در آیین ‌«تیرما سیزده‌شو» ‌فردی با چهره پوشیده و در سکوت به خانه‌ها می‌رود و برای آنان سلامتی ‌آرزو می‌کند.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از ساری، شب که به سیزدهم تیرماه مازندرانی نزدیک می‌شود، در گوشه‌ای از کوهپایه‌های جنوبی بابل و روستاهای بندپی، خانه‌ها حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کنند؛ سفره‌ها رنگین‌تر می‌شوند، میوه‌های پاییزی کنار نان‌ها و شیرینی‌های محلی قرار می‌گیرند و صدای خنده و رفت‌وآمد همسایه‌ها، سکوت کوچه‌های روستایی را می‌شکند.

در این شب، قرار نیست تنها یک جشن برگزار شود؛ قرار است خاطره‌ای چندصدساله از دل تقویم، باورها و سنت‌های مردم مازندران دوباره جان بگیرد؛ شبی که در میان مردم منطقه به نام «تیرما سیزده‌شو» شناخته می‌شود و ریشه‌های آن را باید در آیین باستانی تیرگان جست‌وجو کرد.

در میان خانواده‌هایی که هنوز به این سنت وفادار مانده‌اند، خانه پدربزرگ بزرگ خاندان حسینی در بندپی بابل هر سال میزبان این دورهمی است؛ خانه‌ای که اعضای خانواده در آن گرد هم می‌آیند تا رسم‌هایی را که از نسل‌های پیش به یادگار مانده، برای فرزندان و نوه‌ها روایت و تکرار کنند.

حاج‌آقا حسینی، بزرگ این خانواده، با اشتیاق از شبی می‌گوید که برای او فقط یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه فرصتی برای تازه‌کردن دیدارها و زنده نگه‌داشتن پیوندهای خانوادگی و همسایگی است.

او می‌گوید: ما این جشن را تیرماه سیزده‌شو می‌نامیم؛ همان تیرگان باستانی که از نیاکانمان به یادگار مانده است. این شب، شب همسایه‌ها و دیدارهاست؛ شبی که گاهی با صدای کوبیدن چوب بر در خانه‌ها آغاز می‌شود.

به گفته او، یکی از بخش‌های شیرین این آیین، حضور همسایه‌ها پشت در خانه‌هاست؛ افرادی که با اجرای لال‌بازی و شوخی‌های محلی، از صاحبخانه گردو، میوه یا هدیه‌ای طلب می‌کنند. اگر صاحبخانه هدیه‌ای ندهد، ممکن است در قالب همان بازی و شوخی، با چوب ضربه‌ای نمادین دریافت کند؛ رسمی که در فضای صمیمی این شب، بیشتر از آنکه جنبه آزار داشته باشد، بخشی از بازی و شادی جمعی است.

لال‌بازی؛ رسم بی‌کلامی که پیام برکت دارد

اما تیرما سیزده‌شو فقط به دورهمی و خوردن خوراکی‌های محلی محدود نمی‌شود. یکی از شناخته‌شده‌ترین بخش‌های این آیین، «لال زن شو» یا همان لال‌بازی است؛ رسمی که در آن، فردی با پوشش مبدل و در نقش «لال» وارد خانه‌ها می‌شود و بدون سخن گفتن، با ترکه‌ای به نام «شیش» آیین نمادین خود را اجرا می‌کند.

پسر بزرگ خانواده حسینی که از فرهنگیان است، درباره این رسم می‌گوید: در باورهای قدیمی مردم مازندران، لال فردی است که در این شب سخن نمی‌گوید و با استفاده از شیش یا همان ترکه، به‌آرامی به افراد ضربه می‌زند. این کار در فرهنگ عامه نمادی از خوش‌قدمی، سلامتی و دورماندن از بیماری در سال پیش‌رو بوده است.

او با اشاره به جزئیات این رسم می‌افزاید: در برخی روایت‌های محلی، اگر فردی بتواند ترکه را از لال بگیرد و آن را بشکند، این اتفاق نشانه شگون و برکت بیشتر در سال جدید تلقی می‌شود. در این آیین، گاهی زنان نازا، دختران جوان، حیوانات بی‌ثمر و درختان بی‌میوه مورد توجه قرار می‌گیرند و اعضای خانواده نیز با ضمانت‌دادن، تلاش می‌کنند مانع ضربه‌خوردن آن‌ها شوند؛ همه اینها بخشی از بازی نمادین و باورهای گذشتگان است.

در پایان مراسم نیز شیش یا ترکه را به‌عنوان نمادی از برکت در میان چوب‌های سقف خانه قرار می‌دادند تا خیر و فراوانی در خانه ماندگار شود؛ رسمی که نشان می‌دهد حتی ساده‌ترین ابزارهای زندگی روستایی نیز در فرهنگ عامه، معنایی فراتر از کارکرد روزمره پیدا می‌کردند.

سفره 13 خوراکی؛ ضیافتی به رنگ پاییز مازندران

در کنار لال‌بازی و دیدارهای خانوادگی، سفره تیرما سیزده‌شو یکی از بخش‌های اصلی این شب است؛ سفره‌ای که بر اساس روایت‌های محلی، باید با 13 نوع خوراکی و میوه رنگین شود.

همسر حاج‌آقا حسینی با اشاره به این رسم می‌گوید: یکی از مهم‌ترین بخش‌های تیرماه سیزده‌شو، آماده‌کردن 13 نوع خوراکی و خوردن آنها در طول شب، همراه با جشن و شادی است؛ رسمی که در گذشته میان خانواده‌های مازندرانی رواج بیشتری داشت.

در این سفره، میوه‌های فصل پاییز مانند پرتقال، نارنگی، انار، ازگیل و خرمالو در کنار گردو، نان‌ها و شیرینی‌های محلی قرار می‌گیرند. بشته‌زیک، کماج، حلوا و دیگر خوراکی‌های بومی نیز بخشی از این ضیافت هستند؛ خوراکی‌هایی که هر کدام طعم و خاطره‌ای از زندگی قدیمی مردم منطقه را با خود دارند.

در گذشته، صاحبخانه و مهمانان در کنار یکدیگر از این خوراکی‌ها تناول می‌کردند و شب را با گفت‌وگو، قصه‌گویی و شادی به صبح می‌رساندند. آنچه اهمیت داشت، تنها تنوع خوراکی‌ها نبود؛ بلکه جمع‌شدن اعضای خانواده، دیدار همسایه‌ها و تقسیم نعمت‌های پاییزی بود.

چرا تیرماه مازندرانی با آبان‌ماه امروز هم‌زمان است؟

یکی از نکات جالب درباره این آیین، تفاوت تقویم محلی مازندران با تقویم رسمی امروز است. تیرماه در تقویم مازندرانی با آبان‌ماه در تقویم جلالی کنونی هم‌زمان می‌شود؛ به همین دلیل، تیرما سیزده‌شو در زمانی برگزار می‌شود که طبیعت مازندران در حال‌وهوای پاییزی قرار دارد.

این تفاوت تقویمی هنوز هم در زندگی بخشی از مردم، به‌ویژه سالمندان و ساکنان روستاها، دیده می‌شود. بسیاری از آنان فصل‌ها، فعالیت‌های کشاورزی و مناسبت‌های سنتی را بر اساس گاه‌شماری محلی محاسبه می‌کنند؛ تقویمی که تنها ابزاری برای تعیین روز و ماه نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و شیوه زیست مردم این سرزمین به شمار می‌رود.

تیرگان؛ از افسانه آرش تا روایت پیروزی و باران

صمد صالح‌طبری، نویسنده و پژوهشگر، در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به پیشینه تاریخی این جشن می‌گوید: «تیرما سیزده‌شو نمادی از دوستی، مودت، پیروزی و صلابت است. بر اساس برخی تقویم‌ها و روایت‌های باستانی، سیزدهمین روز هر ماه به نام تیر شناخته می‌شد و جشن تیرگان نیز با این نام و روز پیوند داشت.»

او با بیان اینکه این آیین در گذر زمان با باورها و سنت‌های بومی مردم مازندران درآمیخته است، می‌افزاید: در خانواده‌های بابل و بندپی، این شب با شور و معنویت همراه است. قرائت قرآن کریم، تفأل به دیوان حافظ و خواندن دعا برای آمرزش درگذشتگان از جمله برنامه‌هایی است که در برخی خانواده‌ها برگزار می‌شود.

به گفته این پژوهشگر، سفره تیرما سیزده‌شو نیز از تنوع قابل‌توجهی برخوردار است و در آن میوه‌هایی مانند پرتقال، نارنگی، انار، ازگیل و خرمالو در کنار خوراکی‌هایی همچون باودونه، کماج، نان‌های محلی، بشتی‌زیک و گردو قرار می‌گیرند.

صالح‌طبری همچنین به نقش نوجوانان و جوانان در اجرای لال‌بازی اشاره می‌کند و می‌گوید: در این رسم، گروه‌هایی از نوجوانان و جوانان به خانه‌های روستایی می‌روند و در سکوت، منتظر دریافت هدیه از صاحبخانه می‌مانند. صاحبخانه نیز گاهی بدون آنکه آنان را ببیند، هدایا را در حیاط قرار می‌دهد و با ضربات ملایم شیش، آیین نمادین طلب سلامت و تندرستی را اجرا می‌کند. در پایان، هدایا میان کودکان تقسیم می‌شود.

آرش کمانگیر؛ تیری که مرزهای ایران را ترسیم کرد

در روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای، تیرگان با داستان آرش کمانگیر نیز پیوند خورده است؛ قهرمانی که در یکی از مشهورترین روایت‌های حماسی ایران، برای تعیین مرز میان ایران و توران، تیری از فراز کوه رها کرد و جان خود را در این راه گذاشت.

در برخی روایت‌ها، این واقعه با پایان جنگ و برقراری صلح میان دو سرزمین همراه شده است. همچنین پیوند تیرگان با باران‌خواهی و ستایش باران و آب، در باورهای ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ از همین رو، این جشن در حافظه فرهنگی ایرانیان تنها یادآور یک داستان قهرمانی نیست، بلکه نمادی از امید به باروری زمین، فراوانی آب و پیروزی بر دشواری‌ها نیز به شمار می‌رود.

گردوی پرمغز؛ نشانه‌ای از سال پربرکت

صالح‌طبری درباره نمادهای این شب می‌گوید: «در جزئی‌ترین رفتارهای این آیین نیز نشانه‌هایی از باورهای مردم دیده می‌شود. برای نمونه، شکستن گردو در این شب صرفاً یک سرگرمی نیست؛ در باورهای محلی، گردوی پرمغز نشانه سالی خوش و پربرکت و گردوی پوک نشانه دشواری‌های احتمالی تلقی می‌شد.»

از این منظر، تیرما سیزده‌شو را می‌توان پیوندی میان زمین و آسمان، معیشت و طبیعت، تاریخ و اسطوره دانست؛ جشنی که در آن محصول باغ‌ها، خوراکی‌های پاییزی، باورهای باران‌خواهی و روایت‌های حماسی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

میراثی که با دورهمی خانواده‌ها زنده می‌ماند

امروز نیز این آیین در برخی روستاهای مازندران، به‌ویژه در مناطق بابل و بندپی، با حضور خانواده‌ها و نسل‌های مختلف برگزار می‌شود. در کنار این مراسم خانوادگی و محلی، بازخوانی و معرفی سنت‌های بومی در برنامه‌های فرهنگی نیز دنبال می‌شود؛ از جمله برنامه‌هایی که در قالب جشن بزرگ «سیزه‌شو» و هم‌زمان با روز ملی مازندران در آمل، با حضور گروه‌های هنری و اقشار مختلف مردم برگزار می‌شود.

با این حال، ماندگاری چنین آیین‌هایی بیش از هر چیز به انتقال آن از نسلی به نسل دیگر وابسته است؛ به اینکه کودکان و نوجوانان فقط تماشاگر یک مراسم نباشند، بلکه معنای آن را بشناسند، در اجرای آن مشارکت کنند و روایت‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را به خاطر بسپارند.

در خانه پدربزرگ خانواده حسینی در بندپی، تیرما سیزده‌شو هنوز بهانه‌ای برای جمع‌شدن است؛ شبی که در آن صدای کوبیدن چوب بر در خانه‌ها، عطر نان و شیرینی محلی، گردوهای شکسته‌شده و قصه‌های قدیمی، گذشته را به امروز پیوند می‌زند.

شاید راز ماندگاری تیرما سیزده‌شو نیز همین باشد؛ اینکه یک جشن کهن، نه در صفحات کتاب‌های تاریخ، بلکه در خانه‌ها، سفره‌ها و خاطرات مشترک مردم زنده بماند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم