به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، امروز 13 جمادی الاول 1448 ، 75 روز پس از شهادت پیامبر اکرم صل الله علیه و اله، بهروایتی سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر بزرگوار نبی مکرم اسلام، همسر امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مادر 11 امام شیعه اثنی عشری علیهم السلام است.
فاطمه زهرا سلام الله علیها تمام لحظات این 75 روز را به اشک و آه گذراند، از سویی گریه برای فقدان پیامبر، از سویی دیگر گریه برای مظلومیت علی (ع) پس از پیامبر اکرم (ص) و انحراف امت پیامبر از مسیر نورانی ولایت، و از سویی دیگر درد و رنج حاصل از یورش غاصبان خلافت به خانه حضرت که منجر به مجروحیت شدید و سقط فرزند ایشان شد.
اما در این 75 روز اولین مصیبتی که بر پاره تن پیامبر وارد شد، شهادت رسول اکرم (ص) بود که طبق روایات و اقوال تاریخی، موجبات اندوه و گریه شبانهروزی فاطمه زهرا (س) را فراهم آورد. با اینکه ایشان درباره کوتاه بودن مدت جدایی، بشارتی از پدر دریافت کرده بود با این حال این مدت برای دختر گرامی پیامبر بسیار سخت و جانکاه گذشت.
اما ماجرای دریافت این بشارت را شهید آیت الله خامنهای در روز دوشنبه 1398/10/09 در ابتدای جلسه درس خارج فقه خودشان در حسینیه امام خمینی (ره) ضمن بیان حدیثی شرح دادهاند که در ادامه فیلم و متن آن را از نظر میگذرانید.
عَن عائِشَةَ بِنتِ طَلحَةَ عَن عائِشَةَ قالَت ما رَأَیتُ مِنَ النّاسِ اَحَداً اَشبَهَ کَلاماً وَ حَدیثاً بِرَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) مِن فاطِمَةَ. کانَت اِذا دَخَلَت عَلَیهِ رَحَّبَ بِها وَ قَبَّل یَدَیها وَ اَجلَسَها فی مَجلِسِهِ فَاِذا دَخَلَ عَلَیها قامَت اِلَیهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت یَدَیهِ وَ دَخَلَت عَلَیهِ فی مَرَضِهِ فَسارَّها فَبَکَت ثُمَّ سارَّها فَضَحِکَت. فَقُلتُ کُنتُ اَریٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَی النِّساءِ فَاِذا هِیَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساءِ فَبَینَما هِیَ تَبکیٰ اِذ ضَحِکَت. فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّی اِذَن لَبَذِرَةٌ. فَلَمّا تُوَفِّیَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) سَأَلتُها فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَنی اَنَّهُ یَموتُ فَبَکَیتُ ثُمَّ اَخبَرَنی اَنّی اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِکتُ.
اَمالی شیخ طوسی، مجلس چهاردهم، ص 400؛ «عایشه گوید: در میان مردم ندیدم که در گویش و گفتار کسی از فاطمه به رسول خدا شبیهتر باشد. وقتی او به نزد پیامبر میآمد، حضرت به او خوشامد میگفت و دستانش را میبوسید و در جای خودش مینشاند و وقتی پیامبر به نزد او میرفت، فاطمه برمیخاست و به ایشان خوشامد میگفت و دستانشان را میبوسید. فاطمه در بیماری پیامبر به نزد ایشان آمد و آن حضرت با او به نجوا سخن گفت و فاطمه گریست؛ سپس باز نجوا کرد و فاطمه خندید. نزد خودم گفتم من گمان میکردم که این زن بر دیگر زنان فضیلتی دارد و اکنون او را میبینم که چون زنان دیگر است، زیرا در میان گریه ناگاه میخندد. آن گاه در این باره از خودش پرسیدم، فرمود اکنون صلاح نیست که من جواب تو را بگویم. چون رسول خدا وفات کرد، در آن باره پرسیدم و او فرمود: ایشان به من خبر داد که در این بیماری وفات خواهد کرد، پس من گریستم؛ سپس فرمود من نخستین کسی از خاندان او هستم که به او خواهم پیوست، و من خندیدم.»





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.