علیرضا رضائی مدیرکل راهآهن شمالشرق 1 در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در سمنان از برگزاری نشستی با مدیرعامل شرکت پتروشیمی بجنورد خبر داد و اظهار داشت: این نشست با هدف جذب بار جدید، شناسایی ظرفیتهای حملونقل و توسعه صادرات از مسیر شبکه ریلی برگزار شد که در آن، راهکارهای اجرایی بارگیری و حمل کود شیمیایی از مبدأ ایستگاه جاجرم به مقصد افغانستان بررسی شد.
مدیرکل راهآهن شمالشرق 1 ابراز داشت: در سال جاری 25 هزار تن کود شیمیایی صادراتی از طریق شبکه ریلی حمل شده است. همچنین، با هماهنگیهای انجامشده، زمینه برنامهریزی برای صادرات ماهانه 20 هزار تن از این محصول فراهم خواهد شد؛ ظرفیتی که در صورت تحقق کامل، میتواند حجم جابهجایی این محموله را به سطحی بهمراتب بالاتر از عملکرد اعلامشده فعلی برساند.
جاجرم در مسیر تبدیلشدن به مبدأ صادرات ریلی
اهمیت این برنامه تنها به افزایش تناژ بار محدود نمیشود؛ موضوع اصلی، ایجاد پیوند منظم میان ظرفیت تولید صنایع پتروشیمی و زیرساخت حملونقل ریلی برای دسترسی به بازارهای خارجی است. در چنین الگویی، راهآهن از یک مسیر جابهجایی کالا فراتر میرود و به یکی از اجزای زنجیره تأمین، صادرات و رقابتپذیری محصولات صنعتی تبدیل میشود.
مقایسه آمار اعلامشده با هدف جدید، ابعاد برنامه را روشنتر میکند. حمل 25 هزار تن کود شیمیایی در سال جاری، عملکردی است که مدیرکل راهآهن شمالشرق1 به آن اشاره کرده است؛ در مقابل، حمل ماهانه 20 هزار تن معادل 240 هزار تن در یک سال کامل خواهد بود.
بنابراین، هدفگذاری جدید از نظر حجم سالانه، بهمراتب بزرگتر از تناژ حملشده اعلامی است. البته این مقایسه به معنای تحقق قطعی برنامه یا همسانبودن دورههای آماری نیست.
رضائی برون تأمین بهموقع واگنهای موردنیاز و تسریع در فرآیند حمل محمولهها را از الزامات تحقق این هدف دانست. این تأکید نشان میدهد که موفقیت برنامه صرفاً به توافق میان تولیدکننده و راهآهن وابسته نیست؛ ظرفیت عملیاتی شبکه، زمان آمادهسازی محموله، دسترسی به واگن مناسب و هماهنگی میان مبدأ و مقصد نیز در استمرار صادرات نقش تعیینکننده دارند.
سابقه صادرات محصولات پتروشیمی از مسیر جاجرم، زمینه عملیاتی مهمی برای بررسی برنامه جدید فراهم میکند. در تیرماه 1405، محمولهای بیش از 3 هزار تن اوره تولیدی پتروشیمی خراسان از مسیر ریلی جاجرم ـ خواف و گمرک شمتیغ به ایستگاه روزنک افغانستان رسید. گزارشهای منتشرشده از این رویداد، کاهش هزینه حمل بهازای هر تن، تسهیل تحویل و افزایش ایمنی انتقال کالا را از مزایای این شیوه برشمردهاند. این تجربه نشان میدهد که استفاده از مسیر ریلی برای صادرات کود اوره به افغانستان، پیشتر نیز در مقیاس عملیاتی آزموده شده است.
با وجود این سابقه، نباید محموله سههزار تنی پیشین را معادل تحقق برنامه ماهانه 20 هزار تن تلقی کرد. رسیدن به این سطح از جابهجایی، به تکرار منظم بارگیری، تأمین پیوسته محموله، برنامه حرکت قطارها و پذیرش بار در مقصد نیاز دارد. تجربه گذشته میتواند مبنای برنامهریزی باشد، اما پایداری صادرات در مقیاس جدید باید با آمار دورهای و مستند سنجیده شود.
افغانستان؛ بازار هدف و اهمیت مسیرهای ریلی
افغانستان بهدلیل نیاز به واردات کالاهای صنعتی و نهادههای موردنیاز بخشهای مختلف اقتصاد، یکی از بازارهای مهم منطقهای برای صادرکنندگان ایرانی به شمار میرود.کودهای شیمیایی از نهادههای مؤثر در تولید کشاورزیاند و دسترسی منظم به آنها میتواند برای بازار مصرف و زنجیره تأمین اهمیت داشته باشد. از این منظر، صادرات کود شیمیایی ایران به افغانستان فقط یک جابهجایی صنعتی نیست، بلکه بخشی از مبادله کالاهای موردنیاز اقتصاد منطقه محسوب میشود. با این حال، میزان تقاضای واقعی بازار افغانستان برای محموله موردنظر، قراردادهای فروش و برنامه تحویل باید بهصورت مشخص اعلام شود تا بتوان درباره پایداری صادرات در سطح ماهانه ارزیابی دقیقتری ارائه کرد.
مسیر ریلی ایران به افغانستان در سالهای اخیر به یکی از محورهای مورد توجه برای گسترش تجارت منطقهای تبدیل شده است. در ژانویه 2025، وزارت صنعت و تجارت افغانستان از گفتوگوهای دو کشور برای افزایش واردات و صادرات ریلی، تسهیل ترانزیت و کاهش موانع تجاری خبر داد.
این رویکرد نشان میدهد که توسعه حمل ریلی، موضوعی فراتر از یک محموله یا یک شرکت است و در چارچوب گستردهتر همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی دو کشور قرار میگیرد.برای کالاهایی که در حجم بالا و بهصورت مستمر مبادله میشوند، حمل ریلی میتواند امکان تجمیع محمولهها و برنامهریزی منظمتر جابهجایی را فراهم کند.
در صورت استفاده مناسب از ظرفیت واگنها و کاهش توقفهای غیرضروری، این شیوه میتواند هزینههای لجستیکی را کاهش دهد و قابلیت پیشبینی زمان تحویل را افزایش دهد. با این حال، میزان صرفهجویی واقعی در مسیر جاجرم تا مقصد افغانستان باید بر پایه مقایسه هزینه تمامشده حمل ریلی و جادهای، هزینههای تخلیه و بارگیری، تشریفات گمرکی و زمان توقف محاسبه شود.
در بازارهای صادراتی، قیمت محصول بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ هزینه رساندن کالا به خریدار نیز در رقابتپذیری نقش دارد. اگر حمل ریلی بتواند هزینه نهایی تحویل کود شیمیایی را کاهش دهد، این مزیت میتواند در حفظ مشتریان و گسترش بازار فروش مؤثر باشد. در مقابل، تأخیر در تأمین واگن، توقف در مرز یا افزایش هزینههای جانبی ممکن است بخشی از مزیت حمل ریلی را از بین ببرد. از این رو، ارزیابی اقتصادی برنامه باید بر مبنای هزینه نهایی تحویل در مقصد انجام شود، نه صرفاً هزینه حمل در داخل کشور.
الزامات اجرایی؛ از بارگیری تا تحویل در مقصد
یکی از پیششرطهای افزایش تناژ صادراتی، تنظیم برنامه مشترک میان تولیدکننده، بخش فروش و راهآهن است. اگر زمان آمادهشدن کود شیمیایی با زمان تخصیص واگن و برنامه حرکت قطار هماهنگ نباشد، احتمال انباشت محموله در مبدأ یا ایجاد وقفه در ارسال افزایش مییابد. بنابراین، تعیین برنامه ماهانه و تبدیل آن به جدول بارگیری هفتگی میتواند به مدیریت بهتر ظرفیتها کمک کند.
برنامه حمل ماهانه 20 هزار تن، ضرورت ارزیابی ظرفیت واقعی ایستگاه جاجرم را برجسته میکند. تعداد خطوط قابل استفاده، فضای مانور، تجهیزات بارگیری، امکان نگهداری موقت محموله و ظرفیت پذیرش قطارهای باری از جمله شاخصهایی هستند که باید بررسی شوند.
حمل صادراتی زمانی به نتیجه اقتصادی مطلوب میرسد که بار پس از خروج از مبدأ، بدون توقفهای غیرضروری از مراحل گمرکی و مرزی عبور کند. تجربه انتقال محموله اوره از مسیر جاجرم ـ خواف ـ شمتیغ به روزنک افغانستان، اهمیت هماهنگی میان راهآهن، گمرک، شرکتهای حملونقل و طرف افغانستانی را نشان میدهد. تکرار این تجربه در مقیاس بزرگتر، مستلزم مشخصبودن مسئولیت هر دستگاه، زمانبندی تشریفات و سازوکار رسیدگی به تأخیرهای احتمالی است.
تخصیص واگن و فراهمبودن زیرساخت، بدون وجود تقاضای پایدار و قراردادهای فروش، برای تحقق هدف ماهانه کافی نیست. برنامه صادرات باید بر پایه سفارشهای معتبر، تعهدات تحویل، شرایط پرداخت و توافق درباره مسئولیتهای حمل تدوین شود.در این چارچوب، همکاری پتروشیمی بجنورد با راهآهن زمانی به نتیجه پایدار میرسد که میان ظرفیت عرضه محصول، نیاز خریدار افغانستانی و توان انتقال محموله تناسب برقرار باشد.
