خاطرات رهبر شهید از جذب یک کمونیست متعصب

خاطرات رهبر شهید درباره گریختن از چنگ الواط شاه
رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را از جذب یک کمونیست بسیار متعصب در زندان، نقل فرموده و در اینباره بیان میدارند: «سال 1353 شمسی من با یکی دو نفر دیگر در سلول خیلی کوچکی در تهران زندانی بودم. طول این سلول 2/20 متر و عرض آن 1/80 بود. یک شب اول مغرب داشتم نماز میخواندم که یک نفر زندانی جدید را وارد سلول کردند. زندانی جدید از کمونیستهای خیلی متعصب و داغ بود. وقتی دید من دارم نماز میخوانم و فهمید مذهبی هستم، از همان اول برایم قیافه گرفت! هرچه سعی کردم با او ارتباط برقرار کنم، دیدم نمیشود؛ اخمهایش توی هم است و حاضر نیست با من گرم بگیرد.»
شهید خامنهای (ره) خاطره مذکور را اینگونه تکمیل میسازند: «به او جملهای گفتم که به کلی تغییرش داد. گفتم احمد سوکارنو (از بنیانگذاران موثر جنبش عدم تعهد) در کنفرانس باندونگ گفته است چیزی که ما را اینجا گرد آورده، وحدت دین یا عقیده یا نژاد نیست؛ بلکه وحدت نیاز است. گفتم من و تو در اینجا وحدت نیاز داریم؛ در یک سلول داریم زندگی میکنیم؛ یک مامور پشت در مراقب ماست؛ یک بازجو و یک شکنجهگر منتظر من و توست؛ عقیده ما یکی نیست اما نیازمان یکی است. گفتم وقتی وحدت نیاز در سطح عالم میتواند تاثیرگذار باشد، در یک سلول به این کوچکی بیشتر میتواند تاثیرگذار باشد. پس از این صحبت، با هم رفیق شدیم.»