مروری بر زندگی و میراث هادی نوروزی؛ کاپیتان همیشه جاودان پرسپولیس

یازده سال از رفتن تلخ هادی نوروزی، کاپیتان فقید پرسپولیس می‌گذرد؛ بازیکنی که مسیرش از زمین‌های خاکی کپورچال تا بازوبند کاپیتانی تیم محبوبش را پیمود و با وجود رسیدن به اوج آرزوهای فوتبالی، ناگهان صحنه را ترک کرد. زندگی او، پر از تلاش، عشق و آرزوهایی که نیمه‌تمام ماندند، هنوز در خاطر هواداران زنده است.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، هادی نوروزی، پسر خوش‌ذوق کپورچال بابل، سفری پر فراز و نشیب را در دنیای فوتبال آغاز کرد؛ مسیری که از زمین‌های خاکی و تیم پرسپولیس قائمشهر شروع شد و سال‌ها تلاش بی‌وقفه را به دنبال داشت تا سرانجام به رؤیای پوشیدن پیراهن پرسپولیس، گلزنی برای این تیم، و بستن بازوبند کاپیتانی جامه عمل بپوشاند. اما سرنوشت، درست در اوج شکوفایی و تحقق بزرگترین آرزویش، او را از میان فوتبال و هوادارانش ربود.

یازده سال از آن روز تلخ می‌گذرد، اما نام هادی نوروزی برای بسیاری از عاشقان پرسپولیس، همچنان زنده‌تر از هر خاطره‌ای است. دوران کودکی هادی در کپورچال و بابل سپری شد؛ جایی که او در زمین‌های خاکی محله با شور و هیجان فوتبال بازی می‌کرد. هرچند علاقه اولیه او به کشتی و راهنمایی پدرش بود، اما اشتیاق به فوتبال، او را به سمت مستطیل سبز هدایت کرد.

مسیر حرفه‌ای هادی از تیم پرسپولیس قائمشهر آغاز شد و سپس به تهران کشیده شد. او در تیم‌های پاسارگاد، پاس، فجر سپاسی و داماش ایرانیان به میدان رفت و درخشش در داماش، بار دیگر او را به سمت تیم محبوبش، پرسپولیس، سوق داد. هادی نوروزی تنها یک بازیکن برای پرسپولیس نبود؛ او یکی از متعصب‌ترین هواداران این تیم بود که توانست در سال ۱۳۸۷ به پیراهن سرخ بپوشد.

رسیدن به پرسپولیس، برای هادی، تجسم یکی از بزرگترین آرزوهای دوران کودکی‌اش بود؛ آرزویی که با حضور بازیکنان محبوبش چون کریم باقری، علی کریمی و مهدی مهدوی‌کیا گره خورده بود. او با گذشت زمان، به یکی از ارکان اصلی پرسپولیس تبدیل شد و پس از یک نیم‌فصل قرضی در نفت تهران، دوباره به جمع سرخپوشان بازگشت. در مجموع، هادی ۱۵۲ بازی برای پرسپولیس انجام داد و ۲۶ گل به ثمر رساند و دو قهرمانی جام حذفی را نیز با این تیم جشن گرفت.

اوج افتخارات فوتبالی هادی نوروزی، بستن بازوبند کاپیتانی پرسپولیس بود. او در فصل ۹۵-۹۴، پس از جدایی محمد نوری، به عنوان کاپیتان اول تیم انتخاب شد. اما تلخ‌ترین بخش این موفقیت، کوتاه بودن مدت زمان در اختیار داشتن این بازوبند بود؛ تنها حدود دو ماه فرصت داشت تا رهبری تیم محبوبش را بر عهده داشته باشد. او در آخرین گفت‌وگوهایش، از آرزوی بالا بردن جام قهرمانی با پرسپولیس سخن می‌گفت و هنوز برای سال‌های آینده فوتبال و خانواده‌اش برنامه‌ها داشت.

