ملت احرامبسته ایران، الگوی عینی هجرت به سوی خدا

رهبر انقلاب: آمریکا در منطقه جایگاهی ندارد؛ پایان رژیم صهیونی نزدیک است
به همین مناسبت حجتالاسلام دکترمحمد عابدی عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی در یادداشتی به تحلیل و تبیین محورهایی از این پیام پرداخته است که در ادامه از نظر مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم میگذرد:
یک ـ توحید؛ روح اولین پیام:
اولین پیام مقام معظم رهبری به حجاج بیتالله الحرام از ابعاد مختلفی شایسته تبیین است، با این حال روح اصلی پیام، همان روح اصلی حج یعنی توحید است و همهچیز بر مدار آن شکل میگیرد، همانطور که اعمال حج همه بر مدار خواست الهی و شهر الهی و خانه الهی و اذکار الهی است.
دو ـ نقشه راه هجرت بشریت به سوی خدا:
رهبری معظم در این پیام «اَعمال و اَذکار پر رمز و راز حج را نشانههایی برای همیشه بشریت» میدانند؛ نشانههایی که البته مسیر حرکت بشریت تا جهان هست را نشان میهند، و این یعنی بشریت در حال حرکت و هجرت است و عنصر هجرت بشر، رکن حیات بشری در دنیا است. در این پیام «جهت هجرت »، «سمت خداوند تعالی» است و هدف حرکت «رهایی از قید و بند شیطان و اذنابش و سعی و تلاش بیوقفه برای عمل به تکالیف الهی و رهایی از هواهای نفس و سعادتمندی دنیوی و اخروی» است.
سه ـ گستردگی اعتقاد توحیدی به ابعاد اجتماعی و سیاسی:
آنچه به این پیام هویت خاص میبخشد، همان «روح توحیدی حج» است و متن پیام گویای این است که رهبر انقلاب در پی تبیین همان فضا و نظام تمدنی است که امام شهید باور داشت؛ یعنی اعتقاد به ابعاد اجتماعی، سیاسی؛ اقتصادی، و فرهنگی توحید و بیرون آوردن توحید و شعار آن« الله اکبر» از حصار فردگرایی و مناسک محوری. چه اینکه حقیقت توحید و باور به یگانگی خداوند همه ابعاد اجتماعی و سیاسی حیات بشری را شامل میشود. تصریح ایشان چنین است: «موسم حج امسال نیز فرارسید و حجگزاران امّت اسلام، احرام بندگی بستند و تَلبیه گفتند تا از زندگی مادّی و معمولی به زندگی الهی و سعادتمندانه هجرت کنند؛ زندگی توحیدی بر محور عبودیتِ حضرت حق جَلّ و علا و طرد و نفی و برائت از اندادُالله.»
اولین پیام رهبر معظم به مناسبت ایام حج، مدیریت زندگی مادی و معمولی بر مدار توحید با هدف هجرت به زندگی الهی و سعادتمندانه را مقصد خود گرفته است و مشخصه زندگی الهی را این میداند که:
یک. بر محوربندگی خدا سامان یابد؛ دو. نسبت به طرف مقابل بندگی خدا بیطرف نباشد، بلکه مثل و شریک قرار دادن برای خدا را نفی کند؛ سه. بالاتر از نفی، این که از آن بیزاری و فاصلهگذاری و برائت داشته باشد.
چهار ـ حج؛ نماد هجرت بشریت به زندگی توحیدی:
دیدگاه عمومی مسلمانان بر این استوار است که حج مجموعه مناسکی است که در آن حاجی زائر خانه خداست و فرصتی محدود برای زندگی الهی و ذوب شدن در فضای توحیدی دارد؛ فضایی که لحظه به لحظهاش با یاد خدا همراه است، اما واقعیت این است که مراسم حج یک نماد برجسته و الگوسازی برای هجرت از زندگی مادی محور و آکنده از محاسبات مادی، به زندگی توحیدی و مملو از محاسبات و مناسبات الهی است، حج مدل کوچک شده زندگی بر مدار بندگی محض خداست، و امکان تحقق چنین حیاتی را اثبات میکند، وگرنه حج و حاجی و حیات توحیدیاش در مکه میماند، اگر فرصت این زندگی فقط برای زائران باشد، در حالی که پیام حج عام و عمومی است، اینکه حیات بشریت در همه ابعاد باید بر مدار توحید (فقط خواست الهی) باشد، و انسان موحد در هر موقعیتی و زمانی باید خود را مخاطب این هجرت به زندگی توحیدی بداند. «فرصت این هجرت تنها متعلّق به زائران و حجاج امسال بیتالله نیست و تمامی برادران و خواهران مسلمان ایران و سراسر جهان، از آنها که در سالهای گذشتهی عمر خود حاجی شدهاند تا کسانی که هنوز موفق به انجام اعمال حج نشدهاند را شامل میشود.»
