پاسخ به یک یادداشت درباره مریوان؛ نقد یا برداشتهای بیپشتوانه؟

بررسی محتوای این مطلب نشان میدهد بخش قابل توجهی از گزارههای مطرحشده فاقد ارجاع به منابع رسمی، دادههای مستند و گزارشهای کارشناسی است و بیشتر بر برداشتهای شخصی و تحلیلهای غیرمستند استوار شده است.
در بخشی از این مطلب، ادعاهایی درباره آشفتگی مدیریتی، ابهامات اقتصادی و نحوه تعیین محدوده منطقه آزاد بانه و مریوان و همچنین موضوعات مرتبط با تحولات اقتصادی و مالکیت اراضی با عنوان پارادوکس 7 کیلومتری؛ منطقه آزاد تجاری یا زمین بازی رانت خواران؟ – چه کسانی با اطلاع از نقشههای آینده مناطق آزاد تجاری بانه و مریوان، اقدام به خرید گسترده زمین در این محدوده خاص به نام اقوام، نزدیکان و «انصار» خود کردهاند؟ این ابهام، بوی فساد در حوزه املاک و زمین و استفاده از اطلاعات محرمانه را میدهد مطرح شده است؛ این در حالی است که تعیین محدوده مناطق آزاد در کشور بر اساس فرآیندهای قانونی، مطالعات کارشناسی چندلایه و مصوبات مراجع ملی انجام میشود و خارج از اختیارات محلی یا برداشتهای فردی است.
نقدهای بیپشتوانه و جابجایی جغرافیای مریوان!
همچنین در بخشهایی از این یادداشت، عنوان شده در حالی که شهرستانی در جنوب استان کردستان نیازمند ثبات و توسعه است، به نظر میرسد معادلات قدرت و منافع کارتلهای رانتخوار و ویژه خوار، مسیر پیشرفت مریوان را مسدود کرده است. به موضوع ثبت ملی و جهانی اورامان هم اشاره شده و این پرسش مطرح شده است که این ثبت چه دستاوردی برای منطقه داشته است.
در بخش دیگری از مطلب، برخی نسبتها و تحلیلها درباره ساختارهای مدیریتی شهرستان مریوان مطرح شده که بدون ارائه سند، گزارش رسمی یا ارجاع آماری بیان شده است. این در حالی است که ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی بر اساس شاخصهای مشخص، گزارشهای نظارتی و دادههای رسمی انجام میشود.
اگرچه کردستان بیش از هر زمان دیگری به نقد نیاز دارد؛ اما نه هر نقدی! آنچه امروز بیش از ضعف مدیریت، توسعه و سرمایهگذاری به استان آسیب میزند، رواج نوعی نقد سطحی، هیجانی و فاقد پشتوانه کارشناسی است؛ نقدی که نویسنده آن هنوز جغرافیای منطقه را نمیشناسد، سازوکارهای قانونی را نمیداند، اما با اطمینان درباره پیچیدهترین موضوعات مدیریتی حکم صادر میکند.
در هر جامعهای نقد، موتور اصلاح و پیشرفت است؛ اما به همان اندازه که نقد آگاهانه میتواند منشأ تحول باشد، نقد جاهلانه نیز میتواند افکار عمومی را گمراه کند! یادداشتی که اخیراً درباره وضعیت مدیریتی مریوان منتشر شده، بیش از آنکه نقد باشد، نمونهای روشن از بحرانی است که سالهاست بخشی از فضای رسانهای و تحلیلی استان را گرفتار کرده است؛ بحران فقدان شناخت، کمبود مطالعه و جایگزین شدن پیشداوری به جای تحلیل.
نویسندهای که هنوز نمیداند شهرستان مریوان در غرب استان کردستان قرار دارد و نه جنوب استان، چگونه خود را در جایگاه تحلیلگر مسائل پیچیده مدیریتی، اقتصادی و توسعهای قرار میدهد؟ مگر نخستین شرط تحلیل، شناخت موضوع نیست؟ چگونه میتوان درباره آینده یک شهرستان، مناطق آزاد، توسعه مرزی و ساختارهای مدیریتی سخن گفت، در حالی که ابتداییترین واقعیتهای جغرافیایی منطقه به درستی شناخته نشدهاند؟
صدور حکم بدون شناخت از اصول و مبانی
موضوع به همینجا ختم نمیشود؛ همان نویسندهای که خود را صاحبنظر مسائل منطقه معرفی میکند، در موارد دیگر نشان داده است که حتی نسبت به تقسیمات رسمی منطقه اورامان از بخشهای شهرستان سروآباد نیز اشراف دقیقی ندارد! این دیگر صرفاً یک اشتباه لفظی نیست؛ بلکه نشانهای از فقدان شناخت میدانی و ضعف جدی در بنیانهای تحلیلی است.
اما شاید مهمترین ضعف این یادداشت، نه خطاهای جغرافیایی، بلکه روش تحلیل آن باشد؛ نویسنده از همان سطرهای نخست، حکم خود را صادر کرده است و سپس تلاش میکند برای نتیجهای که از قبل به آن رسیده، شواهدی دستوپا کند. این روش، تحلیل نیست؛ بیانیهنویسی سیاسی است!
در سراسر متن، بارها از واژههایی نظیر «فساد»، «اطلاعات محرمانه»، «جریانهای پشت پرده»، «کارتلها» و «گروههای خاص» استفاده میشود، اما حتی یک سند، یک گزارش رسمی، یک رأی مرجع قضایی، یک گزارش نظارتی یا یک مدرک قابل استناد برای اثبات این ادعاها ارائه نمیشود؛ این شیوه، نه نقد مسئولانه است و نه روزنامهنگاری حرفهای؛ بلکه نوعی فضاسازی مبتنی بر القائات ذهنی است.
از سوی دیگر، نویسنده چنان درباره محدوده منطقه آزاد بانه و مریوان سخن میگوید که گویی تعیین این محدودهها در اتاق یک فرمانداری یا یک اداره محلی انجام میشود! این در حالی است که هر فرد آشنا با ساختار اداری کشور میداند تعیین محدوده مناطق آزاد حاصل مجموعهای از مطالعات کارشناسی، ملاحظات فنی، اقتصادی، مرزی، امنیتی، حقوقی و مصوبات مراجع ملی است. وقتی نویسنده حتی با سازوکارهای ابتدایی تصمیمسازی در کشور آشنا نیست، طبیعی است که تحلیل او نیز بر پایه فرضیات شخصی و نه واقعیات حقوقی و اجرایی شکل بگیرد.
نکته قابل تأملتر آن است که در تمام این یادداشت حتی یک شاخص مدیریتی بیان نمیشود! نه آماری وجود دارد، نه گزارشی رسمی، نه مقایسهای، نه دادهای و نه تحلیل عملکردی؛ در عوض متن سرشار از شنیدهها، گمانهزنیها، برداشتهای شخصی، تخریب شخصیتی فرماندار مریوان و قضاوتهای اثباتنشده است.
منتقد داریم اما تحلیلگر نه!
واقعیت این است که بزرگترین مشکل بخشی از فضای نقد در کردستان، کمبود منتقد نیست؛ کمبود تحلیلگر است! کسانی که بدون مطالعه کافی، بدون شناخت دقیق موضوع، بدون آشنایی با فرآیندهای قانونی و بدون اتکا به دادههای معتبر، خود را در جایگاه قضاوت مینشانند و به جای تحلیل، روایت شخصی خود را به افکار عمومی عرضه میکنند.
کردستان و مریوان به نقد نیاز دارند، اما نقدی مبتنی بر دانش، سند و آگاهی؛ جامعه از نقدهای هیجانی، پیشداوریهای سیاسی و نوشتههایی که پیش از تحقیق به نتیجه رسیدهاند، چیزی جز تشویش افکار عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی دریافت نخواهد کرد.
تا زمانی که برخی افراد بدون شناخت دقیق از موضوعات، خود را در جایگاه تحلیلگر بنشانند، مسئله فقط ضعف مدیریت نخواهد بود؛ بلکه ضعف تحلیل نیز به یکی از موانع توسعه استان تبدیل خواهد شد.
کارشناسان رسانهای معتقدند نقد و بررسی عملکرد مدیران و طرح مسائل توسعهای، در صورتی میتواند به اصلاح امور کمک کند که مبتنی بر دادههای معتبر، شناخت دقیق از ساختارهای قانونی و پرهیز از کلیگویی و گمانهزنی باشد.
در مجموع، آنچه در این مطلب مورد نقد قرار گرفته، نه اصل نقد و مطالبهگری، بلکه شیوه طرح موضوعات بدون اتکا به اسناد معتبر و تحلیلهای کارشناسی است؛ موضوعی که میتواند به جای کمک به شفافیت، موجب تشویش افکار عمومی شود.