افت بیش از 21 متری سطح آب زیرزمینی و فرونشست سالانه 30 سانتی‌متری، زنگ خطر بحران آب را به صدا درآورده است.

خبرگزاری تسنیم ـ لیلا عبادی| جغرافیای استان البرز به‌عنوان شاهراه حیاتی و تنفس‌گاه مرکزی کشور، سال‌هاست زیر بار توسعه نامتوازن، هجوم لجام‌گسیخته جمعیت و ویلاسازی‌های اعیانی در حال خرد شدن است. در شرایطی که البرز میزبان دو سد استراتژیک امیرکبیر و طالقان است، بیش از 70 تا 80 درصد ذخایر این سدها مستقیماً روانه پایتخت می‌شود و شهرهای پرجمعیت البرز ناچاراً برای تأمین بیش از 75 درصد نیاز شرب و صنعت خود، لوله‌ها را به اعماق لایه‌های نفوذناپذیر زمین فرو برده‌اند.

این فرآیند ویرانگر تراز آبخوان‌ها را سالانه تا 80 سانتی‌متر و در مجموع سه دهه گذشته بیش از 21 متر پایین کشیده است. این استخراج کورکورانه بیش از 810 میلیون مترمکعب آب در سال نه‌تنها معادل 10 برابر حجم سد کرج کسری مخزن تجدیدناپذیر بر پیکره زمین تحمیل کرده بلکه با فروپاشی اسکلت خاک و نابودی 40 درصدی ضریب ذخیره سفره‌ها، زمین را در هشتگرد و ساوجبلاغ تا مرز سالانه 30 سانتی‌متر به کام فرونشست کشانده است.

امروز شکاف‌های طولی عمیق زمین، خط‌آهن سراسری تهران–تبریز، آزادراه حیاتی کرج–قزوین و لوله‌های انتقال سوخت و نیرو را به شکل نامتقارن تهدید می‌کنند؛ پدیده‌ای شوم که به دلیل کاهش بار هیدرولیکی، پتانسیل فعال‌سازی گسل‌های لرزه‌زای منطقه نظیر شمال کرج و ماهدشت را نیز به همراه دارد. از سوی دیگر، حفر شبانه و قارچ‌گونه هزاران چاه غیرمجاز ویلایی در کانون‌های تغذیه دشت، در کنار راندمان شکننده طرح‌های احیا و تعادل‌بخشی و پدیده مسدودشدگی فیزیکی حوضچه‌های تغذیه مصنوعی، زنگ خطر ورود به مرحله برگشت‌ناپذیر خشکی دشت‌ها را به صدا درآورده است.

آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید:

البرز را خشکاندند؛ 10 سد کرج آب از زیر پای مردم کجا رفت؟
ویلاسازی با آب زیرزمینی؛ چه کسی جلوی غارت آبخوان‌های البرز را می‌گیرد؟
7 هزار چاه غیرمجاز همچنان فعال‌اند؛ قانون در برابر ویلانشینان عقب نشست؟
آبخوان‌های البرز در آستانه مرگ؛ مسئولان هنوز مشغول هشدار دادن‌اند!
فرونشست 30 سانتی‌متری در هشتگرد؛ زمین زیر پای مردم در حال فروپاشی است
سدها برای تهران، چاه‌ها برای البرز؛ سهم مردم استان از آب کجاست؟
آب البرز را بلعیدند؛ حالا نوبت فرونشست و فروپاشی زمین است؟
باغ‌ویلاها چگونه نفس آبخوان‌های البرز را بریدند؟
10 برابر سد کرج آب از سفره‌های البرز برداشت شد؛ پاسخگوی این فاجعه کیست؟
روز صفر آب در البرز نزدیک است؛ چرا برخورد با چاه‌های غیرمجاز کافی نیست؟

به‌منظور بازخوانی ابعاد پیدا و پنهان این بحران ملی، ریشه‌یابی چالش‌های حکمرانی آب، بررسی خطر فروریزش شریان‌های زیستی و سنجش واقع‌بینانه فاصله دشت‌های البرز تا فاجعه «روز صفر آب»، خبرنگار تسنیم از کرج به گفت‌وگوی تفصیلی با افشین اشرف‌زاده، دانشیار گروه مهندسی آبیاری و آبادانی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران نشسته است.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را بخوانید:

تسنیم: وضعیت تراز آبخوان‌ها، افت سطح ایستابی و کسری مخزن تجمعی دشت‌های البرز دقیقاً در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

اگر بخواهیم با زبان آمار صحبت کنیم، وضعیت آبخوان‌های استان البرز از مرحله هشدار عبور کرده و وارد وضعیت اضطرار زیست‌محیطی شده است. بر اساس داده‌های شبکه پیزومتری شرکت آب منطقه‌ای البرز، از 5 محدوده مطالعاتی استان (تهران-کرج، هشتگرد، اشتهارد، قزوین و طالقان-الموت)، چهار محدوده رسماً در وضعیت ممنوعه و ممنوعه بحرانی قرار داشته و تنها حوزه کوهستانی طالقان وضعیت پایداری دارد.

به گزارش معاونت حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای استان البرز، تراز سفره‌های آب زیرزمینی استان سالانه به‌طور متوسط بین 68 تا 80 سانتی‌متر افت می‌کند. در طول 30 سال اخیر، سطح آب زیرزمینی در البرز بیش از 21 متر افت داشته است. در دشت اشتهارد افت سالانه تراز حدود 0٫72 متر و در دشت هشتگرد نزدیک به 0٫78 متر ثبت شده است.

نگران‌کننده‌تر از افت سالانه، کسری مخزن تجمعی استان است؛ یعنی حجم آبی که طی حدود 50 سال گذشته، بیش از ظرفیت تجدیدپذیر سفره‌ها برداشت شده است. این عدد در البرز از مرز 1٫5 تا 1٫6 میلیارد مترمکعب گذشته است؛ رقمی بسیار بالا که معادل حدود 10 برابر کل حجم سد امیرکبیر کرج است. یعنی 10 سد کرج آب از زیر پای مردم البرز خارج شده، بدون آن‌که جایگزین شود.

آب‌های زیرزمینی طی هزاران سال و طی دوره‌های زمین‌شناختی و اقلیمی طولانی‌مدت از طریق نفوذ تدریجی بارندگی‌ها، ذوب برف‌ها و جریان‌های سطحی در اعماق زمین انباشته شده‌اند. این منابع برخلاف آب‌های سطحی (مثل رودخانه‌ها و سدها) که سالانه با بارش‌های فصلی تجدید می‌شوند، یک سرمایه بین‌نسلی و ثابت هستند، نه مخزنی از آب که به سرعت جایگزین شوند. سرعت تشکیل و تغذیه طبیعی این سفره‌ها بسیار پایین است؛ بنابراین هرگونه برداشت بیش از میزان تغذیه طبیعی، به معنای تخلیه مخازنی است که پرشدن آن‌ها سال‌ها طول کشیده است.

برای داشتن شرایط پایدار، تنها مجاز به برداشت به میزان تغذیه سالانه (حجم آبی که سالانه از طریق نزولات جوی و نفوذ به سفره آب زیرزمینی می‌رسد) یا با اغماض، اندکی بیشتر از آن هستیم تا تعادل سفره حفظ شود. اگر میزان استخراج (توسط چاه‌های مجاز و غیرمجاز) از میزان ورودی یا تغذیه تجاوز کند، با پدیده مخرب «تراز منفی» و کسری مخزن روبرو می‌شویم. به زبان ساده، آبی که امروز پمپاژ می‌شود، حق آیندگان و پشتوانه پایداری سرزمین است.

رقم اعلام‌شده مبنی بر کسری مخزن تجمعی 1.5 تا 1.6 میلیارد مترمکعبی در استان البرز، یک هشدار جدی است. وقتی گفته می‌شود این حجم معادل حدود 10 برابر کل حجم سد امیرکبیر (سد کرج) است، یعنی معادل حجم 10 دریاچه بزرگ پشت سد، آب تجدیدناپذیر از اعماق زمین‌های البرز مکیده شده و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. این کسری تجمعی به این معناست که مخازن زیرزمینی خالی شده و ظرفیت نگهداری آب در زیر زمین به شدت کاهش یافته است.

تسنیم: کانون‌های بحرانی و نرخ‌های فرونشست زمین در البرز به چه ارقامی رسیده و ناهمگونی آن چه تهدیدی دارد؟

تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات حاصل از آن‌ها فرضیه نیستند، این داده‌ها نشان می‌دهند زمین زیر پای ما واقعاً در حال نشست است. کانون‌های فوق‌بحرانی فرونشست در البرز عمدتاً در دشت هشتگرد، دشت ساوجبلاغ، نظرآباد و ماهدشت واقع شده‌اند. بر اساس پژوهشی که در مجله معتبر *Scientific Reports* در سال 2022 با داده‌های ماهواره سنتینل-1 منتشر شده، نرخ فرونشست در دشت هشتگرد به ارقام نگران‌کننده‌ای رسیده است.

