مطالعه کتاب درباره ایشان گفت:«کتابی که اسمش آب هرگز نمیمیرد است، شرح حال یک جانبازی است که الان در همدان است؛ واقعاً اگر ممکن بود برای من -که ممکن نیست- پامیشدم میرفتم همدان، دیدن این مرد».
از اروند و مهران تا دلدادگی در جبهههای غرب و جنوب
حاج میرزا محمد سلگی از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی، تنپوش خاکیِ بسیج را بر تن کرد و پابهپای دیگر دلیرمردان لشکر 32 انصارالحسین (ع) در عملیاتهای بزرگ و سرنوشتساز نقشآفرینی نمود. حضور در عملیاتهای شاخصی نظیر «کرخه کور»، «مسلم بن عقیل»، «والفجر 2»، «والفجر 5»، «والفجر 8»، «بدر»، «انصار»، «کربلای 4» و «کربلای 5» تنها بخشی از کارنامه عملیاتی این فرمانده مخلص است. او در تمام این میدانها، نهتنها یک فرمانده نظامی، بلکه پدری مهربان و راهبری بصیر برای رزمندگان اسلام بود که با کمترین امکانات و بیشترین انگیزه، روحیه مقاومت را در دلها زنده نگه میداشت.
اما نقطه عطف زندگی سرافرازانه او، تابستان 1366 در دشت مهران رقم خورد؛ جایی که در اثر اصابت ترکش و موج شدید انفجار، هر دو پای خویش را پیشکش آستان دوست کرد و ریههایش مهمان تاولهای سنگین سلاحهای شیمیایی دشمن شد. در محاسبات مادی جنگ، از دست دادن دو پا به معنای پایان خط حضور در میدان است؛ اما برای سلگی، این تازه آغاز راهی دیگر بود.
اوج حماسه در تنگه چهارزبر
مرداد 1367، منافقین کوردل با حمایت همهجانبه رژیم بعث و با خیال خام تسخیر تهران، از مرزهای غربی کشور عبور کردند. در این شرایط بحرانی، حاج میرزا محمد سلگی در حالی که روی صندلی چرخدار نشسته بود و از شدت درد جراحات پاهای قطعشده و ریههای شیمیایی رنج میبرد، به خط مقدم شتافت.
تصویر حضور این فرمانده دلاور در تنگه چهارزبر (عملیات مرصاد)، یکی از شگفتانگیزترین و حماسیترین قابهای دفاع مقدس است. او با صلابتی صخرهوار، مدیریت عملیات را در دست گرفت و ماشین جنگی منافقین را زمینگیر کرد. حاج میرزا ثابت کرد که غیرت دینی و اراده الهی، در گروی سلامت جسم نیست؛ او با تن چاکچاک، اقیانوسی از مقاومت شد تا امنیت این مرزوبوم مخدوش نشود.
«آب هرگز نمیمیرد»؛ سند جاودانگی یک اسطوره
این حماسهها اگر ثبت نمیشدند، در غبار زمان گم میگشتند. در این میان، قلم توانمند و متعهد نویسنده برجسته ادبیات پایداری، حمید حسام، به میدان آمد و با خلق اثر فاخر «آب هرگز نمیمیرد»، روایتی عمیق و ماندگار از زندگی و رزمنامهی سردار سلگی را به یادگار گذاشت. این کتاب که مفتخر به دریافت تقریظ پرمعنا و ستایشآمیز از سوی رهبر شهید انقلاب اسلامی (مدظلهالعالی) شد و جایزه معتبر جلال آلاحمد را از آن خود کرد، تنها مجموعهای از خاطرات نیست؛ بلکه منشور اخلاقی فرماندهی در مکتب اسلام است.
رهبر انقلاب در تقریظ خود بر این اثر، با تجلیل از شهید سلگی، ابعاد شخصیتی او را به زیبایی ترسیم کردند. این کتاب، گواهی است بر اینکه نسل دفاع مقدس، نسلی تکرارنشدنی بود که مرگ و سختی را به سخره گرفت تا ارزشها زنده بمانند.
پیام شهید سلگی برای امروز ما
امروز که در جنگ نرم و جنگ روایتها قرار داریم، بازخوانی این حماسهها یک تشریفات مناسبتی نیست، بلکه یک «ضرورت راهبردی» است. یاد شهید سلگی و خواندن سطور کتاب «آب هرگز نمیمیرد»، به ما یادآوری میکند که مدیران و خدمتگزاران این مرزوبوم در هر جایگاهی، حق ندارند در برابر مشکلات زانو بزنند.
راهِ حاج میرزا محمد سلگی، راه بیبدیل اخلاص، کار جهادی و فداکاری بیمنت است؛ راهی که خون شهدای دفاع مقدس آن را امضا کرده و تا ابد الهامبخش دلدادگان حقیقت خواهد ماند.
اگرچه منظومه درخشان “آب هرگز نمیمیرد” قله بیبدیل بازخوانی حیات این سردار رشید است، اما ردپای رشادت و تدبیر شهید سلگی در برگبهبرگ تاریخنگاری رزمندگان لشکر 32 انصارالحسین (ع) و کتابهای خاطرات یارانش همچون دلیل (روایت حماسه شهید علی چیتسازیان) نیز به چشم میخورد؛ آثاری که نشان میدهند حماسه این فرمانده دلاور، جزئی جدانشدنی از پیکره تاریخ دفاع مقدس و نماد غیرت نهاوند و همدان است.
جانباز سرافزار و سردار فداکار میرزامحمد سُلگی، راوی کتاب تحسین شده «آب هرگز نمیمیرد» صبح پنجشنبه 14 فروردین 1399 به یاران شهیدش پیوست.
گزارش از سمیه شفایی




