کشتی فرنگی ایران با کسب هفت مدال در هفت وزن، افتخاری تکرارنشدنی را در تاریخ ورزش ایران رقم زد. این موفقیت چشمگیر با رویکردی متفاوت از سوی ورزشکاران، از جمله صحنه بغض و شرمندگی محمد هادی ساروی، مورد توجه قرار گرفت.

قهرمانی قاطعانه تیم ملی کشتی فرنگی ایران در سطح جهان مورد ستایش قرار گرفته است. این تیم به عنوان تنها قدرت، به جز شوروی و روسیه، موفق به دفاع از عنوان قهرمانی جهان شده است؛ آن هم با افتخاراتی بیشتر و به شکلی قاطعانه.

همه جا صحبت از شاهکار حسن رنگرز و شاگردانش است. این موفقیت آنقدر بزرگ است که شاید در حال حاضر، در اوج هیجان، نتوانیم ابعاد کامل آن را درک کنیم. همانند اتفاقی که در سال ۱۹۶۱ در یوکوهاما برای کشتی آزاد رخ داد و کسب هفت مدال در هشت وزن، که پنج مدال آن طلا بود، الگویی ماندگار در تاریخ کشتی شد.

اما صحنه غم‌انگیز محمد هادی ساروی، کاپیتان تیم ملی کشتی فرنگی، پس از پایان مبارزه و خروج از تشک، جرقه‌ای برای نگارش این سطور شد. ساروی، که سابقه هفت حضور در رقابت‌های جهانی و المپیک را دارد و هرگز دست خالی بازنگشته، مانند حسن یزدانی در کشتی آزاد، نمایش درخشانی از خود برجای گذاشته است.

با وجود سابقه قهرمانی جهان و المپیک، محمد هادی ساروی از شکست تلخ ناراحت بود. او به عنوان کاپیتان، نقش مهمی در این افتخارآفرینی ایفا کرد. در آن لحظه، هفت کشتی‌گیر ایران در هفت وزن روی تشک رفته بودند و او هفتمین مدال را کسب کرد تا هیچ ورزشکاری دست خالی نباشد. ساروی که در رقابت‌های جهانی سوم شده بود، با وجود اشک و شرمندگی، وظیفه خود را در قبال جوانان ۲۲ ساله تیم به نحو احسن انجام داد.

بارها در جمع‌های فوتبالی شاهد صحنه‌هایی بوده‌ام که ورزشکاران کشتی پس از کسب مدال طلا، با بوسیدن دست و شانه مربیان و خم شدن تا کمر در برابر آن‌ها، قدردانی خود را نشان می‌دادند. اما گاهی شنیدن واکنش‌هایی چون «این دیگر کیست که قدر قهرمان جهان را نمی‌داند؟» از سوی برخی فوتبالی‌ها، نشان‌دهنده تفاوتی عمیق است.

این تفاوت در نگاه، میان فوتبالیست‌ها و کشتی‌گیران مشهود است. فردین هدایتی، قهرمان جوان و ساده‌دل، پس از پیروزی مقتدرانه، بدون از دست دادن امتیاز، از همه تشکر کرده و دست مربیان و همراهانش را می‌بوسد. در سوی دیگر، ورزشکارانی که مدال نقره یا برنز جهان و المپیک را کسب می‌کنند، مانند حسن یزدانی در توکیو، گاه با چشم گریان در مقابل دوربین‌ها حاضر شده و از مردم عذرخواهی می‌کنند، گویی از کسب افتخار نیز شرمنده هستند.

در جمع‌های فوتبالی، پس از هر پیروزی، شاهد کشمکش بر سر تقسیم غنائم بوده‌ایم. مربیان و مدیران، هر کدام تلاش می‌کردند افتخارات را به نام خود ثبت کنند و بازیکنان نیز با تمسخر، همه چیز را متعلق به خود می‌دانستند. این در حالی است که بسیاری از این افراد، روزگاری با خلوص نیت از روستاها آمده بودند، اما دنیای پر زرق و برق پول، آن‌ها را تغییر داد.

نتیجه این رویکرد، تداوم ناکامی در فوتبال ایران است. ما قادر به رقابت با تیم‌های درجه سه آسیا نیستیم، اما پس از هر شکست، توقع داریم مجسمه‌مان را بسازند و همه در برابر ما تعظیم کنند. ثروت و شهرت ناشی از فوتبال، حتی بدون کسب دستاوردی، باعث شده تا برخی خود را برتر از مردم عادی بدانند؛ گویی پورشه سواری، ملاک برتری است. حتی در میان کشتی‌گیران ثروتمند نیز، چنین رفتاری با مردم مشاهده نشده است.

با وام گرفتن از ادبیات خود فوتبالی‌ها، تصور کنید اگر بازیکنانی چون شجاع خلیل‌زاده و علیرضا بیرانوند، به جای فوتبال، در کشتی فعالیت کرده و به مقام قهرمانی جهان و المپیک می‌رسیدند، چه اتفاقی رخ می‌داد؟ آیا غرور و ادعایشان از این هم بیشتر نمی‌شد؟ این افراد که بدون هیچ دستاورد واقعی از فوتبال به شهرت و ثروت رسیده‌اند و از همه طلبکارند، وای به حال روزی که کارنامه‌ای نیز داشتند!

©‌ خبر ورزشی