تیم ملی؛ ابهام در مسیر جام ملتها و سایه ناامیدی بر سر قلعهنویی

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، تیم ملی ایران در روزهای اخیر تصویری از یک مدعی قهرمانی ارائه نمیدهد، بلکه بیشتر شبیه تیمی سردرگم به نظر میرسد که مقصد نهاییاش نیز نامشخص است. مشکل تنها به دو شکست یا چند نتیجه ضعیف محدود نمیشود؛ مسئله اصلی، فقدان یک هویت فوتبالی مشخص پس از مدتها همکاری با امیر قلعهنویی است. نه پیشرفت محسوسی در بازی تیم دیده میشود و نه نشانه امیدوارکنندهای برای آینده.
دوره دوم سرمربیگری قلعهنویی در تیم ملی، فرصتهای متعددی را برای ساختن تیمی مدعی و آمادهسازی برای موفقیت بزرگ فراهم آورد. با این حال، ثمره این سالها، دستاوردی قابل توجه نبوده است. آخرین موفقیت جدی او در سطح باشگاهی نیز به گذشتهای دور بازمیگردد و کارنامه سالهای اخیرش بیشتر با ناکامی گره خورده است. اکنون، همین سرمربی قرار است تیم ملی را در جام ملتهای آسیا رهبری کند؛ تورنمنتی که انتظار از ایران، صرفاً حضور و صعود نیست، بلکه رقابت برای کسب عنوان قهرمانی است.
اینجاست که این سوال کلیدی مطرح میشود: بر چه اساسی باید به این تیم امیدوار بود؟
تیمی که در مقابل ازبکستان دچار مشکل میشود و در برابر روسیه حرفی برای گفتن ندارد، چگونه میتواند در آسیا در میان بهترین تیمها برای جام بجنگد؟ وقتی حتی در بازیهای دوستانه نیز مشکلات اساسی تیم، نه یک نقطه ضعف خاص، بلکه مجموعهای از معضلات فنی و تاکتیکی است، نمیتوان همه چیز را به «روز بد» یا «نتیجه بازی» نسبت داد.
نگرانی واقعیتر از نتایج، تصویری است که تیم ملی ارائه میدهد. تیمی که بازیاش تماشاگر را امیدوار نمیکند، بازیکنانش را در بهترین شرایط به کار نمیگیرد و پس از مدتها هنوز نمیتوان برای سبک فوتبالش تعریفی مشخص یافت. سرمربی این تیم نیز به نظر میرسد با موفقیت و نتیجهگیری بیگانه شده و تیم ملی صرفاً مسابقه میدهد تا مسابقه داده باشد، بدون آنکه مشخص شود هدف از این بازیها چیست.
واکنشهای سرمربی نیز بر حجم ابهامات افزوده است. به جای پرداختن جدی به آینده تیم و دلایل ضعفهای فنی، بحث ادامه همکاری و حتی شروط سرمربی برای فدراسیون مطرح میشود. اینکه چرا فدراسیون با وجود چنین خروجیای، مسئله تغییر سرمربی را به طور جدی در دستور کار قرار نداده، خود سؤالی بزرگتر از نتایج اخیر تیم ملی است.
اگر این روند ادامه یابد، خوشبینی به جام ملتهای آسیا بیشتر شبیه امیدواری بدون پشتوانه خواهد بود تا انتظاری منطقی. تیم ملی برای قهرمانی، تنها به چند ستاره، سابقه یا نامهای بزرگ نیاز ندارد؛ فوتبال آن نیز باید نشانههایی از یک تیم مدعی را بروز دهد، که در حال حاضر این نشانهها غایبند.
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که فیفادی، که زمانی فرصتی برای شناخت تیم ملی و یافتن نشانههایی از آینده بود، اکنون برای فوتبالدوست ایرانی به روزهایی تبدیل شده که باید منتظر پایانشان ماند. هنوز مشخص نیست تیم ملی در عربستان چه نتایجی کسب خواهد کرد. با این حال، تکراریترین تصویر پیرامون تیم ملی، چهره اخمکرده، عصبانی، ناکام، مغموم و مستاصل قلعهنویی است که مدام تکرار میشود.