چرا کریم باقری باید سرمربی شود؟ پاسخ به پرسشهای عجیب یک پیشکسوت

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، پرسش مطرح شده از سوی بهروز رهبریفرد درباره دلیل عدم رسیدن کریم باقری به مقام سرمربیگری در پرسپولیس، با توجه به سابقه طولانی او در کنار مربیان مختلف، ظاهری منطقی اما در باطن با یک پارادوکس بزرگ همراه است. رهبریفرد، نقش باقری را به «ناظم» تشبیه کرده و معتقد است او توانایی هدایت هر تیمی را دارد؛ با این حال، این پرسش کلیدی مطرح میشود که چرا باید علاقه و انتخاب شخصی یک پیشکسوت را فدای سلیقه دیگران کرد؟
آیا تنها راه ادامه فعالیت یک فوتبالیست سابق، مسیر مربیگری است؟ آیا هر کاپیتان و ستارهای ملزم به پوشیدن کتوشلوار و ایستادن کنار زمین است؟ این سوالات زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که با نگاهی به فوتبال جهان، نمونههای متعددی از بزرگان این ورزش را مشاهده میکنیم که مسیرهای متفاوتی را پس از پایان دوران بازی خود انتخاب کردهاند.
کارل هاینتس رومنیگه، یکی از اسطورههای فوتبال آلمان و بایرن مونیخ، پس از دوران درخشان بازی، مسیر مدیریت را در پیش گرفت و سالها یکی از مدیران ارشد این باشگاه بود، بدون آنکه علاقهای به مربیگری داشته باشد. پائولو مالدینی، اسطوره باشگاه میلان و فوتبال ایتالیا، نیز هرگز سودای نشستن روی نیمکت مربیگری را دنبال نکرد و ترجیح داد در حوزه مدیریت فعالیت کند. آیا کسی میتواند ادعا کند که حضور این بزرگان در فوتبال، به دلیل عدم مربیگری، اشتباه بوده است؟
فیلیپ لام، کاپیتان تیم ملی آلمان در سال ۲۰۱۴ و یکی از نمادهای بایرن مونیخ، پس از خداحافظی از فوتبال، مسیر خود را دنبال کرد و حتی پیشنهاد مدیریت ورزشی بایرن را در مقطعی رد کرد تا بلافاصله وارد چنین نقشی نشود. او بعدها در قالب مدیریتی و مشورتی در فوتبال آلمان فعالیت کرد، نه روی نیمکت. خاویر زانتی، اسطوره باشگاه اینتر، نیز پس از پایان دوران بازی، به مدیریت باشگاه روی آورد و سالها در این مسیر ماند. فرانچسکو توتی، نماد باشگاه رم، نیز پس از خداحافظی، نقشی مدیریتی در باشگاه محبوبش پذیرفت و هیچگاه این انتظار وجود نداشت که او حتماً سرمربی رم شود.
تصمیم کریم باقری برای عدم پذیرش پست سرمربیگری، قطعاً به علاقه و انتخاب شخصی او بازمیگردد. شاید او مربیگری را دوست ندارد، شاید سبک زندگی یک سرمربی را نمیپسندد، یا ترجیح میدهد در نقشی دیگر به فوتبال خدمت کند. اینها انتخابهای شخصی او هستند و هیچکس حق ندارد برایش تعیین تکلیف کند.
در حقیقت، درباره کریم باقری میتوان از جنبههای بسیار مثبتتری سخن گفت. او یکی از وفادارترین چهرههای پرسپولیس بوده است؛ سالها در کنار مربیان مختلف حضور داشته، بدون حاشیه تیم را حفظ کرده و در روزهای سخت کنار باشگاه مانده است. باقری به عنوان امین و امانتدار پرسپولیس شناخته میشود. او هیچگاه مسائل خصوصی رختکن را برای دیده شدن خود به بیرون منتقل نکرده، حتی زمانی که از برخی اتفاقات یا رفتار نزدیکانش گلایهمند بوده است. کریم باقری هرگز ادعایی فراتر از اندازه خود نداشته، سودای مربیگری را فریاد نزده، برای نیمکت پرسپولیس کمپین راه نینداخته و در مصاحبههایش نیز تنها از نقشی که در باشگاه داشته، سخن گفته است. او برخلاف برخی، سوابقی در زمینههای «گل و شیرینی» که تخصص رهبریفرد است، ندارد.
این ویژگیها برای یک چهره فوتبالی، نکات کوچکی نیستند. اگر قرار باشد هر پیشکسوتی را که سرمربی نشده، به خاطر انتخابش زیر سوال ببریم، باید بخش بزرگی از بزرگان فوتبال جهان را نیز توجیه کنیم که چرا از مربیگری فاصله گرفتهاند.