حماس چگونه رژیم صهیونیستی را در طوفان الاقصی غافلگیر کرد؟

جنبش حماس با استفاده از ترفندهای مختلف که برخی از آنها از چند سال قبل از ۲۰۲۳ آغاز شده بود، موفق شد فریب راهبردی عمیقی را برای رژیم صهیونیستی رقم بزند.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: شکست رژیم صهیونیستی در عملیات ۷ اکتبر، یک شکست صرفاً اطلاعاتی نبود، بلکه حاصل تداخل دو عامل بود: توانایی مقاومت در پنهان کردن نیات واقعی‌اش و بازی با ارزیابی‌های دشمن صهیونیستی و همچنین ناکامی رژیم صهیونی در درک واقعیت‌های میدانی.

تحقیقات جداگانه در سرزمین‌های اشغالی به این نتیجه رسیدند که دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اطلاعات، طرح‌ها و هشدارهایی درباره احتمال اجرای یک حمله گسترده در اختیار داشتند، اما در ارائه برآوردی صحیح از نیات حماس، توانمندی‌های آن و زمان احتمالی حمله ناکام ماندند.

در گزارش تیم کارشناسانی که ارتش صهیونیستی برای بازبینی کیفیت تحقیقات و درس گرفتن از شکست ۷ اکتبر انجام داده بود، ۶ عامل اصلی برای شکست مشخص شد، از جمله شکست مفهومی و اطلاعاتی، عدم برخورد جدی با طرح «دیوارهای اریحا»، فرهنگ مختل سازمانی و عملیاتی، شکاف میان سطح تهدیدِ موجود و تقابل عملیاتی، و اشتباه در تصمیم‌گیری و به‌کارگیری نیرو در شب حمله.

طرح فریب بلندمدت

اسناد داخلی جدیدی که روزنامه «جروزالم پست» در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر کرد، از وجود طرحی مکتوب در حماس برای یک فریب استراتژیک مربوط به سال ۲۰۲۲ پرده برمی‌دارد. این سند بر تدوین یک طرح فریب چندجانبه تأکید دارد که شامل ابعاد دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی و روابط عمومی است.

این سند همچنین توصیه می‌کند که فراخوان نیروهای نخبه گردان‌های القسام و جابجایی آن‌ها به شیوه‌های مختلف تکرار شود و تمرینات روتین نزدیک مرزها افزایش یابد، به‌طوری که توانایی دشمن صهیونیستی برای تشخیص لحظه حمله کاهش یابد.

این داده‌ها با نتایج تحقیقات واحد اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی مطابقت دارد که گفته بود حماس تصمیم خود را برای پیشبرد طرح حمله از سال ۲۰۲۲ گرفته بود، اما در دوره پیش از حمله، سطح مشخصی از آرامش و مذاکره را حفظ کرد که به تثبیت این باور نزد اشغالگران کمک کرد که حماس خواهان جنگی گسترده نیست.

عملیات فریب صرفاً «استتار» در روزهای آخر نبود، بلکه عملیاتی طولانی‌مدت بود که هدفش تثبیت این باور در اشغالگران بود که حماس بیش از آنکه آماده ورود به یک مواجهه گسترده باشد، دغدغه‌اش اداره غزه، بهبود شرایط اقتصادی آن و حفظ آرامش است.

ایجاد تصویر «حماسِ مهارشده»

بر اساس اسنادی که مرکز اطلاعاتی مائیر آمیت تهیه کرده و روزنامه «جروزالم پست» آن را منتشر کرد، حماس به ارسال پیام‌های مذاکره با دشمن صهیونیستی پرداخت تا اشغالگران را در تشخیص لحظه تبدیل فعالیت روتین به آمادگی واقعی برای حمله ناتوان سازد.

تحقیقات واحد اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی که در فوریه ۲۰۲۵ منتشر شد، بر این نکته تاکید دارد که نهاد امنیتی این رژیم، سال‌ها حماس را یک گروه «عملگرا» و «مهار شده» می دانست که کنترل مدنی خود بر غزه را یک منفعت استراتژیک می‌داند و به دنبال تفاهم با اشغالگران است.

حماس تمرین‌ها و آموزش‌های خود را در قالبی روتین تکرار می‌کرد. هدف از فریب، این نبود که اشغالگران «چیزی نبینند»، بلکه هدف این بود که نشانه‌های واقعی را ببیند، ولی در تفسیر آن دچار اشتباه شود.

«سکوت» بخشی از طرح بود

یک مطالعه آکادمیک توسط «مهند سلوم» پژوهشگر صهیونیست که در نوامبر ۲۰۲۵ به صورت الکترونیکی در نشریه «اطلاعات و امنیت ملی» منتشر شد، می نویسد که موفقیت طرح فریب بر چهار عنصر اصلی استوار بود: امنیت عملیاتی سخت‌گیرانه، جمع‌آوری اطلاعات از طریق منابع عمومی و ابزارهای سایبری، اطلاعات انسانی، و توسعه یک دستگاه اطلاعاتی ضد جاسوسی طی سال‌های متمادی.

حماس تلاش کرد دشمن را از دستیابی به شاخص‌های کافی درباره زمان حمله بازدارد. این جنبش طی سال‌ها یک منظومه اطلاعاتی و ضدجاسوسی را شکل داد که با استفاده از منابع انسانی و منابع عمومی، اطلاعاتی درباره صهیونیست‌ها جمع‌آوری کرد و سازوکارهای فعالیت آنها و نقاط قوت و ضعف دشمن را درک کند.

