توان تبیین‌گری وقایع با محاسبات الهی

ورای این محاسبات معمولی، دستگاه معقول قانونمندی وجود دارد که غیب است و باید به آن معتقد بود.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، جعفرعلیان‌نژادی در یادداشتی با عنوان «توان تبیین‌گری وقایع با محاسبات الهی» نوشت: جملهٔ مهم و توجه‌برانگیزی در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفتهٔ دفاع مقدس وجود دارد که بایست محل تأمل دقیق قرار بگیرد: این جمله که بر اساس محاسبات الهی، ما قدرت اول جهان هستیم.

آیت‌الله خامنه‌ای: ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنمی‌گردد

در بادی امر، چنین به نظر می‌آید که این جمله از سنخ باورهای معنوی و انگیزه‌بخش ایمانی است. اگر چنین باشد، تفسیر آن نیز بایست ملکوتی و آسمانی باشد؛ روی زمین، اما مسئله فرق می‌کند و باید مبتنی بر شاخص‌های عینی و مادی قضاوت و داوری کرد. بر این اساس، باید گفت این جمله گزارش امر واقع نیست؛ تنها گزاره‌ای انگیزه‌بخش است که امیدافزا بوده و می‌تواند به تقویت ارادهٔ آحاد مردم مؤمن و مسلمان بینجامد.

چنین تحلیلی، با وجود اینکه صائب به نظر می‌آید، از عمق کافی برخوردار نیست؛ تا حدی برداشت ناقصی از واقعیت بوده و حاصل نگاه تک‌بعدی به پدیده‌ها، امور و موضوعات است. برای تبیین این نگاه، لازم است به ملاک صدق و کذب در منظومهٔ فکری رهبر شهید و خلف صالح ایشان پرداخت.

بر مبنای نگاه درست و عمیق معظم‌له، ملاک صدق، مطابقت خبر با واقع امر است، نه امر واقع. واقع امر با امر واقع تفاوتی حیاتی دارد. امر واقع، همان چیزی است که قابل رؤیت و مشاهده‌پذیر است؛ یعنی مربوط به لایهٔ محسوس واقعیت است. اگر ملاک صدق، یعنی گزارش ما از واقعیت، چنین باشد، قاعدتاً داوری و قضاوت مبتنی بر لایهٔ محسوس واقعیت انجام گرفته و حکم یا نظر ارائه می‌شود. یعنی عقل بر مبنای مصالح محسوس و درک‌شدهٔ عینی، حکم به چیزی می‌کند. مثلاً میزان قدرت را با ابزار قوی، تکنولوژی پیشرفته و عِده و عُدهٔ به‌ظاهر قوی و تنومند، سنجیده و رتبه‌بندی کنیم.

در مقابل این نگاه محدود به واقعیت، در بیان رهبر شهید می‌خوانیم: «ورای این محاسبات معمولی، دستگاه معقول قانونمندی وجود دارد که غیب است و باید به آن معتقد بود.» اما این دستگاه معقول قاعده‌مند که ورای محاسبات مادی است، چگونه کار می‌کند؟ آیا تنها یک باور یا اعتقاد دینی بوده و کمکی به گزارش ما از واقعیت نمی‌کند؟ یا اثر و آثار دیگری در کار است که با چشم مادی نمی‌توان به آنها معرفت و دانایی پیدا کرد؟ رهبر شهید پاسخ می‌دهد: «بدبختی بشر آن وقتی است که همه حقیقت را در مشاهدات و محسوسات خودش محدود کند؛ مثل مادیین و بسیاری از مادیین غافل. این فرد غافل، مادی نیست، معتقد به خدا است؛ اما با اینکه به خدا اعتقاد دارد، ولی شعور ندارد که این اعتقاد، با اعتقاد به اصل غیب و فعل و انفعالات و علل و معالیل غیبی ملازم است.»

همان‌طور که دیدیم، این دستگاه معقول قاعده‌مند مبتنی بر یک نظام علی و معلولی است. بنابراین، آنچه منجر به گسترش افق دید ما به واقعیت می‌شود، درک علل و اسباب در کارِ این دستگاه قاعده‌مند معقول است. واقع امر، چیزی از این سنخ است. تنها با فهم و درک درست این علل و اسباب می‌توان قضاوت و داوری عمیق و درستی نسبت به واقعیت‌ها داشت. درک و فهم درست حقیقت امور مؤثر بر واقعیت‌ها نیز مستلزم قوت و توان فرد مؤمن در توحید افعالی است؛ یعنی فهم فعل و اثر الهی در واقعیت‌های عالم و عمل بر اساس آن. این اعتقاد و عمل‌ورزیدن بر اساس آن، توان تبیین‌گری ما را نسبت به واقعیت‌ها بیشتر می‌کند. توانمندی بیشتر، قاعدتاً ایمان ما را به این دستگاه معقول بیشتر می‌کند. رهبر شهید بیان می‌کنند: «اگر ما معتقد به غیب نباشیم، یا درک درستی از آن نداشته باشیم، نتیجه این می‌شود که محاسبات مادی می‌کنیم، به معادلات و مبادلات مخلوق انسان، صددرصد دل می‌بندیم و اتکا می‌کنیم؛ همین‌هایی که می‌بینید صدی هشتاد یا صدی پنجاهش، غلط در می‌آید.» (1396/06/29، در دیدار با فرماندهان سپاه)

در پیام رهبر رشید انقلاب اسلامی نیز به زیبایی این دو شیوهٔ محاسبه کنار هم آمده است. آنجایی که نگاشته‌اند، به اذعان برخی افراد ما قدرت چهارم دنیا هستیم، از امر واقع گزارش می‌دهند؛ یعنی همان چیزی که می‌توان بر مبنای محاسبات محسوس و مادی گفته شود. اما در آنجا که می‌فرمایند، ما قدرت اول جهان هستیم، از واقع امر حکایت می‌کنند؛ یعنی همان توان و امکانی که قدرت تبیین غیرمادی در اختیار ما قرار می‌دهد. قول به این گزارهٔ حقیقی، مناط و ملاک محاسبه و مقایسهٔ قدرت‌ها را گسترده می‌کند. یک طرف، توان بشری متکی به قدرت الهی؛ طرف دیگر، توان بشری متکی به قدرت غیرالهی. یک طرف، نگاه به علل و اسباب مادی خطاپذیر؛ طرف دیگر، نگاه به علل و اسباب مادی ذیل یک دستگاه معقول قاعده‌مند خطاناپذیر.

با این توضیحات، دعوت می‌کنم مجدد این جملهٔ رهبر رشید را با هم بخوانیم: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان براساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبستهٔ آن والامقامانند و برای اقامهٔ حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند.»

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا