پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس کنگره آمریکا، قمار نظامی ترامپ در قبال ایران را به آزمونی انتخاباتی تبدیل کرد؛ آزمونی که هزینه‌های آن در صندوق‌های رأی آشکار شد.

شکست حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای و واگذاری اکثریت دو مجلس کنگره به دموکرات‌ها، بازتاب گسترده‌ای فراتر از مرزهای رقابت‌های حزبی در واشنگتن داشته است. به گزارش بخش بین‌الملل وبانگاه بر اساس داده های خبری منتشر شده در خبرگزاری مهر, بسیاری از تحلیلگران و چهره‌های بین‌المللی، ماجراجویی نظامی علیه ایران و پیامدهای سنگین اقتصادی و سیاسی آن را از عوامل اصلی این ناکامی ارزیابی کرده‌اند؛ تا جایی که «تریتا پارسی» معاون اندیشکده کوئینسی، با تأکید بر این موضوع گفت: «دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز نشدند؛ ایران پیروز شد.»

باخت ترامپ در قمار بزرگ؛ جنگ با ایران چگونه موازنه کنگره را تغییر داد؟

از توصیف ترامپ به «اردک مرده» از سوی «ظفر هلالی» دیپلمات پیشین پاکستانی، تا سخنان «یائیر گولان» سیاستمدار اسرائیلی درباره تبدیل شدن نتانیاهو به چهره‌ای غیرمطلوب برای هر دو حزب ایالات متحده و مواضع مقام‌های اروپایی مبنی بر لزوم توقف جنگ، همگی گویای پیوند عمیق میان تحولات مربوط به ایران و معادلات سیاسی واشنگتن است. حتی خود ترامپ نیز اعتراف کرده است که جنگ با ایران در شکست حزب جمهوری‌خواه نقش داشته است.

ریشه‌های این شکست را نباید صرفاً در رقابت‌های جناحی یا نارضایتی‌های اقتصادی جست‌وجو کرد. پیامدهای مستقیم تقابل نظامی با ایران، از جمله رشد بهای انرژی، فشار بر معیشت شهروندان و ترس از توسعه دامنه درگیری، تأثیر مستقیمی بر تصمیم‌گیری رأی‌دهندگان گذاشت. ترامپ که با شعار دوری از درگیری‌های نظامی جدید به قدرت بازگشته بود، با تبعات سیاسی و اقتصادی مسیری روبه‌رو شد که دستاوردها و اهداف آن همواره مورد مناقشه بود.

این دغدغه پیش از برگزاری انتخابات نیز در نظرسنجی مؤسسه گالوپ نمود یافته بود. بر اساس نتایج این نظرسنجی که ۲۹ اکتبر(۷ آبان) منتشر شد، ۴۷ درصد رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌شده اعلام کردند وضعیت ایران برای تصمیم انتخاباتی آن‌ها «بسیار مهم» است.

در همین راستا، ۴۲ درصد شرکت‌کنندگان نیز بهای بنزین را از فاکتورهای کلیدی در تعیین نامزدهای کنگره برشمردند تا مشخص شود جنگ دیگر تنها محدود به سیاست خارجی نیست و به نگرانی ملموس شهروندان آمریکایی بدل گشته است.

نگرانی از عواقب انتخاباتی این جنگ از پیش در کاخ سفید نیز احساس می‌شد؛ به‌طوری‌که رویترز دوم سپتامبر (۱۱ شهریور) خبر داد شماری از مشاوران ارشد ترامپ تلاش می‌کردند از تشدید تنش‌ها پیش از برگزاری انتخابات جلوگیری کنند تا از ریزش آرای جمهوری‌خواهان ممانعت به عمل آورند.

فشار تورمی و گرانی سوخت نیز جداسازی پیامدهای جنگ از سفرۀ خانوارهای آمریکایی را ناممکن ساخت و نامزدهای دموکرات به کرات سیاست خارجی دولت را به گرانی بنزین گره زدند.

بر اساس گزارش شورای روابط خارجی آمریکا، شاخص بهای مصرف‌کننده در سپتامبر(شهریور و مهر) نسبت به ماه پیش از آن ۰.۶ درصد افزایش یافت و بهای بنزین بیش از نیمی از این رشد را به خود اختصاص داد.

از همه مهم‌تر، ترامپ چهارم نوامبر(۱۳ آبان)، طی گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز و وال‌استریت ژورنال، سهم جنگ ایران در شکست حزب متبوعش را پذیرفت و اعتراف کرد: «فکر می‌کنم ایران بخشی از آن بود.» با این وجود، او همچنان از تصمیم اولیه خود برای شروع درگیری دفاع کرد.

برآیند انتخابات ثابت کرد که تقابل نظامی با ایران از تبعات داخلی و انتخاباتی برکنار نیست و بار مالی و امنیتی آن به تضعیف جایگاه جمهوری‌خواهان انجامید.

باخت ترامپ در قمار بزرگ؛ جنگ با ایران چگونه موازنه کنگره را تغییر داد؟

بخش دیگر این تحولات، پیوند میان ناکامی راهبرد واشنگتن در قبال تهران و دگرگونی در ساختار قدرت ایالات متحده است.

دولت ترامپ با همراهی رژیم صهیونیستی به دنبال تضعیف بنیه دفاعی و موشکی، ممانعت از بازسازی برنامه هسته‌ای و دگرگونی در ترتیبات سیاسی تهران بود؛ اما تداوم پایداری ایران این پرسش جدی را در داخل آمریکا ایجاد کرد که دستاورد این هزینه‌ها چه بوده است.

این تناقض در مواضع برخی کارشناسان آمریکایی نیز بازتاب داشت؛ از جمله «تریتا پارسی» معاون اندیشکده کوئینسی که بیان کرد: «بیایید صادق باشیم؛ دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز نشدند، ایران پیروز شد.» همچنین «ساگر انجتی» تحلیلگر و روزنامه‌نگار آمریکایی با لحنی انتقادی نوشت: «تلاش برای تغییر رژیم در تهران که با شکست مواجه شده بود، باعث تغییر رژیم در واشنگتن شد» و غیره.

این قبیل اظهارات، کنایه به تناقضی بزرگ است؛ دولتی که برای تغییر آرایش سیاسی ایران دست به تقابل زد، اکنون خود با تغییر موازنه قدرت در درون مرزهایش مواجه شده است.

در همین راستا، «ظفر هلالی» دیپلمات پیشین پاکستان در ایتالیا و یمن با لحنی کنایه‌آمیز درباره ناکامی جمهوری‌خواهان نوشت: «آفرین بر ایران؛ ایرانِ ابرقدرت، تغییر رژیم در ایالات متحده را محقق کرد.» او همچنین ترامپ را به «اردک مرده» تشبیه کرد؛ اصطلاحی که حاکی از افت شدید نفوذ رئیس‌جمهور در پی از دست دادن اکثریت پارلمانی است.

این تحلیل‌ها تنها به محافل ایرانی و آمریکایی محدود نماند و «یائیر گولان» رهبر حزب دموکرات‌های اسرائیل نیز اذعان کرد که نتانیاهو به مهره‌ای سمی برای هر دو حزب آمریکا تبدیل شده و استمرار حضورش خطر انزوای تل‌آویو را در پی دارد.

این دست موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد بحران مذکور علاوه بر موقعیت ترامپ، شکاف‌هایی را نیز در روابط واشنگتن و تل‌آویو پدید آورده است.

با تغییر ترکیب کنگره، اکثریت دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و سنا ابزارهای بیشتری برای نظارت، تحقیق و محدودسازی درخواست‌های مالی کاخ سفید خواهند داشت، هرچند فرماندهی کل قوا همچنان در اختیار رئیس‌جمهور باقی می‌ماند.

در نتیجه، رویدادهای واشنگتن فراتر از جابه‌جایی کرسی‌هاست و گویای بالا رفتن بهای سیاسی و نهادی راهبرد کاخ سفید در قبال ایران است.

پیامد استراتژیک این شکست زمانی عیان‌تر می‌شود که به اختیارات کنگره در حوزه سیاست خارجی دقت کنیم. با تسلط دموکرات‌ها بر مجلس نمایندگان و سنا از ژانویه ۲۰۲۷ (دی ۱۴۰۵)، آن‌ها دست بازتری برای بررسی هزینه‌ها و فشار بر دولت خواهند داشت.

باخت ترامپ در قمار بزرگ؛ جنگ با ایران چگونه موازنه کنگره را تغییر داد؟

این دگرگونی از آنجا اهمیت مضاعف دارد که ترامپ در غیاب مجوز کنگره جنگ را آغاز کرده بود و اکنون این مناقشه وارد فاز تازه‌ای می‌شود.

با این حال، پیروزی دموکرات‌ها به معنای دگرگونی اتوماتیک سیاست واشنگتن در برابر تهران نیست؛ چرا که رئیس‌جمهور اختیارات اجرایی وسیعی دارد.

افزون بر این، مخالفت با جنگ لزوماً به مفهوم نفی تحریم‌ها یا پشتیبانی از توافق با ایران نیست و بخش‌هایی از حزب دموکرات نیز در پرونده هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای با رقیب هم‌نظرند؛ چنان‌که گزارش خدمات پژوهشی کنگره نشان می‌دهد تحریم‌ها ابزار پابرجا خواهند ماند.

باوجود این محدودیت‌ها، تغییر موازنه پارلمانی محاسبات کاخ سفید را متأثر می‌سازد و ترامپ برای استمرار سیاست‌های تهاجمی با موانع جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد.

مطالبه پاسخگویی از سوی دموکرات‌ها ممکن است ترامپ را به سمت جست‌وجوی راهکارهای دیپلماتیک برای برون‌رفت از مهلکه بکشاند.

برای تهران، این تحول به معنای تغییر شرایط تصمیم‌گیری در طرف مقابل است؛ جایی که کاهش پشتوانه داخلی و فشار افکار عمومی، دست دولت آمریکا را در تداوم جنگ پرهزینه می‌بندد.

در چنین فضایی، تهران قادر است با اتکا به وزن منطقه‌ای خود، بر ضرورت پایان دادن به تخاصمات تأکید کند؛ هرچند این وضعیت به‌تنهایی تضمین‌کننده تغییر رویکرد قطعی ایالات متحده نخواهد بود اما ضریب مانور واشنگتن را به شدت کاهش می‌دهد.

©‌ خبرگزاری مهر، رویترز، گالوپ، شورای روابط خارجی آمریکا، فاکس‌نیوز، وال‌استریت ژورنال