ققنوس لبنان؛ میراث سید مقاومت و آزمون تاریخی سازش

سیدحسن نصرالله را نمیتوان صرفاً دبیرکل حزبالله یا یک فرمانده نظامی دانست. او طی چند دهه به یکی از شناختهشدهترین نمادهای مقاومت در برابر اشغال و سلطه خارجی تبدیل شد و توانست مسئله لبنان را از یک موضوع صرفاً داخلی، به بخشی از معادله مهم منطقهای در برابر رژیم صهیونیستی تبدیل کند.
یکی از مهمترین وجوه میراث شهید نصرالله این بود که نشان داد کوچکی جغرافیایی الزاماً به معنای کوچکی در معادلات قدرت نیست. لبنان کشوری کوچک است، اما مقاومت توانست جایگاه آن را در معادلات منطقهای ارتقا دهد و این پیام را منتقل کند که سرنوشت ملتهای منطقه نباید الزاماً در پایتخت قدرتهای بزرگ تعیین شود.
امروز، دو سال پس از شهادت سیدحسن نصرالله، لبنان همچنان یکی از مهمترین میدانهای آزمون مقاومت است. پرچمی که پس از شهادت او به دست شیخ نعیم قاسم سپرده شد، صرفاً ادامه راه یک فرد نیست؛ بلکه آزمون ماندگاری یک مکتب و یک راهبرد است. مسئله این است که مقاومت باید بتواند در برابر فشارهای سیاسی، نظامی و امنیتی، استقلال و انسجام خود را حفظ کند.
در همین چارچوب، بخش دیگری از پیام اخیر رهبر انقلاب نیز اهمیت ویژهای دارد؛ آنجا که از کسانی سخن گفته میشود که در برابر دشمن صهیونیستی، چشم امید به وعدههای قدرتهای سلطهگر دوختهاند.
این بخش را باید جدی گرفت. تجربه تاریخی منطقه نشان داده است که قدرتهای خارجی پیش از هر چیز منافع خود را دنبال میکنند و وعدههای آنان لزوماً به معنای امنیت و عزت ملتهای منطقه نیست. از این منظر، اختلاف میان مقاومت و سازش تنها یک اختلاف تاکتیکی نیست؛ بلکه اختلاف بر سر یک پرسش بنیادی است: چه کسی باید درباره آینده ملتهای منطقه تصمیم بگیرد؛ خود ملتها یا قدرتهایی که منافع خود را در این منطقه دنبال میکنند؟
البته قضاوت نهایی درباره مسیرهای مختلف سیاسی را تاریخ انجام خواهد داد. اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: میراث سیدحسن نصرالله با شهادت او پایان نیافت؛ زیرا مقاومت برای هوادارانش صرفاً یک سازمان یا یک فرمانده نیست، بلکه به بخشی از هویت سیاسی و اجتماعی آنان تبدیل شده است.
مسئلهای که سیدحسن نصرالله برای آن ایستاد نیز همچنان پابرجاست: فلسطین، مقابله با اشغال، استقلال لبنان و حق ملتهای منطقه برای تعیین سرنوشت خود.
از این منظر، تاریخ درباره همه بازیگران این صحنه قضاوت خواهد کرد؛ درباره کسانی که در برابر اشغال ایستادند و کسانی که برای آینده خود به وعدههای قدرتهای خارجی تکیه کردند.
شاید تعبیر «ققنوس لبنان» نیز در همین نقطه معنا پیدا کند؛ ققنوسی که از آتش برمیخیزد، اما این بار نه صرفاً با نام یک فرد، بلکه با نام آرمانی که یک نسل برای آن ایستاده است؛ آرمان مقاومت، استقلال و آزادی سرزمینهای اشغالی.