میانگین فرونشست سالانه در این دشت 22 تا 23 سانتی‌متر در سال است و در کانون‌های بحرانی جنوب شهر هشتگرد، این رقم به بیش از 30 سانتی‌متر در سال می‌رسد. طی دوره پنج‌ساله این مطالعه، برخی نقاط بیش از یک متر فرونشست عمودی داشته‌اند. همچنین بر اساس گزارش‌های آب منطقه‌ای البرز و سازمان زمین‌شناسی در سال 1405، بیشینه فرونشست در ساوجبلاغ و نظرآباد بین 22 تا 27 سانتی‌متر در سال و در دشت کرج حدود 9 سانتی‌متر در سال است. در دشت اشتهارد نیز مطالعات دانشگاه خوارزمی نرخ فرونشست را بین 2 تا 3 سانتی‌متر در سال ثبت کرده‌اند.

در پاسخ به اینکه آیا این فرونشست یکنواخت است یا خیر، پاسخ کاملاً منفی است. اگر فرونشست مانند پایین رفتن یک آسانسور یکنواخت بود، خسارت سازه‌ای کمتری داشت اما فرونشست البرز نامتقارن و ناهمگون است. خاک در یک نقطه 30 سانتی‌متر نشست می‌کند و در 100 متر آن‌طرف‌تر 5 سانتی‌متر. این اختلاف باعث اصطلاحاً کشش و پارگی زمین شده و ما امروز کاملاً وارد فاز تشکیل شکاف‌های طولی عمیق (Earth Fissures) و گسیختگی‌های ساختاری در اراضی هشتگرد، نظرآباد و اشتهارد شده‌ایم.

تسنیم: در مصرف آبخوان‌ها، سهم کشاورزی سنتی در قیاس با چاه‌های غیرمجاز ویلایی چگونه تقسیم می‌شود و موانع برخورد چیست؟

در البرز حدود 63 درصد از آب زیرزمینی برداشت شده به مصرف کشاورزی، 31 درصد به شرب و 6 درصد به صنعت اختصاص داشته اما البرز مشکلی اختصاصی دارد؛ تبدیل اراضی کشاورزی به ویلاسازی تفریحی در کردان، ساوجبلاغ، چهارباغ و سایر مناطق. سهم کشاورزی معیشتی و سنتی در برداشت‌های کلان غیرقابل‌انکار است اما چاه‌های ویلایی مشکلی مضاعف‌ هستند.

در یک زمین 10 هکتاری کشاورزی، سابقاً یک چاه وجود داشت اما وقتی این زمین به 20 قطعه ویلای تفریحی با استخرهای روباز و چمن‌کاری‌های پرمصرف تبدیل می‌شود، 20 چاه غیرمجاز جدید در همان مساحت حفر می‌شود. هرچند دبی تک‌تک این چاه‌ها کم است، اما چون همگی در مخروط‌افکنه‌ها و نواحی حساس تغذیه آبخوان حفر می‌شوند، اثر تخریبی آن‌ها بسیار زیاد است.

چرا زور متولیان نمی‌رسد؟ حقیقت تلخ این است که با پدیده‌ای چندوجهی شامل نفوذ اقتصادی و رانت مالکان ویلاها، تبدیل شدن زمین به کالای سوداگری و خلأهای قانونی و اطاله دادرسی قضایی روبه‌رو هستیم. پلمب کردن چاهی که درون یک ملک خصوصی محصور با دیوارهای بلند قرار دارد، نیازمند حکم قضایی، اسکورت انتظامی و ادوات سنگین است.

با وجود آن‌که شرکت آب منطقه‌ای البرز اعلام کرده تاکنون بیش از 6,700 تا 7,000 حلقه چاه غیرمجاز را مسدود کرده است، اما تخمین زده می‌شود همچنان حدود 7,000 حلقه چاه غیرمجاز دیگر فعال باشند؛ یعنی حفر شبانه با دستگاه‌های غیرمجازی که امکان حمل‌ونقل آن‌ها با یک وانت هم میسر است، از سرعت انسداد پیشی می‌گیرد.

تسنیم: چرا با وجود سدهای بزرگ کرج و طالقان، استان البرز باید بیش از 70 درصد آب شرب خود را از سفره‌های زیرزمینی بمکد؟

این یکی از پارادوکس‌های حکمرانی آب در کشور است. استانی که دو مورد از مهم‌ترین سدهای مخزنی ایران، یعنی سد امیرکبیر (کرج) و سد طالقان را در خاک خود جای داده، خودش مشکلات مرتبط با تأمین آب شرب دارد. واقعیت فنی این است که این سدها بر مبنای نقشه‌های آمایشی چند دهه پیش، با هدف اصلی تأمین آب شرب تهران طراحی و احداث شدند. بیش از 70 تا 80 درصد آب این سدها از طریق تونل‌ها و خطوط لوله مستقیماً به تهران منتقل می‌شود.

در دهه‌های اخیر، استان البرز با رشد جمعیتی روبه‌رو و شهرهایی مثل فردیس، کمالشهر، محمدشهر و خود کرج میلیون‌ها نفر سرریز جمعیتی و مهاجران را پذیرا شده‌اند، بدون آن‌که زیرساخت آبی متناسب برای آن‌ها طراحی شود. برای رفع تشنگی فوری این جمعیت میلیونی، ساده‌ترین و در دسترس‌ترین راهکار انتخاب شده است؛ فرورفتن لوله‌ها به اعماق زمین و حفر چاه‌های عمیق شرب.

امروز بیش از 70 تا 75 درصد آب شرب البرز از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود. این پارادوکس یعنی البرز آب سطحی باکیفیتش را به پایتخت می‌رسد و برای تأمین آب شرب خود، حیات سفره‌های زیرزمینی‌اش را با خطر جدی مواجه می‌کند. هرچند باید اذعان داشت تهران هم با مشکل تأمین آب شرب روبه‌رو است و آنجا هم منابع زیرزمینی به کمک منابع آب سطحی آمده‌اند.

تسنیم: پدیده تراکم غیرقابل‌برگشت خاک به چه معناست و چطور به «مرگ دائمی آبخوان» منجر می‌شود؟

محل تشکیل سفره آب زیرزمینی در زیر پایمان را مثل یک اسفنج خیس تصور کنیم. در حالت طبیعی، این اسفنج پر از آب است و وزن طبقات بالایی زمین را تحمل می‌کند اما وقتی با پمپ‌های پرقدرت تمام آب لابه‌لای خلل و فرج اسفنج را بیرون بکشید و فشار روی آن بماند، اسفنج له و روزنه‌هایش بسته می‌شود و ضخامت آن کاهش می‌یابد. اگر بعدها دوباره روی این اسفنج له و خشک‌شده آب بریزید، دیگر توانایی جذب آب ندارد و آبی در خود نگه نمی‌دارد.

این دقیقاً همان سرنوشتی است که بر سر آبخوان هشتگرد و بخش‌های بزرگی از دشت‌های البرز آمده است. در لایه‌های رسی و سیلتی آبخوان، با کاهش فشار آب منفذی، تنش مؤثر افزایش یافته و اسکلت خاک برای همیشه در هم شکسته است. بر اساس مطالعات هیدروژئولوژی، در دشت‌های بحرانی هشتگرد و جنوب استان، بین 20 تا 40 درصد از ضریب ذخیره ویژه یا توانایی خاک برای نگهداری آب برای همیشه نابود شده است.

این یعنی دشت‌های البرز دچار مرگ دائمی آبخوان شده‌اند. (همان برداشت بیش از میزان تغذیه و کسری مخزن). حتی اگر از فردا 40 شبانه‌روز باران سیل‌آسا ببارد، سفره دیگر جای خالی برای ذخیره آن آب ندارد و باران تنها به سیلاب‌های ویرانگر سطحی تبدیل خواهد شد.

تسنیم: فرونشست زمین کدام زیرساخت‌های ملی و شریان‌های حیاتی را تهدید می‌کند و چه ارتباطی با تحریک گسل‌های زلزله دارد؟

استان البرز گلوگاه ارتباطی پایتخت با نیمی از کشور است؛ باریکه‌ای که شاهراه‌های مواصلاتی، خطوط ریلی و خطوط انتقال انرژی از آن عبور می‌کنند. فرونشست نامتقارن، مخرب‌ترین دشمن این سازه‌هاست؛ خطوط لوله‌ای که برای انتقال سوخت زیر خاک مدفون شده‌اند، انعطاف‌پذیری محدودی دارند. وقتی زمین در طول چند کیلومتر به صورت نامتقارن 20 تا 30 سانتی‌متر نشست می‌کند، لوله‌ها دچار خمش، تمرکز تنش برشی و در نهایت خطر شکستگی و انفجار می‌شوند.

ریل سراسری تهران-تبریز و آزادراه کرج-قزوین مستقیماً از روی پهنه‌های فرونشستی هشتگرد و ساوجبلاغ می‌گذرند. تاب‌برداشتن ریل‌ها و ترک‌خوردگی‌های مکرر آسفالت، سرعت قطارها و ایمنی حمل‌ونقل را با چالش مواجه می‌کند. هرچند برخی شایعات فرودگاه پیام را نیز دارای فرونشست معرفی کرده‌اند اما در مطالعات سازمان زمین‌شناسی و مرکز تحقیقات راه و مسکن، نام فرودگاه پیام در کانون‌های آسیب‌دیده ثبت نشده و تمرکز آسیب‌ها بر شریان‌های ریلی، جاده‌ای، خطوط برق فشارقوی و پی ساختمان‌های مسکونی است.

البرز روی کمربند زلزله قرار دارد (با گسل‌های معروفی مانند گسل شمال کرج، گسل مشا و گسل ماهدشت). تخلیه میلیاردها مترمکعب آب و فرونشست، توزیع تنش برشی در پوسته زمین را به هم می‌زند. از دیدگاه ژئوفیزیکی، کاهش بار هیدرولیکی می‌تواند به‌عنوان یک ماشه عمل کرده و با ناپایدار کردن صفحات گسلی، ریسک زمین‌لرزه‌ها یا گسیختگی‌های ناگهانی سطحی را تشدید کند.

تسنیم: چرا طرح احیا و تعادل‌بخشی با وجود نصب 2800 کنتور و انسداد هزاران چاه نتوانسته تراز دشت را مثبت کند؟

اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم، طرح احیا و تعادل‌بخشی در البرز مانند داروی مسکّنی بوده که به بیماری با خونریزی شدید داخلی داده شده است. طبق آمار رسمی، کارهای بسیار خوبی انجام شده است؛ بیش از 2,800 کنتور هوشمند نصب شده، بیش از 6,700 چاه غیرمجاز پر شده و سالانه بیش از 100 میلیون مترمکعب در مصرف آب صرفه‌جویی شده است. اما چرا اثر آن در تراز دشت دیده نمی‌شود؟ چون این طرح در تضاد با واقعیت‌های اقتصادی-اجتماعی است.

کنتورهای هوشمند توسط برخی بهره‌برداران با آهنربا و روش‌های الکترونیکی دستکاری و برق چاه در ساعات روز قطع می‌شود اما شب‌ها به صورت غیرقانونی پمپاژ صورت می‌گیرد و مهم‌تر از همه، سالانه بیش از 810 میلیون مترمکعب آب از زیرزمین استان کشیده می‌شود درحالی‌که ظرفیت تجدیدپذیر سفره بسیار کمتر از این ارقام است. تا زمانی که اقتصاد کشاورزی و باغ‌داری بر پایه تخلیه آب زیرزمینی بنا شده باشد، اقدامات فیزیکی مانند کنتور و پلمب، تنها مسکّن‌های کم‌اثر در برابر حجم بسیاری از تخلف‌ها هستند.

البته باید اذعان کرد که کشاورز نیز مقصر اصلی نیست، چراکه معیشت خانواده‌اش به کشاورزی وابسته است. راهکار اصلی، علاوه بر افزایش بهره‌وری اقتصادی که آن هم مستلزم سرمایه‌گذاری سنگین در بخش کشاورزی است، رفتن به سمت شرایط اقتصادی پایدار و ایجاد شغل‌هایی خارج از حیطه کشاورزی است که پتانسیل آن هم در البرز و هم در سایر نقاط ایران وجود دارد.

تسنیم: گلوگاه‌های فنی پروژه‌های تغذیه مصنوعی و انتقال پساب شهری در دشت‌های البرز کجاست؟

پروژه‌های تغذیه مصنوعی (مانند طرح‌های تغذیه فردیس و حوضچه‌های پخش سیلاب رودخانه کردان) از نظر مهندسی بسیار جذاب‌ اما در عمل با یک مشکل فنی مهم به نام گرفتگی فیزیکی و بیولوژیکی منافذ دست به گریبان هستند. سیلاب‌های فصلی البرز حامل مقادیر زیادی گل‌ولای و ذرات رس ریزدانه‌اند. وقتی این آب وارد حوضچه‌های تغذیه می‌شود، لایه‌ای نفوذناپذیر مثل ملات سیمان کف حوضچه تشکیل می‌دهد و منافذ را کاملاً مسدود می‌کند.

اگر این حوضچه‌ها مرتباً با هزینه‌های سنگین لایروبی مکانیکی نشوند، پس از دو سال عملاً به تالاب‌های تبخیری تبدیل و آب به‌جای رفتن به دل سفره، زیر آفتاب تبخیر می‌شود. در مورد پساب شهری کرج نیز وضعیت همین است. سال‌هاست ایده استفاده از پساب برای صنعت و جایگزینی آن با چاه‌های کشاورزی مطرح شده اما سهم کنونی پساب تصفیه‌شده تنها حدود 20 تا 25 میلیون مترمکعب است که قطره‌ای در برابر اقیانوس کسری 1٫5 میلیارد مترمکعبی استان است. بروکراسی سنگین، فقدان شبکه توزیع پساب به صنایع اشتهارد و نظرآباد و کیفیت مناسب‌تری از تصفیه باعث شده پساب نتواند بار را از دوش آبخوان‌ها بردارد.

تسنیم: براساس مدل‌سازی‌های عددی، دشت‌های البرز چقدر تا رسیدن به نقطه غیرقابل‌بازگشت یا «روز صفر آب» فاصله دارند؟

«روز صفر» یعنی روزی که پمپ‌ها را روشن می‌کنیم و به‌جای آب، لجن شور، گاز یا هوا بالا می‌آید؛ روزی که دیگر هیچ آب قابل‌استحصال شیرینی در لایه‌های زیرین باقی نمانده باشد. مدل‌سازی‌های عددی جریان آب زیرزمینی (نظیر مدلسازی با نرم‌افزار MODFLOW در دشت‌های هشتگرد و اشتهارد) و مطالعات انجام‌شده در سال‌های 2024 تا 2026 نشان می‌دهند که اگر با همین دست‌فرمان جلو برویم، بخش‌های عمده‌ای از دشت اشتهارد و جنوب هشتگرد کمتر از یک دهه (بین 5 تا 8 سال آینده) تا روز صفر فاصله دارند.

در اشتهارد هم‌اکنون نیز کیفیت آب به شدت افت کرده، هدایت الکتریکی (شور شدن آب) بالا رفته و چاه‌ها یکی پس از دیگری به سنگ‌کف برخورد می‌کنند. روز صفر آب در البرز یک داستان علمی-تخیلی مربوط به سال 1450 نیست، بلکه متأسفانه یک واقعیت تلخ و پیش‌رو در سال‌های منتهی به 1410 است.

تسنیم: چه جراحی مدیریتی و تصمیم قاطعی می‌تواند مانع فاجعه نهایی در آبخوان‌های البرز شود؟

اگر قرار باشد تمام تعارفات، ملاحظات بوروکراتیک و مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی کنار گذاشته شود، تنها یک تصمیم بسیار پرهزینه اما حیات‌بخش می‌تواند البرز را نجات دهد؛ توقف کامل و فوری هرگونه بارگذاری جمعیتی و صنعتی جدید در کل دشت‌های استان البرز، ممنوعیت مطلق تغییر کاربری اراضی و اعمال جیره‌بندی سخت‌گیرانه با قطع هوشمند و خودکار برق تمام چاه‌های مجاز کشاورزی به محض رسیدن به سقف پروانه اصلاح‌شده، به همراه تخریب فوری و بدون استثنای تمامی استخرها و انشعابات ویلاهای تفریحی.

واقعیت این است که این تصمیم به‌شدت پرهزینه است؛ صدای صاحبان قدرت، مالکان باغ‌ویلاها و لابی‌های ساخت‌وساز را درمی‌آورد و نیازمند شجاعت حاکمیتی است. اما اگر امروز این هزینه سیاسی و اجتماعی پرداخته نشود، فردا هزینه آن را تمام مردم البرز و حتی تهران با ورشکستگی مطلق زیست‌محیطی، مهاجرت اجباری اقلیمی هزاران نفر، فروریختن شریان‌های ترانزیتی و ریلی کشور و خالی شدن کامل سفره‌های آب شیرین خواهند پرداخت.

قوانین طبیعت با هیچ‌کس مدارا نمی‌کند و ملاحظات سیاسی و اجتماعی را در نظر نمی‌گیرد؛ قوانین فیزیکی حاکم بر سفره‌های آب زیرزمینی تعارف سیاسی سرش نمی‌شود، اگر آب را بیش از حد مجاز برداشت کنیم، زمین زیر پایمان فرو خواهد ریخت.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم