چرا «مدیر فنی» در فوتبال ایران «کشک» است؟ نگاهی به استعفای مجید جلالی

مجید جلالی، یکی از پیشروترین مربیان فوتبال ایران در استفاده از داده‌های مدرن، پس از تجربه‌ای ناموفق در سمت مدیر توسعه و پیشرفت فوتبال، دلایل استعفای خود و مشکلات ساختاری فوتبال ایران را تشریح کرد. او به نقش منفی تصمیم‌گیران فاقد تخصص و عدم پذیرش نظرات کارشناسی در فوتبال ایران اشاره کرد.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، اصطلاح «کشک» در فرهنگ عامه به معنای بی‌ارزش بودن به کار می‌رود و اولین بار علی پروین این واژه را برای توصیف جایگاه «مدیر فنی» در فوتبال ایران به کار برد. اگرچه در ابتدا با انتقادهای زیادی روبرو شد، اما بعدها مشخص شد تجربه و درایت او بر واقعیت‌های فوتبال ایران، مبنی بر اینکه پست مدیر فنی و کمیته فنی در این سیستم عملاً بی‌اهمیت است، صحه می‌گذارد. در فوتبال ایران، هیچ سرمربی‌ای حاضر به تقسیم اختیارات خود با فردی دیگر نیست.

مجید جلالی، که به عنوان یکی از مربیان پیشرو در استفاده از تحلیل‌های کامپیوتری شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر در عرصه مدیریت نیز پیشگام بود. او زمانی که فدراسیون فوتبال با نگاهی نو به اهمیت این سمت پی برد، مسئولیت «مدیر توسعه و پیشرفت فوتبال» را پذیرفت که در واقع همان رئیس کمیته فنی بود و به عنوان مشاور رئیس فدراسیون فوتبال نیز فعالیت می‌کرد.

جلالی به سرعت مجبور به کناره‌گیری از سمت «تکنیکال دایرکتور» در فوتبال ایران شد. در فضایی که حتی مربیان تازه‌کار نیز تمایلی به داشتن یک فرد ناظر و تعیین‌کننده بر بالای سر خود ندارند، امیدی به پذیرش این نقش از سوی افرادی چون امیر قلعه‌نویی وجود نداشت. این افراد حتی حاضر به مشورت هم نیستند، چه رسد به پذیرش دستور یا اعمال نظر.

جلالی که متوجه شد در هیچ‌یک از رده‌های سنی پایه حرف او شنیده نمی‌شود، در نهایت تسلیم شد، استعفا داد و با حفظ اعتبار خود عرصه را ترک کرد. اکنون، پس از ناکامی تلخ تیم امید در بازی‌های آسیایی، این «آقا معلم» پس از مدت‌ها سکوت، در گفتگویی رسانه‌ای نکات جالبی را مطرح کرده است.

وی اظهار داشت که در دوران مسئولیتش، پس از تحقیقات و بررسی‌های فراوان در خصوص دلایل عدم موفقیت تیم امید در سال‌های گذشته، به این نتیجه رسیده بودند که یحیی گل‌محمدی بهترین گزینه برای هدایت این تیم است. او حتی به نقل از رئیس فدراسیون فوتبال، عنوان کرد که یحیی گل‌محمدی برای پذیرش این مسئولیت تمایلی نداشته و در صورت قبول، درخواست دستمزد بالایی خواهد داشت.

جلالی مدعی شد که توانسته یحیی گل‌محمدی را برای پذیرش این پست متقاعد کند و حتی بر سر مبلغ قرارداد نیز به توافق اولیه رسیده بود. با این حال، این موضوع در هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال رد شد و در نهایت حسین عبدی، با وجود نداشتن تخصص در امور فنی، به عنوان سرمربی تیم امید انتخاب شد. وظیفه‌ای که نه در حیطه تخصص او بوده و نه در مسئولیت‌هایش گنجانده شده است.

اکنون پس از شکست تیم، فدراسیون فوتبال تقصیر را به گردن عبدی انداخته است. هرچند عبدی به سهم خود مقصر است، اما روند سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با این رویکرد و مدل کاری، هر مربی دیگری نیز احتمالاً نتایج مشابهی کسب می‌کرد. پیش از او، نام‌های بزرگی به همین سرنوشت دچار شدند و پس از او نیز افراد دیگری با همین مشکلات مواجه خواهند شد.

زمانی که تصمیم‌گیران عرصه فوتبال کشور کمترین تخصص را دارند و به توصیه‌های مدیر توسعه و پیشرفت سازمان خود توجهی نمی‌کنند و کسی نیز توانایی مقابله با آن‌ها را ندارد، تنها راهی را می‌روند که پیش از این پیموده‌اند و نتیجه نیز همان چیزی خواهد بود که امروز شاهد آن هستیم و همواره نیز بوده است.

©‌ خبر ورزشی, فدراسیون فوتبال

دکمه بازگشت به بالا