پنج ـ خروج از حصار زمان و مکان محدود حج، شرط «هجرت به خدا»:
اگر حج الگویی کوچک شده از حیات بر مدار پذیرش محوریت الله در همه ابعاد زندگی باشد، آن وقت است که نوع نگاه مسلمان به همه اعمال و احوال حج باید عوض شود؛ او دیگر نباید «احرام بستن با یاد خدا را» یک عمل خاص و شرط مخصوص ایام حج بداند و در همانجا دفنش کند و با خروج از احرام در ایام چند روزه حج، خدا را نیز به خدا بسپارد؛ بلکه باید پیام این نماد را اخذ کند؛ این که باید در کل و لحظهلحظه زندگی توحیدیاش، حول ذکر خدا احرام ببندد، او حق خروج از این حریم را ندارد و انسان مسلمان همیشه محرم حریم ذکر الله است؛ در اقتصادش، در سیاستش؛ در روابط خانواده تا روابط ملی و بینالمللیاش، همواره در حال احرام بر محور یاد خداست و این یعنی در همه این مناسبات زندگی محورش فقط خدا و دستورات و توصیههای الهی است.
حکایت طواف بر محور حق نیز همینطور است، یعنی نباید حاجی فقط در ایام چند روزه حج دور حق بچرخد و حق محور باشد؛ بلکه باید این پیام را سوغات ابدی برای نقشه راه و افق و چشمانداز حیات دنیاییاش کند و موجبات هجرت از زندگی مادی به الهی را فراهم آورد. در این نظام فکری و تمدن الهی محور، وضعیت سعی بین صفا و مروه؛ رمی شیطان و قربانی نیز همینطور است و از این قاعده پیروی میکنند: «شرط این هجرت، بستن احرام دائمی حول ذکرُ الله است؛ طواف دائمی، بر گِرد محور حق است؛ سعی دائمی، در میانه قلّههای خطیر تکالیف الهی است؛ رَمیِ دائمی شیطان شریر است با جلوههای اغواگر و همه اذنابش؛ وقوف آمیخته با توجّه و تضرّع است؛ اطعام فقیر زمینگیر و رهگذر است، قربانی کردن هواها و تمایلات منحرفساز و زدودن پلیدیهای درونی است؛ و در همهی حالات، آماده خدمت بودن و بر افراشتن پرچم دفاع از حق است.
شش ـ ملت ایران؛ الگوی هجرت از زندگی مادی به زندگی الهی:
تاریخ علم نشان داده است که هرگاه نخبگان سخن از مطلوبهای حیات بشری به میان آوردهاند، متهم به ایدهآلنگری و لحاظ نکردن مؤلفههای واقعی مؤثر در معادله مورد نظر شدهاند. رهبر معظم انقلاب برای اینکه تصور نشود برداشت توحیدی از فرصت حج برای ابدیت زندگی بشر، صرف نظریهپردازی و آرمانگرایی فاقد قدرت تحققبخشی در زمین است، در دسترسترین، عینیترین و قابل لمسترین الگوی مدنیت بر اساس محوریت دائمی توحید را معرفی میکند؛ ملت ایران!
مهمتر اینکه حتی مسیر هجرت ملت ایران را نشان میدهد؛ یک. پسزدن زندگی تحت سلطه؛ دو. وارد حریم الهی شدن و احرام بستن در آن فضا، سه. اجابت دعوت هجرت و شتاب در آن مسیر، چهار. طواف بر محور معارف اسلام ناب. پنج. تعیین نزدیک شدن به عدل جهانی و ولایت عظمی: «اینگونه بود که ملّت ایران در میقات انقلاب اسلامی، قدم در مسیر همین هجرت گذاشت، صلای ابراهیمی خمینی کبیر را اجابت کرد، لباس سلطهپذیری از تن درآورد، احرام سعادتمندی دنیوی و اخروی بر تن نمود و لبیکگویان و هَرولهکنان، تلاش کرد تا بر محور معارف اسلام ناب محمّدی صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم طواف نماید و خود را به نور عالمتاب عدل جهانی و ولایت عظمی نزدیک کند. الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله والله اکبر، الله اکبر ولله الحمد، الله اکبر علی ما هدانا.»