از احرام تا برائت؛ تأملی در پیام حج رهبر انقلاب و نقشهٔ راه مقاومت

حج را پیش از این، تنها «عبادت» می‌خواندیم؛ پیام رهبر انقلاب، ما را به میدان فراخواند تا حج را «انقلاب» ببینیم.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، دکتر محسن ردادی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به مناسبت صدور پیام حج آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی نوشت: گویی از میان سطور این پیام، ندایی برخاست که: حج، یک سفر تمام‌شونده به سرزمین وحی نیست؛ حج، نقشهٔ راهی است که مسلمان باید آن را در دل زندگی روزمره، در سیاست، در اقتصاد و در میدان نبرد حق و باطل، پیاده کند. آنجا که رهبر انقلاب، «احرام» را به «کندن لباس سلطه‌پذیری» ترجمه می‌کنند و «رَمی جمرات» را به «مبارزه با شیطان بزرگ»، در حقیقت دریچه‌ای نو به روی فهم ما از دیانت می‌گشایند: دریچه‌ای که از آن، عبادت، یک بیانیهٔ جمعی پرهیاهو علیه همهٔ طاغوت‌های زمین و زمان است.

این پیام، یک نظریهٔ تمام‌عیار دربارهٔ عبور از «حج زیارتی» به «حج تمدّنی» است و ملت ایران را شاگرد ممتاز همین مکتب می‌داند. پرسش اینجاست: چگونه مناسکی که در بطن کویر حجاز اجرا می‌شود، می‌تواند نرم‌افزار یک ملت مبارز را برنامه‌ریزی کند و از دل خود، «جامعهٔ مقاوم» بیرون بکشد؟

برای درک این راز، باید از نگاه فقه‌العبادة صرف فراتر رفت و به «روح اجتماعی» مناسک حج نفوذ کرد. حج در منطق قرآن، یک «شبیه‌سازی» تمام‌عیار برای زندگی مؤمنانه است؛ یک دورهٔ آموزشی فشرده که همهٔ اضلاع «زیست مبارزاتی» را در خود دارد. رهبر انقلاب این نکته را با تعابیری شگفت رمزگشایی می‌کنند و از «احرام دائمی»، «طواف دائمی»، «سعی دائمی» و «رَمی دائمی» سخن می‌گویند. این «دائمی» کردن مناسک، یعنی بیرون کشیدن عبادت از قفس زمان و مکان محدود، و دمیدن روح آن در کالبد یک ملت و یک تاریخ.

نخستین پرده از این نمایش پرشکوه، «احرام» است. حاجی در میقات، جامه‌های رنگین و دوخته را از تن بیرون می‌کَند و دو تکه پارچهٔ سپید بر تن می‌کند؛ یکدست، بی‌نشان و رها از هر تشخّص طبقاتی. این حرکت در ظاهر، ساده و آیینی است، اما رهبر انقلاب از آن، یک کنش سیاسی عظیم می‌سازند: «ملت ایران لباس سلطه‌پذیری از تن درآورد، احرام سعادتمندی بر تن نمود». آری، احرام حقیقی، کندن لباس ذلّت وابستگی، برهنه شدن از ردای تحقیر استعماری، و پوشیدن جامهٔ سپید «استقلال» و «عزت» است. انقلاب اسلامی سال 57، میقات بزرگ ملت ایران بود؛ آنجا که مردم، یکپارچه و یکرنگ، وارد «حج سیاسی» خود شدند: لباس وابستگی را از تن درآوردند و لباس احرام «نه شرقی، نه غربی» بر تن کردند. این احرام، ملتی را ساخت که دیگر «خودی» و «بیگانه» را با معیار «ایمان» و «استکبارستیزی» بازمی‌شناسد.

پس از احرام، «طواف» آغاز می‌شود؛ چرخیدن پروانه‌وار بر گرد کعبه. این چرخش دائمی، درس «جهت‌یابی» در طوفان‌های زندگی و رخدادهای خبری گوناگون است. رهبر انقلاب می‌فرمایند ملت ایران «تلاش کرد تا بر محور معارف اسلام ناب محمّدی طواف نماید». طواف حقیقی در میدان اجتماع، یعنی پذیرش یک مرکز ثابت، یک قبلهٔ تغییرناپذیر به نام «حق»، و گردش همهٔ سیاست‌ها، اقتصاد و فرهنگ بر مدار آن. ملتی که طواف را فهمیده باشد، دیگر دچار سرگیجهٔ «مُدهای وارداتی»، «توسعهٔ لیبرالی»، «جنبش چپ نو» و «نسخه‌های بیگانه» نمی‌شود. او می‌داند که راز ایستادگی، در گرو طواف دائمی بر گرد «ولایت» و «اسلام ناب» است؛ همان قطبی که در میان هیاهوی شرق و غرب، راه را از بیراهه نشان می‌دهد. مگر نه این که چهل و هفت سال، دشمنانْ قبلهٔ ما را نشانه رفته‌اند و ما همچنان بر گرد آن می‌چرخیم؟

رهبر انقلاب اسلامی به نقطه اوج مبارزه در مراسم حج اشاره می‌کنند: «رَمی جمرات». حاجی در منا، سه ستون را سنگ می‌زند. به ظاهر، سنگ‌هایی کوچک به ستون‌هایی بی‌جان. امّا رهبر انقلاب از این صحنه، یک فریاد جهانی برمی‌آورند: «رَمی دائمی شیطان شریر است با جلوه‌های اغواگر و همه اذنابش». اینجاست که حج، از یک «مناسک» فراتر می‌رود و به یک «مشق همیشگی مبارزه» تبدیل می‌شود. رمی جمرات، تمرین «نه» گفتن است؛ نه به وسوسهٔ سازش، نه به تطمیع استکبار، نه به ترس از هیبت شیطان‌های بزرگ و کوچک جهان. آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام جلوه‌گری‌ها و تجهیزات نظامی، فقط «اذناب(خادمان) شیطان شریر» هستند که توان ایستادگی در برابر حق و سپاه اسلام را نخواهند داشت.

وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند «برائت از آمریکا و رژیم صهیونی» امسال اهمیتی مضاعف دارد و باید از مراسم حج به همهٔ جهان تسرّی یابد، در حقیقت راز رمی جمرات را فاش می‌کنند: شیطان را فقط در منا نباید سنگ زد؛ شیطان را هر روز، در سیاست، در اقتصاد، در عرصهٔ فرهنگ و رسانه باید رمی کرد. این همان «خونِ گرم مقاومت» است که در رگ‌های ملت ایران و منطقه جاری شده: تبدیل «برائت» از یک شعار سیاسی، به یک «عادت جمعی» و یک «عبادت دائمی». ملتی که هر روز رمی جمرات می‌کند، دیگر از تحریم نمی‌هراسد، از تهدید خم به ابرو نمی‌آورد و در برابر زرق‌وبرق کاخ‌های شیشه‌ای امثال دبی، وسوسه نمی‌شود.

مراسم «قربانی» اوج ایثار در حج است. آنگاه که حاجی، اسماعیل وجودش را به قربانگاه می‌بَرَد و گلوی تعلّق را می‌بُرد. رهبر انقلاب از «قربانی کردن هواها و تمایلات منحرف‌ساز» سخن می‌گویند. این قربانی در تراز یک ملت، یعنی بریدن از هوس «سازش تحقیرآمیز»، قربانی کردن «تجمل‌گرایی برآمده از الگوی توسعهٔ غربی»، و ذبح «آرزوی واهی نجات به دست بیگانه». ملت ایران در گردنه‌های سخت تاریخ خود، بارها این قربانی را تقدیم کرده است: از هشت سال دفاع مقدس که جوانانش اسماعیل‌وار به میدان رفتند، تا جنگ تحمیلی سوم که عزیزترین دارایی‌های خود را تقدیم راه خدا نمود. این قربانی دادن‌ها، ملت را نحیف نکرد؛ بلکه آن را به «بعثت الهی» رساند.

این تفسیر از حج که توسط رهبر انقلاب اسلامی بیان شده،‌ به این معناست که ملت ایران، در بهمن 57، یک «حجّ اکبر» به پا کرد. مردم، با لبیک به ندای خمینی کبیر، احرام بستند، بر گرد کعبهٔ «اسلام ناب» طواف کردند، طاغوت را رمی نمودند و جان و مال خود را قربانی این هجرت بزرگ کردند. ملت ما و گروه‌های مقاومت، «حج‌گزاران راستینی» بودند که رمی جمرات را علیه استکبار و صهیونیسم اجرا نمودند.

این است پیام حج رهبر انقلاب:

اسلامی که در حج، لباس احرامش را به تن ما می‌کند، نمی‌خواهد ما فقط «زائر» باشیم؛ می‌خواهد «مجاهد» باشیم.

نمی‌خواهد فقط در منا شیطان را سنگ بزنیم، می‌خواهد در سیاست، اقتصاد و فرهنگ، کاخ‌های ستم را سنگ‌باران کنیم.

نمی‌خواهد قربانی‌مان فقط یک گوسفند باشد، می‌خواهد «هوای نفس و سلطه‌پذیری» را قربانی کنیم.

این حج، نرم‌افزار تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که بر ویرانه‌های کاخ‌های شیشه‌ای سلطه سر برمی‌آورد و بر شانه‌های ملت‌های مقاوم، از ایران تا یمن و لبنان و عراق، به سمت «برقراری حکومت صالحان» حرکت می‌کند:

کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

نقشه راه جدید محور مقاومت در پیام حج رهبر انقلاب

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا