به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، در فوتبال ایران، روند نقل و انتقالات بازیکنان اغلب مسیری متفاوت از سایر نقاط جهان را طی میکند. در حالی که در دنیا، پنجره نقل و انتقالات فرصتی برای تقویت تیمها از طریق جذب بازیکنان شایسته است، در ایران این دوران بیشتر به بستری برای منافع دلالان و تضعیف تیمهای هماهنگ تبدیل شده است.
استقلال امسال فصل را با بسته بودن پنجره نقل و انتقالاتی آغاز کرد؛ اتفاقی که مانند تجربه پرسپولیس در دوران برانکو، در نهایت به سود این تیم پایتختنشین تمام شد. با ماندن سهراب بختیاریزاده و مجموعه بازیکنان فعلی، بدون امکان جذب بازیکن جدید، تیم با تمرکز بر بضاعت موجود، طرح و برنامه ریزی کرد تا با اتکا به همین تواناییها، نتایج قابل قبولی کسب کند که نمونه بارز آن، تیم کنونی است.
درست در روزهایی که استقلال در لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا عملکرد خوبی دارد و نتایج مطلوب کسب میکند، مدیر عامل باشگاه که همواره علاقهمند به مصاحبه و ساختن کارنامه برای خود است، بارها بر باز شدن پنجره نقل و انتقالاتی استقلال تأکید کرده است.
بیشک، مدیران باشگاه در ابتدای فصل تلاش زیادی را برای پرداخت بدهیهای فصل گذشته، به ویژه قراردادهای خارجیها، انجام دادند تا مجوز لازم برای فعالیت در بازار نقل و انتقالات را کسب کنند. هر تیمی، از جمله استقلال، نقاط ضعفی دارد که با تقویت مناسب میتواند عملکرد بهتری داشته باشد.
اما آنچه نگرانی عمیق دوستداران فوتبال ایران را برمیانگیزد، سابقه عملکرد مدیران استقلال، به خصوص کادر مدیریتی فعلی، در جذب بازیکن است. اظهارات اخیر ریکاردو ساپینتو، سرمربی پیشین استقلال، به یاد میآید که صراحتاً از دخالت مدیریت در فرآیند جذب بازیکنان پرده برداشت و به مورد موسی جنپو اشاره کرد؛ بازیکنی که نه ساپینتو، نه مشاور باشگاه (سیدورف) و هیچ فرد دیگری مسئولیت جذب او را بر عهده نگرفت.
ساپینتو مدعی شد که جنپو خواسته او نبوده و با مبلغی گزاف به تیم تحمیل شده است، که این امر موجب برهم خوردن تمرکز تیم شد. سایر بازیکنان نیز با اطلاع از میزان دستمزد جنپو و مشاهده کیفیت فنی او در تمرینات و مسابقات، انگیزه خود را برای پیشرفت از دست دادند. علاوه بر این، حضور جنپو در میدان، عملاً تیم را ۱۰ نفره مقابل ۱۲ نفر قرار میداد، زیرا اغلب حرکات این وینگر به سود حریفان استقلال تمام میشد.
در حالی که برخی پستهای استقلال نیاز به ترمیم و تقویت دارد، سوال اینجاست که آیا مدیران فوتبال ما تاکنون دیدگاه فنی در جذب بازیکن داشتهاند که بتوان از تاجیرنیا، مدیر فعلی، چنین انتظاری داشت؟ شکی نیست که با باز شدن پنجره، اولویت یافتن رزومه شخصی به نیازهای فنی تیم، منجر به جذب نامهای بزرگ اما غیرکاربردی خواهد شد و انسجام و هماهنگی تیم فعلی را بر هم خواهد زد.
ساپینتو به صراحت بیان کرده بود که عاملان تحمیل موسی جنپو به تیم، با فشار از سوی بالا، خواهان حضور او در ترکیب اصلی نیز بودند تا پاسخگوی انتقادات هواداران باشند. هوادارانی که به درستی سوال میکردند چرا باید مبالغ هنگفتی صرف بازیکنانی شود که هیچ سودی برای تیم ندارند. منطق حکم میکند بازیکن باید به میدان بیاید تا پس از آن، در صورت مصدومیت، بازی نکند.
در حال حاضر، تیم سهراب بختیاریزاده به مرحله بلوغ و هماهنگی بالایی رسیده و بازیکنان جوانش انگیزه لازم را برای پیشرفت پیدا کردهاند. اگر پنجره باشگاه باز شود، با توجه به سوابق خرید بازیکن توسط تاجیرنیا و همکارانش، در وهله اول، مبالغ کلان پرداختی باعث ایجاد مقایسه در میزان دستمزدها خواهد شد و متعاقباً این سوال مطرح میشود که کدام بازیکنان شایسته باید از ترکیب اصلی خارج شوند تا جا برای این بازیکنان جدید باز شود؟
به این ترتیب، تیم فعلی که از انسجام خوبی برخوردار است، به سادگی تخریب خواهد شد، زیرا امکان نیمکتنشین کردن بازیکنان گرانقیمت که در میانه فصل جذب شدهاند، وجود ندارد. روحیه بازیکنان فعلی، چه آنهایی که نیمکتنشین میشوند و چه آنهایی که مجبور به همبازی شدن با بازیکنان ضعیف جدید هستند، از بین خواهد رفت و خروج از این بحران دشوار خواهد بود. در بدترین حالت، اگر جذب بازیکنان جدید منجر به تأخیر در پرداختها شود، حتی گواردیولا نیز قادر به نجات تیم نخواهد بود، چه رسد به سهراب بختیاریزاده!
حال با این تفاسیر، آیا میتوان درک کرد چرا سهراب بختیاریزاده عمیقاً نگران باز شدن پنجره نقل و انتقالاتی استقلال است؟ او حتی ممکن است در خلوت، بارها این نگرانی را ابراز کرده و دعا کرده باشد که پنجره استقلال همچنان بسته بماند. این نگرانی مشابه نگرانی هواداران و کارشناسانی است که شاهد تحمیل دو بازیکن بوسنیایی به تیم، بدون نظر سرمربی (نکونام) بودند و استقلال به دلیل پرداخت جریمه و قراردادهای آنها، درگیر بحران مالی شد.





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.