نقد جدی نمایش تیم ملی ایران در دو دیدار دوستانه؛ آیا تیم ملی برای همه است؟

نمایش ضعیف و شکست‌های پرگول برابر روسیه و ازبکستان در دیدارهای دوستانه اخیر، بار دیگر انتقادات از عملکرد سرمربی تیم ملی و عدم توجه به نظرات کارشناسان و مردم را برانگیخته است. سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا تیم ملی واقعاً متعلق به مردم است؟

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، در جریان فیفادی مهرماه، تیم ملی ایران در دو دیدار دوستانه مقابل دو تیم ازبکستان و روسیه، که ریشه در مکتب فوتبال شوروی سابق دارند، به میدان رفت. این دو حریف که در سال‌های اخیر به دلیل ناتوانی فدراسیون در تدارک بازی‌های دوستانه برای تیم ملی، جایگزین مناسبی برای این منظور بوده‌اند، در نهایت هر دو با اختلاف دو گل پیروز میدان شدند.

شکست مقابل روسیه، برادر بزرگتر، تفاوت محسوسی با بازی اول برابر ازبکستان داشت. در این دیدار، خبری از پاس گل به حریف و دادن پنالتی نبود، هرچند که گل‌به‌خودی بازیکنان ازبکستان در نهایت به سود تیم ملی ثبت شد. با این حال، جدای از نتیجه نهایی، کیفیت فنی و نمایش تیم نیز هیچ امیدی را در دل هواداران زنده نکرد.

تیمی که سال‌هاست کارشناسان و منتقدان دلسوز با جزئیات کامل، ایرادات آن را گوشزد کرده و راهکار ارائه داده‌اند، با وجود ادعاهای فدراسیون و سرمربی تیم ملی، در عمل نظر مردم را نادیده می‌گیرد. به نظر می‌رسد تنها در حرف و شعار، مردم صاحب این تیم هستند و در عمل، دیدگاه‌هایشان بی‌اهمیت تلقی می‌شود.

یکی از نکات قابل توجه، دریافت دو گل در نیمه اول بازی با ازبکستان بود. این اتفاق پس از وعده سرمربی برای ایجاد تغییرات تاکتیکی و جبران فرصت نداشتن برای تمرینات هماهنگی در بازی اول رخ داد. با وجود تغییر در ترکیب اصلی، هیچ نشانی از تاکتیک مشخص در بازی دیده نشد.

همچنین، حضور بازیکنانی چون حاج‌صفی در ترکیب اصلی، که از سوی بسیاری به عنوان ضعیف‌ترین بازیکن بازی اول شناخته شد، نشان‌دهنده تکرار روش همیشگی سرمربی در سپردن اختیار رختکن به بازیکنان باتجربه است. برخی معتقدند شکستن رکورد بازی‌های ملی، دلیل اصلی دعوت و حضور این بازیکنان است، در حالی که بازیکنانی چون شجاع خلیل‌زاده و مهدی طارمی، تحت هر شرایطی باید در ترکیب قرار گیرند.

ضعف آشکار دروازه‌بان تیم ملی در پذیرش هر دو گل، بیش از آنکه ناشی از ناآمادگی جسمی یا روحی او باشد، به دلیل نگاه ثابت سرمربی به فهرست بازیکنان ثابت است. بازیکنان ذخیره مشخص هستند و نیمکت‌نشینی بازیکنانی چون علیرضا بیرانوند برای دروازه‌بانی چون محمدرضا حسینی یا پیام نیازمند، قابل پیش‌بینی نبود و این امر باعث عدم آمادگی لازم آن‌ها برای حضور در میدان شد.

عدم وجود برنامه مشخص پس از ورود بازیکنان جایگزین، به ویژه در سمت راست دفاع، بسیار مشهود بود. سه بازیکن در پست دفاع راست، سردرگم و به صورت غریزی به بازیکن صاحب توپ حریف حمله می‌کردند. تلخ‌تر اینکه، حملات تیم حریف از همین سمت ادامه یافت و منجر به خطا و سپس گل دوم شد. این روند در نیمه دوم نیز ادامه داشت و اگر نتیجه برای حریف ملاک بود، می‌توانستند به گل‌های بیشتری نیز دست یابند.

در نیمه دوم، سه تعویض همزمان در دقایق پایانی، شامل تغییراتی در هافبک دفاعی و خط حمله، هیچ تاثیری در روند بازی نداشت. این نشان می‌دهد که هیچ تاکتیک یا برنامه مشخصی در کار نبوده است.

با وجود دو مهاجم در کنار مهدی طارمی، هیچ اتفاق خاصی در خط حمله رخ نداد. سیستم‌های مختلفی مانند ۳-۳-۴، ۱-۳-۲-۴ و ۲-۲-۴ نیز در این تیم بی‌فایده و بی‌ثمر بوده‌اند. تیمی که سال‌هاست نشان داده برنامه‌محور نیست، عمدتاً با اتکا به اشتباهات حریف و آمادگی یا نبوغ بازیکنانی چون سردار آزمون و مهدی طارمی به گل می‌رسد. اما زمانی که این ستاره‌ها نتوانند بار تیم را به دوش بکشند، وضعیت به مراتب دشوارتر می‌شود.

با توجه به عدم اهمیت نظرات کارشناسان، رسانه‌ها و مردم عادی، چه در انتخاب بازیکن، چه مربی و چه مدیران، نمی‌توان این تیم را «تیم ملی» نامید. شعار «تیم ملی برای همه است»، همانند سایر وعده‌های سرمربی و رئیس فدراسیون، از جوان‌گرایی گرفته تا امید به صعود از گروه در جام جهانی، صرفاً شعاری توخالی است.

©‌ خبر ورزشی, فدراسیون فوتبال

دکمه بازگشت به بالا