برای ارزیابی دقیق پیشرفت این برنامه، انتشار منظم چند شاخص ضروری است: میزان بارگیری ماهانه، تعداد واگنهای اختصاصیافته، میانگین زمان حمل، هزینه حمل هر تن، میزان تأخیر در تحویل و مقدار محموله تحویلشده در مقصد. چنین اطلاعاتی علاوه بر امکان سنجش عملکرد، به فعالان اقتصادی کمک میکند درباره استفاده از مسیر ریلی تصمیمهای دقیقتری بگیرند. در نبود این دادهها، ارزیابی موفقیت طرح صرفاً بر مبنای هدفگذاری اعلامشده باقی خواهد ماند.
چشمانداز اقتصادی؛ از افزایش بار تا توسعه منطقهای
افزایش بارهای صادراتی میتواند به استفاده مؤثرتر از ظرفیت شبکه ریلی کمک کند؛ بهویژه زمانی که جریان بار منظم باشد و برنامه حرکت قطارها بر مبنای تقاضای واقعی تنظیم شود. با این حال، رشد تناژ باید در کنار شاخصهایی مانند بهرهوری واگن، زمان گردش ناوگان و هزینه عملیاتی بررسی شود. هدف نهایی صرفاً جابهجایی بار بیشتر نیست، بلکه انتقال کالا با هزینه رقابتی، زمان قابل پیشبینی و قابلیت اتکای بالا است.
در صورت استمرار صادرات، فعالیتهای مرتبط با بارگیری، خدمات ریلی، حملونقل مکمل، انبارداری و امور گمرکی نیز میتوانند از افزایش حجم مبادلات منتفع شوند. البته میزان اثرگذاری اقتصادی بر جاجرم و مناطق مرتبط، به محل استقرار خدمات، نحوه تأمین نیروی انسانی و سهم شرکتهای محلی در زنجیره حمل بستگی دارد. برای سنجش این آثار، ارائه اطلاعات درباره اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و میزان مشارکت پیمانکاران منطقهای ضروری است.
آمارها و گزارشهای منتشرشده درباره عملکرد راهآهن شمالشرق شرق(1)، از ظرفیت این شبکه برای حمل کالاهای متنوع صادراتی و ترانزیتی حکایت دارد.
تجربه صادرات کود شیمیایی میتواند زمینهای برای بررسی ظرفیت حمل سایر محصولات صنعتی و کشاورزی از مسیرهای ریلی منطقه باشد. بااینحال، توسعه سبد صادراتی باید بر اساس مزیت تولید، تقاضای بازار مقصد، الزامات حمل و امکان رقابت با تأمینکنندگان دیگر انجام شود. همچنین وابستگی بیش از اندازه به یک مشتری یا یک بازار میتواند جریان بار را در برابر تغییرات تقاضا و شرایط تجاری آسیبپذیر کند. تنوعبخشی سنجیده به مشتریان و مقاصد صادراتی، پایداری فعالیتهای حملونقلی را افزایش میدهد.
برنامهریزی برای حمل ماهانه 20 هزار تن کود شیمیایی به افغانستان، از منظر توسعه صادرات ریلی هدفی قابل توجه است؛ اما معیار نهایی موفقیت، میزان تحقق عملی آن در ماههای آینده خواهد بود. اگر تأمین واگن، هماهنگی بارگیری، عبور مرزی و تحویل به خریدار در یک فرآیند منظم قرار گیرد، این برنامه میتواند به الگویی برای توسعه حمل صادراتی تبدیل شود. در مقابل، هرگونه فاصله میان هدف اعلامشده و عملکرد واقعی باید با انتشار آمار و توضیح موانع اجرایی روشن شود.
بررسی برنامه اعلامشده از سوی مدیرکل راهآهن شمالشرق1 نشان میدهد که ایستگاه جاجرم ظرفیت ایفای نقشی مهمتر در زنجیره صادرات ریلی کود شیمیایی به افغانستان را دارد. سابقه ارسال محموله اوره از مسیر جاجرم ـ خواف ـ شمتیغ، وجود مسیر عملیاتی برای انتقال این محصول را تأیید میکند و هدفگذاری ماهانه 20 هزار تن نیز افق تازهای برای افزایش حجم بار ترسیم کرده است. بااینحال، تحقق این افق به تأمین مستمر واگن، آمادگی زیرساختها، قراردادهای پایدار فروش، کاهش توقفهای مرزی و شفافیت آماری وابسته است. اکنون مهمترین شاخص ارزیابی، تبدیل برنامه اعلامشده به جریان مستمر صادرات و اثبات آن با آمار واقعی بارگیری و تحویل در مقصد خواهد بود.
/363/





نظرات
نظر شما ثبت شد؛ پس از بررسی، در صورت تأیید نمایش داده میشود.
هنوز نظری منتشر نشده است.