جهان غربی تنها جهان نیست؛ ایران جهانی جدید می‌سازد

در این جنگ ایران پس از 4 قرن کنترل قلمرو دریایی اطرافش را از بیگانگان بازپس گرفت.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، اکنون که به برکت‌ خون شهدا شاهد برآمدن ایران به عنوان «قدرتی بزرگ و تاثیرگذار» (رهبر انقلاب، 29 اردیبهشت) هستیم باید به جهانی که این قدرت در آن قرار دارد اندیشید. آن‌چه که عموماً درباره جهان مغفول می‌ماند این واقعیت است که آن‌چه ما‌ امروزه جهان می‌نامیم، پدیده‌ای تاریخی است که همواره این‌چنین نبوده و نخواهد ماند بلکه وضع تمدن‌های غالب در هر دوره‌ای و مناسبات آن‌هاست که آن‌چه برای مردم هر نقطه‌ای در هر دوره‌ای جهان نامیده می‌شود را می‌سازد.

پس برای فهم «جهان» امروز، باید مناسباتی که بر آن برپا شده است را فهمید. نقطه شروع این مناسبات را می‌توان در قرن 16 میلادی و شکل‌گیری روندهای استعماری جست‌وجو کرد که به قدرت‌های نوظهور غربی امکان سلطه بر دریاها و حضور در اقصی نقاط سیاره زمین را داد و شاهرگ‌های این جهان جدید را ساخت. نقطه عطف بعدی در قرون 18‌ و 19‌ رقم می‌خورد که برتری‌های نظامی و تجهیزاتی غرب آن را بدل به تمدن غالب می‌کند به گونه‌ای که دیگر مردمان جهان تمدن‌های خود را به سودای پذیرش آن رها می‌کنند و در مناسبات و نحوه زندگی خود از آن تبعیت می‌کنند؛ در این شرایط بود که جهان غربی، جهانی شد و به عنوان تنها جهان موجود (و گاه تنها جهان به لحاظ تاریخی ممکن) جلوه کرد. همین جهانِ جهانی‌شده غربی است که تاکنون ادامه یافته و به صورت جهان آمریکایی جلوه‌گر شده است.

تکوین این جهان غربی با تولد ایران معاصر مقارن است؛ در همان زمان که حکومت صفوی مشغول تثبیت بود، پرتغالی‌ها با هجوم به خلیج‌فارس و تصرف جزایر نزدیک به تنگه هرمز استقلال دریایی ایران‌ را تضعیف کردند و پای نظم بیگانه را به منطقه گشودند. با تضعیف ایران و قدرت گرفتن غربیان این روند به تدریج به سرتاسر ایران تسری یافت به گونه‌ای که در دوره قاجار ایرانیان شروع به پذیرش مناسبات تمدنی غربی کردند و از نحوۀ زندگی قبلی خود، دچار گسست شدند.

این انقطاع تمدنی تنها منجر به انقطاع تاریخی ما از گذشته خود نمی‌شود (به گونه‌ای که ما امروزه گذشته خود را غالبا از دید مسائل و مفاهیم برآمده از غرب می‌نگریم) بلکه هم‌چنین ما را دچار انقطاع از جهان کرده و هر نوع برقراری ارتباط ما با جهان را در مناسبات ساختۀ غرب محصور کرده و در نتیجه ما را دچار انقطاع از آینده کرده است؛ به گونه‌ای که جز آینده‌های ترسیم‌شده در غرب، آینده‌ای برای خود متصور نیستیم. در واقع ایران که پیش از این دوران سرزمین و مردمی جهانی بود و‌ خودش در مناسبتش جهان خود را ترسیم می‌کرد، ذیل جهان غربی می‌گیرد و با از دست رفتن جهانی بودنش، خود را حاشیه‌نشین جهان جهانی‌شده غربیان یافت.

اما ظرفیت جهان‌نگری و جهان‌سازی ایرانیان اگرچه به محاق رفت، هرگز ناپدید نشد.‌ در طول تاریخ ایران معاصر رشحاتی از این ظرفیت ایرانی در قیام‌های متعدد ایرانیان علیه تجاوزات غربیان و حکومت‌های دست‌نشانده آنان جلوه‌گر شد و سرانجام‌ در انقلاب اسلامی به ظهور همه‌جانبه رسید.‌ علی‌رغم‌ موانع متعدد داخلی و خارجی، رشد این شجره طیبه ادامه یافت و توان خود را در لحظات حساسی از تاریخ منطقه و جهان آشکار ساخت و در لحظات جنگ رمضان، اوج خود را آشکار ساخت.‌ در این جنگ بود که ایران پس از 4 قرن کنترل قلمرو دریایی اطرافش را از بیگانگان بازپس گرفت و نظم امنیتی_اقتصادی آنان را به چالش کشید؛ امری که چه‌بسا مقدمۀ تحولات مشابهی در سرتاسر جهان باشد. اما مهم‌تر از آن، بعثت مردم ایران بود که نحوه جدیدی از توجه و حضور مردم به سرنوشتشان را نشان داد و در صورت توجه مناسب، می‌تواند پیشگام نحوه جدیدی از زندگی باشد.

این‌ تحولات در کنار هم، امکان خیزش تمدنی دوباره ایران را نشان می‌دهند و می‌توانند طلیعه‌دار «جهانی» جدید باشند که از جهان غربی فراتر رود.

از زمانی که ایران در حاشیه مناسبات جهان غربی قرار گرفت، اندیشه ایرانی نیز خود را محصور در فهم غربی یافت به گونه‌ای که نه‌تنها از تلاش برای ترسیم جهان دست کشید، بلکه حتی جایگاه ایران در تاریخ و جهان را‌ ذیل چارچوب‌های غربی ترسیم کرد. بسیاری از این تفکرات از ایران فهمی جز صورتی ناقص از غرب ارائه ندادند و تفکراتی که به مقابله با آن‌ها برخاستند نیز عموما نتوانستند از نقد آن‌ها فراتر روند و به ترسیم جهانی فراتر از جهان غربی بپردازند. تلاش‌هایی که برای فهم مجدد ایران از درون انجام شد نیز غالبا به‌دلیل عدم توجه به توان جهان‌ساز ایران عقیم مانده‌اند.

در این تقاطع تاریخی، ضروری است که اندیشۀ ایرانی تلاش‌های چندقرنی ایرانیان معاصر را در افقی جهانی به فهم درآورند و زمینه را برای نگرشی ایرانی به جهان فراهم کنند، به‌گونه‌ای که به آگاهی ایرانیان از ظرفیت‌های جهانی خود و ترسیم جهانی ایرانی یاری برسانند.

یادداشت از محمد علایی، دانشجوی ارشد پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا