کارشناسان، بی‌توجهی به ظرفیت خاک، منابع آب و شرایط اقلیمی را از عوامل شکست طرح‌های درختکاری دانستند.

به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کرج، در دهه‌های اخیر، بحران‌های فزاینده زیست‌محیطی نظیر خشکسالی‌های متوالی، فرسایش بادی شدید، گسترش بیابان‌ها و طوفان‌های سهمگین گردوغبار، سیاست‌گذاران و مدیران اجرایی کشور را بر آن داشته تا طرح‌های کلان توسعه پوشش گیاهی و بیابان‌زدایی را در دستور کار قرار دهند.

با این حال، اصرار بر الگوهای سنتی و شتاب‌زده‌ی جنگل‌کاری کلاسیک نظیر کاشت تک‌گونه‌ای و بی‌رویه تاغ یا گونه‌های ناهمخوان با پتانسیل‌های اکولوژیک بدون توجه به محدودیت‌های ساختاری خاک و بحران کم‌آبی، نه‌تنها به اهداف بازآفرینی طبیعت دست نیافته، بلکه در مواردی به تشدید تعارضات جوامع محلی بر سر منابع آب زیرزمینی و اتلاف سرمایه‌های ملی انجامیده است.

برگزاری نشست تخصصی «چالش‌های درختکاری در ایران» در دانشگاه تهران نقطه‌عطفی در نقد علمی این رویه‌ها بود. این نشست با حضور برجسته‌ترین اساتید دانشگاه تهران، اعضای هیئت‌علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، مدیران ارشد منابع طبیعی کشور و مدیران اجرایی با مشارکت مرکز تحقیقات بین‌المللی بیابان دانشگاه تهران در دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی برگزار شد.

این نشست فرصتی فراهم را آورد تا با بازنگری بنیادین در مفهوم «درخت‌کاری»، ضرورت گذار از آمارسازی‌های کمی به «احیای بوم‌شناختی (Ecological Restoration)»، مکان‌یابی دقیق بر مبنای مطالعات خاک‌شناسی، بهره‌گیری از مدیریت سیستمی و مشارکت جوامع محلی مورد تأکید قرار گیرد؛ رویکردی که پایداری اکوسیستم‌های شکننده ایران را در گرو شناخت دقیق ظرفیت‌های اقلیمی، رعایت حقابه‌ها و توالی طبیعی گیاهان می‌داند.

حمیدرضا عباسی، رئیس بخش بیابان موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور سخنان خود را با یک هشدار بنیادین آغاز کرد و گفت: حوزه منابع طبیعی در کشور به‌شدت مظلوم و محروم واقع شده و فاجعه اصلی اینجاست که ما در منابع طبیعی رسماً هیچ «متولی خاکی» نداریم؛ موسسه تحقیقات خاک و آب صرفاً بر اراضی کشاورزی تمرکز دارد، در حالی که اراضی ملی از این مطالعات حیاتی بی‌بهره‌اند.

وی با اشاره به ضرورت مکان‌یابی بر پایه خاک‌شناسی، تجربیات میدانی مسیر تهران تا قم را مصداق بارز این بی‌تدبیری خواند و افزود: در دشت سیلابی تهران به دلیل خاک عمیق، جنگل‌کاری مستقر شد، اما وقتی به «سازند قرمز قم» می‌رسیم، حتی یک کاج هم دوام نیاورده و تنها باد در چاله پدیده‌های فرسایشی، گز و تاغ محدودی نشانده است. با این حال برخی مدیران شعار دادند که در این سازند هر 10 کیلومتر یک تفرجگاه می‌سازند.

رئیس بخش بیابان موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور افزود: در حالی که این سازند ریزدانه و غیرقابل نفوذ است و حتی تاغ نیز در آن رشد نمایشی و مینیاتوری دارد. در «آبرفت دیرگچین» اگر لایه محدودکننده (هاردپن) شکسته شود، گز، تاغ و گونه‌های بسیار زیبا مستقر می‌شوند و در «نهشته‌های تبخیری قم» نیز تنها در صورت تأمین آب می‌توان اقدام به کاشت کرد؛ بنابراین هر اقدامی باید بر مبنای شناخت دقیق بستر خاک صورت گیرد.

مرزبندی با کویر و افسانه آبیاری نامحدود در بیابان

عباسی ضمن دسته‌بندی عرصه‌ها به مناطقی با سفره‌های آب زیرزمینی دردسترس و مناطق فاقد آن، تصریح کرد: گونه‌های بیابانی در مناطقی که آب زیرزمینی دارند، ریشه‌های خود را به اعماق رسانده و بدون آبیاری مستقر می‌شوند، اما در مناطقی که بارندگی زیر 50 یا 100 میلی‌متر است و آب زیرزمینی وجود ندارد، ما با «کویر» روبرو هستیم و طبق اجماع اکولوژیست‌ها، جنگل‌کاری در کویر لوت و مناطق مشابه اساساً ناممکن است.

وی ضمن یادآوری هشدارهای مرحوم دکتر آهنگ کوثر تأکید کرد: آبیاری دائمی در منابع طبیعی هیچ معنایی ندارد؛ آبیاری صرفاً در سه سال نخست و برای استقرار گونه مجاز است. دخالت‌های نسنجیده انسانی عامل اصلی بحران کنونی است؛ همان‌طور که تغییر روش آبیاری در «باغ فین کاشان» موجب شوری آب و خشکی گونه‌ها شد یا در «تالاب صالحیه» مداخله انسانی کانون ریزگرد ساخت، در حالی که باغ گیاه‌شناسی ملی به دلیل مدیریت اصولی پایدار مانده اما جنگل‌های همجوار آن در حال نابودی‌اند.

رئیس بخش بیابان موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور با زیر سؤال بردن جنگل‌کاری گسترده در کانون‌های ریزگرد بیان کرد: جنگل‌کاری وسیع در کانون فرسایش بادی خطاست و اگر بارندگی زیر 100 میلی‌متر باشد، کاشت گونه بدون برنامه پایدار تأمین آب، محکوم به شکست است. امروزه در کاشان بر سر مصرف آب زیرزمینی توسط تاغ‌زارها و تعارض آن با کشاورزی دعوا به راه افتاده است.

وی افزود: در حالی که نادیده گرفتن خدمات اکوسیستمی جنگل هم فاجعه‌بار است؛ چنان‌که طبق محاسبات ما، هر بار طوفان گردوغبار 2.5 تا 3.5 میلیون تومان هزینه شست‌وشو، تعویض فیلتر و آسیب‌های خانگی به هر خانواده تحمیل می‌کند. متخصصان فرسایش بادی تأکید دارند که افزایش تاج‌پوشش از 15 یا نهایتاً 40 درصد در بیابان فراتر نرود و تراکم بیش از حد از نظر علمی مردود است. امیدوارم به بحث آبخوان‌داری و جنگل‌کاری توجه جدی‌تر شود.

عبور از بت‌سازی واژه «درخت» و ضرورت نگاه اکولوژیک

در ادامه نشست، حسین آذرنیوند، عضو هیئت‌علمی گروه مهندسی احیا و مناطق خشک و کوهستانی دانشگاه تهران، نگاه احساسی و عوام‌زده به مقوله درختکاری را نقد و اظهار کرد: جامعه درخت را مظهر گیاه می‌داند اما نباید در سیاست‌گذاری علمی گرفتار این واژه شد؛ هدف غایی ما «استقرار، حفظ و توسعه پوشش گیاهی» است و این پوشش در یک منطقه درخت، در جایی دیگر درختچه و در عرصه‌ای دیگر پوشش بوته‌ای است.

وی با اشاره به طرح «کاشت یک میلیارد درخت» یادآور شد: این نام‌گذاری برای ارتباط‌گیری با افکار عمومی بوده اما در محافل دانشگاهی مقصود اصلی، تنوع فرم‌های رویشی است. ایرانیان در طول تاریخ با طبیعت انس داشته‌اند و جلوه آن در اشعار با ذکر نام سرو، اقاقیا و ارغوان و احداث بهشت‌گونه باغ‌های سمنان، کرمان و کاشان در دل کویر مشهود است.

عضو هیئت‌علمی گروه مهندسی احیا و مناطق خشک و کوهستانی دانشگاه تهران افزود: اما علاقه سنتی ما نباید چشم‌مان را بر بحران‌های امروز نظیر خشکیدگی و قلع‌وقمع درختان در چیتگر، لویزان و پارک ملت ببندد. نباید تصور کرد در هر منطقه‌ای مجاز به درختکاری هستیم؛ این پتانسیل اکولوژیک، خاک و آب منطقه است که تعیین می‌کند چه گونه‌ای و با چه تراکمی باید مستقر شود.

گذار از جنگل‌کاری کلاسیک به احیای بوم‌شناختی

وحید اعتماد، عضو هیئت‌علمی گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران، مراحل تاریخی رابطه انسان و جنگل را در ده مرحله از پارینه‌سنگی و جمع‌آوری بذر، آغاز یکجانشینی و مراقبت از درختان، توسعه باغات و کشاورزی پایدار در تمدن‌های باستانی، گسترش شهرنشینی و نمایش قدرت، پیوند کشاورزی و درخت در قرون وسطا (آگروفارستری)، تجاری‌سازی چوب در قرن 15 و آغاز جنگل‌داری علمی و افزایش نیاز به چوب در انقلاب صنعتی و شکل‌گیری جنگل‌کاری‌های تولیدی را تشریح کرد.

وی ضمن تشریح رشد باغ ایرانی و فضای سبز شهری در سده بیستم، توجه به حفاظت آب و خاک و پیدایش جنگل‌داری شهری تا دوران معاصر و تمرکز بر بوم‌شناسی و تغییر اقلیم اذعان کرد: ادبیات مدرن امروز از «پلنتیشن» و جنگل‌کاری کلاسیک به «احیای بوم‌شناختی که کتاب آن توسط دکتر آذرنیوند ترجمه شده گذر کرده است، گفت: پرسش اساسی این است که آیا هر زمین قابل کشتی را باید الزاما جنگل‌کاری کرد؟ پاسخ قاطعانه منفی است.

عضو هیئت‌علمی گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران بیان کرد: این تفکر که از سال 1300 در مدیریت منابع طبیعی و شهرداری‌ها شکل گرفته و می‌گوید «هر جا دیدید درخت بکارید»، از ریشه اشتباه است. در بسیاری از نواحی به‌ویژه جنگل‌های غرب کشور ما نیازی به کاشت دستی نداریم؛ با قرق و اتکا به توان زادآوری طبیعی، طبیعت خودش را احیا می‌کند.

اعتماد نسبت به افتادن در دام بازی با اعداد هشدار داد: ما تاکنون حدود 2 میلیون هکتار جنگل‌کاری کرده‌ایم؛ آیا ملاک پیشرفت کشور فقط تعداد اصله نهال کاشته‌شده است؟ ابداً؛ معیار واقعی کیفیت، درصد بقا در برابر بحران‌های محیطی و رسیدن به پایداری اکولوژیک است.

وی چالش‌های اقلیمی، آب و خاک، انتخاب گونه و منشأ جغرافیایی بذر و اقتصاد محلی و گذار توالی گیاهی را چالش‌های عمده دانست و مطرح کرد: مقایسه بارندگی انگلستان و بیت‌المقدس (هر دو 600 میلی‌متر اما با توزیع زمانی و تبخیر کاملاً متفاوت) نشان می‌دهد رفتار یک نهال با درخت بالغ متفاوت است و حتی گونه‌های خشکی‌پسند در نخستین تابستان نیازمند مدیریت سخت‌گیرانه‌ هستند.

اعتماد با اشاره به اینکه افت سطح آب‌های زیرزمینی و تعارض با حقابه‌بران نیز باید با تمرکز بر آب خاکستری و زهاب‌ها حل شود و با بیان اینکه در خاک نیز وجود لایه‌های سخت (Hardpan) در عمق یک‌متری بارها پروژه‌های کاشت را با شکست مواجه کرده است، بر تنوع ژنتیکی پایه‌های ارغوان و افرا (همچون تفاوت ارغوان خراسان و کردستان یا سه نوع ارس در بجنورد) تأکید کرد و چاله‌کنی‌های غیراصولی در پروژه‌هایی مانند آزادراه حرم تا حرم را «خجالت‌آور» خواند.

وی بر حفظ عواید اقتصادی مردم تأکید کرد و ادامه داد: احیا باید طبق توالی اکولوژیک باشد؛ از گندمیان و بوته‌ها آغاز شود و سپس به درختچه و درخت برسد، درست مانند ارتقای انسان از مرحله سربازی به سرداری. استفاده از آبخوان‌داری، هدایت روان‌آب‌ها با الهام از آموزه‌های مرحوم پروفسور آهنگ کوثر، مالچ‌ها، ریخت‌شناسی زمین و گونه‌های بومی نظیر مورینگا، گز و هالوکسیلون با بهره‌گیری از سنجش از دور و GIS نیز ضروری و مورد تأکید است.

جمع‌بندی و راهکارهای علمی

در بخش پایانی نشست، سید موسی صادقی، عضو هیئت‌علمی گروه جنگل‌کاری موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، به جمع‌بندی مباحث پرداخت و با اشاره به حضور طیف وسیعی از متخصصان، پژوهشگران، اساتید دانشگاه‌ها، مؤسسات پژوهشی، تشکل‌های مردم‌نهاد، بخش خصوصی، شهرداری‌ها و سازمان منابع طبیعی، این حضور را فرصتی ارزشمند برای هم‌افزایی دانست.

وی با تأکید بر اینکه انتخاب عنوان «درختکاری» برای این نشست به این دلیل بوده که در میان توده‌های مردم و در عرصه‌های طبیعی و دست‌کاشت، درخت مظهر و نخستین عنصر جلب‌توجه گیاهان است، تصریح کرد: هدف غایی، عمومی‌سازی و افزایش آگاهی جامعه است، اما در عمل باید بدانیم که منظور از توسعه پوشش گیاهی صرفاً کاشت درخت نیست، بلکه مجموعه‌ای متوازن از پوشش‌های علفی، بوته‌ها، درختچه‌ها و درختان مدنظر قرار دارد.

صادقی تعیین هدف را نخستین گام بنیادین در برنامه‌ریزی پروژه‌های جنگل‌کاری برشمرد و با بیان اینکه بر اساس هدف پروژه، مقیاس مکانی و زمانی و نوع گونه انتخاب می‌شود و پس از انجام مطالعات کامل می‌توان درباره اجرای عملیات تصمیم گرفت، بر ضرورت داشتن «نگاه سیستمی» تأکید و بیان کرد: خاک، پوشش گیاهی، اقلیم، منابع آب و سایر عوامل مؤثر باید در کنار یکدیگر و به‌عنوان اجزای پیوسته یک اکوسیستم بررسی شوند.

عضو هیئت‌علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور با اشاره به مقوله «تغییر اقلیم» خاطرنشان کرد: هرچند مدیریت کامل تغییر اقلیم در اختیار انسان نیست، اما با اقداماتی نظیر انتخاب گونه مناسب، استفاده از روش‌های ذخیره نزولات آسمانی و به‌کارگیری روش‌های پخش سیلاب در عرصه‌ها می‌توان بخشی از آثار مخرب آن را تعدیل کرد و به استقرار، رشد و عملکرد بهتر پوشش گیاهی یاری رساند.

صادقی ضمن انتقاد از وضعیت پروژه‌های جنگل‌کاری موجود، به‌ویژه در کلان‌شهر تهران و مناطق مسکونی و طبیعی، تصریح کرد: بازدیدهای میدانی نشان می‌دهد این پروژه‌ها به شدت به مدیریت مستمر نیاز دارند؛ حمایت، حفاظت، تأمین نیاز آبی، غنی‌سازی و نگهداری عرصه‌های اجراشده باید به‌صورت جدی در دستور کار قرار گیرد. پیشنهاد می‌شود که نشست‌های تخصصی آینده با موضوعات مشخص‌تر (مانند تمرکز صرف بر خاک، آب یا اقلیم) ادامه یابد.

وی «مکانیزاسیون» را از دیگر ضرورت‌های انکارناپذیر برشمرد و اظهار کرد: استفاده از تجهیزات و ماشین‌آلات پیشرفته در نهالستان‌ها، فرآیند جمع‌آوری بذر و اجرای پروژه‌های جنگل‌کاری می‌تواند به توسعه و نگهداری بهتر این طرح‌ها کمک شایانی کند. جلب مشارکت فعال جوامع محلی و گروه‌های خودجوش مردمی نیز ضروری است. این مشارکت باید از سنین مدرسه آغاز و در حفاظت، نگهداری و حتی اجرای پروژه‌ها به کار گرفته شود.

صادقی تخصیص یارانه هدفمند برای تولید نهال متناسب با نیاز واقعی عرصه‌های منابع طبیعی و فضای سبز، بهره‌گیری از ظرفیت‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون‌ها و مؤسسات حامی، و رفع چالش‌های منابع انسانی را از دیگر محورهای حیاتی خواند و گفت: ضوابط و ملاحظات علمی و فنی زمانی به بار می‌نشیند که در عرصه اجرا توسط نیروی انسانی متخصص و مجرب به کار گرفته شوند.

عضو هیئت‌علمی گروه جنگل‌کاری موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور در پایان با تأکید بر چالش بحران کم‌آبی در کشور هشدار داد: پروژه‌های جنگل‌کاری نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بدون رعایت دقیق ملاحظات اکولوژیک و تأمین حقابه، توسعه پوشش گیاهی با شکست مواجه خواهد شد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم