مقایسه رویکرد مربیان در مواجهه با ناکامی: پذیرش مسئولیت در برابر بقا بر مسند قدرت

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، ناکامی تلخ تیم امید ایران در مرحله گروهی بازیهای آسیایی، اعتراضات گستردهای را متوجه حسین عبدی، سرمربی وقت این تیم، ساخت. انتقاداتی که بسیاری از آنها کاملاً وارد بود و عملکرد سرمربی را زیر ذرهبین قرار داد. در نهایت، عبدی با استعفای خود به این روند پایان داد؛ استعفایی که پذیرفته شد و او حتی برای این شکست ناخواسته، از مردم و جامعه فوتبال ایران پوزش طلبید.
این اقدام عبدی، حداقل در مقایسه با رویههای مرسوم در فوتبال ایران، نقطه امیدی است؛ اینکه یک مربی پس از یک ناکامی آشکار، مسئولیت خود را میپذیرد، عذرخواهی میکند و جای خود را به دیگری میسپارد. متأسفانه، در فوتبال ایران، ناکامی به عادتی ناخوشایند بدل شده و آنچه کمتر شاهد آن هستیم، روحیه پذیرش مسئولیت در قبال نتایج است.
دردناکتر آنکه، تیم ملی بزرگسالان نیز در جام جهانی 48 تیمی، با نمایشی ضعیف که انتقادات شدیدی را در پی داشت، از دور رقابتها حذف شد. اگرچه کادر فنی در آن ناکامی سهم داشت، اما معضل اصلی، نه تنها عدم پذیرش مسئولیت از سوی هیچ فردی، بلکه متهم شدن منتقدان به «وطنفروشی» و «دشمنی با تیم ملی» بود. به عبارت دیگر، به جای پاسخگویی به نقدها، به جایگاه خود منتقدان حمله شد.
حال، همان افراد همچنان در مناصب خود باقی ماندهاند و گویی در انتظار پاداش ناکامیهای آتی، از جمله عدم موفقیت در جام ملتهای آسیا، هستند. اینگونه به نظر میرسد که در فوتبال ایران، کسب پاداش برای شکست نیز ممکن است، به شرطی که بتوان بر صندلیهای مدیریتی و فنی باقی ماند.
در این میان، باید شاکر بود که حسین عبدی حداقل با منتقدان خود، به سیاق امیر قلعهنویی، برخورد نکرد. عبدی نه منتقدان را «وطنفروش» نامید و نه آنها را «دشمن تیم امید» انگاشت؛ بلکه با استعفا، عذرخواهی و کنارهگیری، دل بسیاری را شاد کرد.
اما قلعهنویی و همراهانش همچنان با صلابت بر صندلیهای خود نشستهاند؛ گویی نه ناکامی در جام جهانی رخ داده، نه انتقادها پایان یافته و نه قرار است کسی درباره نتایج کسب شده پاسخگو باشد. آنها با استواری در جایگاه خود ایستادهاند و چشم به فتح قلههای جدید دوختهاند؛ قلههایی که به نظر میرسد قرار نیست با جام و افتخار فتح شوند، بلکه با بقا بر مسند قدرت و کسب پاداش شکستها به دست خواهند آمد.