پشت پیراهن شماره ۲۴ و بازوبند کاپیتانی، زندگی پر از عشق یک پدر جریان داشت. هادی نوروزی در ۲۱ سالگی ازدواج کرد و تشکیل خانواده را عاملی مهم در نظم بخشیدن به زندگی و موفقیت‌هایش می‌دانست. ثمره این عشق، دو فرزندش، هانی و هانا بودند. او با شور و شوق از لحظات بازگشت به خانه و در آغوش گرفتن فرزندانش می‌گفت؛ از هانا که تنها یک سال داشت و برنامه‌های بی‌شماری که برای آینده‌اش داشت. اما این آینده‌ها، ناگهان از او گرفته شد.

در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰، هادی نوروزی ۹ بازی ملی را در کارنامه خود ثبت کرد و با وجود عدم گلزنی در این دیدارها، پوشیدن پیراهن تیم ملی برایش افتخاری بزرگ بود. بخش عمده دوران حرفه‌ای او به پرسپولیس اختصاص یافت؛ تیمی که از کودکی عاشقش بود و سرانجام توانست بازوبند کاپیتانی آن را بر بازو ببندد.

صبح پنجشنبه، نهم مهر ۱۳۹۴، خبر درگذشت هادی نوروزی جامعه فوتبال ایران را در شوک فرو برد. او شب قبل در تمرین پرسپولیس حضور داشت و هیچ نشانه‌ای از وضعیت حاد در او دیده نشده بود. سحرگاه، او در منزل دچار ایست قلبی شد. تلاش‌ها برای احیای او در مسیر انتقال به بیمارستان آتیه تهران بی‌نتیجه ماند و کاپیتان پرسپولیس در سن ۳۰ سالگی دار فانی را وداع گفت. طبق گزارش‌های آن زمان، پیش از این حادثه، هیچ اطلاعی از بیماری قلبی یا فشار خون نوروزی در دست نبود و ایست قلبی ناگهانی به عنوان علت اصلی حادثه اعلام شد.

مرگ هادی نوروزی، تنها خانواده او را داغدار نکرد. هواداران پرسپولیس در مقابل بیمارستان جمع شدند و فردای آن روز، ورزشگاه آزادی شاهد تشییع باشکوه کاپیتانی بود که هنوز جوانی خود را طی می‌کرد. پیکر او ابتدا در ورزشگاه آزادی تشییع و سپس به زادگاهش منتقل و در آنجا به خاک سپرده شد. جمعیت عظیمی برای وداع با هادی در ورزشگاه آزادی و سپس در کپورچال حضور یافتند.

شماره ۲۴ هادی نوروزی، برای همیشه با نام او گره خورد و به نمادی برای هواداران پرسپولیس تبدیل شد. هرگاه نام هادی نوروزی به میان می‌آید، تصویر پیراهن سرخ و بازوبند کاپیتانی در ذهن‌ها زنده می‌شود. غم‌انگیزترین بخش داستان هادی، رسیدن به اوج آرزوها و سپس ناتوانی در ادامه مسیر بود؛ سفری که قرار بود با بالا بردن جام، گلزنی‌های بیشتر، و تماشای بزرگ شدن فرزندانش کامل شود، اما صبح پاییزی همه آن «قرار بود»ها را ناتمام گذاشت.

یازده سال از آن صبح تلخ می‌گذرد؛ صبحی که خانواده، باشگاه و میلیون‌ها هوادار با ناباوری فهمیدند هادی دیگر بازنخواهد گشت. اما برخی بازیکنان، فراتر از تعداد بازی، گل و جام، با یک پیراهن، یک بازوبند، یک شماره و یک بغض ابدی در دل هواداران جاودانه می‌شوند. هادی نوروزی، یازده سال است که در میان ما نیست، اما هنوز کاپیتان قلب‌هاست.

©‌ خبر ورزشی,

دکمه بازگشت به بالا