ریشه‌های رفتار سنتی در مربیان فوتبال ایران؛ از سکوت الهامی تا خاطرات تلخ گذشته

نگاهی عمیق به دلایل تکرار رفتارهای سنتی و گاه جنجالی در میان مربیان فوتبال ایران، با تمرکز بر اتفاقات اخیر پیرامون ساکت الهامی و مقایسه آن با موارد مشابه در دهه‌های گذشته.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، ساکت الهامی، سرمربی تیم فوتبال پیکان، این روزها دوباره در کانون توجهات قرار گرفته است. این توجه اما بیش از آنکه به نتایج فنی او مربوط باشد، به حواشی و رفتارهای بحث‌برانگیزش در کنار زمین بازمی‌گردد. ریشه‌یابی این‌گونه رفتارها در فوتبال ایران، ما را به دورانی بازمی‌گرداند که مربیان با اتکا به روش‌های سنتی، سعی در کنترل تیم و بازیکنان خود داشتند؛ روش‌هایی که امروزه در دنیای مدرن فوتبال، کمتر پذیرفته شده و گاه با جنجال‌های فراوانی همراه می‌شود.

الهامی، که خود زمانی در دهه ۷۰ شمسی در فوتبال حضور داشت، اما خیلی زود به دنیای مربیگری ورود کرد و با تکیه بر دیسیپلین ذاتی و آموخته‌هایش از مکتب پاس، به دنبال ارتقاء سطح فنی تیم‌هایش بود. او همانند بسیاری از نام‌های بزرگ فوتبال، با وجود تلاش برای به‌روزرسانی خود، در لحظات حساس، تحت تاثیر باورهای سنتی‌اش قرار می‌گیرد. این مسئله، یکی از دلایل اصلی خروج برخی از بزرگترین نام‌های فوتبال ایران از چرخه مربیگری بوده است؛ مربیانی که با وجود علاقه شخصی، نتوانستند خود را با تغییرات زمانه وفق دهند و در نهایت، به دلیل پافشاری بر باورهای سنتی، از صحنه دور شدند.

این پدیده تنها به مربیان محدود نمی‌شود. در گذشته، مدیران فوتبال نیز شاهد رفتارهای مشابهی بوده‌اند. داستان مدیری که در یک لحظه بحرانی در یک مسابقه بین‌المللی، با بازیکنی برخورد فیزیکی کرد و پس از آن از صحنه فوتبال کنار رفت، گواهی بر این مدعاست. همچنین، مربیانی که با ادعای “شوک دادن” به بازیکنان، دست به رفتارهای غیرمتعارف می‌زدند، از جمله مواردی بودند که در دهه ۸۰ شمسی، به واسطه برنامه‌هایی چون ۹۰، زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار گرفتند. پخش جزئی‌ترین رفتارهای آن‌ها توسط دوربین عادل فردوسی‌پور، قضاوت میلیون‌ها بیننده را به همراه داشت.

رفتارهای دیگری چون “گل مالی” کردن صورت توسط یک بازیکن بزرگ بعد از خطای آشکار، یا پس زدن دست بازیکن خارجی توسط یک مربی پرافتخار، نمونه‌های دیگری از ریشه‌های سنتی در شخصیت برخی از فعالان فوتبال است. این مثال‌ها نشان می‌دهد که وقتی روش‌های خاصی در وجود افراد نهادینه می‌شود، حتی تلاش برای به‌روزرسانی نیز نمی‌تواند مانع بروز آن‌ها شود. در مورد ساکت الهامی نیز، خشم و عصبانیت همواره در ضمیر ناخودآگاه او به عنوان یک “جرقه” عمل کرده و منجر به رفتارهای خارج از عرف شده است؛ رفتارهایی که با وجود تلاش‌های او و خانواده‌اش برای تغییر، همچنان ادامه دارد.

بازگشت الهامی به لیگ برتر با تیم پیکان، با وجود قول و قرارها برای دوری از حواشی، با اتفاقی در بازی مقابل شمس آذر همراه شد. این اتفاق، زمانی رخ داد که بازی پیکان، تنها دیدار مهم روز بود و تمام نگاه‌ها به سمت این تیم معطوف شده بود. او در بین دو نیمه، طبق عادت، به وسط زمین رفت و مدعی شد که خاطره‌ای از اتفاق رخ داده ندارد؛ اتفاقی که نشان‌دهنده ناخودآگاه او بود. در “دکترین” مربیان سنتی، رفتارهایی که امروزه “برتابیده نمی‌شود”، برای “به خود آوردن” بازیکنان کاملاً تعریف شده بود. اما در فوتبال امروز، با تربیت نسل جدید، حتی “تشر زدن” یک معلم سر کلاس نیز می‌تواند به یک جنجال بزرگ تبدیل شود؛ و این چنین، کار الهامی نیز به همین سرنوشت دچار شد و زحمات گذشته او را در معرض خطر قرار داد.

©‌ خبر ورزشی,

دکمه بازگشت به بالا