رژیم صهیونیستی انجام حمله را باور نداشت

رژیم صهیونیستی اشغالگران نسبت به سناریوی حمله کاملاً بی‌اطلاع نبود. بر اساس تحقیقات شاخه اطلاعات نظامی این رژیم که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، نهادهای امنیتی سال‌ها اطلاعاتی درباره یک طرح گسترده حمله داشتند و حتی نسخه‌ای از آن را در سال ۲۰۲۲ به دست آورده بودند؛ سندی که به «دیوارهای اریحا» معروف شد. این طرح شامل یورش تعداد زیادی از نیروهای نخبه به مرزهای رژیم صهیونیستی و غزه و رسیدن به شهرک‌ها و مواضع نظامی در جنوب فلسطین اشغالی بود.

تحقیقات نشان داد که این سند به مقامات ارشد اطلاعاتی و فرماندهی جنوبی ارائه شده، اما با آن به عنوان یک تصور غیرواقع‌بینانه برخورد شده و به یک سناریوی عملیاتی که نهاد نظامی برای آن آماده شود، تبدیل نشد.

همچنین در ماه‌های پیش از ۷ اکتبر، اطلاعاتی به دست عناصر یگان ۸۲۰۰ رسید که حاکی از تمرینات حماس برای اجرای یک یورش گسترده بود. برخی از کارشناسان جاسوسی به این نتیجه رسیدند که این یک طرح عملیاتی است، اما این برآوردها به‌ طور مؤثر به دست مقامات ارشد صهیونیست نرسید.

تحقیقات صهیونیستی به این نتیجه رسید که شکافی فزاینده میان تصویری که نهادهای اطلاعاتی از حماس ساخته بودند و واقعیت توانمندی‌ها و اهداف آن وجود داشت. همچنین تحقیقات به یک فرهنگ اطلاعاتی غلط اشاره داشت که با اعتماد بیش از حد به برتری اطلاعاتی و فنی، سعی در زیر سؤال بردن برآوردهای موجود و حجم عظیم داده‌های در دسترس دشمن، داشت.

مقاومت، اشغالگران را زیر نظر داشت

مطالعه دانشگاهی جدید درباره «فریب استراتژیک» عنصر دیگری را اضافه می‌کند که اغلب در روایت ۷ اکتبر نادیده گرفته می‌شود: عملیات اطلاعاتی یک‌طرفه نبود.

به گفته مهند سلوم، حماس طی سال‌ها توانمندی‌هایی را برای جمع‌آوری اطلاعات از دشمن خود توسعه داده بود که شامل منابع عمومی، اطلاعات انسانی و کار اطلاعاتی بود، اینها علاوه بر سامانه‌ ضدجاسوسی و امنیت عملیات موجود در نزد حماس بود. این پژوهشگر معتقد است که این توانمندی‌ها به حماس کمک کرد تا محیط اطلاعاتی را که در آن فعالیت می‌کند درک کند و عملیات فریب را به گونه‌ای طراحی کند که از نقاط ضعف آن بهره‌برداری کند.

در مقابل، تحقیقات نظامی اسرائیل نشان داد که ارتش سناریوهای دفاعی خود را بر اساس تصوراتی بسیار کوچک‌تر از حجم حمله واقعی بنا کرده بود. خطرناک‌ترین سناریوی نفوذی که سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی تصور می‌کرد، شامل حدود ۷۰ رزمنده بود که از طریق دو نقطه، یا حداکثر هشت نقطه، از دیوار عبور می‌کردند، در حالی که نیروهای مقاومت از ده‌ها مسیر وارد شدند.

طبق تحقیقی که روزنامه «یدیعوت آحارونوت» منتشر کرد، تعداد مسیرهای نفوذ در این حمله به ۵۹ مسیر، از طریق ۱۱۴ حفره در دیوار رسید که در قالب حمله‌ای شامل موج‌های متعددی انجام شد.

دست برتر در انتخاب زمان حمله

عنصر غافلگیری فقط مربوط به محرمانگی عملیات نبود، بلکه به زمان‌بندی نیز مربوط می‌شد. مطالعه سلوم اشاره می‌کند که حمله صبح شنبه و همزمان با پایان «عید سوکوت» در سرزمین‌های اشغالی رخ داد. زمانی که سطوح آمادگی و پاسخگویی اشغالگران برای مقابله با حمله‌ای در این ابعاد، کمتر از همیشه بود. این مطالعه معتقد است که انتخاب زمان‌بندی، بخشی از اشراف بر الگوی عملکرد نهاد نظامی اسرائیل بود.

بر اساس اسنادی که «جروزالم پست» فاش کرد، طرح حماس شامل بررسی لحظاتی بود که تمرکز دفاعی اشغالگران کمتر است. جنبش حماس در دوره پیش از حمله، سطح مشخصی از آرامش را حفظ کرده بود تا این تصور را تقویت کند که امور به روال عادی بازگشته است. طبق تحقیقات اسرائیل، حماس حدود یک هفته پیش از حمله، راهپیمایی‌های مرزی غزه را پایان داد که صهیونیست ها آن را بخشی از تلاش برای متقاعد کردن خود به بازگشت اوضاع به آرامش تفسیر کردند.

چرا مقاومت صهیونیست‌ها در ساعات اولیه فروپاشید؟

پس از عبور از مرز، نیروهای مقاومت در تعداد زیادی از محورها پخش شدند و مواضع نظامی و سامانه‌های نظارتی را هدف قرار دادند که منجر به سردرگمی در روند تعیین حجم حمله و جهت آن شد.

تحقیقات نظامی رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که اتاق عملیات ارتش در ساعات اولیه نتوانست تصویری دقیق از حجم حمله بسازد. تحقیقات بعدی مربوط به مناطق و شهرک‌های متعدد نیز نشان‌دهنده تأخیر در رسیدن نیروها و اختلال در سامانه‌های فرماندهی، کنترل و پاسخگویی بود.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا